مطالب مرتبط با کلیدواژه

سیاست بوروکراتیک


۱.

کاریزما و شبه کاریزما مروری انتقادی بر نظریه سیاستِ کاریزماتیک وبر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کاریزما بوروکراسی دموکراسی شبه کاریزما سیاست بوروکراتیک سیاست کاریزماتیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲۵ تعداد دانلود : ۱۳۰۵
غالباً در زبان فارسی وبر از طریق پارسونز و تفسیر وی از جامعه شناسی سیاسی او شناخته شده است. بدین ترتیب ماکس وبر در ادبیاتِ علوم اجتماعیِ ما عموماً به عنوانِ فردی که نظریه پرداز بوروکراسی و قفس آهنینِ آن است معرفی گردیده . جامعه شناسیِ سیاسی وبر در نسبت با معنایِ کاریزما[1] و قدرتِ خلاق ِ آن کم تر مورد توجه قرار گرفته یا به صورتِ منفک از نظریه بوروکراسی ترسیم شده است. در این متن تلاش شده تا نشان داده شود که وبر چه تفسیری از قدرتِ خلاقه مردم در سیاستِ مدرن داشت. تفسیری که در مخالفت با اهمیتِ بوروکراسی قرار می گرفت و در عوض راه به بازکردنِ فضایی برای ظهورِ شبه کاریزما[2] درون یک نظامِ پارلمانی و قانونی می بُرد. در این تفسیر سعی بر آن است تا تدقیق نظری در خصوصِ معنا، ریشه ها و دلالت هایِ کاریزما صورت گیرد و نشان داده شود که سیاستِ مطلوبِ مدرنِ وبری نه یک سیاستِ بوروکراتیک که یک سیاستِ کاریزماتیک است. در این مسیر متون خودِ وبر و شرح هایی که سیاست کاریزماتیک را برجسته ساخته، مطالعه شده اند. در انتهای متن نیز بن بستِ منظومه مفهومی وبر در نسبت پارلمان با کاریزما واکاویده شده است.
۲.

بازاندیشی مدل بازیگر خردمند از منظر الگوهای بدیل تصمیم گیری در راهبرد سیاست خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تصمیم گیری بازیگر خردمند تفکر گروه فرایند سازمانی سیاست بوروکراتیک تکثرگرایی سایبرنتیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۵
رویکرد غالب در مطالعه تصمیم گیری سیاست خارجی، همواره نظریه انتخاب عقلانی بوده است و براساس منطق حاکم بر آن، دولت ها به عنوان «جعبه های سیاه» و بازیگرانی یکپارچه و عقلانی در سیاست خارجی و به طور معمول به دنبال هزینه و فایده هستند؛ اما در ادامه این شناخت به وجود آمد که تصمیم گیرندگان، به طور مثال در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، ممکن است بر اساس ملاحظاتی که ضرورتاً تابعی از محاسبه سود و زیان نیستند، مبادرت به تصمیم گیری نمایند. این مقاله به دنبال پاسخ به این سؤال اصلی بوده است که الگوی بازیگر خردمند در راهبرد سیاست خارجی با چه محدودیت ها و مشکلات مفهومی مواجه بوده است؟ ماهیت این مقاله، توصیفی-تحلیلی است و تلاش شده است تا چهارچوب مفهومی خود را از الگوهای فرایند سازمانی، سیاست بوروکراتیک، تفکر گروه، مدل تکثرگرای تصمیم گیری و الگوی سایبرنتیک اخذ و از آن ها برای تبیین الگوی بازیگر خردمند که الگوی اصلی تصمیم گیری است بهره گیرد تا از این طریق ناکامی های رویکرد عقلانی که شامل عدم توجه به رویه های تصمیم گیری، غفلت از مجادلات بین بوروکراسی های درگیر در نظام تصمیم گیری، کنار گذاشتن نقش سطوح اجتماعی از جمله گروه هایی ذی نفع، افکار عمومی و جنبش های اجتماعی، بی توجهی به نقش مؤلفه های روان شناختی حاکم بر گروه های تصمیم گیرنده است تحلیل شود. این موارد با نگاه به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به خوبی قابل تحلیل است. مسئله ای که می تواند در پژوهش های بعدی به طور مستقل مورد بررسی قرار گیرد.