ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۹۸۷ مورد.
۸۱.

تحلیل فضایی صرفه های ناشی از تجمع در مقیاس کوچک: تخصصی شدن و تنوع فعالیتهای اقتصادی در شهر کازرون(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۹۵
بررسی و تحلیل صرفه های ناشی از تجمع فعالیت های اقتصادی از دیرباز موردتوجه محققان بوده است. مطالعات صورت گرفته در این رابطه بیشتر در حوزه اقتصادی و در سطح کشور و منطقه بوده و کمتر به مقیاس کوچک تر از شهر و به خصوص خیابان ها پرداخته شده است. در این پژوهش به جای این که شهر به صورت یک کل واحد در نظر گرفته شود، ساختارهای اصلی اقتصادی شهر به تفکیک خیابان ها موردبررسی قرارگرفته و با بررسی سه هزار و ۸۰۴ فعالیت یا بنگاه اقتصادی در شهر کازرون با استفاده از شاخص نسبت مکانی، هرفیندال-هریشمن و شانون وضعیت تجمع بنگاه ها و آثار آن ازجمله تخصصی شدن و تنوع در سطح خیابان ها موردبررسی قرارگرفته است؛ بنابراین ضمن شناسایی و ارائه مکان محور خیابان های تخصصی و متنوع، فعالیت اقتصادی مربوطه نیز ارائه شده است. نتایج نشان دهنده این امر است که فعالیت های اقتصادی با توجه به نوع خدماتی که ارائه می دهند در کنار فضای موردنیاز برای فعالیت، اهمیت دسترسی سواره، میزان جریان پیاده و نزدیکی به مراکز جمعیتی می توانند در موقعیت های خاصی از شهر متمرکز یا پخش گردند؛ به طوری که فعالیت های فنی مثل خدمات وسایل نقلیه (بولوار خرمشهر) و خدمات کشاورزی (خیابان فردوسی) در خیابان های عریض تر و دورتر از مرکز شهر و فاقد جریان پیاده، مشاورین املاک بیشتر در توسعه های جدید (بولوار پردیس)، مراکز درمانی در مرکز شهر (خیابان سلمان فارسی)، خیابان های متنوع (خیابان شهدای شمالی و جنوبی، ابوذر، حضرتی و امام خمینی) دارای عرض کمتر نسبت به خیابان های تخصصی و در نزدیکی ناحیه تجاری مرکزی شهر، پیاده روهای شلوغ تر و تنوعی از فعالیت های مختلف را در خود جا داده اند.
۸۲.

کاربست سیاست انتقال حقوق توسعه در چارچوب حفاظت از باغات و اراضی کشاورزی قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۵
مقدمه: گسترش شهرنشینی و تخریب اراضی کشاورزی و باغات در قزوین، لزوم به کارگیری راهکارهای نوین برای حفاظت از این اراضی حیاتی را نمایان ساخته است. انتقال حق توسعه به عنوان رویکردی نوین در مدیریت منابع و توسعه پایدار شهری مطرح می شود. هدف پژوهش: امکان سنجی و طراحی الگوی اجرایی انتقال حق توسعه در قزوین است تا به حفاظت از اراضی کشاورزی و باغات و هدایت توسعه شهری به سمت اراضی کم بازده کمک کند. روش شناسی: روش تحقیق از نوع ترکیبی و شامل دو فاز است. در فاز نخست، داده ها با استفاده از ابزارهای مصاحبه با کارشناسان از نهادها جمع آوری شد و با استفاده از مدل های اقتصادی عرضه و تقاضا، حقوق توسعه قابل عرضه و تقاضا در چهار نسبت انتقال متفاوت محاسبه گردید. سپس داده های مالی نرمال سازی گردیدند. در فاز دوم، برای تعیین بهینه ترین گزینه اجرایی انتقال حق توسعه، از روش تحلیل سلسله مراتبی استفاده شد. معیارهای کلیدی شامل سودآوری اقتصادی، تعادل بازار و پیامدهای اجتماعی وزن دهی و گزینه ها رتبه بندی شدند. یافته ها و بحث: یافته ها نشان داد نسبت انتقال ۲۵ به ۷۵، بهترین تعادل پویا بین عرضه و تقاضای حق توسعه ایجاد می کند. این گزینه، علاوه بر تعادل بازار، بالاترین سودآوری اقتصادی را برای پروژه های ساخت وساز به ارمغان می آورد و از افزایش غیرضروری هزینه های توسعه انتقالی جلوگیری می کند. نتایج مدل AHP نیز این برتری را تأیید کرد و گزینه ۲۵ به ۷۵ را به دلیل عملکرد مطلوب در معیارهای اقتصادی، بازار و اجتماعی، مناسب ترین و پایدارترین گزینه برای اجرای برنامه انتقال حق توسعه در قزوین معرفی نمود. نتیجه گیری: به کارگیری الگوی انتقال حق توسعه با نسبت انتقال ۲۵ به ۷۵ می تواند به عنوان راهکاری مؤثر در حفاظت از اراضی کشاورزی و ارتقاء بهره وری اقتصادی در شهر قزوین به کار گرفته شود. این یافته ها، مبنایی محکم برای سیاست گذاری های آگاهانه و برنامه ریزی دقیق تر مدیریت توسعه شهری و حفظ منابع طبیعی در شهر قزوین و شهرهای مشابه فراهم می آورد.
۸۳.

شناسایی پیشران های کلیدی آینده توسعه شهری (نمونه مورد مطالعه: منطقه 5 شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۳
مقدمه: منطقه پنج شهر تهران در دهه های اخیر به یکی از پرتحول ترین مناطق پایتخت تبدیل شده و با رشد سریع جمعیتی، کالبدی و اقتصادی، نقش مهمی در توسعه مسکونی و تجاری ایفا کرده است. این تحولات، فشار زیادی بر زیرساخت ها و محیط زیست شهری وارد کرده و ضرورت تغییر رویکرد از مدیریت واکنشی به برنامه ریزی آینده نگرانه را برجسته ساخته است. هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش شناسایی و تحلیل پیشران های کلیدی مؤثر بر آینده توسعه منطقه پنج با بهره گیری از رویکرد آینده پژوهی و تحلیل سیستمی است. این پژوهش می کوشد با ترسیم تصویری از عوامل اثرگذار و اثرپذیر، مبنایی برای تدوین سیاست های پایدار و راهبردی در مقیاس محلی فراهم آورد. روش شناسی: روش تحقیق به صورت ترکیبی و در شش گام طراحی شده است. این مراحل شامل تحلیل اسناد، انجام مصاحبه های نیمه ساخت یافته با خبرگان حوزه های مرتبط، تحلیل سوآت، تدوین فهرست اولیه پیشران ها، تکمیل ماتریس اثرات متقابل، پردازش داده ها با نرم افزار میک مک، و در نهایت طبقه بندی متغیرها بر اساس اثرگذاری مستقیم و غیرمستقیم بوده است. یافته ها و بحث: یافته ها نشان می دهد ۱۵ پیشران اصلی در توسعه آینده منطقه پنج تهران نقش دارند که در چهار دسته اقتصادی -اجتماعی، زیست محیطی، کالبدی -فضایی و حمل ونقل و تاسیسات شهری جای می گیرند. در بعد اقتصادی -اجتماعی تورم، سرمایه گذاری، قیمت و مالکیت مسکن، مشارکت اجتماعی، درآمد، اشتغال و حاشیه نشینی مطرح است. در بعد زیست محیطی، قیمت سوخت های فسیلی و کیفیت هوا اهمیت دارند. کالبدی -فضایی شامل بودجه عمرانی، تغییر کاربری، تراکم و فضاهای باز است و در نهایت حمل ونقل عمومی و زیرساخت های دیجیتال برجسته هستند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد آینده توسعه منطقه پنج تهران به شدت متأثر از پیشران های اقتصادی مانند سرمایه گذاری، تورم، بودجه عمرانی، قیمت زمین، مسکن، درآمد و اشتغال است. این عوامل دووجهی و بحرانی اند و تغییر در آن ها کل ساختار توسعه ای را دگرگون می سازد. در مقابل، متغیرهایی چون کیفیت هوا، زیرساخت دیجیتال، مشارکت اجتماعی و فضاهای باز بیشتر تابع و تأثیرپذیرند.
۸۴.

مؤلفه های طراحی شهری پردیس دانشگاهی سلامت بخش از دیدگاه دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۴
پردیس های دانشگاهی فضاهایی هستند که دانشجویان در آن ها همواره با تجارب متعدد آموزش و یادگیری در کنار چالش های متعددی ازجمله فشارهای تحصیلی و اجتماعی رو برو می باشند که تاثیرات منفی بر سلامت روان و جسم آن ها دارد. این موضوع اهمیت وجود فضاهای سلامت بخش در پردیس های دانشگاهی جهت کاهش سطح استرس و بازیابی تمرکز برای یادگیری کاراتر را دوچندان می کند. ازاین رو هدف مطالعه حاضر، واکاوی ارتباط بین نیاز دانشجویان به کاهش سطح استرس و بازیابی تمرکز برای یادگیری با میزان سلامت بخشی حوزه دانشکده علوم پایه از پردیس دانشگاهی فردوسی مشهد، و تدوین چارچوب مفهومی معطوف به ارتقای سلامت روان دانشجویان از طریق طراحی شهری سلامت بخش است. مطالعه حاضر از نوع کیفی بوده و گردآوری داده ها از طریق مصاحبه ساختاریافته با 33 نفر از دانشجویان دانشکده علوم پردیس دانشگاه فردوسی و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کیفی مصاحبه های پیاده سازی شده انجام شد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که از منظر دانشجویان دانشکده علوم، سلامت بخشی این محیط دانشگاهی با کیفیت های خلوت گزینی و آرامش، پیاده مداری، عرصه همگانی باکیفیت، پیوند با طبیعت، خوانایی و گستردگی، سازگاری، و اجتماع پذیری معنا می یابد. بنابراین سلامت دارای بعد فضایی است و بازیابی روانی دانشجویان می تواند با حضور در فضاهای باز و نیمه باز در کنار عناصر طبیعی همچون کال، درختان و پوشش گیاهی همراه با ارتقا دیگر کیفیات طراحی شهری سلامت بخش در محدوده دانشکده علوم فردوسی مشهد تسهیل شود.
۸۵.

نقش سن و جنسیت در ادراک حسی و تجربه زیسته کاربرانِ میدان های بهارستان و امام خمینی (ره) تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۹
مقدمه: ادراک فضا در میدان های تاریخی شهری، حاصل تعاملات بدنی، حسی و حافظه ای انسان با محیط پیرامون است و فراتر از تحلیل های صرفاً بصری یا کالبدی عمل می کند. در این میان، میدان های منطقه ۱۲ تهران، به ویژه میدان های دارای کارکردهای سیاسی و فرهنگی، فرصت مناسبی برای مطالعه تجربیات ادراکی شهروندان فراهم می آورند. عنصر آب به عنوان یک مؤلفه طبیعی و چندحسی، نقشی کلیدی در تقویت این تجربیات دارد، اما اغلب در طراحی های معاصر مورد غفلت قرار گرفته است. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی نقش ادراک حسی و عناصر خاطره ساز، به ویژه آب، در شکل گیری تجربه زیسته کاربران دو میدان بهارستان و امام خمینی (سابقاً توپخانه) انجام شده است. پرسش های اصلی پژوهش بر چگونگی تأثیر حضور آب بر تجربه فضایی، عوامل مؤثر بر این تجربه، و تفاوت های ناشی از سن و جنسیت در تفسیر فضا تمرکز دارد. روش شناسی: روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای ساخت یافته با چهار محور اصلی است: انتظارات کاربران از میدان، اولویت های طراحی منظر، عناصر حافظه ساز، و نقش آب در تجربه زیسته. نمونه شامل ۵۹ کاربر میدان ها در ساعات مختلف روز بوده که با ترکیب روش های هدفمند و تصادفی انتخاب شده اند. تحلیل داده ها به صورت آماری-توصیفی انجام گرفته است. یافته ها و بحث: یافته ها نشان دادند که آب با فعال سازی هم زمان چند حس، موجب ایجاد تجربه ای لذت بخش و به یادماندنی می شود. تفاوت هایی میان گروه های سنی و جنسی در نوع ادراک حسی نیز مشاهده شد. همچنین کیفیت، فرم و نگهداشت آب نماها تأثیر قابل توجهی بر عمق تجربه فضایی داشتند. نتیجه گیری: طراحی فضاهای عمومی، به ویژه در بافت های تاریخی، باید بر پایه درک چندحسی، پویایی اجتماعی، خاطره پذیری و پاسخ گویی به نیازهای روانی کاربران شکل گیرد. عنصر آب می تواند به عنوان عاملی مؤثر در تقویت حضور، هویت مکان و پیوندهای عاطفی کاربران با فضا عمل کند. توجه به ابعاد غیرکالبدی در طراحی، زمینه ساز ارتقای کیفیت تجربه شهری، افزایش حس تعلق و پایداری استفاده از فضا خواهد بود.
۸۶.

بررسی برازش مدل حکمروایی خوب شهری با رویکرد زمینه گرا و تحلیل معادلات ساختاری (مطالعه موردی: شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه: در دهه های اخیر، ناکارآمدی مدیریت شهری سنتی و پیچیدگی جوامع، ضرورت بهره گیری از رویکردهای نوین مدیریتی را آشکار کرده است. در این راستا حکمروایی خوب شهری، رویکردی کثرت گرا و زمینه مند است که با تأکید بر تعامل میان بخش های دولتی، بخش خصوصی و جامعه مدنی به دنبال تحقق توسعه انسانی پایدار است. بخش دولتی با ایجاد بسترهای حقوقی و قانونی، هدایت فعالیت های اقتصادی و اجتماعی، امنیت و دسترسی به خدمات عمومی را تضمین می کند. بخش خصوصی با همکاری جامعه مدنی، نقش مکمل و مؤثری در افزایش مشارکت، ارتقای پاسخگویی، بهبود شفافیت و کارآمدی مدیریت شهری دارند. هدف پژوهش: این پژوهش در ادامه مطالعه پیشین، که مؤلفه های حکمروایی خوب شهری در سنندج را احصا کرده بود، با هدف اعتبارسنجی همان مؤلفه ها و مدل حکمروایی خوب شهری در سنندج انجام شده است. روش شناسی: این مطالعه به صورت همبستگی و با روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) انجام شد. پرسشنامه ای محقق ساخته شامل ۸۱ شاخص در ۱۸ مؤلفه، براساس یافته های پژوهش پیشین، میان ۲۸۰ مدیر و کارشناس شهرسازی سنندج تکمیل شد. اعتبار و پایایی ابزار با شاخص هایی از جمله آلفای کرونباخ تأیید شد و تحلیل داده ها با نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام گرفت. یافته ها و بحث: نتایج نشان داد مدل حکمروایی خوب شهری سنندج از اعتبار و کفایت پیش بینی مناسبی برخوردار است. توسعه خلاق، مشارکت شهروندان و یادگیرندگی بیشترین نقش را در تبیین حکمروایی خوب شهری داشتند. توانمندسازی سرمایه انسانی، ایجاد سامانه تعاملی هوشمند، به کارگیری تحلیل های پیشرفته و حرکت به سوی مدیریت یکپارچه شهری از عوامل اصلی ارتقای کارآمدی مدیریت و تحقق حکمروایی خوب هستند. نتیجه گیری: مدل حکمروایی خوب شهری سنندج علاوه بر اعتبار ساختاری و محتوایی، ظرفیت اجرایی لازم برای تحلیل و ارتقای فرآیندهای شهری را دارد و می تواند ابزاری راهبردی برای سیاست گذاران، مدیران و پژوهشگران در تصمیم گیری های شهری باشد و تحقق حکمروایی خوب شهری در سنندج و شهرهای مشابه را تسهیل کند.
۸۷.

شناسایی عناصر مؤثر بر خوانایی ساکنین در بافت تاریخی - مرکزی شهر تبریز با استفاده از تکنیک نقشه شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۸۰
یکی از نگرانی های فزاینده در شهرهای ایران، توسعه غیرقابل کنترلی است که مکان های تاریخی را برای عابرین پیاده، ناخوانا کرده و تصور ذهنی آن ها از این مکان ها را به مرور زمان کمرنگ تر ساخته است.از این رو مقاله حاضر در تلاش است که به شناسایی عناصر خوانایی در بافت تاریخی- مرکزی شهر تبریز بپردازد چراکه ساخت و ساز و باسازی های مذکور در بافت های تاریخی شهرها باید با شناسایی و اقدام صحیح عوامل و مولفه ها، علاوه بر عدم آسیب به خوانایی موجود، موجب تحکیم حس خوانایی و یکپارچگی در مقیاس های مختلف محلات تا شهر شوند. تحقیق حاضر به شیوه کیفی؛ ترسیم نقشه شناختی در میان 50 نفر از ساکنان بخش مرکزی شهر تبریز و تحلیل نتایج آن با استفاده از رگرسیون خطی در نرم افزار Spss پرداخته است.یافته های تحقیق نشان می دهد که مهم ترین عنصر خوانایی در شناخت ذهنی ساکنین بافت تاریخی، عنصر گره با امتیاز (426/0) است که بر اساس ویژگی های تاریخی، فعالیتی یا تجاری و ارتباطی آن ها به عنوان مکان توقف، اقامت، مشارکت و تعامل با بافت شهری شناسایی شده-اند. گره های ارتباطی، توجه ناظران را به دلیل موقعیت مرکزی آن و عملکرد مهم برای حرکت پیاده جلب کرده و نیز تحت تأثیر تراکم و انواع فعالیت ها در گره ها و بویژه مقیاس عناصر می باشد. همچنین یافته های تحقیق حاکی از آن است که خوانایی یکی از ویژگی های مهم برای ایجاد محیط منسجم در بافت تاریخی شهر تبریز است. بنابراین جهت جذاب تر و خواناتر کردن مراکز شهرها بر بازسازی و حفظ گره ها به عنوان ویژگی ساخت مکان در بافت تاریخی مرکز شهر تأکید دارد.
۸۸.

اصول راهبردی مکان یابی مساجد جامع در شهر اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۷
مقدمه: مسجد جامع به مثابه مهم ترین نهاد عبادی و اجتماعی شهر اسلامی، نقشی فراتر از یک بنای مذهبی دارد و همواره کانون هویت بخشی، انسجام اجتماعی و سازمان دهی فضایی شهر به شمار می رود. با وجود چنین اهمیتی، مکان یابی نامناسب بسیاری از مساجد جامع در شهرها موجب بروز چالش هایی در حفظ نقش و جایگاه آنها شده است. از این رو ضرورت دارد اصول راهبردی مکان یابی مسجد جامع مبتنی بر احکام فقه اسلامی و الزامات شهرسازی بازخوانی و تدوین گردد. هدف پژوهش: هدف این پژوهش دستیابی و درجه بندی اصول مکان یابی مساجد جامع در سطح راهبرد است که بر اساس احکام فقهی و توأمان با معیارهای معماری و شهرسازی معاصر قابل تبیین باشند. روش شناسی: پژوهش از نظر هدف، کاربردی و مبتنی بر روش های کیفی و تحلیلی است. راهبرد اصلی تحقیق، استدلال منطقی بر پایه اصل استقراء احکام از منابع استوار بوده و در هر بخش از مباحث، روش متناسب اتخاذ گردیده است. داده ها از طریق بررسی متون فقهی و منابع تخصصی معماری و شهرسازی به روش کتابخانه ای گردآوری و در قالب سه دسته اصلی در جدول های مربوطه طبقه بندی و کدگذاری شده اند. در نهایت پس از برقراری تناظر میان آنها، سنجش و ارزیابی بعمل آمده تا اصول مکان یابی مساجد جامع بر اساس احکام فقهی متناظر، بر اساس اولویت درجه بندی شوند. یافته ها و بحث: محوریت مسجد در شکل گیری شهر اسلامی و مرکزیت فضایی و هندسی آن در شهر، نقش چندعملکردی آن، سهولت دسترسی برابر برای تمام شهروندان و نقش وحدت بخش و هویت ساز مسجد از برجسته ترین اصول در مکان یابی مساجد جامع هستند. نتیجه گیری: از طریق تطبیق احکام راهبردی فقهی با اصول تخصصی شهرسازی چارچوبی جامع برای مکان یابی مطلوب مساجد جامع فراهم شده است که هم ریشه در آموزه های اسلامی دارد و هم پاسخگوی نیازهای فضایی و اجتماعی شهرهای امروز خواهد بود. اصول این چارچوب در سه دسته ی کلی شامل اصول ساختاری-کالبدی، اصول کارکردی-عملکردی و اصول محتوایی-معنایی تبیین شده است.
۸۹.

مدل سازی اطلاعات شهر به عنوان چارچوب پشتیبان تصمیم در برنامه ریزی و مدیریت شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۸
مقدمه: تصمیم گیری شهری به طور فزاینده ای به داده های فضایی و غیرفضایی غنی و با سرعت بالا وابسته است؛ با این حال، رویه های جاری همچنان در قالب سامانه های مجزا مانند سیستم اطلاعات جغرافیایی، مدل سازی اطلاعات ساختمان و داشبوردهای اختصاصی عمل می کنند. هدف پژوهش: این مقاله، مدل سازی اطلاعات شهر را به مثابه یک چارچوب جامع پشتیبان تصمیم معرفی می کند که داده های ناهمگن را یکپارچه می سازد، مدل ها و شاخص ها را در مقیاس های مختلف (قطعه، محله و شهر) و در بخش های گوناگون (کاربری زمین و حمل ونقل) پیوند می دهد و برنامه ریزی مشارکتی و مبتنی بر شواهد را عملیاتی می سازد. روش شناسی: پژوهش حاضر با تکیه بر مرور ادبیات مفهومی و تحلیل تطبیقی تجربه های جهانی (سنگاپور، زوریخ، بوستون)، نخست بنیان های نظری سی آی ام را در قیاس با جی آی اس، بی آی ام و دوقلوهای دیجیتال تبیین می کند؛ سپس کارکردهای تصمیم گیری در سطوح راهبردی، تاکتیکی و عملیاتی (سناریوسازی، هماهنگی بین نهادی، پایش درلحظه) را مشخص می سازد؛ و در ادامه، مزایا (زیرساخت اطلاعاتی منسجم، شفافیت، قابلیت پیش بینی، بهبود مشارکت) و موانع (جزیره ای بودن داده ها، هم کنش پذیری، حکمرانی، ظرفیت سازی، ملاحظات اخلاقی و حریم خصوصی) را آشکار می کند. یافته ها و بحث: چارچوب مفهومی پژوهش ارائه می دهد که اجزای کلیدی سی آی ام از ورودی های داده و استانداردهای باز تا حکمرانی داده، موتور تحلیل/شبیه سازی و رابط های مشارکتی را در پیوند با حوزه های کارکردی شهری و سطوح تصمیم گیری نشان می دهد. بر پایه این چارچوب، مجموعه ای از توصیه های سیاستی و اجرایی پیشنهاد می شود: پذیرش استانداردهای مشترک داده/فراداده، حکمرانی داده باز همراه با حفاظت، توسعه ظرفیت سازمانی و اجرای پایلوت های مرحله ای که تحلیل ها را به اجرا پیوند می زنند. نوآوری مقاله در بازتعریف سی آی ام به عنوان «بافت پیونددهنده» میان مدل ها، داده ها، نهادها و شهروندان است؛ رویکردی اجتماعی-فنی که به جایگزینی قضاوت انسانی نمی اندیشد، بلکه کیفیت تصمیم ها را با تلفیق شواهد و مشارکت ارتقا می دهد. نتیجه گیری: دستور کار پژوهشی آینده شامل سنجه های ارزیابی اثربخشی، مدل سازی مشارکتی در مقیاس وسیع و به کارگیری هوش مصنوعی مسئولانه برای تحلیل های شهری ترسیم می شود.
۹۰.

آینده پژوهی انتقادی در بافت پیرامونی حرم های زیارتی: تحلیلی بر مبنای روش CLA(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۱
بیان مسئله: امروزه شهرهای زیارتی به واسطه ی اقدامات ادواری توسط مدیریت شهری با هدف تأمین نیازهای پشتیبان زائران و گردشگران، دچار چالش هایی با دامنه ی فراگیر در ابعاد مختلف شهری هستند که مخدوش شدن هویت مذهبی-زیارتی آنها را در پی داشته است. هدف: مطالعه ی حاضر با هدف واشکافی لایه های مختلف تأثیرگذار در مداخلات بافت پیرامون حرم های زیارتی، صورت پذیرفته است تا سناریوهای مرتبط با آینده های بدیل مداخلات مذکور را تبیین نماید. روش: پژوهش حاضر، مطالعه ی مروری نظام مند کیفی با جهت گیری آینده پژوهانه است که با بهره گیری از روش تحلیل لایه ای علی و راهبرد تحلیل محتوای کیفی، انجام شده است. جامعه ی آماری پژوهش، مشتمل بر 42 مطالعه ی داخلی و خارجی در بازه ی زمانی سال های 1376 تا 1404 (1997 تا 2025) است. یافته ها: تحلیل چهارلایه ای علی (لیتانی، علل سیستمی، گفتمانی و اسطوره ای)، پیشران های کلیدی را شناسایی و مبنای طراحی چهار سناریوی بدیل آینده قرار داد تا امکان تصویرسازی و ارائه ی سیاست های جایگزین در برنامه ریزی بافت پیرامون حرم های زیارتی را فراهم آورد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که تقابل گفتمان ها در لایه های عمیق تر تحلیل علی (اسطوره ای و گفتمانی) با غلبه ی گفتمان گردشگر محور و سلطه ی ایدئولوژی سکولار در کنار بی اعتنایی به گفتمان زیارت محور و با تأسی از استعاره ی «هم زیارت-هم سیاحت» و ناکارآمدی ساختارهای مدیریتی در لایه ی میانی (ساختاری)، اصلی ترین ریشه های مسئله زایی مداخلات کنونی در بستر شهرهای زیارتی هستند. نتیجه گیری: پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تحلیل لایه ای علی و چارچوب بندی مجدد مسئله، به واکاوی گذشته، حال و عدم قطعیت های کلیدی آینده ی مداخلات در بافت پیرامون حرم های زیارتی پرداخت. پس از استخراج پیشرا ن های کلیدی در لایه های تحلیل علی و امتیازدهی آنها در ماتریس اثرگذاری-عدم قطعیت، دو عدم قطعیت کلیدی مشتمل بر «تقابل زیارت-گردشگری» و «نظام مدیریتی»، شناسایی گردید و در ادامه، چارچوبی به منظور تبیین چهار سناریوی بدیل با عناوین «حفظ قداست در چارچوب اقتدار»، «تلفیق معنویت و حکمرانی نوین»، «تجاری سازی اجباری» و «شهر جهانی زیارت» را فراهم نمود.
۹۱.

تبیین روابط توانمندسازی و دلبستگی به مکان، مروری نظام مند بر عوامل کلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۱۰
بیان مسئله: توانمندسازی و دلبستگی مکانی، مفاهیمی بنیادین در توسعه محلی و اجتماع محور هستند. توانمندسازی با ارتقای ظرفیت های مشارکت و دلبستگی با تقویت احساس هویت و تعلق، به پایداری توسعه کمک می کنند. با وجود پژوهش های متعدد، رابطه و مکانیسم های تأثیرگذاری این مفاهیم به طور جامع شناسایی نشده اند. عدم درک صحیح این تعامل در لایه های زیرین، چالش هایی را در اثربخشی طرح های توسعه محلی ایجاد می کند. لذا، شناسایی سازوکارهای تعامل این مفاهیم برای تحقق و توفیق طرح های مشارکتی و توسعه محلی ضروری است. هدف: هدف این پژوهش، بررسی و فهم چگونگی تأثیرگذاری متقابل توانمندسازی و دلبستگی مکانی بر یکدیگر و شناسایی سازوکارهای مؤثر در این تعامل به منظور بهره برداری از آن در راستای اثربخشی فرآیندهای توسعه محلی است. روش: با بهره گیری از مرور نظام مند، مطابق با استانداردهای پریزما، از میان 986 مقاله شناسایی شده در پایگاه های معتبر، پس از غربالگری و ارزیابی کیفیت، 46 مقاله انتخاب شدند. تحلیل محتوای کیفی این منابع منجر به استخراج ۲۸۲ کد مفهومی شد. یافته ها : توانمندسازی و دلبستگی از طریق ایجاد تعامل سازنده در سه ساختار کلیدی شناختی (فردمحور)، عملکردی (میانجی) و حکمرانی(سطح کلان)، شامل مکانیسم های اجتماعی، محیطی و کالبدی، اقتصادی، سیاسی و حقوقی، و ظرفیت سازی آموزش؛ می تواند به شکل گیری هویت مکانی، تقویت حس تعلق، ترویج تعهد و مسئولیت پذیری نسبت به مکان، و ارتقای خودکفایی و استقلال محلی منجر شود. در مجموع، 21 مولفه کلیدی مؤثر در این فرآیند شناسایی شدند. نتیجه گیری: چارچوب ارائه شده، بر اهمیت توزیع عادلانه قدرت، و تقویت ساختارهای حکمرانی برای نهادینه سازی عملکردهای اجتماعی و اقتصادی مشارکتی در راستای اهداف توانمندسازی و دلبستگی در توسعه های اجتماع محور تأکید دارد. این رویکرد می تواند ظرفیت و سرمایه های مختلف جوامع محلی را برای خودکفایی و مدیریت منابع افزایش داده و  بستر تحقق پذیری طرح های توسعه محلی را فراهم آورد.
۹۲.

تأملی بر شهر دوستدار زنان در فضاهای تفریحی با تأکید بر رویکرد نظریه حق به شهر (مطالعه موردی: پارک بانوان بوستان ولایت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۰۲
بیان مسئله: یکی از پیش شرط های تکوین فضاهای عمومی به ویژه حق انسانی هر فرد در جهت برخورداری از فرصت های ارائه شده است که با عنوان نظریه حق به شهر شناخته می شود. حضور زنان در فضاهای عمومی شهر نیز از این مقوله مستثنا نیست، بلکه بازتعریف خلق زندگی بهتر و پاسخ به نیازهای انسانی می باشد. هدف: هدف پژوهش حاضر تحلیل شهر دوستدار زنان در بوستان ولایت با رویکرد نظریه حق به شهر است. روش: روش پژوهش حاضر توسعه ای با روشی آمیخته (کمی-کیفی) است که با استفاده از پرسش نامه ای محقق ساخته و مصاحبه ساختاریافته با خبرگان و متخصصان حیطه امور شهری انجام شده است. در راستای سنجش روایی پرسشنامه ها از روش روایی سازه استفاده شده است. در این روش با استفاده از نرم افزار لیزرل، تحلیل عاملی تأییدی متغیرها مورداندازه گیری قرارگرفته است. یافته ها : نتایج حاصل از پژوهش که ابتدا استخراج شاخص های پژوهش از طریق مطالعه پژوهش های کار شده با استفاده از تحلیل محتوا و تائید از طرف کارشناسان و خبرگان سازمانی بود و سپس نتایج در قالب پرسش نامه به صورت کمی مطرح شد و با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم متغیر شهر دوستدار زنان ضرایب معناداری عدد (96/1) را به دست داد که نتایج فوق نشان دهنده تائید روایی سازه پرسشنامه شهر دوستدار زنان است. نتیجه گیری: با توجه به آماره های مورداستفاده برای نیکویی برازش از قبیل CFI، NFI، IFI، RFI و ... بزرگ تر از 9/0 بود که می توان این گونه استنباط کرد که مدل تحقیق از برازش مناسبی برخوردار است. ازآنجایی که RMSEA برابر با 069/0 می باشد و این مقدار، کوچک تر از 1/0 است نشان می دهد که گویه های پرسشنامه به خوبی، قابلیت سنجش شهر دوستدار زنان را با رویکرد حق به شهر را دارند. نگاهی کل گرایانه و بازنگری در الگوی طراحی شهرهای سنتی، بسترسازی برای مشارکت زنان در فضاهای عمومی شهر،  به عنوان راهکاری مهم قلمداد می شود.
۹۳.

تحلیل عوامل موثر در بروز سوانح جاده ای بین شهری (مطالعه موردی: مسیر تهران-رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۱۰
بیان مسئله:   تصادفات جاده ای به عنوان یک بحران حمل ونقل، سالانه منجر به تلفات انسانی و خسارات اقتصادی گسترده می شود. محور تهران-رشت، به دلیل حجم بالای تردد و شرایط پیچیده محیطی، از جمله نقاط پرریسک کشور محسوب می شود. با وجود تحقیقات متعدد، بررسی جامع عوامل انسانی، محیطی، حاکمیتی و فنی در وقوع سوانح این محور ضروری است. این پژوهش با رویکرد داده محور تلاش دارد تا ارتباط این عوامل را شناسایی و راهکارهای نوین برای کاهش تصادفات ارائه دهد. هدف: هدف اصلی این مطالعه، تحلیل چندبعدی عوامل مؤثر در تصادفات جاده ای بین شهری در مسیر تهران-رشت و ارائه راهبردهای عملیاتی برای بهبود ایمنی ترافیک است. روش: پژوهش با رویکرد آمیخته شامل مطالعات کمی (توصیفی-استنباطی) و کیفی (پدیدارشناسی) انجام شده است. جامعه آماری شامل ۲۵۰ راننده و ۱۵۰ پلیس راهور در محور مذکور و ۱۷ مدیر راهداری و ۵ استاد دانشگاه است. داده های بخش کمی با نرم افزار SPSS تحلیل شده و آزمون های همبستگی، رگرسیونی و عاملی تأییدی برای ارزیابی روابط متغیرها اجرا شده اند. یافته ها: نتایج نشان می دهد که سطح تحصیلات و سابقه رانندگی با میزان آشنایی به قوانین رابطه معنادار دارند، اما سایر متغیرهای جمعیت شناختی تأثیری نشان نداده اند. در تحلیل رگرسیونی گام به گام، عوامل فیزیکی، حاکمیتی و اجتماعی-فرهنگی باقی مانده و عوامل اقتصادی حذف شده اند. نتیجه گیری: پژوهش بر اهمیت اجرای دقیق قوانین توسط پلیس راهور، تقویت نظارت فیزیکی و برخورد با متخلفان تأکید دارد. بهره گیری از رسانه ها برای ارتقای فرهنگ ترافیکی و آگاهی بخشی به رانندگان در خصوص بررسی وضعیت فنی خودرو پیش از سفر نیز از راهکارهای کلیدی کاهش تصادفات محسوب می شود .
۹۴.

اولویت بندی مؤلفه های ارتقاء حس تعلق به مکان در قرارگاه های رفتاری شهری بر اساس ادراک ذهنی شهروندان؛ نمونه مورد مطالعه: ضلع غربی خیابان امام خمینی اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۵
تغییرات سریع شهرها و رشد بی رویه توسعه شهری باعث کاهش ارتباط شهروندان با فضاهای شهری و کاهش حس تعلق به مکان شده است. این پدیده در بسیاری از شهرهای تاریخی که دارای هویت های فرهنگی منحصربه فرد هستند، مشهودتر است. با وجود این، برنامه ریزی شهری معاصر به ندرت به ارتباط عاطفی شهروندان با محیط پیرامون خود پرداخته است. خیابان امام خمینی در اردبیل، به عنوان یک فضای شهری با قدمت تاریخی، نمونه ای از چنین مکان هایی است که نیازمند بازتعریف مؤلفه های حس تعلق به مکان و تقویت نقش آن در ایجاد پیوند اجتماعی میان شهروندان است. این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های ارتقای حس تعلق در قرارگاه های رفتاری، بر اساس نقشه ذهنی شهروندان در فضاهای شهری انجام شده است. روش پژوهش ترکیبی شامل تحلیل معادلات ساختاری و تحلیل سلسله مراتبی (AHP) بوده و همچنین از داده های کمی برای دستیابی به این هدف استفاده شده است. داده ها از طریق پرسشنامه و مصاحبه با 384 شهروند و 15 متخصص معماری و شهرسازی جمع آوری شد. یافته های تحلیل عاملی نشان داد که مؤلفه های قرارگاه رفتاری به سه گروه اصلی تقسیم می شوند؛ حفظ هویت و افزایش حس تعلق به مکان، ارتقای حس تعلق به مکان و خوانایی فضاهای شهری با استقرار کاربری ها و بنای شاخص و ارتقای تصویر ذهنی از بدنه های شهری. با توجه به یافته ها، معیار ارتقای حس تعلق به مکان و خوانایی فضاهای شهری با استقرار کاربری ها و بنای شاخص بیشترین تأثیرگذاری را در ادراک ذهنی شهروندان داشته است. این نتایج نشان می دهد که توجه به ویژگی های تاریخی، هویتی و فرهنگی سایت مورد مطالعه، همچنین ایجاد فضاهای منحصر به فرد با الگوهای طراحی مناسب و توجه به نیازهای شهروندان، می تواند به افزایش حس تعلق در فضاهای شهری کمک کند. راهکارهایی که با ویژگی های بصری و عملکردی فضا، شناخت خواسته های شهروندان و قرارگیری عملکردهای مناسب در فضاهای مناسب در ارتباط است، بیشترین تأثیرگذاری را در افزایش حس تعلق میان شهروندان دارند. این راهکارها به ویژگی های هویتی و فرهنگی در کالبد فضا اشاره دارند و می توانند بهبودی محسوس در تجربه شهروندان از فضاهای شهری ایجاد کنند. این پژوهش با ارائه چارچوبی تحلیلی برای اولویت بندی مؤلفه های حس تعلق در فضاهای شهری، می تواند به برنامه ریزان و طراحان شهری کمک کند تا بهبود های مدنظر شهروندان را در نظر بگیرند و فضاهای شهری را بر اساس نیازهای واقعی ساکنان بهبود بخشند.
۹۵.

Comparative Evaluation of the Effectiveness of Cool Roofs in the Hot and Dry Climate of Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۱۷۸
Escalating urban heat island effects and rising energy demands in Iran's hot, dry climate pose a serious challenge for educational buildings, where high occupant density intensifies cooling needs and operational costs. This research addresses the urgency of adopting cool roof technologies—such as reflective coatings, green roofs, high-albedo materials, and radiative cooling roofs—to mitigate extreme indoor temperatures, reduce carbon footprints, and enhance student and staff well-being. Drawing on empirical data, simulation models, and a comprehensive literature review, we employ a weighted-scoring framework that evaluates each technology's thermal performance, energy savings, cost factors, durability, and environmental impact. Findings reveal that while radiative cooling roofs offer the greatest potential for reducing cooling loads (up to 30–40%) and maintaining comfortable indoor temperatures, they demand more advanced materials and higher initial investment. Green roofs yield substantial insulation and environmental benefits, but are limited by water scarcity and elevated setup costs. Conversely, reflective coatings and high-albedo materials strike a balance between effectiveness and affordability, making them viable for retrofits in budget-constrained educational facilities. The results underscore the need for context-specific solutions that consider local climate, water resources, building typology, and policy incentives. By clarifying the strengths and trade-offs of each cool roof approach, this study provides actionable guidance for architects, policymakers, and school administrators seeking sustainable and cost-effective interventions. Future research should focus on long-term performance monitoring, integrating complementary passive strategies (e.g., shading, natural ventilation), and developing localized materials tailored to resource-limited contexts.
۹۶.

از فضاهای گمشده تا مکان های شهری: بازآفرینی مکان بر پایه تحلیل چندلایه فضاهای گمشده شهری (مطالعه موردی منطقه ۴ رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۷
بیان مسئله: بخش هایی از بافت های شهری ایران به رغم برخورداری از موقعیت مکانی مناسب و ظرفیت های بالقوه، در گذر زمان دچار افول کارکردی، گسست فضایی و حذف از تجربه روزمره شهروندان شده اند. این فضاها که در ادبیات شهرسازی معاصر به عنوان «فضاهای گمشده» شناخته می شوند، از منظر نظری و تجربی کمتر مورد واکاوی دقیق قرار گرفته اند. منطقه چهار شهر رشت نمونه ای عینی از بروز این پدیده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی فضاهای گمشده در منطقه چهار رشت، تبیین عوامل مؤثر بر شکل گیری آن ها، استخراج مولفه های مکان و ارائه راهکارهای مکان سازی با رویکردی چندسطحی انجام شده است. روش: این مطالعه از رویکرد کیفی با راهبرد تلفیقی بهره گرفته و شامل سه لایه تحلیلی مکمل، تحلیل مورفولوژیک با استفاده از ۱۶ شاخص شکل-زمینه؛ تحلیل پیوند فضایی به کمک تکنیک چیدمان فضا و تحلیل ادراکی-اجتماعی بر پایه مصاحبه های عمیق و ترسیم نقشه های ذهنی است. تحلیل مصاحبه ها به روش تحلیل تماتیک انجام شده و جهت پاسخ به سه پرسش کلیدی پژوهش به صورت مجزا بازخوانی و کدگذاری شده اند. یافته ها: نتایج پژوهش منجر به شناسایی یازده دسته فضای گمشده در منطقه چهار رشت شد. همچنین نتایج نشان داد سه بعد اصلی کالبدی-فضایی، عملکردی و اجتماعی-ادراکی در قالب ۲۶ عامل در ایجاد این وضعیت مؤثرند. تحلیل مضامین استخراج شده از مصاحبه ها، ده مؤلفه اصلی مکان را به عنوان مبنای مکان سازی تبیین نمود. راهکارهای طراحی، برنامه ریزی و مدیریتی نیز برای هر نوع فضای گمشده تدوین گردید. نتیجه گیری: پژوهش حاضر ضمن تلفیق سه سطح تحلیل، مدلی مفهومی برای مکان سازی در فضاهای گمشده شهری ارائه می دهد که قابلیت تعمیم به سایر مناطق شهری ایران را دارد و می تواند به عنوان ابزار تصمیم سازی در مدیریت شهری و طراحی زمینه محور مورد بهره برداری قرار گیرد.
۹۷.

بررسی دلایل اقبال عمومی به طراحی معماری نمای رومی و تأثیر آن بر سیما و هویت شهری؛ نمونه موردی: شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۵۰
طی سال های اخیر، نمای رومی در مناطق مسکونی شهر ایلام رشد چشمگیری داشته و به یکی از سبک های غالب نماسازی شهری تبدیل شده است. این گسترش موجب بی هویتی سیمای شهری شده؛ چراکه نمای رومی با ساختار تاریخی و نظام معماری ایرانی، ریشه دار در فرهنگ بومی، ناسازگار است. در این پژوهش، از تلفیق رویکرد کیفی گراندد تئوری با الگوی نظام مند اشتراوس و کوربین، به منظور تحلیل مفاهیم بنیادین و تولید چهارچوب نظری پدیده، استفاده شده است. همچنین به علل گرایش عمومی به این سبک و تأثیرات آن بر منظر شهری ایلام نیز پرداخته شده است. 488 داده اولیه از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۷ نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه های مرتبط گردآوری شده اند که در ۲۴۱ کدگذاری باز، ۴۳ مؤلفه و ۷ مقوله اصلی دسته بندی شدند. نتایج نشان دادند که ویژگی های کالبدی و بصری نماهای رومی، از مهم ترین عوامل جذابیت آن برای عموم مردم بوده اند. از لحاظ اقتصادی نیز، این شیوه نماسازی به دلیل سودآوری زیاد و سهولت اجرا، استقبال گسترده سازندگان و پیمانکاران را به دنبال داشته است. محرک های اقبال عمومی به سمت معماری نمای رومی در جامعه ایران عبارت اند از: نداشتن آگاهی، ضعف آموزشی طراحان و معماران، فقدان هویت و قوانین در بناهای اجراشده. پیامد توجه و رویکرد جامعه به طراحی معماری نمای رومی نیز شامل ترویج معماری بی هویت، نابودی سیما و منظر شهری می شود. براساس یافته ها، می توان ادعا کرد که «بازنمایی منزلت اجتماعی از طریق نماهای شهری در بستر فرهنگ مصرف گرایانه و ضعف ساختارهای آموزشی و نظارتی»، الگوی غالب در تبیین اقبال به سبک نمای رومی در شهر ایلام بوده است.
۹۸.

ارزیابی عملکرد سامانه های منظر یکپارچه بر آسایش بادی عابرپیاده: تحلیل کمی اثر هم افزایی با شبیه سازی دینامیک سیالات محاسباتی (CFD)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۰
براساس معیار دانپورت جریان هوا یکی از مؤلفه های مهم آسایش حرارتی و بادی در فضاهای باز شهری است که تحت تأثیر پیچیده هندسه ساختمان ها و چیدمان منظر قرار می گیرد. پژوهش حاضر به ارزیابی راهکارهای طراحی منظر یکپارچه در جهت ارتقای آسایش بادی در فضاهای باز بین ۱۲ بلوک مسکونی (شهرک امید تهران) می پردازد. در این راستا، با استفاده از شبیه سازی دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) در نرم افزار Ansys Fluent و با بهره گیری از مدل توربولانسی k-ε، الگوی جریان باد در تراز عابرپیاده (۱.۷۵ متر) براساس معیار داون پورت شبیه سازی شد. نتایج وضعیت خط مبنا نشان داد که ۴۰درصد از ۴۲ نقطه سنجش از آستانه های آسایش بادی فراتر می روند. به دنبال آن، دو سناریوی مداخله (۱: پوشش گیاهی؛ ۲: سیستم یکپارچه پوشش گیاهی و موانع متخلخل) ارزیابی شدند. تحلیل های کمی نشان دادند که سناریوی یکپارچه (نسل سوم رویکردها) تعداد نقاط فاقد آسایش بادی را به میزان ۶۷درصد کاهش داد. مهم تر آنکه نتایج تحلیل هم افزایی نشان داد که راهبرد یکپارچه و ترکیبی، ۱۵درصد بهبود اضافی فراتر از مجموع خطی مداخلات انفرادی ارائه می دهد. این اثر غیرخطی و برتر، لزوم تدوین چهارچوب های طراحی مبتنی بر شواهد برای مدیریت جامع ریزاقلیم در شهرک های مسکونی را تأیید می کند.
۹۹.

تدوین راهبردهای ارتقای هم افزایی میان زیست شبانه و شهر هوشمند در فضاهای عمومی شهری؛ نمونه موردی: خیابان بوعلی، همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۸
این پژوهش به تحلیل هم افزایی میان دو مفهوم زیست شبانه و شهر هوشمند در فضاهای عمومی شهری پرداخته است. این مطالعه با تمرکز بر پیاده راه بوعلی شهر همدان، به دنبال درک نحوه تعامل این دو رویکرد و ارائه مدل های کاربردی برای بهبود کیفیت زیست شبانه در فضاهای عمومی شهری است. هدف اصلی این تحقیق، بررسی ابعاد مختلف هم افزایی شبانه هوشمند و ارزیابی اثرات آن بر پویایی و امنیت فضاهای شهری در ساعات شب است. زیست شبانه به عنوان بخش مهمی از فعالیت های شهری، بهبود امنیت، تعاملات اجتماعی و اقتصادی را در ساعات شب فراهم می آورد. از سوی دیگر، شهر هوشمند با بهره گیری از فناوری های نوین اطلاعاتی، به مدیریت بهینه این فضاها کمک می کند. در این راستا، بسیاری از پژوهش ها به تحلیل ابعاد کالبدی و اجتماعی، مدیریت شهری و فناوری های هوشمند پرداخته اند؛ اما کمتر پژوهشی به هم افزایی میان این دو مقوله پرداخته است. این پژوهش از رویکرد ترکیبی (کمی کیفی) استفاده کرده و از ابزار پرسش نامه محقق ساخته برای گردآوری داده ها استفاده کرده است. جامعه آماری شامل ساکنان، کسبه و بازدیدکنندگان پیاده راه بوعلی است. تحلیل داده ها از طریق مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) انجام شده است. محدوده مکانی این پژوهش، پیاده راه بوعلی در شهر همدان است که یکی از مهم ترین کانون های زیست شبانه شهر محسوب می شود. نتایج تحقیق نشان داد که مدل نهایی ۶۲درصد واریانس هم افزایی شبانه هوشمند را تبیین می کند. بیشترین اثر مستقیم از بُعد کالبدی محیطی (β=0.36) و اجتماعی فرهنگی (β=0.28) گزارش شد. همچنین، اثرات غیرمستقیم میان ابعاد مختلف نیز از طریق مسیرهای مدیریتی حکمرانی و فناورانه زیرساختی تأثیرگذار بودند. شاخص های برازش مدل در سطح مطلوب قرار داشتند (CFI=0.92، TLI=0.90، RMSEA=0.058). این پژوهش نشان داد که هم افزایی میان زیست شبانه و شهر هوشمند، پدیده ای چندبعدی و میان رشته ای است که تحقق آن به ترکیب فناوری های هوشمند با ابعاد اجتماعی، کالبدی و مدیریتی نیاز دارد. پیشنهاد می شود سیاست گذاری های شهری در فضاهای عمومی شبانه با اولویت بهبود کیفیت کالبدی، امنیت و توسعه زیرساخت های هوشمند پیگیری شود تا بستر مناسبی برای تحقق زیست شبانه ای پویا و هم افزا فراهم آید.
۱۰۰.

بهینه سازی کاربست مصالح و تکنیک ها در معماری با نگاهی به مفهوم قناعت و بازتاب آن در آثار معماری اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۹۶
منظور از بهینه گرایی در معماری، استفاده ی بهینه از منابع در دسترس و کاهش هزینه های طراحی، ساخت و بهره برداری است. آن چه امروز پرداختن به این موضوع را ضروری نموده، تکرار الگوهای غیربهینه از مرحله ی طراحی تا فرآیند اجرا و بهره برداری از ابنیه ای است که باعث اتلاف منابع، مصالح، بودجه و زمان می گردد. پژوهش حاضر با رجوع به مفهوم ایرانی اسلامی «قناعت» که همزمان به «راضی بودن» و «بسنده کردن به کم» دلالت دارد، تلاش نموده است تا آثار معماری اصفهان را مورد بررسی قرار داده، با استخراج مصادیق فعل قناعت در استفاده از مصالح و تکنیک های ساخت، راهکارهایی موثر برای بهینه گرایی در فرآیند معماری معرفی نماید. پژوهش حاضر در سه گام انجام گردیده است؛ در گام اول جلسات طوفان فکری در گروه های دو نفره و بیش تر برای شناسایی مصادیق بهینه گرایی در آثار معماری برگزار گردید. در گام دوم مصادیق مشابه به کمک نرم افزار مکس کیو دی ای برای تبیین راهکارهای موثر دسته بندی گردید و نهایتا در گام سوم این راهکارها بر اساس نظرات 30 نفر متخصص معماری و شهرسازی فعال در صنعت ساختمان اصفهان به روش مقایسه زوجی، وزن دهی گردیده است. در نتیجه 14 راهکار برای استفاده ی بهینه از مصالح و تکنیک ها در فرآیند معماری در قالب 5 راهبرد «صرفه جویی»، «چندمنظورگی»، «طبیعت دوستی»، «خوداتکایی» و «بازیافت پذیری» معرفی گردید که به ترتیب «مدولارسازی عناصر و اجزای معماری»، «توجه به نقش عملکردی تزئینات»، «استفاده از مواد طبیعی و چرخه پذیر در ساخت مصالح»، «ارجحیت استفاده از مصالح و تکنیک های ساخت بوم آورد» و «ارجحیت استفاده از اتصالات خشک به جای اتصالات تر» موثرترین راهکار ذیل هر راهبرد بوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان