مقالات
حوزههای تخصصی:
دهه اخیر رویکرد تعامل بین چین و ایالات متحده آمریکا به رقابت تبدیل شده است. در عصر رقابت و شکاف دو قدرت مذکور، بسیاری از دولت ها اقدام به باز تنظیم سیاست خارجی خود نموده اند. در این میان نقش سنتی عربستان سعودی به عنوان بازوی امنیتی و تأمین کننده انرژی غرب، به دلیل سیاست «چرخش به آسیا» آمریکا، ظهور اقتصادی چین و تشدید رقابت چین و آمریکا در حال تغییر است. هدف این مقاله تبیین راهبرد عربستان در مواجهه با رقابت چین و آمریکا است و به روش تحلیلی-تبیینی به این پرسش پاسخ داده که عربستان سعودی چگونه در وضعیت عدم اطمینان، رقابت و شکاف میان چین و آمریکا زمینه همکاری با آن دو را فراهم نموده و این رویکرد چه تأثیری بر منافع ملی ایران خواهد داشت؟ مفروض پژوهش بر این است که عربستان سعودی با درک تغییر توانمندی و آرایش جدید مؤلفه های نظم بین المللی، سیاست خارجی خود را بر مبنای راهبرد مصون سازی بازتنظیم نموده تا ضمن بهره مندی از مزایای روابط با چین و آمریکا، امکان کاهش مدیریت ریسک های سیاسی و اقتصادی با این دو بازیگر قدرتمند و قدرت های منطقه ای از جمله ایران را فراهم آورد. یافته های پژوهش بر چگونگی تنظیم دقیق تر مناسبات سیاسی و اقتصادی با عربستان در بستر رویکرد مصون سازی این کشور تأکید دارد.
گونه شناسی رفتار دولت های دارنده سلاح هسته ای در ارتباط با بازدارندگی با تاکید بر استراتژی های بازدارندگی اسراییل در قبال جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش آن است که با توجه به نظریه «بازدارندگی هسته ای» و مفروضه های آن، به بررسی تأثیرات ثبات ساز و یا غیر ثبات ساز سلاح های هسته ای بر صلح و امنیت بین الملل از طریق گونه شناسی رفتار دولت های دارنده سلاح هسته ای و تمایل آن ها به تهاجم و یا خویشتن داری بپردازد. با توجه به این هدف، سؤال اصلی این پژوهش آن است که آیا سلاح های هسته ای منجر به افزایش قدرت بازدارندگی و بازداشتن دولت دارنده از تهاجم می شود و یا به واسطه تقویت دولت های دارنده و تبدیل کردن آن ها به پذیرندگان ریسک، منجر به ناامنی و به خطر افتادن صلح و امنیت بین المللی می شوند؟ به عبارت دیگر سلاح های هسته ای و توانمندی های مربوط به آنچه تأثیری بر میزان گرایش دولت های دارنده این سلاح ها به جنگ طلبی علیه رقبا دارد؟ در پاسخ به این سؤال فرضیه این پژوهش آن است که سلاح های هسته ای ذاتاً ابزار تجاوز و یا بازدارنده درگیری نیستند؛ بلکه معنایی که به این سلاح ها توسط رهبران داده می شود، مهم است. بنابراین در ارزیابی ماهیت آثار ثبات ساز و یا غیرثبات ساز این سلاح ها، بایستی به طور هم زمان به دو عامل معنایی «قدرت ریسک پذیری و یا ریسک گریزی رهبران تصمیم گیرنده» در مواجه با بحران و همچنین اهمیت «اعتبار، منزلت و شهرت دولت دارنده سلاح هسته ای» توجه کرد. به این ترتیب قدرت بازدارندگی سلاح های هسته ای چه از طریق توازن هسته ای و یا برتری هسته ای، تحت تأثیر این دو عامل معنایی است.
واکاوی اهداف سیاست خارجی نامزدهای ریاست جمهوری چهاردهم در پرتوِ رهیافت شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تلاش این پژوهش آن است که با بررسی نگرش و اهداف اعلامی کاندیداهای دوره چهاردهم انتخابات ریاست جمهوری در خصوص سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، چه در مناظرات ریاست جمهوری و چه در برنامه ها و خطوط مشی آنان در شبکه های اجتماعی به این پرسش پاسخ دهد که هر یک از نامزدهای انتخاباتی دوره چهاردهم ریاست جمهوری بر چه مؤلفه هایی از اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تأکید دارند و الگوی برآمده از اظهارات گفتاری و نوشتاری آنان در خصوص سیاست خارجی چه الگویی است؟ ضمن بهره از رهیافت شناختی در سیاست خارجی برای بررسی الگوها و اهداف اعلامی کاندیداهای انتخاباتی در سیاست خارجی می توان گفت که به رغم وجود مشابهت در برخی الگوها و اهداف اعلانی، نامزدهای انتخاباتی رویکردهای متفاوتی را در سیاست خارجی ابراز داشته اند. رویکرد شناختی برای تصمیم گیری سیاست خارجی به عنوان چهارچوب نظری جامع به ما امکان می دهد واکنش های تصمیم گیرندگان را به رویدادهای بین المللی و برخی موقعیت ها پیش بینی کنیم. پیش فرض اصلی مدل نظری ما این است که باورهای تصمیم گیرندگان سیاست خارجی در مطالعه خروجی های تصمیم گیری احتمالاً بیش از هر عامل منفرد دیگری تعیین کننده هستند. باورها بیانگر تجربیات پنهان تصمیم گیرنده و انتظارات او در مورد محیط تصمیم هستند. با بررسی اظهارات رسمی کاندیداهای دوره چهاردهم ریاست جمهوری به عنوان انتخاباتی زودهنگام در خصوص سیاست خارجی و داده کاوی بر اساس روش تحلیل محتوا الگوهای مد نظر آنان در خصوص سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با استفاده از نظریه شناختی مشخص شده است. در گام نخست برای بررسی سؤال پژوهش داده ها مبتنی بر مقوله بندی و شاخص سازی از اظهارات آنان گردآوری شده است. سپس کدهای معینی برای این شاخص ها تعیین شده و فراوانی کدها استخراج و توزیع فراوانی آن ها در نمودارها ترسیم شده و سپس مورد تفسیر قرار گرفته است. این فراوانی بیانگر الگوی سخن آنان و نظام معنایی است که آن را در گفتارهای خود نمایان می کردند.
مقدمات دیپلماسی علمی ایران: راهبردها و راه کنش های افزایش سهم ایران در بازار دانشجویان بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازار دانشجویان بین الملل عرصه ای است که فراتر از محرک اقتصادی، به لحاظ افزایش قدرت سیاسی و فرهنگی، در اندرکنش کشورها با جامعه جهانی تعیین کننده است. امروزه، علاوه بر کشورهای توسعه یافته، قدرت های نوظهور منطقه ای و حتی کشورهای ذره ای نیز به این بازار ورود کرده و در صدد افزایش سهم خود از آن هستند. موفقیت ایران در بازار رقابتی دانشجویان بین الملل مستلزم فراهم آمدن مقدمات و ملزوماتی است که بدون آن ها دستیابی به اهداف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مورد انتظار از این حوزه ممکن نیست. پژوهش حاضر رویکردی حل المسائلی داشته و در صدد پاسخ به این سؤال است که راهبردها و راه کنش های افزایش سهم ایران در بازار دانشجویان بین الملل چیست؟ در این راستا، در این پژوهش، با ملاحظه مسائل و چالش های موجود، راهبردها و راه کنش هایی در دو سطح کلان و واحد برای افزایش سهم دانشگاه های ایران در بازار دانشجویان بین الملل ارائه شده است. مدعای پژوهش حاضر این است که با فرض فراهم بودن زیرساخت های مادی و معنوی لازم، راهبردپردازی بومی متناسب با وضعیت داخلی و جهانی ایران، دستیابی به سهم مطلوبی از دانشجویان بین الملل به نسبت کل جمعیت دانشجویان داخلی را ممکن می کند. ملاحظه راهبردهای مذکور در سیاستگذاری آموزش عالی می تواند وضعیت و رویه جذب دانشجویان بین الملل در ایران را به لحاظ کمی و کیفی بهبود ببخشد. این پژوهش، با استفاده از روش ترکیبی تبیینی و تجویزی انجام شده و داده های آن از منابع کتابخانه ای و روش مصاحبه بدون ساختار و نیز به واسطه حضور و تجربه زیسته مؤلفان در زمینه اجتماعی- تاریخی موضوع مورد پژوهش، یعنی دانشجویان بین الملل فراهم شده است.
پویایی های منطقه ای متلاطم و بازگشت دونالد ترامپ: گزینه های استراتژیک برای ایران در چشم انداز آینده ژئوپلیتیک غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با بازگشت دونالد ترامپ یکی از مهمترین معماها پیرامون او این است که دستورکارهای آینده او در ارتباط با ایران کدامند؟ پاسخ به پرسش پژوهش به سناریوها سپرده شد. سناریونویسی در این پژوهش برپایه روش جی بی ان بود. در این تحقیق دو دسته جامعه آماری اسنادی و خبرگی بکار گرفته شد. حجم جامعه نمونه نیز بر پایه جدول مورگان محاسبه شد. روش گردآوری اطلاعات به دو صورت کتابخانه ای و میدانی بود. ابزار گردآوری اطلاعات نیز مصاحبه، فیش برداری و پرسشنامه بود. روش نمونه گیری پژوهش هدفمند و از نوع انباشتی بود. در نهایت تحلیل داده ها نیز بر پایه ماتریس اهمیت عدم قطعیت بود. بر پایه منطق روش جی بی ان دو سناریوی «بازی مجموع صفر: بازگشت به قمار بازدارندگی» و «بازی چندسطحی: فریب با لبخند» از برایند تقاطع عدم قطعیت های کلیدی ارائه و داستان هرکدام نیز تدوین شد. از برایند تجزیه وتحلیل شواهد ارائه شده می توان چنین نتیجه گرفت که سناریوی بازی چندسطحی: فریب با لبخند به نظر دستور کار محتمل ترامپ در ارتباط با ایران در چهار سال آینده باشد. البته، در صورتی که نقش منفی و آشوب ساز رژیم صهیونیستی در تغییر محاسبات ترامپ غالب نشود.
مذهب و فرهنگ استراتژیک: مطالعه تأثیر مذهب شیعه بر فرهنگ استراتژیک جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ استراتژیک جوهره نگرش نخبگان و جامعه نسبت به مفهوم قدرت و بهره گیری از آن در جهان و محیط پیرامونی است. شاخص های فرهنگ استراتژیک متأثر از چهار منبع اصلی مذهب و ایدئولوژی، ساختار نظام بین الملل، جغرافیا و ژئوپلیتیک و تجربیات تاریخی است. سؤال مقاله از این قرار است که مذهب تشیع چگونه بر فرهنگ استراتژیک جمهوری اسلامی ایران اثر گذاشته است؟ فرضیه مقاله عبارت است از اینکه گفتمان اسلام شیعی، با ایجاد ذهنیت و ادراک استراتژیک، مرزبندی های تفکر و رفتار را به گونه ای تعریف نموده است که از یک جایگاه شبه الهی برخوردار گشته که غیرقابل تخطی است و از طریق «نقش آفرینی در تعیین هویت جمعی و مرزبندی هویتی» «تقویت حس استثناگرایی ایرانی» ، «عدالت طلبی»، «الهام بخشی و معناگرایی» ، «انترناسیونالیسم اسلامی (امت گرایی)»، «تأکید بر صلح و امنیت» و «شهادت طلبی» بر فرهنگ استراتژیک جمهوری اسلامی ایران اثر گذاشته است. رویکرد این پژوهش توصیفی – تحلیلی، روش آن کیفی و شیوه گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است.
بازاندیشی مدل بازیگر خردمند از منظر الگوهای بدیل تصمیم گیری در راهبرد سیاست خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکرد غالب در مطالعه تصمیم گیری سیاست خارجی، همواره نظریه انتخاب عقلانی بوده است و براساس منطق حاکم بر آن، دولت ها به عنوان «جعبه های سیاه» و بازیگرانی یکپارچه و عقلانی در سیاست خارجی و به طور معمول به دنبال هزینه و فایده هستند؛ اما در ادامه این شناخت به وجود آمد که تصمیم گیرندگان، به طور مثال در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، ممکن است بر اساس ملاحظاتی که ضرورتاً تابعی از محاسبه سود و زیان نیستند، مبادرت به تصمیم گیری نمایند. این مقاله به دنبال پاسخ به این سؤال اصلی بوده است که الگوی بازیگر خردمند در راهبرد سیاست خارجی با چه محدودیت ها و مشکلات مفهومی مواجه بوده است؟ ماهیت این مقاله، توصیفی-تحلیلی است و تلاش شده است تا چهارچوب مفهومی خود را از الگوهای فرایند سازمانی، سیاست بوروکراتیک، تفکر گروه، مدل تکثرگرای تصمیم گیری و الگوی سایبرنتیک اخذ و از آن ها برای تبیین الگوی بازیگر خردمند که الگوی اصلی تصمیم گیری است بهره گیرد تا از این طریق ناکامی های رویکرد عقلانی که شامل عدم توجه به رویه های تصمیم گیری، غفلت از مجادلات بین بوروکراسی های درگیر در نظام تصمیم گیری، کنار گذاشتن نقش سطوح اجتماعی از جمله گروه هایی ذی نفع، افکار عمومی و جنبش های اجتماعی، بی توجهی به نقش مؤلفه های روان شناختی حاکم بر گروه های تصمیم گیرنده است تحلیل شود. این موارد با نگاه به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به خوبی قابل تحلیل است. مسئله ای که می تواند در پژوهش های بعدی به طور مستقل مورد بررسی قرار گیرد.
ارائه یک چهارچوب سه سطحی برای ارزیابی دیپلماسی عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی سال های اخیر، به دلیل تحولات گسترده در حوزه ارتباطات، دیپلماسی عمومی از جایگاه مهم تری در سیاست خارجی دولت ها برخوردار شده است. این اهمیت و تأکید باعث می شود تا ارزیابی دیپلماسی عمومی اِعمالی یک دولت بر مردم کشور دیگر، بیشتر از گذشته مورد توجه قرار گیرد، چراکه در صورت غفلت از آن، عملاً میزان دستیابی به اهداف مبهم خواهد ماند و کسب منافع از این طریق، مخدوش خواهد شد. بر این اساس این مقاله با توجه به اهمیت ارزیابی دیپلماسی عمومی و نقش آن در فهم میزان برآورده شدن اهداف مورد نظر از دیپلماسی عمومی، در پیِ پاسخ به این سؤال اصلی است که ارزیابی دیپلماسی عمومی یک دولت در کشور دیگر، چگونه انجام می شود؟ فرضیه در نظر گرفته شده برای پاسخ به این سؤال، با اتکا به ارزیابی نتیجه محور که در مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک تشریح شده، قوام یافته است و بر همین اساس با تمرکز بر خروجی، پیامد و تأثیر، تلاش شده تا سه گانه کارایی، اثربخشی و سودمندی متناسب با ماهیت و ادبیات دیپلماسی عمومی، شاخص گذاری شود تا امکان سنجش و ارزیابی این نوع از دیپلماسی حاصل آید. این شاخص ها می تواند متناسب با اهداف هر دولت از دیپلماسی عمومی اِعمالی بر کشور دیگر، تغییر کند. روش مورد استفاده در این مقاله، توصیفی-تحلیلی، داده ها کیفی و روش جمع آوری داده ها نیز کتابخانه ای و اسنادی است.