مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۰۱.
۱۰۲.
۱۰۳.
۱۰۴.
۱۰۵.
۱۰۶.
۱۰۷.
۱۰۸.
۱۰۹.
۱۱۰.
۱۱۱.
تولید علم
حوزههای تخصصی:
موضوع این تحقیق ناظر بر شیوه های بهره گیری دانشجویان جامعه شناسی از نظریه در پژوهش بوده و با هدف شناسایی چالش ها در این خصوص انجام شده است. مطالعه حاضر با اتکا به مرور نظام مند 176 پژوهش در رشته جامعه شناسی و در بازه زمانی 1400-1391، به این نتیجه دست یافت که چالش های موجود را می توان ذیل چهار محور خلاصه کرد: 1) اختلال در نسبت یابی تحلیلی (اشتباه در انتخاب نظریه)؛ 2) ضعف در درک، تفسیر و تطبیق مفاهیم نظری (ناتوانی در پردازش نظریه)؛ 3) اختلال در فاصله گذاری تحلیلی با نظریه (باور قلبی به صادق بودن نظریه)؛ 4) تحمیل پیش فرض نظری به واقعیت (تمایل قلبی به صادق بودن نظریه). یافته ها گویای آن است که این مشکل به ساختارهای آموزشی و فرهنگی مسلط بر تولید علم در کشور باز می گردد؛ اگرچه بخش اندکی از آن را می توان به مهارت های فردی نیز نسبت داد. از این رو، برای عبور از وضع موجود نیازمند تحول در سه سطح راهبردی هستیم: 1) تحول در گفتمان نظریه پردازی؛ 2) بازآرایی نهادی نظام آموزش عالی؛ 3) تقویت تربیت نظری دانشجو. دستیابی به چنین افق هایی نیز تنها از مسیر تقویت اراده جمعی در دانشگاه، بازاندیشی در سنت های رایج و تقویت روحیه گفت وگوی انتقادی ممکن است. در غیراین صورت، بهره گیری از نظریه در میان بخشی از جامعه دانشگاهی همچنان در سطحی نمایشی، صوری و غیرمولد باقی خواهد ماند.
نقش آلتمتریکس در تغییر رویکردهای ارزیابی پژوهش ها: از علم سنجی سنّتی تا علم سنجی مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
19 - 32
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش آلتمتریکس به عنوان یک رویکرد نوآورانه در علم سنجی و تأثیر آن بر تغییر رویکردهای ارزیابی پژوهش ها است. سوال اصلی پژوهش این است که چگونه آلتمتریکس می تواند به عنوان ابزاری مکمّل در ارزیابی تأثیرات پژوهش ها مورد استفاده قرار گیرد و به سیاستگذاران و پژوهشگران کمک کند تا نقاط قوت و چالش های موجود در نظام پژوهش را بهتر شناسایی کنند؟ روش: این پژوهش بر پایه منابع کتابخانه ای و تحلیل جامع مقالات مرتبط با علم سنجی و آلتمتریکس انجام شده است. به منظور گردآوری داده ها، مقالات و منابع معتبر در زمینه ارزیابی عملکرد پژوهش ها مورد بررسی قرار گرفته و داده های مربوط به آلتمتریکس و شاخص های سنّتی استخراج شدند. همچنین با تحلیل داده های موجود، نقاط قوت و ضعف آلتمتریکس در مقایسه با روش های ارزیابی سنّتی شناسایی شده و تأثیر آن بر ارزیابی تأثیر پژوهش ها بررسی گردید. این رویکرد شامل تحلیل نوع تعاملات در شبکه های اجتماعی، بازخوردهای آنلاین و سایر معیارهای غیررسمی است که به ارائه یک سنجش جامع و دقیق از تأثیر پژوهش ها کمک می کند. علاوه بر این، در این پژوهش برای تسهیل استفاده مؤثر از آلتمتریکس، چارچوبی برای تجزیه و تحلیل اطلاعات فراهم شده است که بتواند در سیاستگذاری های علمی و پژوهشی به کار گرفته شود. یافته ها: آلتمتریکس می تواند به عنوان ابزاری مکمّل، پژوهشگران را در توسعه دیدگاه های چندبُعدی و واقع گرایانه تری از تأثیر پژوهش ها یاری نماید. همچنین استفاده از آلتمتریکس می تواند به نوآوری و پیشرفت در سیاستگذاری های علمی کمک کند؛ به ویژه در حوزه هایی که تعاملات علمی و اجتماعی از زوایای مختلف مورد بررسی قرار می گیرند. نتیجه گیری: آلتمتریکس نه تنها می تواند به عنوان ابزاری مکمّل در ارزیابی تأثیر پژوهش ها عمل کند، بلکه با ارائه یک تصویر جامع و چندبُعدی از تأثیرات علمی، اجتماعی و فرهنگی، به سیاستگذاران در اتخاذ تصمیمات مبتنی بر شواهد کمک می کند. پیشنهادات ارائه شده در این پژوهش، شامل استانداردسازی روش های آلتمتریکس و رفع نقاط ضعف کنونی، می تواند به ارتقای کارایی و دقت این ابزار در ارزیابی پژوهش ها کمک کند. در نهایت، هدف این پیشنهادات ایجاد پل ارتباطی مؤثر بین علم و جامعه، و تقویت مشارکت پژوهشگران و سیاستگذاران در راستای توسعه پایدار است.
ترسیم نقشه علمی هوش مصنوعی در برونداد پژوهشگران دانشگاه های شهر تهران: تحلیل بیبلیومتریک بروندادهای علمی منتشر شده در پایگاه استنادی اسکوپوس در بازه 2015-2025(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
55 - 76
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مطالعه، ترسیم نقشه علمی حوزه هوش مصنوعی در برونداد پژوهشگران دانشگاه های شهر تهران در پایگاه استنادی اسکوپوس است.
روش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی بوده و با استفاده از روش مطالعه توصیفی- تحلیلی و تکنیک کتابسنجی انجام شده است. برای ترسیم نقشه های علمی، از ابزارهایی مانند نرم افزار VOS viewer استفاده شد. در این مطالعه، داده های علمی مرتبط با هوش مصنوعی که توسط پژوهشگران دانشگاه های تهران در پایگاه استنادی اسکوپوس منتشر شده اند، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتند. داده های مورد استفاده شامل مقالات منتشر شده در زمینه هوش مصنوعی در بازه زمانی 10 ساله (2015-2025) بودند.
یافته ها: پژوهشگران ایرانی در زمینه هوش مصنوعی به طور عمده در حوزه های یادگیری ماشین، شبکه های عصبی و پردازش زبان طبیعی فعال هستند و همکاری های بین المللی چشمگیری با پژوهشگران کشورهای مختلف دارند. همچنین، بیشترین تعداد مقالات مربوط به این حوزه از سوی دانشگاه های بزرگ و معتبر ایران منتشر شده است.
نتیجه گیری: در سال های اخیر، رشد چشمگیری در تولید مقالات علمی در زمینه هوش مصنوعی در دانشگاه های شهر تهران مشاهده می شود و این روند در آینده نیز به رشد خود ادامه خواهد داد. نتایج این پژوهش می تواند به سیاست گذاران و پژوهشگران کمک کند تا به بهبود استراتژی های تحقیقاتی و همکاری های علمی در این حوزه بپردازند.
تاثیر بلاک چین در افزایش شفافیت و اعتبار شاخص های علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
99 - 109
حوزههای تخصصی:
هدف: فناوری بلاک چین به عنوان یک پارادایم نوظهور در عرصه فناوری اطلاعات، پتانسیل تحولی عمیقی در حوزه علم سنجی و ارزیابی علمی دارد. در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر فناوری بلاک چین بر افزایش شفافیت و اعتبار شاخص های علم سنجی پرداخته است.
روش: در پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل اسنادی و در چارچوب نظریه نظام های اطلاعاتی شفاف، قابلیت های بلاک چین در بهبود فرآیندهای ارزیابی علمی مورد مطالعه قرار گرفته است.
یافته ها: بلاک چین قابلیت ایجاد تحول بنیادین در فرآیندهای ثبت، اعتبارسنجی و ارزیابی دستاوردهای علمی دارد. مهم ترین دستاورد این فناوری، ایجاد زیرساخت غیرمتمرکز و تغییرناپذیر برای مدیریت اطلاعات علمی است. از طریق مکانیزم توافق توزیع شده و رمزنگاری پیشرفته، بلاک چین امکان ثبت دقیق و غیرقابل تغییر اطلاعات علمی را فراهم می کند. این ویژگی منجربه افزایش قابل توجه شفافیت در ثبت و پیگیری فعالیت های پژوهشی می شود و امکان جعل و دستکاری اطلاعات را به حداقل می رساند. در بُعد اعتبارسنجی، بلاک چین سازوکاری نوین برای تضمین صحّت و یکپارچگی داده های علمی ارائه می دهد. سیستم توکنایز کردن دستاوردهای علمی و ثبت غیرمتمرکز استنادها، امکان رهگیری دقیق مسیر تولید علم را میسر می سازد. این رویکرد می تواند به ایجاد سیستم پاداش دهی عادلانه تر برای محققان و کاهش تبعیض در ارزیابی های علمی کمک کند. محدودیت های مقیاس پذیری، هزینه های بالای محاسباتی، مصرف انرژی و پیچیدگی های فنی ازجمله موانع اصلی گسترش این فناوری هستند.
نتیجه گیری: فناوری بلاک چین می تواند با ایجاد اکوسیستمی شفاف، عادلانه و غیرمتمرکز، اعتماد به نظام علمی را افزایش داده و زمینه ساز تحولی بنیادین در شیوه های سنّتی علم سنجی باشد. پیشنهاد می شود سیاست گذاران و نهادهای علمی، راهکارهای تدریجی برای یکپارچه سازی این فناوری در نظام ارزیابی علمی را مورد توجه قرار دهند.
تعیین ضریب همکاری گروهی نویسندگان مقاله های منتشرشده در نشریات علمی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی طی سال های 1389 الی 1393(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف تعیین ضریب همکاری گروهی نویسندگان مقاله های منتشرشده در نشریات علمی سازمان تهدف: این پژوهش با هدف تعیین ضریب همکاری گروهی نویسندگان مقاله های منتشرشده در نشریات علمی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی در سال های 1389 الی 1393انجام شده است. شناسایی پر تولیدترین نویسندگان مقاله ها، جنسیت نویسندگان و الگوهای هم تألیفی نیز به عنوان اهداف فرعی پژوهش، مشخص شده است. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و کمی است که با رویکرد علم سنجی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را 4684 مقاله مندرج در 31 عنوان مجله علمی سازمان در حوزه کشاورزی طی سال های 1389 تا 1393 تشکیل داده است. یافته های پژوهش: یافته ها نشان می دهد که اغلب نویسندگان به همکاری گروهی گرایش دارند و از مجموع 4684 مقاله مورد بررسی، 4299 مقاله (92 درصد) به صورت هم تألیفی و 385 مقاله (8 درصد) به صورت انفرادی تهیه شده است. از میان مقاله های منتشرشده، مقاله های دارای 3 نویسنده با فراوانی 1351 مقاله (29 درصد) بیشترین تعداد و مقاله های دارای 8 نویسنده با فراوانی 17 مقاله (36% درصد) کمترین تعداد را داشته اند. نتیجه گیری: گرایش اغلب نویسندگان به همکاری گروهی است، بر این اساس با استفاده از فرمول تعیین ضریب همکاری گروهی نویسندگان، ضریب همکاری نویسندگان محاسبه و میانگین 615% حاصل شد که نشان دهنده وضعیت مناسب همکاری گروهی در میان نویسندگان است.
ترسیم و تحلیل نقشه علم نگاشتی برون دادهای حوزه جامعه اطلاعاتی از طریق هم رخدادی واژگان در پایگاه استنادی وب آو ساینس و آی اس سی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۵ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳ (پیاپی ۱۶)
157 - 185
حوزههای تخصصی:
هدف: ترسیم و تحلیل نقشه علم نگاشتی برون دادهای حوزه جامعه اطلاعاتی از طریق هم رخدادی واژگان در پایگاه استنادی وب آو ساینس 2001 تا 2018 و آی اس سی 1370 تا 1396است. روش: روش این پژوهش تحلیل همایندی واژگان بوده که از فنون علم سنجی است. یافته ها: حوزه های موضوعی جامعه اطلاعاتی، اینترنت و شکاف دیجیتالی در پایگاه وب آو ساینس و جامعه اطلاعاتی، اشتغال و اجلاس جهانی سران در پایگاه آی اس سی بیشترین سهم تولید را داشتند. نرخ رشد حوزه جامعه اطلاعاتی در پایگاه وب آو ساینس 4 درصد و در آی اس سی در سال های 1370 تا 1384 نرخ رشد 67 درصدی و از سال 1384 تا 1396 نرخ رشد منفی 23 درصد بوده است. خوشه های جامعه اطلاعاتی اعتماد، شکاف دیجیتالی، جهانی سازی، سیاست اطلاعاتی، جامعه اطلاعاتی، فن آوری، سیاست، آموزش و پرورش، کپی رایت و مالکیت معنوی است. واژگان جامعه اطلاعاتی، اینترنت و فن آوری در سه سنجه مرکزیت دارای بالاترین پیوند است و در سنجه های نزدیکی و بینابینی در پایگاه وب آو ساینس بالاترین میزان را به خود اختصاص داده اند. شبکه حوزه جامعه اطلاعاتی از ساختار پیوست ه ای برخوردار است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش می توان به سیاست گذاری علمی حوزه جامعه اطلاعاتی کمک کرد. با مشخص شدن خلاءهای پژوهشی حوزه جامعه اطلاعاتی در داخل کشور در مقایسه با موضوعات مرتبط این حوزه در خارج از کشور، متخصصان علم اطلاعات می توانند برای برطرف کردن این خلاء ها تلاش کنند.
مطالعه علم سنجی نشریه علوم و فنون مدیریت اطلاعات طی سال های 1394 تا 1399(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۷ بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۲۲)
225 - 242
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نشریه علوم و فنون مدیریت اطلاعات دانشگاه قم با رویکرد علم سنجی بود. روش شناسی: این پژوهش پیمایشی بوده و با رویکرد علم سنجی انجام شده است. تمامی مقالات نشریه علوم و فنون مدیریت اطلاعات (128 مقاله)، جامعه پژوهش حاضر را تشکیل می دهد. داده ها از پایگاه ISC استخراج شده و با فنون هم رخداد واژگان و شبکه هم نویسندگی تحلیل شده است. نتایج: شبکه هم رخداد واژگان از یک شبکه موضوعی بزرگ و چهار شبکه فرعی و شبکه هم نویسندگی از دو خوشه اصلی و چندین خوشه فرعی تشکیل شده است. پرتولیدترین و مؤثرترین نویسنده در نقشه هم نویسندگی حیدری بوده، دانشگاه قم پرتولیدترین می باشد، اما نقش دانشگاه شهید چمران اهواز و شهید بهشتی نیز قابل توجه است. بیشتر مقالات به شکل چندنویسندگی بودند. نتایج، روند رو به رشدی را در شاخص های استنادی پایگاه ISC برای نشریه نشان می دهد و از حوزه های مختلفی به مقالات این نشریه استناد شده است. نتیجه گیری: موضوعات منتشر شده توسط این نشریه بیشتر زیرمجموعه علم اطلاعات و دانش شناسی را پوشش می دهد و هم نویسندگی نیز در وضعیت مطلوبی است. دانشگاه شهید چمران اهواز نقش پررنگی در هم نویسندگی، نویسندگان پرتولید و پر استناد در مقالات منتشر شده نشریه دارد. این نشریه بر حوزه های موضوعی مختلفی تأثیرگذار بوده است.
ترسیم نقشه تولیدات علمی در حوزه کاربرد بازاریابی در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۸ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۲۶)
339 - 358
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر ترسیم نقشه علمی و تحلیل خوشه ای پژوهش های منتشر شده در حوزه پژوهش های کاربرد بازاریابی در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی با استفاده از مدارک نمایه شده در پایگاه وب آف ساینس است.
روش: این پژوهش از نوع تحقیقات کاربردی بوده که با استفاده از روش علم سنجی انجام شده است. به طور کلی 431 سند در حوزه بازاریابی در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی استخراج شد و مورد بررسی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل های آماری علاوه بر نرم افزار اکسل، از نرم افزارهای علم سنجی مانند، وُس ویور و یو.سی.آی.نت استفاده شد.
نتایج: یافته ها نشان داد کلیدواژه های بازاریابی با فراوانی ۲۴، بازاریابی کتابخانه ای با فراوانی ۱۸، کتابداری با فراوانی ۱۴ و رسانه های اجتماعی با فراوانی ۱۳ بیشترین هم رخدادی را میان متون مورد مطالعه داشته اند. از طرفی، تحلیل خوشه های کلیدواژه ها نشان داد که حوزه موضوعی بازاریابی در کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی از هفت خوشه تشکیل شده است و خوشه شماره دو با کلیدواژه های بنگلادش، منابع اطلاعات، خدمات اطلاعاتی، بازاریابی، آمیخته بازاریابی، استراتژی بازاریابی، کتابخانه های عمومی، بازاریابی استراتژیک، دانشگاه، وب سایت ها و شبکه جهانی وب، مهم ترین خوشه است که در این میان کلیدواژه های بازاریابی و خدمات اطلاعاتی مهم ترین کلیدواژه های این خوشه محسوب می شوند. همچنین یافته ها نشان داد، خوشه سوم از ده کلیدواژه تشکیل شده و عمدتاً به بازاریابی در کتابخانه ها مربوط می شود و نشان می دهد ظهور بازاریابی در کتابخانه ها و بکارگیری آن در بازاریابی از جمله مهم ترین مباحث مد نظر پژوهشگران این حوزه است. در خوشه چهارم ۸ کلیدواژه مشاهده می شود که عمدتاً به بازاریابی از طریق شبکه های اجتماعی می پردازد.
نتیجه گیری : ترسیم و تحلیل نقشه موضوعی بازاریابی در کتابخانه ها نشان داد که پژوهشگران حوزه بازاریابی در کتابخانه ها، آنگونه که شایسته است به این حوزه، به ویژه موضوعاتی نظیر بازاریابی در کتابخانه های دانشگاهی، بازاریابی در کتابخانه های عمومی، بازاریابی دیجیتال و بازاریابی از طریق شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک و توییتر توجه نکرده اند . انتظار می رود که پژوهشگران از شکاف های موضوعی موجود در این حوزه مطلع شوند و پژوهش هایی در رابطه با موضوعات بیان شده انجام دهند.
سنجش تعاملات و همکاری های بین سازمانی در مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران با رویکرد مدل مارپیچ سه گانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مدل مارپیچ سه گانه تعاملات بین دانشگاه، صنعت و دولت را مورد سنجش قرار می دهد و به عنوان یک چارچوب هنجاری برای درک تعاملات بین بازیگران اصلی در سیستم های نوآوری توسط محققان استفاده می شود. هدف اصلی پژوهش حاضر، تحلیل پویایی تعاملات سازمانی در تولید مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران است. لذا، پژوهش حاضر به سنجش کمّی وضعیت همکاری های بین سازمانی در مقالات علمی حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران با رویکرد مدل مارپیچ سه گانه در گستره کشور ایران پرداخته است.
روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده که با استفاده از مدل مارپیچ سه گانه و براساس شاخص رسانش عدم قطعیت T(UIG) به عنوان شاخص تعامل دانشگاه-صنعت-دولت انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل 19802 مقاله علمی نمایه شده در پایگاه وب آو ساینس از ایران در حوزه مهندسی برق و الکترونیک (2019-2010) است. پس از استخراج داده ها، در این پژوهش، از نرم افزار TH به منظور تبدیل داده ها به فرمت اکسل و محاسبه عدم قطعیت تعاملات ارکان استفاده شد. به منظور تحلیل مناسب در این خصوص، ابتدا براساس روند مرسوم و متداول تحقیقات این حوزه دانشگاه با کد U، صنعت با کد I، دولت با کد G در نظر گرفته شد.
یافته ها: یافته های پژوهش موید این است که تعداد مقالات در بازه زمانی مورد بررسی رشد یافته و از 1019 مقاله در سال 2010 به 3216 مقاله در سال 2019 رسیده است. در بررسی روند رشد مقالات هر یک از ارکان مشخص شد که تولید مقالات در هر سه رکن دارای رشد صعودی بوده و ضریب رشد مقالات از سال 2010 تا سال 2019 برای دانشگاه 0.63، صنعت 2.5 و دولت 1.8 بوده است. بیشترین همکاری بین دانشگاه و صنعت صورت گرفته و کمترین میزان همکاری بین دولت و صنعت واقع شده است. یافته ها، همچنین نشان داد بالاترین میزان تعاملات مربوط به دانشگاه- دولت در سال 2010 و پایین ترین تعاملات مربوط به دولت- صنعت است که در اکثر سال ها نزدیک به صفر بوده و نشان دهنده استقلال و عدم ارتباط ارکان مذکور است. یکی از نتایج قابل توجه این است که در سال های 2010-2019 تعامل بین دانشگاه- صنعت در تضاد با تعامل دوگانه دانشگاه- دولت بوده است. تعامل دانشگاه- صنعت با تعامل صنعت- دولت طی سال های مورد بررسی همسو بوده است. در سال 2014 تعامل بین ارکان دوگانه و سه گانه صفر بوده است، در حالی که تعامل دانشگاه- صنعت در این سال به بالاترین میزان خود می رسد. همچنین، در سال 2014 بالاترین تعامل بین ارکان دوگانه مربوط به دانشگاه- صنعت صورت گرفته است و در خصوص روابط سه گانه در سال 2010 بیشترین میزان تعامل سه گانه بین ارکان دانشگاه- صنعت- دولت مشاهده می شود. براساس مقادیر شاخص T، بیشترین میزان تعاملات ارکان دوگانه و سه گانه به ترتیب بین دانشگاه- دولت، دانشگاه- صنعت- دولت، دانشگاه- صنعت، و صنعت- دولت دیده شده است. تعامل ارکان دوگانه و سه گانه در سال 2014 نزدیک به صفر بوده، ولی در این سال تعامل دانشگاه- صنعت روندی بسیار افزایشی داشته که حاکی از عدم سرمایه گذاری دولت بر صنعت بوده و به عبارتی هرکجا که نقش دولت کم رنگ تر می شود، نقش صنعت نمایان تر است.
نتیجه گیری: در مجموع، در حوزه مهندسی برق و الکترونیک ایران، نمودار تعامل بین ارکان سه گانه در سال های مختلف دارای نوسانات بسیار اندکی بوده و پیشرفتی نداشته است. جدا بودن ساختارهای نهادی و در نتیجه، افزایش روندهای دیوان سالاری میان نهادی، مانع تعامل موثر شده و حوزه های نهادی مانند دانشگاه و صنعت به داشتن نقشی منفعلانه در فرآیند تولید دانش یا به اشتراک گذاری دانش شناخته می شود. بر این اساس، توسعه برخی سیاست های علم و فناوری و راهبردهای پژوهشی و صنعتی برای ارتقای شبکه نوآوری دانشگاه-صنعت-دولت به عنوان یک ضرورت پیشنهاد شده است. یکی از نکات بسیار مشهود این پژوهش، اهمیت حضور بخش دولتی است که با حمایت از ارکان علمی می تواند نقش مؤثری را در تعاملات داشته باشد. با توجه به شرایط خاص حاکم بر تولیدات علمی کشور، جایگاه حمایت های دولتی و انگیزش های موجود که از طریق این بخش به فضای علمی تزریق می شود، هدایت و توسعه اقدامات پژوهشی و تسریع تولید علم در کشور مشخص خواهد شد. یکی از راهکارهای اهتمام بیشتر به توسعه فناوری و تعامل بیشتر دو رکن دانشگاه- صنعت نیز سیاست گذاری های حمایتی و هدایتی دولت است که در صورت وجود هوشمندی بیشتر، شاید زمینه ساز تقاضا محوری و مسئله محوری پژوهش های دانشگاهی و ارتقای نوآوری و توسعه فناوری در بخش صنعت و افزایش بهره برداری از سرمایه های فراوان بخش دانشگاهی کشور باشد. با توجه به یافته های حاصل از پژوهش های متعدد، استفاده از رویکرد مدل مارپیچ سه گانه و قابلیت های آن در سنجش و پویایی دانش و تعاملات و همکاری های فناورانه و دانشی و حتی تولیدی در حوزه های مختلف دانش توصیه می شود.
نقشه راه نظریه پردازی و تولید علم در عرصه دفاعی، امنیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
187 - 221
حوزههای تخصصی:
هدف: جریان نظریه پردازی و تولید علم پیشرآن قدرت ملی محسوب می شود. عرصه دفاعی، امنیتی نیز یکی از ارکان مهم قدرت ملی است. این عرصه برای بالندگی، کسب مزیت رقابتی و تأمین اهداف و منافع ملی کشور ناگزیر به نقش آفرینی در حوزه علم است. ازاین رو هدف از پژوهش حاضر ارائه نقشه راه نظریه پردازی و تولید علم در عرصه دفاعی – امنیتی است. روش: برای دستیابی به هدف پژوهش، رویکرد کیفی مدنظر قرار گرفت و از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. در این پژوهش با بهره گیری از مطالعه اسنادی و مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با 15 نفر از صاحب نظران داده ها جمع آوری و ثبت شد و در ادامه عملیات کدگذاری به صورت دستی انجام گرفت. یافته ها: نقشه راه نظریه پردازی و تولید علم در عرصه دفاعی، امنیتی از سه لایه زیرساخت، روندها و محرک ها و اهداف تشکیل شده است که این لایه ها کاملاً باهم در ارتباط هستند. به این ترتیب لایه اول دارای 10زیرساخت، لایه دوم دارای 19 روند و محرک و لایه سوم دارای 6 هدف است که در قالب یک مدل مفهومی ارائه شد. نتیجه گیری: نقشه راه ارائه شده از سه لایه زیرساخت، روندها و محرک ها و اهداف تشکیل شده است. هر لایه مقوله های اصلی دیگری را دربر دارد. مقوله های اصلی لایه زیرساخت عبارت اند از: فعالیت های؛ مدیریتی، نیروی انسانی و دانشی. مقوله های اصلی لایه روندها و محرک ها عبارت اند از: فعالیت های؛ ساختاری، آموزشی و پژوهشی. مقوله های اصلی لایه اهداف عبارت اند از: تولید علم و کمک به تمدن سازی
بازکاوی دیدگاه آیت الله العظمی خامنه ای درباره مفهوم مرجعیت علمی در حوزه علم و فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۱
39 - 82
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای کیفی بیانات مقام معظم رهبری درباره مرجعیت علمی در حوزه علم و فناوری، در بازه زمانی سال های ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۲ انجام شده است. این مطالعه با بهره گیری از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرایی و بر اساس الگوی گرانهایم و لوندمن (2004) انجام پذیرفت. داده ها از میان ۳۰ سخنرانی منتخب از بین ۷۴ سخنرانی موجود، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و از طریق کدگذاری باز، طبقه بندی و تحلیل شدند. نتایج حاصل، در قالب یازده تم اصلی دسته بندی شد که عبارت اند از: شکوفایی استعدادهای جوانان در مسیر پیشرفت علمی؛ فعال سازی و شکوفاسازی ظرفیت های علمی کشور؛ گسترش دانش سودمند و مسئله محور؛ هدایت هدفمند تحقیقات و سیاست گذاری پژوهشی؛ پاسخ گویی به نیازها و مسائل اساسی کشور از مسیر علم؛ ثروت آفرینی علمی و تقویت اقتصاد دانش بنیان؛ بسترسازی علمی برای توسعه کیفی کشور؛ ترویج علم اثرگذار اجتماعی؛ تحول و ارتقاء علوم انسانی مبتنی بر مبانی اسلامی؛ سرآمدی علمی در تراز جهانی و رقابت بین المللی؛ و پایه گذاری تمدن نوین اسلامی مبتنی بر علم و فناوری. هر یک از این تم ها، شامل طبقات فرعی متعددی هستند که در مجموع، بازتاب دهنده ی منظومه فکری و راهبردی رهبر معظم انقلاب در راستای تحقق مرجعیت علمی جمهوری اسلامی ایران می باشند.