سید احمدرضا خضری

سید احمدرضا خضری

مدرک تحصیلی: استاد گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشگاه تهران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۲ مورد از کل ۶۲ مورد.
۶۱.

نقشبندیه خالدیه در گروس: دامنه فعالیت ها، مراکز و کارکرد مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۴۳
طریقت نقشبندیه یکی از مهم ترین جریان های تصوف در جهان اسلام است که در کردستان بیش از همه با نام مولانا خالد شهرزوری (1193‒1242) شناخته می شود. کوشش های او سبب شد شاخه خالدیه در سرزمین های عثمانی و به ویژه کردستانِ سده سیزدهم گسترش یابد و در پی آن، این طریقت به یکی از جریان های مؤثر مذهبی و اجتماعی در منطقه تبدیل شود. با توجه به جایگاه ویژه گروس و بافت مذهبی آن، بررسی بازتاب های نقشبندیه در این ناحیه می تواند تصویری روشن از کارکردهای اجتماعی و اعتقادی این طریقت به دست دهد. این پژوهش با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، برخی داده های میدانی و روش توصیفی تحلیلی، به مطالعه نقش رهبران و پیروان برجسته نقشبندیه در ناحیه گروس می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که خاندان سادات نقشبندی امروله با تأسیس خانقاه مدرسه و جذب عالمان و طالبان علوم دینی، در حفظ و تحکیم باورهای اهل سنت در روستاهای سنی نشین منطقه نقشی محوری داشتند. همچنین برخی شخصیت های وابسته، از جمله سید محمد الیاسی مشهور به اشرف الحکما، با ترکیب فعالیت های پزشکی و پیوندهای طریقتی، نفوذ اجتماعی این جریان را گسترش دادند. در دوره های متأخر نیز تبلیغات و فعالیت های چهره هایی هم چون خلیفه عباس رضایی، استمرار همان کارکردها را نشان می دهد. به طور کلی، یافته های پژوهش آشکار می سازد که طریقت نقشبندیه در منطقه گروس، فراتر از یک طریقت عرفانی، کارکردی اجتماعی مذهبی ایفا کرده و در بازتولید هویت سنی و دفاع از باورهای اهل سنت در این ناحیه نقش تعیین کننده داشته است.
۶۲.

عبدالله بن عباس شخصیتی شبه نبوی: چهره پردازی روایی برای مشروعیت عباسیان (مقاله پژوهشی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۱۰۳
بازنمایی و تقدیس عبدالله بن عباس در تاریخ نگاری عباسی، بخشی از راهبرد مشروعیت سازی سیاسی و دینی خلفای عباسی در مواجهه با علویان بود. مسئله اصلی مقاله آن است که چگونه عباسیان، با فاصله گرفتن از الگوی وصایت ابوهاشم بن محمدبن حنفیه، از طریق شباهت سازی عبدالله بن عباس با پیامبر، کوشیدند مشروعیت نسبی و معرفتی خلافت خود را از طریق نیاکان شان و فاصله گرفتن از ریشه های علوی قیامشان تثبیت کنند. در همین جهت، مجموعه ای از روایت ها درباره تولد، رؤیت جبرئیل، دعای پیامبر برای اعطای علم تأویل، نابینایی سال های پایانی عمر و حتی نحوه بازنمایی ظاهری عبدالله بن عباس، به ابزارهایی برای ساخت چهره ای شبه نبوی از وی بدل شد. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل گفتمان تاریخی و روایی با رویکرد حافظه فرهنگی «یان آسمن» است. بر این مبنا، روایت های متون عصر عباسی نه به مثابه گزارش های عینی بلکه به عنوان ساز و کارهای حافظه جمعی برای بازآفرینی گذشته و تثبیت هویت سیاسی خاندان عباسی بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عباسیان عبدالله بن عباس را در قالب الگویی قدسی و واسطه ای میان نبوت و خلافت بازسازی کرده اند؛ الگویی که از رهگذر تقدیس فضائل، جعل سن و نسبت دادن معجزات روایی، وی را به صورت نیای معنوی و معرفتی خلفای عباسی تصویر می کند. این بازنمایی ها بخشی از پروژه کلان عباسیان در تبدیل تاریخ به حافظه ای سیاسی و مشروعیت ساز است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان