اسلام دینی مبتنی بر برهان، منطق و استدلال عقلی است، از این رو معارف آن در قرآن کریم، به صورت استدلال هایی عقلی و منطقی بیان گردیده که هر فطرت سالمی پذیرای آن است. از جمله این استدلال ها، استدلال « خَیْرٌ وَ أَبْقی » است. استدلال مذکور در مواضع تقابل دنیا و آخرت، آن جا که انسان باید یکی از دو طرف را بر دیگری ترجیح دهد ، به کار می آید. این استدلال از چهار مؤلفه تشکیل شده است: مواجه شدن با پدیده های متعارض، ارزیابی موقعیّت، تشخیص خیر پایدار و شرّ ناپایدار و ترجیح و انتخاب خیر پایدار. همچنین این استدلال بر سه مبنای خداشناختی، جهان شناختی و انسان شناختی تنظیم شده است.
یکی از مباحث مهم در فهم دقیق آیات قرآن، توجه به چگونگی استخدام افعال در کلام الهی است. افعال از زوایای مختلفی قابل بررسی هستند. از جمله این ابعاد، زمان به کار رفته در افعالِ استعمال شده است. با تأمّل در آیات قرآن مواردی مشاهده می شود که هر یک از افعال ماضی، مضارع و امر بر خلاف انتظار و مغایر با سیاق به جای یکدیگر به کار رفته اند. به نظر می رسد به کارگیری فعلی که با زمان دیگر افعالِ مورد استفاده در آیه یا مجموع سخن مطابقت ندارد، دارای نکاتی است که برجسته سازی آن مورد عنایت متکلّم بلیغ بوده است. از جمله این نکات می توان تأکید بر وقوع فعل، تصویر سازی فعل برای مخاطب به هدف درک روشن تر، اظهار تمایل به وقوع فعل، تفخیم و بزرگداشت فعل و بالعکس بی اهمیت جلوه دادن صدور فعل از فاعل را برشمرد. مقاله پیش رو به روش توصیفی-تحلیلی نگارش یافته است.