فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۵۰۳ مورد.
فرهنگ مردم برزیل
معمای نظریه و عمل(رابطه ی نظریه و عمل در اندیشه ی سیاسی مدرن) بررسی مردم شناختی باورهای عامیانه
حوزههای تخصصی:
تحلیل جامعه شناختی از وضعیت فرهنگ شهروندی و عوامل تبیین کننده آن (مورد مطالعه: شهر ایوان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهروندی یکی از شاخص های مهم پیشرفت و توسعه یافتگی کشورهاست. یکی از ابعاد مهم شهروندی، فرهنگ شهروندی است. اصولاً شهروندی بدون عنایت به مقوله فرهنگ قابل تصور نیست. ایجاد، گسترش و تعمیق فرهنگ و اخلاقیات شهروندی می تواند گره گشای بسیاری از مسائل شهری و اجتماعی باشد که کشورهای در حال توسعه با آن مواجه اند. در این راستا هدف این پژوهش به عنوان یک گام اولیه، بررسی مؤلفه های فرهنگ شهروندی و برخی از متغیرهای اجتماعی تبیین کننده آن می باشد. با توجه به فقدان پژوهش های تجربی در زمینه فرهنگ شهروندی، هشت مؤلفه مدارای اجتماعی، مشارکت جویی، انجام رفتارهای مدنی، اعتماد بین شخصی، عام گرایی، مسئولیت پذیری، نوع دوستی و گرایش به پیروی از قانون برای سنجش این مفهوم در نظر گرفته شد. به منظور آزمون تجربی مدل مفهومی، پژوهش میدانی به شیوه پیمایشی طراحی گردید که در آن 376 نفر از شهروندان بالای 20 سال شهر ایوان مشارکت داشتند. نتایج این مطالعه نشان می دهد که در مجموع پاسخگویان نمره متوسط به بالایی از شاخص فرهنگ شهروندی کسب کرده اند. همچنین نتایج حاکی از رابطه مثبت باورهای مذهبی و رابطه منفی احساس آنومی با شاخص ترکیبی فرهنگ شهروندی می باشد.
تاملاتی در مقوله شکل شهر و مناسبات شهرنشینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع مقاله حاضر، بررسی تغییرات در شکل شهر ایرانی و زمینه های اجتماعی آن در دوره اسلامی است. این موضوع بر اساس چهارچوب پژوهشی، به این شرح بررسی می شودالف ـ مساله تحقیق: در شکل شهر باستانی ایران (دوره ساسانی)، از عناصر کهن دژ، شارستان و شار بیرونی، به عنوان سه جز اصلی یاد می شود در حالی که بر اساس اشارات برخی از منابع تاریخی دوره اسلامی، موجودیت عناصر سه گانه در شکل شهر باستانی استمرار داشته است. آیا حضور عناصر یاد شده، چنان که گروهی از محققان پنداشته اند، به منزله استمرار ساختارهای اجتماعی کهن ایران در دوران اسلامی بود؟ب ـ سوالات پژوهش: 1. آیا تداوم حضور این عناصر در شکل شهر ایران دوره اسلامی به منزله فقدان تغییرات در ماهیت مناسبات اجتماعی ـ اقتصادی شهرهای ایران در دوران گذار بود؟ 2. آیا ظهور منطقه ربض در شهر ایرانی دوره اسلامی در نتیجه تحولات در مناسبات شهرنشینی بود؟ 3. در صورت وجود روندهای تغییر در مناسبات اجتماعی و شکل شهر ایرانی در دوره اسلامی، در این روندها از چه الگوی پیروری می شد؟ج ـ فرضیات پژوهش: 1. تداوم حضور عناصر سه گانه در شکل شهر دوره اسلامی، به معنای تداوم نظام اجتماعی دوره باستانی در دوره اسلامیی نبود بلکه در شرایط گذار از نظام اجتماعی کهن به نظام اجتماعی دوره اسلامی، عناصر اصلی شکل شهر ایرانی بر اساس الگوی جدیدی سازماندهی شد؛ 2. ظهور منطقه ربض، در نتیجه بروز تغییرات اجتماعی در وضعیت شهرنشینی رخ داد: رشد مناسبات اقتصاد شهری (افزایش تولید کالایی و رونق دادوستد)، ترقی موقعیت اجتماعی گروه های پیشه وری و بازرگانان در کنار ضرورت های ناشی از گسترش فعالیت های اقتصادی ـ اجتماعی شهری، فضا و کالبد مناسبی را نیاز داشت که آن را در منطقه ربض می یافت؛ 3. در منطقه ربض، عناصر اصلی زندگی شهری مانند کالبد اقتصادی (بازار)، فرهنگی (مسجد جامع)، سیاسی (ارگ) و اجتماعی (محله ها) بر اساس نظمی وحدت گرایانه استقرار یافتند، الگویی که نشانگر گذار از مناسبات اجتماعی باستانی ایران (تفکیک فضایی عناصر سه گانه شکل شهر) به نظام اجتماعی جدید دوره اسلامی و انعکاس آرمانی آن در شکل شهر ایرانی ـ اسلامی بود
طلوعی دیگر
روستا نشینی شهری و بحران محیطی(مورد: رباط کریم)
حوزههای تخصصی:
نواحی کلانشهری ایران بر اثر مهاجرت های روستایی- شهری رشد سریعی را تجربه کرده است. روند رشد کلانشهر ها موجب جذب جمعیت روستاهای پیرامون مراکز شهری شده و به ظهور حوزه تازه ای انجامیده است که تعلق فضایی مشخصی ندارد؛ نه شهر به شمار می آی د و نه خصوصیات اصیل روستایی دارد . این پدیده به روستا نشینی شهری موسوم است. روستا نشینی شهری به گسترش بحرانهای محیطی، اقتصادی و اجتماعی میانجامد. هدف اصلی تحقیق حاضر ، بررسی روستا نشینی شهری و عواقب آن است. این عواقب به عنوان بحران محیطی تلقی شده ، بعضی از آنها به این شرح است: - بحران کمی و کیفی آب؛ - تخریب فضای سبز و اراضی کشاورزی؛ - ایجاد ناامنی اجتماعی واقتصادی. ناحیه مورد مطالعه این تحقیق را روستاهای شهرستان رباط کریم تشکیل می دهد. این شهرستان در جنوب غربی استان تهران واقع شده است . دادههای مورد نیاز از طریق مشاهده پدیده های محلی، گفتگو با اعضای شوراهای اسلامی روستاها ٬ تکمیل پرسشنامه در روستاهای نمونه و مرکز بهداشت روستایی و برخی اسناد به دست آمده است. داده های جمع آوری شده از طریق مطالعه مقایسه ای، آمار توصیفی و آزمون های آماری( رگرسیون ٬ فریدمن ٬ T- student و روش لیکرت) تجزیه و تحلیل شده است. نتیجه نشان می دهد که در نظام های متمرکز سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، مادر شهرهای ملی به محل جذب جمعیت مهاجر اقصی نقاط کشور تبدیل می شود. در این شهرها، بر اثر ارائه خدمات و فرصت های شغلی جاذبه جمعیتی ایجاد می شود. بر اثر بالا بودن قیمت زمین و هزینه مسکن در مادرشهرو گسترش وسایل حمل و نقل عمومی و خصوصی، روستاهای پیرامونی محل تمرکز اقشار کم درآمد اجتماعی می شود؛ دسترسی آنان به خدمات از نظر کیفی تنزل می یابد و نا امنی طبیعی ( بحران آب و زیست- محیطی) ناامنی اقتصادی، (بیکاری و تمرکز فقر) و نا امنی اجتماعی (کجرورهای اجتماعی) به عنوان بحران های محیطی بروز می نماید.
سنجش توسعه یافتگی مناطق شهری اصفهان در بخش مسکن
حوزههای تخصصی:
بخش مسکن یکی از مهم ترین بخش های توسعه در یک جامعه است، شناخت و بررسی وضعیت مسکن، منوط به شناسایی و تحلیل عوامل تأثیرگذار بر مسکن است. یکی از راه های شناخت وضعیت موجود، رتبه بندی است که میزان برخورداری و یا عدم برخورداری در زمینه های مختلف را با اولویتی خاص بیان می کند و می تواند به عنوان راهنمایی مناسب برای تخصیص منابع در برنامه ریزی های آتی مورد توجه قرار گیرد. پژوهش پیش رو که نوعی تحقیق
توصیفی - تحلیلی و موردکاوی است، همچنین روش یافته اندوزی براساس مطالعات کتابخانه ایی و اسنادی و مصاحبه با کارشناسان و مسئولان بوده است. که با هدف سنجش میزان توسعه یافتگی مناطق شهری اصفهان در بخش مسکن درصدد آن بوده است که با استفاده از فرآیند تحلیل شبکه ای و روش دلفی، به بررسی و تحلیل وضعیت شاخص های توسعه یافتگی بخش مسکن، در مناطق چهارده گانه شهر اصفهان بپردازد. نتایج به دست آمده از این بررسی حاکی از وجود اختلاف قابل توجه در بین مناطق، به لحاظ توسعه یافتگی در بخش مسکن بوده است. که بر این اساس منطقه یک با کسب بیشترین امتیاز (574/0) برخوردارترین و منطقه چهارده با کسب کمترین امتیاز (719/0-)، محروم ترین منطقه شهری اصفهان به لحاظ شاخص های کمی و کیفی بخش مسکن در بین مناطق بوده اند. نتایج این پژوهش می تواند سیاست گذاران و برنامه ریزان را در تدوین سیاست ها و برنامه ریزی مناسب در جهت محرومیت زدایی و برقراری عدالت اجتماعی یاری دهد.
بررسی و ارزیابی اثرات اقتصادی BRT بر کاربری های تجاری کلانشهر تبریز؛ فلکه دانشگاه تا چهار راه شریعتی
حوزههای تخصصی:
رشد روزافزون جمعیت و به تبع آن توسعه شهری باعث ایجاد تغییراتی در جابجایی انسان و کالا در سطح شهر میشود که گاهی این تغییرات از نظر ساختاری با سیستم موجود در شهر خوانایی ندارند. سیستم BRT یکی از اشکال حمل و نقل توده ای است که در راستای حل مشکل ترافیک و حرکت به سمت توسعه پایدار شهری طراحی و اجرا شده است. در این مسیر برنامه ریزان و سیاستگذاران همچنان به سرمایه گذاری در شبکه حمل و نقل و متراکم سازی اراضی، فارغ از اثرات وسیع اقتصادی- اجتماعی بر سیستم شهر، علاقه نشان می دهند. این مطالعه با هدف بررسی و ارزیابی اثرات سیستم BRT بر کاربری های تجاری حاشیه خیابان در شهر تبریز از فلکه دانشگاه تا چهارراه شریعتی انجام پذیرفت ه است . روش پژوهش اسنادی و میدانی است و داده ها به صورت پیمایشی از طریق پرسشنامه و مصاحبه با کسبه و بازاریان جمع آوری شده است. سپس با استفاده از نرم افزرارهای ACCESS و SPSS تجزیه و تحلیل و پردازش اطلاعات صورت گرفته و در نهایت با وارد کردن داده ها به محیط GIS ، از طریق ماژول زمین آمار ( Geo Statical )، نمودارهای مکانی داده ها ترسیم و نقشه های خروجی برای سهولت تجزیه و تحلیل بصری آماده شده اند. بر اساس نتایجی که از تحقیق حاضر به دست آمده است؛ سوای رکود بازار و مشکلات اقتصادی، تأثیرات سوء خطوط BRT بر کاربریهای تجاری به خصوص در قیمت سرقفلیها و اجاره بها و تعداد مراجعه کنندگان به مغازهها و فروشگاه ها به طور چشمگیری نمایان است که البته اثرات سوء بر کاربری های تجاری قسمت شمالی نسبت به کاربری های جنوبی ملموستر است.
بررسی جامعه شناختی تأثیرگذران فراغت در تکوین هویت ملی جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هویت در دوران اخیر به یکی از اساسی ترین مسائل حوزه های مختلف فرهنگ و زندگی مردم تبدیل شده است. فرایندهای مدرن مسائل جدیدتری را در هویت یابی جوانان ایجاد کرده اند. در دوران مدرن متأخر، فراغت به امری زیبایی شناختی تبدیل شده است که افراد از طریق آن می توانند به هویت متفاوتی دست یابند.
هدف این پژوهش بررسی تأثیر گذران فراغت در تکوین هویت ملی است که در آن از نظریة گیدنز، به منزلة چهارچوب نظری، استفاده شده است. جامعة آماری همة جوانان 15 - 29 سالة تهران، روش نمونه گیری به صورت خوشه ای، حجم نمونه 407 نفر، و ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه است.
یافته های پژوهش نشان داد که تحول در الگوهای فراغت جوانان تأثیری عمیق در فرایند هویت یابی آنان داشته است. این امر فرصت ها و در عین حال تهدیدهایی را برای هویت یابی بازاندیشانة جوانان موجب شده است. بعضی از گونه های فراغت، به علت انطباق نداشتن با چهارچوب های رسمی، چالش های اخلاقی بسیاری را ایجاد کرده اند و تهدیدی برای هویت یابی جوانان به شمار می روند
امکان سنجی تحقق سبک زندگی دینی (اسلامی) در جامعه ایران (براساس سه اثر مفاتیحالحیاه، الحیاه و سراج الشیعه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی این نوشتار تأمل درباره امکان و زمینه های ارتقا، ژرف اندیشی و گسترش سبک زندگی دینی در جامعه ایرانی است. فرض اساسی نیز آن است که در جامعه ایرانی و متأثر از امواج مدرنیته و جهانی شدن، الگوهای مختلفی از سبک زندگی در کنار سبک های زندگی سنتی و دینی وجود دارد؛ بنابراین میدان رقابت جدی (در زمینه فرهنگی و به ویژه برای شمولیت یافتن انواع سبک های زندگی) وجود دارد. بنابراین مسئله اصلی این پژوهش، بررسی میزان کفایت یا پاسخگویی الگوهای دینی سبک زندگی به نیازهای موجود و چگونگی انطباق آن با شرایط موجود و همچنین قابلیت پاسخگویی مراجع دینی (مبتنی بر احکام و سفارش های دینی) به نیازهای روزمره کنشگران در زمینه های گوناگون سبک زندگی از جمله پوشش، مصرف و... است. پرسش های اصلی بیان شده عبارتند از: ویژگی ها و ابعاد سبک زندگی دینی (با تأکید بر آثار نوشتاری روایی_ حدیثی) چیست؟ زمینه و عوامل استقرار، نفوذ و تداوم الگوی دینی (اسلامی) سبک زندگی کدام اند؟ امکان پذیری اجرای آنها در جامعه ایرانی به چه اندازه است؟ برای برخورداری این پژوهش از ماهیت و رویکرد یا روش شناختی امکان سنجی، بررسی محتوای سبک زندگی دینی یا الگوی زیست مسلمانی در معنای اصلی و روایی آن مهم است. به همین علت، محتوای سه اثر مهم دینی ازجمله کتاب های مفاتیح الحیاه (جوادی آملی)، الحیاه (حکیمی) و سراج الشیعه (مامقانی غروی) بررسی شده است که با هدف ارائه سبک زندگی اسلامی تدوین شده اند. سپس ویژگی های این سه اثر با معیارهای ارزیابی سبک های زندگی مقایسه شده است. در پایان مشکلات و موانع استقرار و تداوم سبک زندگی مذهبی (حیات طیبه) بررسی و پیشنهاد شده است؛ ابتدا اینکه به تنوع الگوهای سبک زندگی دینی توجه شود و همچنین به تلاش های احیاگران و روشن اندیشان دینی در دوره های معاصر برای تحقق سبک زندگی دینی یا ایمانی بیشتر در مراکز سیاست گذاری فرهنگی توجه شود.