مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۰۱.
۲۰۲.
۲۰۳.
۲۰۴.
۲۰۵.
۲۰۶.
مادران
حوزههای تخصصی:
زمینه: مشارکت مادران در آموزش کودکان دارای اختلال رشدِ عقلانی گونه های متنوعی دارد. این تنوع روش ها، نشان دهنده دغدغه مادران نسبت به تکمیل وظایف مادری است. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی گونه های مشارکت مادران کودکان دارای اختلال رشد عقلانی در آموزش فرزندان بود. روش: در این پژوهش از روش کیفی از نوع تحلیل مضمون و کدگذاری مضمونی برای تحلیل و سنخ شناسی داده های پژوهش استفاده شد. جامعه آماری مادرانِ کودکان دارای اختلال رشد عقلانی در مدرسه کودکان با نیاز ویژه (آموزشگاه دکتر خزائلی) شهر رشت در سال تحصیلی 1401-1402 بود. شرکت کنندگان با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. با در نظر گرفتن معیار اشباع نظری برای تعیین حجم نمونه، مصاحبه های نیمه ساختاریافته تا رسیدن به اشباع ادامه یافت و در پایان تعداد شرکت کنندگان به 20 نفر رسید. در پایان مصاحبه، برای اعتبار پژوهش، موافقت مصاحبه شوندگان از محتویات اظهاراتشان دریافت شد. یافته ها: نتایج مصاحبه ها پس از استخراج، در 5 مضمون اصلی و 11 مضمون فرعی طبقه بندی شد. مضامین اصلی، پیرامون انواع مشارکت مادران شامل رجوع به مدرسه، تمسک به مؤسسات خصوصی، تسکین توسط جادو، مقابله های مذهبی تفویضی و انفعال بود. هر یک از این مضامین، از طریق تحلیل و ترکیب چند زیرمضمون حاصل شد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که مادران از روش های گوناگون و گاهی ترکیبی برای جبران کاستی های آموزشیِ فرزندان خود استفاده می کنند. این یافته ها می تواند پیامدهای کاربردیِ مهمی برای کارگزارانِ آموزشِ کودکان با نیاز ویژه، متخصصان تعلیم و تربیت، معلمان و مشاوران داشته باشد؛ از جمله به کارگیریِ مؤثر مشارکت والدین به منظورِ ارتقای آموزش کودکان دارای اختلال رشد عقلانی.
اثربخشی معنویت درمانی گروهی بر تاب آوری روانشناختی مادران با کودک کم توانی ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی معنویت درمانی گروهی بر تاب آوری روان شناختی مادران با کودک کم توانی ذهنی و باروش نیمه آزمایشی ازنوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری شامل مادران دارای کودک کم توانی ذهنی بود که فرزندشان در سال تحصیلی 1402-1401 در مدارس استثنایی شهر تبریز در مقطع ابتدایی مشغول به تحصیل بودند. جهت انجام پژوهش، تعداد 42 نفر از این مادران بااستفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. شرکت کنندگان گروه آزمایش طی 12 جلسه معنویت درمانی را دریافت کردند و گروه گواه در لیست انتظار باقی ماندند. داده ها با استفاده از از پرسش نامه تاب آوری ریچاردسون جمع آوری (پیش آزمون و پس آزمون) و با آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که معنویت درمانی گروهی بر تاب آوری روان شناختی مادران با کودک کم توانی ذهنی با اندازه اثر 462/0 تأثیر معنادار دارد (05/0 p< ). بنابراین، متخصصان می توانند برای ارتقای تاب آوری روان شناختی مادران با کودک کم توانی ذهنی از معنویت درمانی به عنوان مداخله ای مؤثر استفاده کنند.
تجربه زیسته مادران در فضای کار اشتراکی در مساجد و تأثیر آن بر رشد خانواده و محلات
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف بررسی تجربه زیسته فضای کار اشتراکی مادران و کودکان «کاما» در مساجد انجام گرفته است. پژوهش به صورت کاربردی، کیفی و با استفاده از روش گراندد تئوری اجرا شد تا درک و برداشت مادران درباره استفاده از فضای کار اشتراکی مادر و کودک «کاما»، بررسی شود. همچنین در این تحقیق بررسی می شود تا چه اندازه «کاما» با حضور در مساجد، موفق به ایجاد بستری برای رشد و تعالی خانواده و ارتقای سطح فرهنگی و اجتماعی محلات می گردد. نمونه گیری به صورت هدفمند و با انجام مصاحبه های عمیق با 15 نفر از افرادی که این زیست بوم را مستقیماً تجربه کرده اند، انجام شده است. ازجمله عوامل علی و زمینه ای، چالش های اجتماعی و فرهنگی مادران، تأثیرات محیطی بر رشد و توسعه کودکان و نیاز به ایجاد محیط های حمایتی برای مادران و کودکان است. راهبردها شامل شناسایی و بهبود استراتژی ها و مداخلات برای حمایت از مادران و کودکان، بهبود و طراحی فضاهای مساجد به منظور تسهیل فعالیت ها برای مادران و کودکان و تقویت فرهنگ مشارکت است. برقراری فضاهای کار اشتراکی مادر و کودک «کاما» در مساجد، سبب بهبود در فرایند جذب مخاطب برای مسجد، افزایش مشارکت های اجتماعی مادران، تثبیت و رشد علاقه به مسجد و فرهنگ اسلامی در دل کودک و بهبود کیفیت زندگی مادران و کودکان شده است. این عوامل، راهبردها و نتایج می توانند زمینه ساز توسعه و بهبود مشارکت اجتماعی و فرهنگی مادران و کودکان در مساجد و محله های مختلف باشند.
اثربخشی آموزش متمرکز بر شفقت بر خود انتقادی والدین و استرس فرزندپروری مادران دارای سطوح بالای خود انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
9 - 20
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش متمرکز بر شفقت بر خودانتقادگری و استرس فرزندپروری مادران دارای سطوح بالای خودانتقادگری انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون بود. جامعه این پژوهش را کلیه مادران با سطوح بالای خودانتقادگری دارای فرزند 2 تا 6 ساله شهر مشهد در سال 1403 تشکیل دادند که از بین آنها 30 نفر با روش نمونه گیری هدفمند وارد مطالعه شدند و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و انتظار (15 نفر) به شیوه تصادفی گمارش شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس سطوح خودانتقادی تامپسون و زوروف (2004، LOSC)، پرسشنامه استرس فرزندپروری آبیدین (1995، PSI-SF) و برنامه آموزش متمرکز بر شفقت برگرفته از طرح درمان متمرکز بر شفقت گیلبرت بود. داده های پژوهش به شیوه تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون خودانتقادگری و استرس فرزندپروری در دو گروه آزمایش و گواه تقاوت معناداری در سطح (05/0≥P) وجود دارد. می توان نتیجه گرفت که برنامه آموزش متمرکز بر شفقت به شیوه گروهی تاثیر قابل قبولی در کاهش خودانتقادگری و استرس فرزندپروری مادران دارای سطوح بالای خودانتقادگری داشته است.
اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد – کودک بر کاهش خشونت کلامی و غیر کلامی مادران و علائم نقص توجه و بیش فعالی در کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در سلامت روانشناختی دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
31 - 45
حوزههای تخصصی:
یکی از اختلالات شایع در دوران کودکی نقص توجه و بیش فعالی و تاثیرات متقابل آن با رفتارهای والدین است. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد-کودک بر کاهش خشونت کلامی و غیر کلامی مادران و علائم نقص توجه و بیش فعالی در کودکان پیش دبستانی انجام شد. روش پژوهش حاضر، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کودکان پیش دبستانی با علائم نقص توجه و بیش فعالی و مادران آنها در شهر تهران در سال 98 بود. تعداد 20 نفر از این کودکان و مادران با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش (10 نفر) و کنترل (10 نفر) همتاسازی شدند. گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقه ای در جلسات درمان مبتنی بر تعامل والد-کودک شرکت کردند. ابزار پژوهش شامل مقیاس کانرز والدین (گویت و همکاران، 1978) و پرسشنامه غربال رفتارهای والد (فاکس، 1994) بود. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل MANCOVA در نسخه 22 SPSS نشان داد که نمرات خشونت کلامی و غیر کلامی مادران و نیز علائم نقص توجه کودکان در پس آزمون نسبت به پیش آزمون کاهش یافت (001/0> p) درمان مبتنی بر تعامل والد-کودک اثر معناداری بر کاهش خشونت کلامی و غیر کلامی مادران و علائم نقص توجه و بیش فعالی داشت و می توان نتیجه گرفت که این درمان می تواند شدت علائم نقص توجه و بیش فعالی کودکان و خشونت کلامی و غیر کلامی مادران این کودکان را کاهش دهد.
پیش بینی نگرانی براساس سازه های بهزیستی اجتماعی و خوش بینی در مادران کودکان با نارسایی های ذهنی و تحولی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
136 - 151
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی پیش بینی نگرانی براساس سازه های بهزیستی اجتماعی و خوش بینی در مادران کودکان با نارسایی های ذهنی و تحولی انجام شد. روش پژوهش : روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل مادران کودکان با نارسایی های ذهنی و تحولی شهر تبریز در سال تحصیلی 1399-1398 بودند. تعداد 123 نفر از این مادران با روش نمونه گیری دردسترس به عنوان گروه نمونه پژوهش انتخاب شدند. از ابزارهای بهزیستی اجتماعی کیز، مقیاس خوش بینی کارور و شیر و پرسشنامه ابراز نگرانی پنسیلوانیا برای جمع آوری داده های پژوهش استفاده شد. یافته ها : تحلیل همبستگی نشان داد که بین بهزیستی اجتماعی و خوش بینی با ابراز نگرانی رابطه منفی و معنادار وجود دارد. افزون براین، تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که متغیرهای خوش بینی و بهزیستی اجتماعی توانستند 16درصد واریانس ابراز نگرانی را به طور معناداری تبیین کنند. نتیجه گیری : پیش آمادگی شناختی و عاطفی در خوش بینی و بهزیستی اجتماعی به مادران کودکان با نارسایی های ذهنی و تحولی کمک می کنند تا نگرانی کمتری را تجربه کنند.