فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۹۳ مورد.
مُهرخاتم بررسی ویژگی های مهر پیامبر (ص)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهر خاتم در اواخر سال ششم یا اوایل سال هفتم هجری برای ممهور کردن نامه های پیامبر به حکام سرزمین های همجوار، ساخته و پرداخته شد. این مهر ظاهراً از نوع انگشتری و شکل صفحه نگین آن مدور بوده است و بر آن در سه سطر عبارت «محمد رسول الله» را نقش کرده بودند؛ جنس و نگین آن نیز از سنگ حبشی تا انواعی از فلزات چون مس و آهن و نقره روایت شده است. پس از وفات پیامبرص این مهر ابتدا به ابوبکر و سپس عمر و عثمان رسید و آن ها نیز نامه ها و مکاتبات خود را بدان اعتبار می بخشیدند.
مهر خاتم در حدود سال سی ام هجری در چاه اَریس(نزدیکی مدینه) افتاد و دیگر به دست نیامد، اما عثمان نظیرش را ساخت و مهر معمول خلافت داشت. با این حساب جز نامه های شخص پیامبرص، بخشی از نامه های خلفای راشدین نیز ممهور به مهر حقیقی پیامبرص بوده است؛ مکاتباتی که اگر نمونه ای اصیل از آن ها به دست آمده بود، لااقل اثر مهر خاتم را به ما نشان می داد.
اوصاف این مهر در متون متقدم اسلامی نشان از نخستین اقدامات و ضروریات تشکیل نظام دیوانی در صدر اسلام است؛ همچنین استفاده از نوشتار جای تصویر، شکل مدور، ترکیب سه-سطری، و شعارهای مذهبی از این جا در مهرهای اسلامی تجربه شده و در سراسر دوران تاریخی اسلام تداوم یافته است.
ویژگی های مهر خاتم در مقالة پیش رو با روش تحقیق تاریخی- توصیفی، بررسی و تحلیل شده است.
از روایت سیاسی تا حکایت اخلاقی در تاریخ نگاری نخستین اسلامی، (نمونه موردی: ماجرای هارون و برمکیان در تاریخ طبری)
حوزههای تخصصی:
تدوین و شکل بخشی روایت جدال امین و مامون عباسی پس از تحقق این رویداد توسط مورخین مسلمان در نیمه نخست قرن سوم هجری انجام شد. درک رایج از گزارش های این رویداد، بر ماهیت سیاسی آن تاکید دارد. اما از آنجا که یکی از اهداف مهم بازخوانی گذشته توسط مورخین مسلمان، درک عبرت نهفته در این رویدادهاست، می توان با نگرش به این رویداد از منظر چگونگی تولید عبرت، از نگرش و روش حاکم بر الگوی تولید روایت در تاریخ نگاری اسلامی رمزگشایی کرد. برای شناسایی این مسئله، مبانی جدال امین و مامون عباسی در تاریخ الرسل و الملوک طبری بر اساس رهیافت معناکاوی مورد بررسی قرار گرفت. این واکاوی نشان می دهد که چگونه گزارش های متون تاریخ نگاری مثل تاریخ طبری، متاثر از کارکرد تولید عبرت از قالب های حکایی برای بازنمایی واقعیت های تاریخی همسو با نظام عقیدتی مولف استفاده می کنند. بر اساس بازنمایی طبری از این ماجرا، مبانی جدال در شیوه برخورد هارون با برمکیان ریشه دارد و مکافات عمل غیر اخلاقی او با برمکیان است.
اندرز کودکان
سندی کهن از خانقاء شاه بابا ولی بهبهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنچه دراین مختصر موردبحث قرارمی گیردسندی است مورخ803ه ق مربوط به خانقاه شاه باباولی دربهبهان.موضوع سند، تعیین جانشینی قطب خانقاه بهبهان است.این سند در اواخر عمر قطب خانقاه به نام جمال الدین عبدالحمید جبل جیلوئی (کهگیلوئی)، معروف به صاحب البحر از زبان او تنظیم شده است.قطب بزرگ خانقاه ،مرید و شاگر خاص خود سیدشرف الدین حسن را به خلافت برگزیده و او قصدسفری دارد.قطب در این سند، سلطان، وزیر، سادات و قضات و مشایخ رامورد خطاب قرارداده که اوراخلیفه وی دانندو مقدمش راگرامی دارند. چنانکه از قرائن بر می آید خانقاه مذکور از شعب سلسله مرشدیه کازرون در بهبهان بوده است.
ابرشهر، نیشابور
احوال بزرگان: قاضی حمیدالدین محمودی بلخی (مؤلف مقامات حمیدی)
حوزههای تخصصی:
معرفی نسخة بسیار نفیس فتوحات مکیه
حوزههای تخصصی:
تأثیر موقوفات گنجعلیخان بر کالبد شهری کرمان با تکیه بر اسناد وقفنامه های گنجعلیخان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بدیهی است در مطالعات و پژوهش های تاریخ معماری و شهرسازی نمی توان از تاریخ اجتماعی و تأثیر آن بر کالبد شهری غافل ماند. اما متأسفانه تاریخ اجتماعی از جمله موارد مغفول مانده در تاریخ ماست که به دلیل ضعف منابع چندان اطلاعات دقیقی در این زمینه در دست نیست. هم چنین توسعه و پیشرفت شهری که نشان دهندة ثبات، امنیت، تدبیر حکومت و بهبود وضعیت اقتصادی جامعه می باشد، از مواردی است که کم تر در منابع توضیح قابل توجهی در مورد آن می توان یافت و بیش تر اطلاعات ما در این خصوص بر پایه بناها و مستحدثات باقیمانده از دوره های مختلف تاریخی است. از این روی، توجه به سایر منابع و حتی اسناد می تواند ما را در شناخت تاریخ اجتماعی ایران یاری رساند. از جمله این اسناد وقفنامه ها هستند که نه به منظور ثبت تاریخ، که تنها به دلیل رسمیت دادن به عمل وقف تنظیم شده اند ولی در لابلای این اسناد گاه اشاراتی یافت می شود که پرده از برخی ابهامات تاریخی بر می دارد.
اگر چه در دهة اخیر توجه به اسناد و به ویژه وقفنامه ها از رشد چشمگیری برخوردار بوده است، اما در اکثر اوقات تنها در زمینة مطالعات تاریخی مورد توجه قرار گرفته و در دیگر رشته ها از جمله شهر سازی هم چنان مهجور مانده است. حال آن که با دقت در وقفنامه ها گاه می توان اطلاعات ارزشمندی در خصوص چگونگی توسعه کالبدی یک شهر به دست آورد.
در مقاله حاضر تلاش شده است تا با بررسی و تحلیل محتوای اسناد وقفنامه های موجود از گنجعلی خان - حاکم کرمان در دورة شاه عباس اول صفوی - حتی الامکان تحولات کالبدی شهر کرمان در دورة صفویه را روشن سازیم. بنابر این، اساس کار بر بازخوانی و تحلیل محتوای مطالب این اسناد بنا نهاده شده و تنها به ضرورت از منابع دیگر استفاده شده است.
در این پژوهش پرسش اصلی این است که چگونه وقف در خدمت توسعه کالبدی شهری قرار گرفته است؟ فرضیه ارائه شده آن است که درایت و توجه فرد واقف و شناخت وی از نیازهای اجتماعی محل می تواند موقوفات وی را در جهت توسعه کالبدی شهر سامان دهی کند.