مطالب مرتبط با کلیدواژه

گروتسک


۴۱.

واکاوی کارکردهای انتقادی و اصلاح گرایانه گروتسک با رویکردی به آموزه های هارولد بلوم و میخائیل باختین؛ مطالعه موردی نمایش نامه «چهار صندوق» اثر بهرام بیضایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تئاتر ایران بهرام بیضایی گروتسک کارکرد انتقادی میخائیل باختین هارولد بلوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۹۴
گروتسک دست آویزی تأثیرگذار برای انتقال احساسات انسانی متضاد به مخاطب است که در درون آن مفاهیمی چون مبالغه، وحشت آفرینی و تحریف واقعیت وجود دارد. در این زمینه از مهم ترین نظریه پردازان معاصر میخائیل باختین روسی و هارولد بلوم هستند. آن ها بر اساس تحقیقات فراوان، تفسیرهای نوآورانه و انتقادی و نیز خلق ادبیات شناخته شده درباره گروتسک، از جمله صاحب نظران تأثیرگذار این حوزه به شما می روند. در ادبیات نمایشی ایران نیز مفاهیم گروتسک در آثار تعداد اندکی از نویسندگان مورد استفاده قرار گرفته است؛ از جمله این نویسندگان بهرام بیضایی است که در دهه های چهل و پنجاه خورشیدی به نگارش نمایش نامه هایی با این مضمون پرداخته است. نگارش نمایش نامه های گروتسک و انتقادی موفق در غرب، وضعیت متزلزل اجتماعی و سیاسی ایران در آن دوره، سخیف شمرده شدن مقوله طنز در نمایش ایران و تحت تأثیر قرارندادن مخاطب شاید زمینه ای فراهم کرد تا نویسندگانی همچون بهرام بیضایی به نگارش نمایش نامه هایی با رویکرد انتقادی و اصلاح گرایانه در ذیل مفهوم گروتسک غربی بپردازند؛ از جمله آثار بیضایی در این زمینه، نمایشنامه چهارصندوق (سال1346) است. اینکه مفهوم انتقادی گروتسک و مؤلفه های آن چگونه و به چه شکل در نمایشنامه های ایرانی مانند «چهارصندوق» مورد استفاده قرار گرفته، موضوعی است که تاکنون کمتر به آن توجه شده است. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای و با ابتنا بر رویکرد توصیفی تحلیلی تلاش دارد زمینه های نظری و کارکردهای انتقادی طنز گروتسک را در نمایشنامه «چهارصندوق» بهرام بیضایی با تکیه بر آموزه های هارولد بلوم و میخائیل باختین، مورد بررسی قرار دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد عناصر گروتسکی باختین و بلوم همچون طنز، خنده مبالغه و هجو در نمایشنامه چهارصندوق به کار رفته و بهرام بیضایی از این طریق توانسته اندیشه های انتقادی و اصلاح گرایانه خود پیرامون ساختار اجتماعی ایران زمانه خویش را به خوبی مطرح کند.
۴۲.

بررسی گروتسک و خاستگاه های روانی پدیدآورنده آن در رمان «اعترافات هولناک لاک پشت مرده»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: گروتسک بدن مندی استهزاء ناخودآگاه مرگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۴
گروتسک، نوعی نگاه به هستی است. این اندیشه، درواقع برگرفته از نقاشی های کهن غارهای باستانی در ایتالیاست که آمیزه ای از انسان، گیاه و حیوان را به شکلی درهم و پیچیده نشان می داد. بعدها این سبک به هنر و ادبیات رسوخ کرد و پایه گذار شیوه ای نو و منحصر به فرد در آثار ادبی شد. اغراق، هنجارگریزی، استهزا، زبان توهین آمیز و بدن مندی از نشانه های این سبک ادبی است. شیوه ای که نویسنده رمان «اعترافات هولناک لاک پشت مُرده» به شکلی ویژه از آن در نگارش اثرش بهره جسته است. در این رمان هراس آورترین و تلخ ترین پیشامدهای زندگی با طنزی گزنده و زبانی رکیک روایت می شود. شیوه ای که با آمیختن صحنه های گوناگونِ مرگ، غذا خوردن و خواهش های تنانه، در جای جای رمان جلوه ای بارز از سبک گروتسک را پدید آورده است. در این نوشتار تلاش شده است تا با روش توصیفی تحلیلی، ضمن تحلیل عناصر گروتسک و چگونگی تأثیرپذیری نویسنده از این عناصر، به بررسی خاستگاه های گرایش راوی رمان به استفاده از زبان و مؤلفه های گروتسکی پرداخته شود. یکی از اهداف مهم پژوهش این است از بیان صرف عناصر گروتسک فراتر رفته و این مؤلفه ها در راستای تحلیل روان شخصیت راوی به کار گرفته شود. فرآیندی که نتیجه آن رسیدن به مواردی همچون ترس از مرگ، اضطرابها و روان ضربه های طول زندگی، به عنوان محرک اصلی برای گزینش سبک زندگی گروتسکی از سوی راوی است. حاصل این پژوهش تأثیر بُعد ناخودآگاه ذهن شخصیت داستان را بر شکل گیری ذهن و زبان گروتسکی آشکار می سازد.
۴۳.

تجربه جهانی دیگر در آثار مارینا آبراموویچ بر اساس تئوری گروتسک کوریلوک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اِوا کوریلوک گروتسک مارینا آبراموویچ هنر اجرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۴
گروتسک درباره ی جهانی برتر از این جهان است و همواره با دربرگیری مفاهیم اخلاقی، سیاسی، مذهبی و فرهنگی و ارائه ی آن با اشکال عجیب و ترکیبات ناهمگون دنیای متعارف را زیر سؤال می برد. اِوا کوریلوک گروتسک را قالبی خاص برای ارائه می داند که با استفاده از کج نمایی ها در مقابله با فرهنگ چیره، منجربه خلق جهانی دیگر می گردد. مارینا آبراموویچ هنرمند پرفورمنس با فراتر بردن بدنش از مرزهای ترس، درد و خطر، در جستجویی عمیق برای تجربه ای جدید است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل »تجربه جهانی دیگر در آثار آبراموویچ بر اساس تئوری گروتسک اِوا کوریلوک« در پی پاسخ به این سؤال است که: بر اساس تئوری گروتسک کوریلوک چگونه می توان تجربه جهانی دیگر را در آثار آبراموویچ تحلیل نمود؟ شیوه ی پژوهش توصیفی-تحلیلی و رویکرد آن کیفی بوده و برای گردآوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای و اسنادی استفاده شده است. یافته های پژوهش پیش رو نشان می دهد آبراموویچ در اجرای ریتم 10 با ایجاد هراس و اضطراب در مخاطب، در اجرای ریتم صفر با نمایش رستگاریِ سقوط کرده، در اجرای سرهای اژدها با بازپس گیری قدرت زنانه، در اجرای بالکان باروک با برانگیزی احساس بیم و امید و تنفر و شادی توأمان و در اجرای نگه داشتن با اسکلت با نمایش تقابل زندگی و مرگ با به کارگیری ساختار گروتسک برای مخاطب امکان تجربه جهانی دیگر را ممکن ساخته است. 
۴۴.

بازتاب مکتب گوتیک و گروتسک در رمان خفاش شب سیامک گلشیری

کلیدواژه‌ها: گوتیک گروتسک ترس و وحشت خفاش شب سیامک گلشیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۶
گوتیک، مکتب و یا به اصطلاح از جمله ایسم های ادبی رایج در دوران کلاسیک و معاصر است که می توان آن را زیربنای رمانتیسم قرن هجدهم به شمارآورد. این سبک ادبی که در ساختار روایت شناسی با اصلی ترین عناصر روایت شناسانه یعنی زمان با مؤلفه معنایی شب و تاریکی، مکان با مؤلفه خلوتی و فضا با مؤلفه هراس انگیزی شناخته می شود هدفی جز القای ترس، اضطراب و برانگیختگی حال و هوای مخاطب، فراتر از ادراکات عقلی و حرکت وی به سوی رمزآلودی و خوفناکی را نمی جوید. مفهوم گروتسک یا به عبارتی عجیب پردازی، که نوعی از طنز تلخ و وهم آلود است، بیان حالت های ترس، خنده های پلید، رعشه آور و مضحک به شکل توأمان، و به طور کلی حوادث زشت و غیرعادی، انحراف از هنجارها، ناهماهنگی، مسخ شدگی و هرگونه مسائل ناخوشایند است. سیامک گلشیری از جمله نویسندگانی است که در اغلب رمان های خود ضمن طرح مسائل اجتماعی و سیاسی به الگوی وحشت به شکلی فراگیر می پردازد. رمان خفاش شب ، رمانی است برگرفته از پرونده قاتلی زنجیره ای با فضاسازی موحش، که یاریگر نویسنده در راستای هدف خویش یعنی تعلیق ترس در مخاطب است. در این پژوهش قصد داریم با تکیه بر روش کیفی و توصیفی- تحلیلی به واکاوی و تبیین شاخصه های سبک گروتسک و گوتیک در رمان مذکور بپردازیم و ضمن بیان مشابهت و تفاوت های این دو سبک مشخص کنیم که کدام یک از این دو سبک، ظرفیت بیشتری در رمان گلشیری دارد. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که رمان خفاش شب نمونه آشکاری است که مضامین مکتب گروتسک و گوتیک در آن با کمیت های گوناگون جلوه گر می شود.