کانون وکلای دادگستری استان آذربایجان شرقی
کانون وکلای دادگستری استان آذربایجان شرقی پاییز و زمستان 1403 شماره 3 و 4
مقالات
حوزههای تخصصی:
بیع فاسد اثری در تملک ندارد و با فساد بیع، بر قابض مال، واجب است که آن را به مالکش رد نماید. ردّ، صرف تخلیه موانع نبوده بلکه رساندن مال به مالک و "اقباض" آن ملاک رد می باشد مگر در فرضی که قابض با وجود مبالاتش نسبت به شرع و قانون، جاهل به فساد معامله بوده ولی دافع عالم به حکم و جهل قابض بوده باشد که در این صورت صرف تخلیه موانع بین مال و مالک کافی خواهد بود. با وجوب رد مال به مالک، پرداخت مخارج رد هم از باب مقدمه واجب، واجب خواهد بود. اطلاق ادله ردّ مال مبین لزوم پرداخت تمام مخارج رد بر قابض بوده و کم یا زیاد بودن مخارج تأثیری در اصل موضوع ندارد مگر در هر موردی که رد ضرری یا مستلزم ضرر باشد، که در این صورت اصل رد غیرواجب و منتفی خواهد بود. اگر دافع با وجود مبالاتش به شرع و قانون جاهل به فساد معامله باشد و قابض عالم به حکم و جهل دافع باشد، در این صورت هزینههای رد مال بر عهده قابض است و لو اینکه رد ضرری یا مستلزم ضرر باشد.
چالش های حقوقی مالکیت فکری در عصر دیجیتال: مطالعه تطبیقی نظام حقوقی ایران با آمریکا، اروپا و چین
حوزههای تخصصی:
تحولات فناوریهای دیجیتال نوین، از جمله هوش مصنوعی، بلاکچین و توکنهای غیرقابل تعویض (NFT)، نظامهای حقوقی حمایت از مالکیت فکری را با چالشهای جدی مواجه کرده است. این پژوهش به بررسی وضعیت حقوقی ایران در مواجهه با این تحولات پرداخته و آن را با نظامهای کشورهای پیشرو (ایالات متحده، اتحادیه اروپا و چین) مقایسه کرده است. مسأله اصلی در آن، احصا خلأهای قانونی در حمایت از مالکیتهای صنعتی مصوب 1403 پیرامون آثار هوش مصنوعی بدون دخالت انسان، داراییهای دیجیتال و نحوه مدیریت نقض حقوق در فضای مجازی است. این مطالعه با رویکرد تطبیقی-تحلیلی انجام شده و در آن پس از بررسی قانون 1403، مواد آن با چارچوبهای حقوقی کشورهای منتخب (آمریکا، اروپا و چین) مقایسه شده است. نتایج نشان داد که قانون 1403 ایران در مواجهه با فناوریهای دیجیتال نوین دارای شکافهای حقوقی قابلتوجهی است. همچنین در حوزه اجرایی، عدم وجود دادگاههای تخصصی و زیرساختهای دیجیتال، امکان مقابله با نقض حقوق در ایران را دشوار کرده است. دیگر نتایج نیز گویای آن است که عدم انطباق قانون 1403 با تحولات دیجیتال نوین، امنیت حقوقی نوآوران ایرانی را کاهش داده و رقابتپذیری کشور در بازار جهانی را به مخاطره میاندازد. بنابراین، اصلاحات قانونی و توسعه زیرساختهای قضایی برای پاسخگویی به چالشهای دیجیتال ضروری است.
تحلیل جرم شناسی، حقوقی ادله فقهی همسرکشی
حوزههای تخصصی:
از یک سو قانونگذار در ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی به تبع آراء فقهی اجازه قتل همسر را در مواردی به شوهر داده است، چنانکه وفق اصل ۱۶۷ ق.ا.ا. تنبیه بدنی زن ناشزه نیز میتواند از موارد تعزیری شمرده شود که اختیار اعمال آن به زوج داده شده است و از سوی دیگر، گرایش طبیعی انسان به خشونت و حس برتری جویانه آن در اعمال قدرت، زمینه اعمال خشونتهایی نظیر قتل همسر را فراهم میکند. پژوهش حاضر به گونهی توصیفی- تحلیلی و با رجوع به منابع کتابخانهای- اسنادی با مراجعه به متون فزیکی یا الکترونیکی به نگارش در آمده است. برایند این پژوهش نشان میدهد که نظریههای فقدان نظارت اجتماعی و رویهها پدر سالارانه، میتوانند چگونگی تأثیر گذاری اعطای مجوز تنبیه بدنی زن ناشزه و تجویز قتل زوجه در فراش، بر شیوع همسرکشی را توضیح دهند. دقت در مبانی فقهی این دو حکم قانونی نشان میدهد که قتل در فراش علی رغم شهرت فتوایی، جز مرسله منقوله توسط شهید اول در دروس، دلیل مستحکمی ندارد؛ لذا نظریه مخالف مشهور تقویت شده است. اما تنبیه بدنی زن ناشزه با سوء برداشت از قرائت مشهور مواجه است چراکه اساسا وفق نظریه مشهور فقها که عدم جریان خون، عدم شکستگی استخوان و سرخ و کبود نشدن را شرط میداند، تنبیه را به عنوان نوعی اعلام هشدار در پاسداشت رابطه زوجیت قلمداد میکند.
آیین رسیدگی به دعاوی جبران خسارت در حقوق ایران و حقوق فرانسه.
حوزههای تخصصی:
اصول فقهی و حقوقی، جان و مال همه انسانها را محترم شناخته و خسارتزنندگان به آن را ملزم به جبران خسارت میداند. لذا قواعد فقهی لاضرر، اتلاف؛ و قواعد حقوقی جبران خسارت و مسئولیت مدنی، جزئیات جبران خسارت را مشخص نمودهاند. این پژوهش باهدف بررسی تشریفات دادرسی دعاوی جبران خسارت در حقوق ایران و فرانسه به روش تحلیلی - توصیفی انجامشده و هدف آن است که ضمن قیاس تشریفات دادرسی مورد مذکور در دو نظام حقوقی، نقاط قوت و ضعف آن را شناسایی نماید. در مورد ادله اثبات دعوی جبران خسارت، حقوق کشورمان بیشتر بر دلایلی چون اقرار و شهود تأکید داشته و جایگاه علم قاضی در حقوق فرانسه قویتر بوده و لذا تشریفات دادرسی این قبیل دعاوی در حقوق کشورمان بیشتر است. در مورد صلاحیت دادرسی، هر دو کشور به لزوم ارجحیت صلاحیت دادگاه محل وقوع خسارت بر دادگاه محل اقامت خوانده تأکید داشته، اما حقوق فرانسه وجود ارتباط بین این دو دادگاه باهدف تحقیق بهتر را تصریح کرده است. ماهیت رأی صادره در مورد دعاوی مذکور در دو نظام حقوقی اعلامی بوده و نظام اجرایی دو کشور باهدف ممانعت از اعسار پرداخت خسارت، سازوکارهایی همچون بیمه اجباری را قرار دادهاند. جبران خسارت معنوی نیز در هر دو نظام حقوقی تصریحشده و لیکن دارای خلأهای زیادی میباشد. نظام حقوقی فرانسه منافع قطعالوصول را جزء خسارات محسوب کرده و برخی قوانین را عطف به ماسبق نموده است که این موارد در نظام حقوق ایران منعکس نشده است. درنهایت اینکه هر دو نظام حقوقی از بابت شناسایی مقدار دقیق خسارت در حوزههای تخصصی از کارشناسان کمک گرفته که عناصر سهگانه مسئولیت مدنی را در هر حیطه تخصصی مشخص مینمایند.
وضعیت شرعی شبکه های اجتماعی از منظر حقوق اسلامی.
حوزههای تخصصی:
شبکه های اجتماعی، به عنوان یکی از محصولات فناوری ارتباطات به سرعت وارد زندگی انسان مدرن قرن 21 شده و درک محیطی او را عمیقاً تحت تأثیر قرار داده است. شبکه های اجتماعی به افراد فرصت ارتباط با دوستان دوران کودکی را می دهند، همچنین امکان ایجاد محیط های جدید را فراهم می کنند و راه را برای ارتباط با هر فردی که مایل باشند باز می کنند. اما به دلیل مجموعه ای از مشکلات همراه خود، موضوع بحث و جدل شده و چالش های زیادی را با خود به همراه دارد. در این مقاله، به وضعیت شبکه های اجتماعی از دیدگاه دینی پرداخته خواهد شد و ارزیابی فقهی شبکههای اجتماعی مورد تدقیق قرار خواهد گرفت و به این سوال اساسی پاسخ داده خواهد شد که وضعیت شبکههای اجتماعی از منظر شرعی به چه صورت می باشد و آیا شریعت می تواند معیاری را برای شبکه های اجتماعی تعیین کند. در این چارچوب، شبکههای اجتماعی در پرتو اصول کلی (مقاصد شریعت) و اصول مصلحت که هدف حفظ آنها در فرهنگ حقوق اسلامی است، مورد بررسی قرار خواهند گرفت و تلاش خواهد شد تا معیارهای شرعی برای استفاده از شبکه های اجتماعی تعیین شود.
لزوم تخصصی سازی دعاوی تجاری و ضرورت ایجاد محاکم اختصاصی تجاری
حوزههای تخصصی:
باتوجه به اینکه در کشور ما اصل بر صلاحیت دادگاههای عمومی می باشد. دادگاههای اختصاصی، استثناء بوده و به موارد مصرح در قوانین آیین دادرسی محدود می شود. با اینکه قانونگذار به اهمیت تخصصی سازی دعاوی مختلف واقف می باشد وقدمهای موثری برای تخصصی سازی دعاوی وایجاد دادگاه تخصصی از جمله دعاوی خانواده وایجاد دادگاه خانواده برداشته است.با وجود این نظام قضاوتی کشورمان در حال حاضر فاقد دادگاه اختصاصی تجاری می باشد. هرچند که در چند سال اخیر یک دادگاه تجاری تحت عنوان مجتمع قضایی تخصصی رسیدگی به دعاوی تجاری تأسیس شد ولی به جهت فقدان آیین دادرسی تجاری در امر رسیدگی،دادرسی تجاری مشمول قواعد عمومی رسیدگی گردید واز طرف دیگر این دادگاهها شعبی از دادگاههای عمومی می باشد واختصاصی محسوب نشده و ارجاع دعاوی دیگر نیز به این شعب بلا مانع است.لذا برای پاسخ به این سوال اساسی که فقدان دادگاه اختصاصی تجاری موجب بروز چه مشکلاتی در سیستم قضاوتی کشور میشود لزوم تخصصی سازی دعاوی تجاری و ایجاد محاکم تجاری اختصاصی در سیستم قضاوتی ایران مورد بررسی قرار می گیرد. در این پژوهش به روش تصیفی-تحلیلی و با مطالعه کتب و مقالات موجود به سوال اصلی تحقیق پاسخ داده خواهد شد و نتیجه اینکه فقدان دادگاه اختصاصی با عنایت به ویژگیهای حقوق تجارت و دعاوی تجاری بروز مشکلات عدیده ای از جمله از بین رفتن اعتماد تجار، اطاله دادرسی و عدم رشد و توسعه تجاری و اقتصادی در کشور خواهد بود.
مسئولیت مدنی ناشی از نقض داده های شخصی: بررسی تطبیقی حقوق ایران و اتحادیه اروپا
حوزههای تخصصی:
حریم خصوصی دادهها یکی از مفاهیم بنیادین در نظامهای حقوقی معاصر است که با گسترش فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی، اهمیت روزافزون یافته است. در این پژوهش، مسئولیت مدنی ناشی از نقض حریم خصوصی دادهها بررسی میشود و نقش سه رکن اساسی آن، یعنی ضرر، تقصیر و رابطه سببیت، در تحقق مسئولیت مدنی تحلیل میگردد. یکی از چالشهای اساسی در این حوزه، نظریه «نقض حریم خصوصی دادهها» است که برخی حقوقدانان غربی مطرح کردهاند و بر اساس آن، با توجه به گسترش فناوریهای پایش و پردازش دادهها، دیگر انتظاری معقول برای حفظ حریم خصوصی وجود ندارد. این نظریه ضمن تأثیر بر مبانی مسئولیت مدنی، امکان مطالبه خسارت را نیز محدود میسازد. در این پژوهش، این نظریه نقد شده و بر لزوم حمایت حقوقی مؤثر از زیاندیدگان تأکید شده است. همچنین، با توجه به تأثیر نقض حریم خصوصی دادهها بر حقوق شخصیت، خسارات معنوی ناشی از آن بررسی شده و در نهایت، امکان تلقی حریم خصوصی دادهها بهعنوان یک حق مالی بر اساس نظریه مالکیت فکری مورد تحلیل قرار گرفته است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که هرچند فناوریهای نوین احتمال نقض حریم خصوصی را افزایش دادهاند، اما این امر نباید به تضعیف حمایتهای حقوقی از افراد منجر شود، بلکه باید با تقویت سازوکارهای جبران خسارت و توسعه قواعد مسئولیت مدنی، توازن میان منافع عمومی و حقوق فردی حفظ گردد.