فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۱٬۲۴۴ مورد.
کاروانسراهای صفوی در راه خراسان
حوزههای تخصصی:
چیدمان کتیبه نگاری: تعامل عناصر بصری در کتیبه ی محراب ها (مورد پژوهشی سه محراب سنگی از ایران پیش از حمله مغول)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای زیبا هنرهای تجسمی مجسمه سازی و برجسته کاری ایران و اسلام
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای زیبا هنرهای تجسمی خوشنویسی و کتابت ایران و اسلام
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای کاربردی هنرهای صناعی تزئینی وغیره ایران و اسلام
- حوزههای تخصصی هنر و معماری هنرهای کاربردی معماری کاربردی ایران و اسلام
کتیبه در محراب مسجدها دارای جایگاه ویژه ای از منظر معنایی و شکلی می باشد. در تزئینات محراب –ها، اغلب از نوشتار و نقشِ توامان استفاده می شد ه که تعامل این دو موجب غنای تصویری محراب ها شده است. گاهی نقوش از نظر بصری هم-ارزش با نوشتار بکار می رفته تا جایی که اگر حتی قسمتی از آن نقش حذف می شد به ساختار کتیبه خلل جدی وارد می شده است. نقش و خط در هماهنگی با هم، سطح کتیبه دار محراب را کامل می نمودند . آنچه که موجب اتحاد میان این دو می-شده، پیروی از ساختاری واحد بوده که بِسان زبان مشترکی، گفتگو را میان خط و نقش فراهم می نماید.
در میان شیوه های نقد و تحلیل اثر، تحلیل ساختاری تاکید خود را بر چگونگی چیدمان عناصر تشکیل دهنده در اثر دارد. این مقاله نیز با هدف تاکید بر همین شیوه تهیه گردیده که پس از توضیح مختصر از جنبه های تاریخیِ کتیبه های انتخابی و در بخش ساختاری این مقاله، به چگونگی انتخاب نقش در کنار خط و خوش نویسی پرداخته می شود. در تشریح اصول بصری کتیبه ی محراب ها، موارد از جزء به کل مورد بررسی قرارگرفته اند. نکته های خُردتر و بنیادی تر چون انتخاب الگوی حرکتی برای خط و نقش مورد کنکاش قرار می گیرد، سپس به اصل هم شکلی و هم گون سازی شکل ها پرداخته می شود، هم-چنین در اصل سوم، به یکی از راه های گسترش عوامل بصری در سطح محراب ها توجه خواهد شد.
مورد انتخابی جهت این مقاله، محراب های مسجد فرط یزد، میمه اصفهان و محرابی از عهد سلجوقی می باشد. در برابر پرسش اصلی این مقاله که چگونگی انتخاب عناصر بصری در کتیبه های محراب های سنگی است و متناسب با نمونه های ارائه و تحلیل شده به عنوان پاسخ و نتیجه آن، می توان عنوان داشت که اصول بصری رعایت شده در اجزای کتیبه ی محراب ها، چون قاعده و قانونی بوده تا کلیت طرح را سامان دهی نماید. این سامان دهی که منجر به هم گون شدن شکلی خط و نقش می شود، نظریه ی وجود یک طراح ( دیزاینر) را در چیدمان کتیبه ی محراب ها تقویت می نماید. به استناد وجود عوامل غنی بصری در کتیبه ها، می توان به این نتیجه رسید که این طراح یا طراح ها می بایست کسی یا کسانی بوده باشند که به جز آگاهی صرف از خط و نقش، از دانش و مبانی بصری در صفحه نیز بهره برده باشند.
نمودهای معماری در نگارگری
حوزههای تخصصی:
نیایشگاه قدمگاه، نشانی از یک معبد مهری و شاهکاری از معماری صخره ای ایران
حوزههای تخصصی:
تحلیل فضایی مسجد الحرام؛ رویکردی میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مکان های دینی همواره از اهمیت ویژه ای در میان مؤمنین برخوردارند این اهمیت هم ناشی از باور مؤمنامه افراد است و هم به دلیل ساختار خاص فضایی، معانی، نشانه ها و نمادهایی است که در این مکان ها وجود دارد. تحلیل فضایی این مکان ها از منظری برون دینی بیانگر وجوهی از چگونگی تأثیر و تأثر پیروان آن دین در تعامل با این مکان ها است. چنانکه می توان شاخص های مشترکی از مکان هایی دینی ارائه کرد. نظیر :باشکوه بودن سازه ها، بلند بودن سقف های، بکارگیری اوج هنر انسانی در کلیه زمینه ها، وجود مناسک خاص در این مکان ها. اهمیت این مکان های مقدس به اندازه ای است که تداوم ادیان بدون آن در طول تاریخ ناممکن بوده است. لذا تحلیل فضایی این مکان های ویزه به شناخت دو سویة مکان (فضا) و انسان،کمک می کند. مسجدالحرام به عنوان تنها قبله مسلمانان و مهمترین بنای جهان اسلام دارای اشتراکات و تفاوتهایی با سایر بناهای مهم ادیان دیگر است. از آن جمله تفاوت های قابل تامل، سادگی بیش از اندازه در مقابل شکوه بیرونی سازه ها مشابه، پرهیز از هرگونه هنر نمایی و عدم بهره گیری از ذوق و خلاقیت انسانی در موارد مشابه است. تحلیل فضایی این مسجد بیانگر نوعی فشردگی جهان بینی اسلامی در باره خداوند، انسان ، هستی، زندگی، مرگ و روابط پیچیدة میان این مفاهیم و واژه های بنیادین حیات آدمی است.
بافت تاریخی شهر تبریز / معرفی کتاب
حوزههای تخصصی:
مروری بر انواع مسافرخانه در تاریخ معماری ایران
منبع:
گلستان هنر ۱۳۸۶ شماره ۷
حوزههای تخصصی:
منزل ینگی امام، تلفیق باغ و کاروان سرا
منبع:
گلستان هنر ۱۳۸۷ شماره ۱۱
حوزههای تخصصی:
نوآوریها و تجارب معماری در گنج دره، ایران
منبع:
اثر بهار ۱۳۷۶ شماره ۲۸
حوزههای تخصصی:
مسائلی در تاریخ معماری اسلامی
منبع:
گلستان هنر ۱۳۸۶ شماره ۷
حوزههای تخصصی:
وجوه تمایز و تشابه باغ بیرمآباد و فتح آباد کرمان با یکدیگر و باغ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باغهای کرمان همچون بخش عمدهای از میراث گران بهای آن، مهجور و مغفول مانده و بسیاری از آنها به غارتِ جهل و طمع و
بیتوجهی رفته اند. باغ فتح آباد و بیرم آباد متعلق به دو دوره تاریخی که در دو ناحیه از شهر کرمان قرارگرفته اند، به لحاظ ساختار، وجوه تشابه فراوانی با یکدیگر دارند. این باغها از معدود و شاید تنها باغ های ایرانیِ موجود هستند که در آنها دو عمارت وجود دارد و این سبب شده تا تفاوت هایی با الگوی شناخته شده باغ ایرانی داشته باشند. لذا در این نوشتار تلاش میشود با تحلیل ساختار باغ، به برخی نقاط اشتراک و افتراق آنها با یکدیگر زیر چهار عنوان : ساختار باغ، استقرار ابنیه، تقسیمات فضایی و ارتباط با طبیعت اشاره شده و در خلال آن فرضیاتی برای دلایل و نتایج فاصله گرفتن آنها از الگوی باغ ایرانی و میزان تأثیر وجود دو عمارت و چند محور بر آن، به بحث گذاشته شود.
زیبایی شناسی کعبه
چرایی پیدایش و گسترش بافت های فرسوده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرسودگی بافت های شهری یکی از معضلاتی است که از گذشته های دور شاهد آن هستیم، اما در چند دهة اخیر، ابعاد گسترده تری پیدا کرده است. اقدامات گوناگونی که به صورت نوسازی بافت های فرسوده شهری در جهان و از جمله در ایران صورت گرفته است، نتایج ناموفق یا با موفقیت کمتری داشته است. اینکه ""فرسودگی چیست؟"" و ""نوسازی بافت های فرسوده به چه معنی است؟"" پرسش هایی است که همواره پیش روی پژوهشگران بوده است. مطالعات نشان می دهد اقداماتی که تاکنون انجام شده است، نتوانسته نیازهای نوسازی بافت های فرسوده شهری را پاسخ گوید.
هدف این مقاله، به چالش کشیدن مسایل مربوط به فرسودگی و نوسازی و کوشش در جهت یافتن پاسخ پرسش های مطرح شده در بالا است. با دید انتقادی به رویکردهایی که تاکنون نسبت به فرسودگی و نوسازی بافت های شهری ارایه و به آنها عمل شده است، این مسئله بیش از پیش عیان می شود که درک درستی از فرسودگی و نوسازی وجود ندارد.
نتایج حاصل از پژوهش چندساله که بخشی از آن در این مقاله بیان شده، نشان می دهد هم پدیدة فرسودگی و هم برنامه نوسازی نیازمند تغییر روش و نگرش از تفکر جزء نگر به تفکر کل نگر است تا درک درستی از نوسازی حاصل شده و اقدامات صورت گرفته مفید واقع شود. در این رابطه، ""فرسودگی"" را پدیده ای بسیار پیچیده می دانیم که برحسب شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی یک جامعه تغییر می کند. ""نوسازی"" نیز به عنوان برنامه پیشگیری، کاهش اثرات و بازگرداندن بافت شهری فرسوده به حالت کارآمد، در صورتی شناخته می شود که ترمیم شبکه های آسیب دیده اجتماعی و اقتصادی و برقراری مجدد جریان های قطع شده را انجام دهد.
بررسی کیفیت محیطی فضاهای داخلی با تأکید بر آسایش حرارتی در خانه های سنتی نمونه های موردی: دو خانه قجری در شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بخش عمده ای از فعالیت های زندگی هر انسان در فضاهای داخلی صورت می گیرد. طبق آمار در کشورهای غربی حدود 90درصد از زمان زندگی در محیط های داخلی سپری می شود؛ ازاین رو در سال های اخیر توجه به کیفیتِ محیطیِ داخلی، از سوی سازمان ها و انجمن های معماری کشورهای مذکور با جدیت دنبال می شود و ازآنجاکه کیفیت فضاهای داخل به طور مستقیم در سلامت ساکنان اثر می گذارد، توجه به این مفهوم در ابعاد مختلف آن مانند کیفیت هوای داخل، آسایش حرارتی و همچنین آسایش بصری و صوتی، امری بسیار حائز اهمیت است و مطالعه دقیق آن در ایران باید ضروری تلقی شود. آسایش حرارتی فضاهای داخلی یکی از مهم ترین نکات این مفهوم است که در بحث حاضر توجه بیشتری به آن خواهیم داشت. بررسی این عامل در دو نمونه از خانه های دوره قاجار در شیراز با استفاده از برداشت های میدانی و تطبیق آن با شبیه سازی نرم افزاری صورت پذیرفته است. اطلاعات گردآوری شده در دو مرحله تحلیل شده اند. در مرحله اول رفتار حرارتی هریک از فضاها با استاندارد جهانی اشری مقایسه شده و سپس رابطه بین ویژگی های معماری و نتایج عملکرد حرارتی اتاق ها مورد بررسی قرار گرفته است؛ با این هدف که اگر نشانی از توجه به آسایش حرارتی در این مکان ها بود، عوامل آن چیست و چگونه می توان این عوامل را در طراحی خانه های امروزی احیا کرد و با صرف کمترین انرژی به حدود آسایش در فصول گرم و سرد رسید. نتایج مطالعات نشان می دهند که اتاق های این خانه ها به لحاظ تأمین آسایش حرارتی عملکرد مناسبی داشته و به یقین در زمان گذشته، این عملکرد بهتر بوده است؛ برای مثال اتاق شاه نشین در حدود هشت ماه از سال در محدوده آسایش قرار دارد.
گوهر تابناک معماری دوران صفویه در اصفهان
حوزههای تخصصی:
پیشنهاد سازوکاری برای رفع ابهام معماران منظر و طراحان شهری در حوزه های مشترک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طراحی شهری و معماری منظر به مثابه دو شاخه مستقل از دانش های معماری و شهرسازی در طی قرن پیشین و عمدتا به دلیل اهمیت یافتن مساله کیفیت عرصه های همگانی و عمومی شهرها و حوزه های پیرامونی آنان مطرح شده است. امروزه گسترش مفاهیم و مبانی نظری رشته های طراحی شهری و معماری منظر و همپوشانی آنها در فرایند ارتقای کیفیت عرصه های عمومی شهری و منطقه ای از تئوری تا عمل، بر میزان سردرگمی و ابهام نقش و حیطه های فعالیتی، میان این دو افزوده است. گسترش حیطه های فعالیتی، تداخل حوزه های کاری و وجود ابهام در نقش و جایگاه هریک از رشته های طراحی شهری و معماری منظر در طراحی محیط های بیرونی، آینده این رشته ها را با سوال اساسی زیر مواجه ساخته است :«چرا معماران منظر و طراحان شهری در طراحی محیط های بیرونی، با ابهام در نقش و حوزه وظایف در قبال یکدیگر مواجه شده اند و اصولا چه راه حل هایی برای برون رفت از این مشکل وجود دارد؟»بررسی تطبیقی - تحلیلی سوابق موضوع حاکی از آن است که صاحبنظران عمده دلایل تداخل و ابهام نقش میان حرفه مندان را در قالب دسته های «اشتراکات فراوان نظری و عملی»، «رویکردهای میانی دو رشته» و «گسترش حیطه و نوع فعالیت های دو رشته» عنوان کرده اند. از طرفی تحلیل محتوای ادبیات موضوع در خصوص رفع و پر نمودن خلا دانشی – حرفه ای میان دو رشته معماری منظر و طراحی شهری به استنتاج یکسری مولفه ها و راهبردهای کلی شامل : «همکاری و تعامل دو رشته»، «محتواهای آموزشی مشترک»، «تعیین نقش های حرفه ای ضابطه مند» و «ایجاد رشته یا رویکرد میان رشته ای جدید» می انجامد.