سیده مریم موسوی

سیده مریم موسوی

مدرک تحصیلی: کارشناس ارشد جامعه شناسی و دبیر آموزش و پرورش اهواز

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۵ مورد از کل ۴۵ مورد.
۴۱.

نقش میانجی سبک های شوخ طبعی در رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و نشانگان بالینی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۳۰
مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش میانجی سبک های شوخ طبعی در رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه و نشانگان بالینی دانشجویان انجام شد. این مطالعه توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی رشت در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. 300 دانشجو به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به منظور جمع آوری داده ها از چک لیست سلامت روانی 25 سوالی (SCL-25؛ نجاریان و داوودیان، ۱۳۸۰)، نسخه سوم پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه (YSQ-S3؛ یانگ و همکاران، 2003) و پرسشنامه سبک های شوخ طبعی (HSQ؛ مارتین و همکاران، 2003) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدلیابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل اصلاح شده از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد طرحواره های ناسازگار اولیه بر نشانگان بالینی اثر مستقیم مثبت و معنادار داشت (05/0P<). طرحواره های ناسازگار اولیه بر سبک های شوخ طبعی سازگارانه اثر مستقیم منفی و بر سبک های شوخ طبعی غیرسازگارانه اثر مستقیم مثبت و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که سبک های شوخ طبعی سازگارانه و غیر سازگارانه در رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه با نشانگان بالینی نقش میانجی دارند (05/0P<). در مجموع می توان نتیجه گرفت که طرحواره های ناسازگارانه به صورت مستقیم و غیرمستقیم با میانجی گری سبک های شوخ طبعی بر نشانگان بالینی دانشجویان اثر داشتند.
۴۲.

مقایسه اثربخشی درمان چند سیستمی و طرحواره درمانی مبتنی بر آموزش مادران بر واکنش پذیری بین فردی در نوجوانان دختر دارای رفتارهای جامعه ستیز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۱
زمینه و هدف: پژوهش های اخیر حاکی از آن است که نوجوانان جامعه ستیز در واکنش پذیری بین فردی دچار مشکل هستند. بدین ترتیب، پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان چندسیستمی و طرحواره درمانی مبتنی بر آموزش مادران بر واکنش پذیری بین فردی در نوجوانان دختر دارای رفتارهای جامعه ستیز انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه های دهم و یازدهم 4 مدرسه دولتی دخترانه شهرکرج در سال تحصیلی 1402_ 1403 بود. از میان 520 دانش آموز این مدارس، 30 نوجوان دارای رفتارهای جامعه ستیز براساس نمره برش 27 در پرسشنامه جامعه ستیزی لونسون به عنوان نمونه پژوهش با روش در دسترس، انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه (در هر گروه 10 نفر) جایدهی شدند. گروه آزمایش یکم به مدت 12 جلسه هفتگی درمان چندسیستمی و گروه آزمایش دوم به مدت 12 جلسه هفتگی طرحواره درماتی به صورت گروهی شرکت کردند، در حالی که گروه گواه آموزش های معمول مرکز آموزشی خود را دریافت می کردند. ابزار گردآوری داده ها شامل مقیاس خودسنجی جامعه ستیزی (لونسون، ۱۹۹۵) و مقیاس واکنش پذیری بین فردی (دیویس، ۱۹۸۳) بود. داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی بن فرونی با نرم افزار SPSS-24 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو روش درمان چندسیستمی و طرحواره درمانی مبتنی بر آموزش مادران در مقایسه با گروه گواه در واکنش پذیری بین فردی مؤثر بوده است (001/0>p). با این وجود، درمان چندسیستمی بیشتر از طرحواره درمانی بر بهبود واکنش پذیری بین فردی در نوجوانان دختر جامعه ستیز اثر داشته است (001/0>p). نتیجه گیری: براساس نتایج به دست آمده، درمان چندسیستمی روش مؤثرتری برای مقابله با پیامدهای روان شناختی دانش آموزان با رفتارهای جامعه ستیز است. بنابراین از این درمان ها می توان به عنوان یک روش مکمل در کنار سایر روش های دیگر در درمان و برنامه های پیشگیرانه استفاده کرد.
۴۳.

رابطه تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتار فابینگ با نقش میانجی تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی در افراد متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۱۳
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتار فابینگ با نقش میانجی تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی در افراد متأهل انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش متشکل از مردان و زنان متاهل شهر اردبیل در سال 1404 بود که به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی مراجعه کرده بودند. 250 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند، اما تحلیل نهایی در 238 نمونه انجام شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه ترومای کودکی (CTQ؛ برنستاین و همکاران، ۲۰۰۳)، مقیاس عمومی فابینگ (GSP؛ چوتپیتایاسونوند و داگلاس، 2018)، سیاهه ذهن آگاهی فرایبورگ (FMI-SF؛ والش و همکاران (2006) و مقیاس تجارب تجزیه ای (BES-II؛ برنستاین و پاتنم، 1986) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. تجارب آسیب زای دوران کودکی، ذهن آگاهی و تجارب تجزیه ای بر رفتار فابینگ به طور معنادار اثر مستقیم داشتند (05/0>P). تجارب آسیب زای دوران کودکی بر تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P). همچنین نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و فابینگ نقش میانجی داشتند (05/0>P). یافته ها دلالت بر این دارند که تجارب آسیب زای دوران کودکی به طور مستقیم و غیرمستقیم با نقش میانجی تجارب تجزیه ای و ذهن آگاهی بر رفتار فابینگ در افراد متاهل اثر داشت.
۴۴.

مدل علی افسردگی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس بر اساس سیستم های مغزی رفتاری با نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۸۴
مطالعه حاضر با هدف بررسی مدل علی افسردگی زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (ام-اس) بر اساس سیستم های مغزی رفتاری با نقش میانجی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی _همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه زنان مبتلا به ام-اس مراجعه کننده به انجمن ام-اس تهران در سال 1403 بود که 306 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل: سیاهه افسردگی (بک، 1996، (BDI، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006، (CERQ، و مقیاس سیستم های مغزی/رفتاری (کارور و وایت، 1994، (BIS/BAS بود. داده ها با روش تحلیل معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. برآورد اثر مستقیم سیستم بازداری رفتاری و راهبردهای ناسازگار تنظیم شناختی هیجان بر افسردگی، مثبت و معنادار؛ و اثر مستقیم سیستم فعال سازی رفتاری و راهبردهای سازگار تنظیم شناختی هیجان بر افسردگی، منفی و معنادار بود (01/0>p). همچنین اثر غیرمستقیم راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در ارتباط بین سیستم های مغزی رفتاری و افسردگی، مثبت و معنادار بود (01/0>p). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در رابطه بین سیستم های مغزی رفتاری و افسردگی زنان مبتلا به ام-اس نقش میانجی دارد.
۴۵.

نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین ناگویی هیجانی و نوموفوبیا در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۰۳
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین ناگویی هیجانی و نوموفوبیا در دانشجویان بود. این پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال 1404 تشکیل دادند؛ 233 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس در این مطالعه مشارکت داشتند و به یک نظرسنجی آنلاین پاسخ دادند. به منظور سنجش متغیرهای پژوهش از مقیاس آگاهی ذهن آگاهانه (MAAS؛ براون و رایان، 2003)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو-20 (TAS-20؛ بگبی و همکاران، 1994) و پرسشنامه نوموفوبیا (NMP-Q؛ یلدریم و کوریا، 2015) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدلیابی معادلات ساختاری با حداکثر درست نمایی انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد که ناگویی هیجانی به طور مثبت و ذهن آگاهی به طور منفی بر نوموفوبیا اثر معنادار داشت (05/0>P). یافته دیگر نشان داد که ناگویی هیجانی بر ذهن آگاهی اثر منفی و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که نقش میانجی ذهن آگاهی در رابطه بین ناگویی هیجانی و نوموفوبیا معنادار بود (05/0>P). از یافته های این پژوهش، اینگونه می توان نتیجه گرفت که ذهن آگاهی می تواند رابطه بین ناگویی هیجانی و نوموفوبیا را میانجی گری کند.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان