ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۱٬۴۵۵ مورد.
۴۱.

مرگ بمثابه امر وجودی و خیر در اندیشه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۳۱۹
مرگ بعنوان یکی از مهمترین مسائل، و شاید مهمترین مسئله انسانها، همواره مورد توجه اندیشمندان بوده است. صدرالمتألهین در اغلب آثار خود به این امر پرداخته است. او مرگ را به دو نوع ارادی و غیرارادی تقسیم میکند. تجربه مرگ ارادی برای بعضی اولیای الهی امکانپذیر است آنها با تزکیه نفس، به جایی میرسند که قابلیت خرق بدن و سیر در عوالم بالاتر را پیدا میکنند. نوع دوم نیز همان مرگ طبیعی است. ملاصدرا مرگ را امری وجودی میداند و نظر به اینکه خیر بودن، ذاتی هر امر وجودی است، هر نوع مردن را چه با اجل طبیعی و چه با اجل اخترامی نیز امری طبیعی و خیر میشمارد. با توجه به اینکه مرگ اخترامی یا ناگهانی، بر اثر بیماری یا حوادث رخ میدهد، و در ظاهر شر بنظر میرسد، بر اساس چه مبنایی میتوان خیر بودن مرگ بمعنای کلی را تبیین کرد؟ نقش تکامل برزخی در این امر چیست؟ مقاله پیش رو، بر اساس اندیشه های ملاصدرا به این پرسشها پاسخ میدهد.
۴۲.

بررسی معرفت شناسانه لذت و الم تشکیکی از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۹۳
ابن سینا و ملاصدرا، هر دو، لذت و الم را از سنخ ادراک میدانند. ادراک از نظر بوعلی دارای سه مرتبه حسی، خیالی و عقلی است و بتبع آن، لذات و آلام نیز در همین سه مرتبه سامان می یابند. ملاصدرا نیز همچون بوعلی، به تثلیث در ادراک قائل است و ادراک وهمی را شعبه یی از ادراک عقلی میداند و بتبع آن، لذت و الم وهمی را نیز ذیل لذت و الم عقلی قرار میدهد. دو اندیشمند در اینباره اشتراکات و اختلافاتی دارند. از مهمترین اشتراکات میتوان به همراهی عوارض و جزئی بودن مدرَک حسی، جزئی بودن مدرَک خیالی، مجرد بودن قوه عاقله و مدرَکات آن، قویتر بودن لذت و الم خیالی از حسی و ضعیفتر بودن آن از لذت و الم عقلی اشاره کرد. از مهمترین اختلافات نیز میتوان سه مورد را برشمرد: 1 در دیدگاه ابن سینا مراتب ادراک از طریق فرایند تقشیر و زدودن اضافات صورت میپذیرد، درحالیکه در دیدگاه صدرالمتألهین، از طریق ترفیع و باریابی به نحوه وجودهای مجرد برتر محقق میشود. 2 مدرَکات و قوای حسی از نظر ابن سینا، مادی و لذت و الم این مرتبه ادراکی نیز مادی است، ولی از نظر ملاصدرا، قوا و مدرَکات حسی و بتبع آن، ل ذت و الم آنها، مجردند. 3 تصویری که بوعلی از مراتب و درجات لذت و الم قوای ادراکی ارائه کرده منطبق بر معیار تشکیک طولی است، ولی ملاصدرا رابطه درجات لذت و الم قوای ادراکی را بنحو تشکیک در مظاهر سامان میدهد.
۴۳.

خیال و کارکردهای آن نزد فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۵ تعداد دانلود : ۴۴۸
بسیاری گمان کرده اند بحث از خیال، بعد از شیخ اشراق و بعدتر، نزد ملاصدرا بطور جدی مطرح شده است، اما حقیقت اینست که بسیاری از ایده های مهم در زمینه خیال را فارابی پیش کشیده و در میان مباحث وجودشناختی و معرفت شناختی، به مبحث خیال نیز پرداخته است. برخلاف سنت یونانی که خیال در آن وجه معرفت شناسانه نداشت، فارابی برای نخستین بار، و برخلاف افلاطون و ارسطو، به وجه معرفتی آن نیز التفات اساسی پیدا کرده و بسیاری از ساحتها را در پیوند با خیال تبیین و تحلیل کرده است. بنابرین، خیال در منظومه معرفتی فارابی کارکردهای متنوع دارد؛ ازجمله: حفظ صور محسوس، تجزیه و ترکیب صور، محاکات، مقایسه، تنظیر، تقلید، تفکر استعاری، تعلیم و تربیت و تأدیب، تحریک بر عمل، رساندن مردم به سعادت، ادراک معانی، بویژه در مسئله رؤیا، وحی و مکاشفات. برخی از این موارد، امروزه در علوم متعدد مورد توجهند. البته اگر خیال ما را از تعقل بازدارد یا جایگزین عقل گردد، نگاه فارابی به آن منفی است، اما سایر کارکردهای خیال در آثار فارابی مثبتند.
۴۴.

تحلیل سینمای معنویت گرا در پرتو روایت ملاصدرا از جهان معنا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۲
در طول تاریخ، هنر وسیله یی بوده است برای شرح پرسشهای بشری و معبری برای طرح مباحث فلسفی؛ بنابرین مکاتب بیشماری هنر را دستمایه کشف اسرار هستی قرار داده اند تا عطش عقل معرفتجوی بشر را درباره چگونگی نمایش جلوه های هستی سامان بخشند. اما امروزه هنری پا به عرصه عالم گذاشته که ضمن نمایش جلوه های بصری، تخیلات بشری را نیز سیلان داده و مصّورِ مفاهیم ماورایی و فراطبیعی گردیده است. این مقاله با هدف بررسی چگونگی پرداختن هفتمینِ هنرها به عوالم فراماده، در نظر دارد جهان معنا را از منظر حکمت متعالیه واکاوی نماید تا پردازش ذهن از تخیلات نفس بروایت ملاصدرا را در سینمای معنویتگرا ترسیم کند. ضرورت انجام چنین تحقیقی ناشی از ضرورت ارائه الگویی است که بتواند مرز میان حقیقت و خطا را در عالم معنا مشخص نموده و اندیشه یی سالم درمورد معنای جهان را به مخاطب القاء نماید. بنابرین، پرسش اصلی این جستار اینست که جهان معنا در فلسفه ملاصدرا، چه امکانات درونی یی برای سینمای معنویتگرا دارد؟ از این منظر، حکمت متعالیه میتواند جهان معنا را در پرتو التفات به «انسان کامل» بمثابه کانون حقیقت، و بر اساس مواجهه شناختی با ادراکات نفسانی از عوالم ماده و مثال و عقل، بازنمایی نموده تا با روایتی عمیق از ظاهر پدیده ها و تحلیلی پویا از عوالم باطنی، تصویری اصیل از دوگانه معنا و ساختار در پرده نقره یی ارائه گردد.
۴۵.

نقد نظریه فوق تجرد عقلانی دانستن نفس ناطقه از دیدگاه استاد حسن زاده آملی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۹
فوق تجرد عقلانی دانستن نفس ناطقه ازجمله مباحثی است که توسط حکیم سبزواری مطرح شده و استاد حسن زاده آملی بگونه تفصیلی درمورد آن بحث کرده است؛ ظاهراً چنین بسطی در میان آثار سایر اساتید فلسفه بعد از حکیم سبزواری، مشاهده نمیگردد. حد وسط تمامی استدلالهای ارائه شده توسط حسن زاده آملی، در جهت اثبات مرتبه فوق تجرد عقلانی، محدود نبودن و مراتب نامتناهی داشتن نفس ناطقه است. مهمترین دلایلی که له این مدعا ارائه شده، عبارتند از: ماهیت نداشتن نفس ناطقه، حرکت جوهری آن، وصول نفس ناطقه به مرتبه قلب و ادراک کلیات، وحدت حقه حقیقی ظلی داشتن نفس ناطقه. او برخی احادیث منقول و عبارات بعضی از فلاسفه بزرگ را نیز دال بر این مدعا میداند. محدود نبودن نفس ناطقه بمعنای ماهیت نداشتن آن نیست، زیرا هر موجودی جز واجب الوجود، محدود و متناهی است. بدلیل حرکت جوهری نفس ناطقه، مسافت حرکت آن، قابل انقسام به حدود نامتناهی است؛ چنین امری مرتبه فوق تجرد عقلانی و نامحدود بودن نفس ناطقه را اثبات نمیکند. همچنین، بدلیل حصر عقلی ادراکات انسانی در سه مرتبه حسی، خیالی و عقلی، تحقق مرتبه وجودی یا ادراکی دیگر، مانند فوق تجرد عقلانی، ممتنع است.
۴۶.

مقایسه مفهوم مرگ و مرگ اندیشی در فلسفه میرداماد و مایگل اونامونو(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۷
مرگ اندیشی، پابپای وجوداندیشی، در تمام ساحتهای اندیشه حاضر است. ببیان دیگر، مرگ یکی از کهنترین مسائل فلسفی و عرفانی است که حکیمان و متفکران بسیاری درباره آن بحث کرده و هریک بر اساس مبانی فکری و افق اندیشه خویش، در اینیاره سخن گفته اند. این پژوهش به بررسی و مقایسه مفهوم مرگ و مرگ اندیشی در فلسفه دو اندیشمند بزرگ، مایگل اونامونو و میرداماد میپردازد. بدیهی است این دو که هر یک نظام فلسفی و مکتب فکری ویژه یی دارند ، در اینباره نیز دیدگاههایی خاص داشته باشند. این پژوهش از نوع تحلیلی مقایسه یی است که با استفاده از منابع کتابخانه یی و با استناد به منابع پژوهشی مکتوب انجام گرفته است. این جستار میکوشد به این پرسش اصلی پاسخ دهد که مفهوم مرگ و مرگ اندیشی در فلسفه دو فیلسوف مذکور چه معنایی دارد؟ یافته های پژوهش نشان میدهد با توجه به مفهوم مرگ و زندگی، زهدمحوری در تفکر فلسفی و عرفانی هر دو فیلسوف جایگاهی خاص دارد و مسئله مرگ در تفکر هر دو، مسئله یی متافیزیکی و هستی شناسانه است. بنظر میرسد هر دو فیلسوف معتقدند ترس از مرگ، مسئله یی فطری است که همه موجودات زنده را می آزارد، اما این ترس با آگاهی انسان از هستی و روش کار طبیعت، تعدیل میشود. بر این اساس، هر دو فیلسوف نه تنها مرگ را پدیده یی صرفاً نابودگر تلقی نمیکنند، بلکه بعنوان یک امر ایجابی به آن مینگرند.
۴۷.

گونه شناسی یقین و نسبت آن با تعریف و شرایط یقین در فلسفه فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۸ تعداد دانلود : ۲۴۰
فلسفه بر دانشی یقینی استوار است و فارابی، در مقام مؤسس فلسفه اسلامی، توجه بسیاری به «یقین» داشته است. از یکسو، تعاریف و شرایطی که او برای یقین معرفی کرده، به اندازه یی سختگیرانه و حداقلی است که بسیاری از دانسته های بشری و حتی ادراکات حسی را از دایره یقین بیرون میگذارد؛ از سوی دیگر، در مواضعی از آثارش، گونه هایی مختلف از یقین را برشمرده که گویی با تعریف وی از یقین، و شرایط حصول یقین در نظر وی، پیوند چندانی ندارد. این نوشتار با روش تحلیل توصیفی و تحلیل انتقادی، درصدد پاسخ به این پرسش است که گونه شناسی یقین در فلسفه فارابی، چه نسبتی با تعریف و شرایط یقین از دیدگاه وی دارد، تا بدین ترتیب، تعارض درباب مسئله یقین در اندیشه فارابی مرتفع گردد. در این راستا، نخست تعاریف و شرایط یقین از دیدگاه فارابی بررسی شده و در ادامه گونه های یقین نزد فارابی و ارتباط آن با تعاریف و شرایط یقین از دیدگاه وی، تحلیل میگردد. این پژوهش نشان میدهد که دیدگاه واقع گرایانه فارابی درباب یقین، موجب شده تا در کنار تعریف سختگیرانه از یقین تام، نوعی تشکیک عامی در گونه های یقین را نیز برسمیت بشناسد و بدین ترتیب، راهی برای فرو نرفتن بخش بزرگی از دانسته های بشری در شک و تردید، فراهم آورد.
۴۸.

الگوهای اخلاق بنیاد صدرایی در باب تعامل انسان با محیط زیست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۶ تعداد دانلود : ۲۵۷
تحقیق حاضر درصدد استخراج و تحلیل اصول اخلاقی مواجهه با محیط زیست بر مبنای اندیشه ملاصدراست. برای تحقق این هدف، مقدماتی درباب انسان، اخلاق و جایگاه اخلاق زیست محیطی در فلسفه ملاصدرا بیان شده است. پس از آن، با استناد به آموزه هایی مثل خلافت انسان، و انواع و مراتب این خلافت، حکمت متعالیه، اصول اخلاقی مواجهه با محیط ز یست از نگاه ملاصدرا تبیین گردیده است. انسان، خلیفه خدا بر روی زمین و تنها موجود عالم ساز پس از خداوند است و برای عالم سازی از دو ابزار علم و قدرت بهره میبرد. از نظر صدرالمتألهین، خلافت انسان، انواع و مراتبی دارد. علم و قدرت نیز بتناسب دو نوع خلافت ظاهری و باطنی، به دو نوع ظاهری و باطنی تقسیم میشوند. ازجمله اقتضائات خلافت انسان و نیز نحوه وجود وی، عمران دو نشئه دنیا و آخرت است. همراهی عمران زمین با بحران حداقلی، تنها در پرتو اصول حکمی میسر میگردد. انسان برای تحقق، حفظ و تشدید مقام خلافت اللهی و هویت انسانی خویش، باید بهره برداری از محیط زیست را در پرتوی از پروا و مراقبه انجام دهد و به رعایت عدالت و تکریم طبیعت پایبند باشد. همچنین، بر اساس رویکرد وجودی صدرالمتألهین، اصل یگانگی و اتحاد با طبیعت، در این حوزه جایگاهی خاص پیدا میکند.
۴۹.

حمل حقیقت و رقیقت از دیدگاه ملاصدرا و برخی از معاصران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۲ تعداد دانلود : ۲۷۲
بحث حمل از مسائل مهم در فلسفه و منطق است. حمل بمعنای اتحاد میان موضوع و محمول است. از نظر ملاصدرا، ملاک اتحاد منحصر در وجود است؛ از همینرو، تلقی وی از دو حمل اولی ذاتی و شایع صناعی، با دیگران متفاوت است. این دو حمل در نظام حکمی ملاصدرا، برای بیان برخی مباحث وجودشناسی کارساز نبود و در تبیین رابطه بسیط حقیقی با ممکنات، باید از حملی استفاده نمود که سازگاری تامّ با مبانی حکمت متعالیه داشته باشد. بنابرین، صدرالمتألهین نوع سومی از حمل، موسوم به حمل «حقیقت و رقیقت» را مطرح نمود. در این نوع حمل، «حقیقت»، اصل و منشأ پیدایش و ظهور همه اشیاء و مظاهر است و اشیاء، «رقیقه» های آن «حقیقت» بشمار میروند. در این مقاله به ویژگیهای حمل حقیقت و رقیقت که آن را از دیگر اقسام حمل متمایز میسازد، خواهیم پرداخت. در ضمن، درصدد پاسخگویی به برخی پرسشها هستیم: آیا میتوان حمل حقیقت و رقیقت را قسم سومی از حمل دانست یا خیر؟ چنانکه برخی آن را زیر مجموعه حمل شایع صناعی دانسته اند. آیا بنا بر وحدت شخصی وجود، این حمل در صفات فعلی خداوند جریان دارد یا خیر؟ چنانکه عده یی این حمل را در صفات فعلی حق نامعتبر دانسته اند و به قسمی چهارم از حمل، با عنوان حمل ظاهر بر مظهر، قائل شده اند. سرانجام، در این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی، با تبیین ویژگیهای حمل حقیقت و رقیقت، مشخص خواهیم کرد که این حمل، قسمی سوم از حمل است و در صفات فعلی حق تعالی نیز بنا بر وحدت شخصی وجود، جریان دارد.
۵۰.

تحلیل و تبیین دیدگاه صدرالمتألّهین پیرامون حقیقت نور محسوس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۳۰۲
بحث و بررسی پیرامون مقولات و اقسام آن همواره از جمله مباحث حائز اهمّیّت در میان مسائل فلسفی محسوب می گردد. مقوله کیف یکی از این مقولات ده گانه است. این مقوله مشتمل بر اقسام مختلفی است که کیف محسوس یکی از انواع آن به شمار می رود. نور، از جمله کیفیّات محسوسی است که ملّاصدرا سعی در تبیین آن دارد. به جهت تبیین این مهمّ، پس از توضیح معنای لفظی این مفهوم، در بیان نسبتی که میان نور و رنگ وجود دارد، تلاش کرده و آن را عین ظهور و آشکاری می داند. گرچه وی در بیان این موضوع از مطالب مشابه فخررازی در المباحث المشرقیّه متأثّر است، امّا در عین حال دیدگاه خاصّ خود دراین باره را که مغایر با رویکرد فخر است، تبیین نموده است. صدرالمتألّهین نور را موجودی ابداعی دانسته که مادّه در قیام آن به جاعل شرط نیست و در عین حال، نور محسوس را به معنای نحوه وجود جوهر جسمانی ای که نزد نفس حاضر است، می داند. این مقاله با بهره گیری از روش تحلیلی- تطبیقی، برآنست که ابتدا رویکرد ملّاصدرا توضیح داده شود، سپس با بیان اشکلات وارد شده، در دفاع از رویکرد وی بکوشد
۵۱.

تبیین «تصور» در جایگاه مقسم، قسم و قسیم از منظر ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۴ تعداد دانلود : ۲۵۱
در تقسیم علم حصولی به تصور و تصدیق، علاوه بر اینکه یکی از اقسام، «تصور» است، مقسم نیز «تصور» است. قواعد تقسیم اقتضا میکند مقسم و قسم از لحاظ مفهومی، عین یکدیگر نباشند، از اینرو، برای دفع اشکال «اتحاد قسم و مقسم» یا «انقسام شیء به خود و غیر خود»، باید «تصور»ی که در مقسم است با «تصور»ی که در قسم است، تفاوت داشته باشد. این مقاله مهمترین تبیینهای منطقدانان مسلمان از این مطلب را بررسی کرده و مواجهه ملاصدرا با دیدگاه آنها را تحلیل نموده است. همچنین بر اساس عبارات ملاصدرا و نیز مبانی حکمت متعالیه، تصور در سه جایگاه قسم، قسیم و مقسم در دو مقام تبیین شده است: یکی مقام تقرر ماهوی که مقتضای تقسیم تصور (مطلق علم حصولی) به دو قسم بسیط «تصور» و «تصدیق» است و چیستی آن دو را مشخص میکند و دیگری مقام تحقق و وجود، که ابتنای تصدیق بر تصورِ قسمی را نشان میدهد و مستفاد از عبارات ابن سیناست.
۵۲.

بررسی انتقادی نظریه «انکشاف» و ارائه نظریه «انفطار» درباب حصول علم بر اساس آثار و مبانی صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۹۹
چگونگی تحقق علم در نفس ناطقه انسان از محوریترین مباحث معرفت شناسی است. این مهم، بر اساس مبانی صدرایی، بویژه اصل نظام توحیدی ذات مظاهر یا همان وحدت شخصی وجود ، تبیینی نو بخود گرفته که نظریه «انکشاف» جدیدترین نظریه در اینباره است. اما بر نظریه «انکشاف» نقدهایی وارد شده که عبارتند از: خلط میان نفس کلیه و نفوس جزئیه؛ عدم بساطت تام نفوس جزئی، نقض بساطت با بطون و ظهور، عدم استکمال نفس، تبیین ناپذیری علم اجمالی و تفصیلی، منافات بساطت با وجود حجابها. مقاله حاضر، با بازخوانی دقیق آثار صدرایی و توجه خاص به نوآوریهای وی در موضوع نفس، ضمن رفع نقد وارده بر نظریه «انکشاف»، به نظریه یی جدید رسیده که آن را «انفطار» نام نهادیم. تقریر کلی نظریه «انفطار» چنین است: نفس انسان بر اساس تجرد، بساطت و اشتداد وجودی حاصل از حرکت جوهری، وجود واحد سیال اتصالی است که هر «آن»، در صیرورت است؛ بهمان نحو که خود نیز صیرورت و نمودی از نفس کلیه الهی است. هر مرحله از این صیرورت، نحوه یی از حصول علم است که با نظر به نوع معدات، حصولی یا حضوری خوانده میشود. «انکشاف»، ناظر بر «بودن» است اما «انفطار» مبین «شدن و شکوفایی» خواهد بود.
۵۳.

بررسی مسئله تنهایی انسان از منظر حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۶ تعداد دانلود : ۳۲۵
هرچند تنهایی خود یک بیماری مستقل تلقی نمیشود، اما منشأ بسیاری از امراض جسمی و روانی است. ما در این مقاله انواع تنهایی را معرفی نموده و به بررسی آثار جسمی و روحی آن خواهیم پرداخت. در بخش دوم، نظریه ملاصدرا درباب رابطه انسان و خدا را بیان میکنیم. بر اساس مبانی حکمت متعالیه، انسان عین ربط و فقر به خداوند است و هیچگونه انفصال و جدایی برای او متصور نیست. در چنین فضایی، اساساً مسئله تنهایی منحل خواهد شد. بعبارت دیگر، احساس تنهایی بواسطه جهل به ساختار هستی است، پس با رفع این غفلت، میتوان احساس تنهایی و تبعات منفی آن را برطرف نمود. چنین رویکردی با روان درمانی شناختی قرابت دارد. بر اساس این نوع از روان درمانی، احساسات و عواطف ما، صرفاً حاصل مواجهه مستقیم ما با جهان بیرون از ذهن نیست، بلکه تفسیر و نگرش ما در شکلگیری احساسات و عواطفمان مهم است. روشن است که با تغییر تفسیرها و نگرشهای فردی، میتوان احساسات و افکار را تغییر داد. تغییر در جهانبینی انسان منجر به تغییر تحلیل او از شرایط زندگی و جایگاه وی در هستی میشود. انسانی که جهانبینی خود را بر اساس حکمت متعالیه تنظیم میکند، احساس جدایی از جهان هستی ندارد، بنابرین مسئله تنهایی برای او مطرح نیست.
۵۴.

پژوهشی درباره انسان شناسی اثولوجیا از منظر ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۷ تعداد دانلود : ۲۸۲
اثولوجیا انسان شناسی را در قوس نزول و قوس صعود بررسی می کند در قوس نزول انسان عقلی، انسان نفسی، و انسان حسی و در قوس صعود، بازگشت این مراتب انسانی به موطن اصلی را تبیین می کند. مسئله این نوشتار بررسی خوانش ملاصدرا از انسان شناسی اثولوجیاست. مراتب انسانی در اثولوجیا چگونه با قرائت و خوانش صدرایی از مراتب انسانی سازگار است؟ آیا می توان از تأثیرپذیری ملاصدرا از انسان شناسی اثولوجیا سخن گفت؟ ملاصدرا در آثار مختلف مانند اسفار، شواهد الربوبیه، مفاتیح الغیب و تفسیر قرآن کریم انسان شناسی اثولوجیا را انعکاس داده است. ملاصدرا با مبانی فلسفی-اسلامی خود یعنی حرکت جوهری، و تشکیک وجود و نفس واحده و نگاه قرآنی به مسئله انسان، انسان شناسی اثولوجیا را در مراحل قوس نزول و صعود تبیین کرده است؛ درواقع بازخوانی ملاصدرا از انسان شناسی اثولوجیا بازخوانی انتقادی برمبنای فلسفه اوست. و به نتایج متفاوتی از اثولوجیا می رسد. این نوشتار به روش توصیفی و تحلیلی است.
۵۵.

نظریه قیام صدوری ملاصدرا: از تحلیل تا نقد مؤلفه های بنیادین آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۴ تعداد دانلود : ۲۸۷
مسئله ادراک بعنوان مبنای معرفت، جایگاهی ویژه در فلسفه اسلامی دارد. ملاصدرا با بکارگیری اصول و مبانی فلسفی خویش، تبیین فلسفی متفاوتی از ادراک ارائه داده که میتوان آن را نظریه صدور در مقابل نظریه حلول نامید. بر اساس نظریه صدور، نفس با قدرت خالقیت خود و امداد مبادی عالیه و اِعداد معدات خارجی، صور ادراکی را انشاء میکند. نظریه صدور اگرچه نسبت به سایر نظریه های رایج، توانِ تبیینی بالاتری دارد، اما با ابهاماتی همراه است که به توضیح و بررسی بیشتر نیاز دارد. در راستای تبیین فرایند صدور و با محوریت مؤلفه های تأثیرگذار در این فرایند (اِعداد شی خارجی، امداد مبادی عالیه، مماثلت و مطابقت)، اگرچه ملاصدرا به چگونگی تحقق اعداد اشاره نکرده، اما بنظر میرسد میتوان بر اساس یافته های علوم شناختی جدید، در اینباره تبیین و توجیهی قابل قبول ارائه داد؛ گویی ملاصدرا آگاهانه و عامدانه، وجود اشیاء خارجی را صرفاً «معدّ» ادراک دانسته است، نه بیشتر. در مورد چگونگی تأثیر مبادی عالیه در امر ادراک نیز باید گفت انتساب صدور صور به مبادی عالیه بعنوان فاعل بعید، با نسبت دادن انشاء این صور به نفس بعنوان فاعل قریب، منافاتی ندارد. ملاصدرا در مورد نحوه ارتباط صور انشائی با صور خارجی، از «مماثلت» آن دو سخن گفته است. اما بنظر میرسد نظریه وی در تبیین و توجیه تطابق حقیقی و عین به عین این صور، توفیق چندانی نداشته و صرفاً میتواند حاکی از تطابقٌ مّائی بین آن دو باشد.
۵۶.

نقش تمثیل آینه در تبیین مسائل وجودشناسی حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۲ تعداد دانلود : ۳۲۴
آینه بعنوان یک مصنوع و پدیده یی شگفت انگیز، همواره برای تبیین مسائل عرفانی، مورد توجه اندیشمندان مسلمان بوده است. هنر ملاصدرا در حکمت متعالیه، استفاده از تمثیل آینه در تبیین یافته های وجودشناسانه خود است. این نوشتار که با روش تحلیل محتوا و کتابخانه یی نگاشته شده، درصدد تبیین چگونگی استفاده ملاصدرا از تمثیل آینه در تبیین مسائل و یافته های فلسفی است و نشان میدهد که صدرالمتألهین بطور عمده به یازده ویژگی آینه برای تبیین بسیاری از مسائل غامض فلسفی تمسک جسته است که عبارتند از: 1) وجود صور در آینه عین وجود خود آینه نیست، اگرچه صور در آینه موجودند؛ 2) نمایشگری آینه؛ 3) سلب نمایشگری بر اثر زنگارپذیری و وجود مانع و حائل؛ 4) تأثیر جهت و وضعیت آینه در مشاهده شیء خارجی؛ 5) وجود تبعی و بالعرض داشتن صور مرئی در آینه؛ 6) تطابق صور در آینه با شیء خارجی؛ 7) وارونه نمایی آینه؛ 8) ظرفیت متنوع آینه در دریافت نور و صور؛ 9) قابلیت نوردهی آینه؛ 10) مرئی بالذات نبودن آینه؛ 11) شدت و ضعف در نمایشگری آینه. این ویژگیها باعث شده است تا تمثیل آینه در تبیین مسائلی همچون علم خداوند به مخلوقات، نسبت خداوند به موجودات، وحدت وجود در عین تعدد وجودات، فناء فی الله و عبادت حقیقی، معیت خداوند با موجودات، معرفت خداوند، نسبت وجود و ماهیت، نسبت دنیا و آخرت، زیبا دیدن امور فناپذیر، تجرد صور ادراکی، مشاهده حقایق، شرایط و موانع نفس در ادراک حقایق، خلود اهل نار، مسئله شفاعت، نسبت بدن اخروی و بدن دنیوی، نسبت نفس و بدن و... کارآمد باشد.
۵۷.

نقد دیدگاه فلوطین در باب حقیقت زمان بر اساس مبانی ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۲ تعداد دانلود : ۳۰۲
فلوطین بزرگترین فیلسوف نوافلاطونی و از شاخص ترین متفکران دوران باستان است که اندیشه های او تأثیر بسیاری بر فلاسفه بعدی گذارده است. مسئله زمان، نزد فیلسوفان و مکتب های فلسفی بعد از ارسطو به ویژه در تفکّر فلوطین، اهمیّت زیادی دارد. یکی از وجوه اهمیت مباحث مربوط به زمان، چگونگی ارتباط داشتن موجودات سیّال زمانی با موجودات ثابت و مجرد است .در مورد مسأله زمان، فلوطین نخست به نقادی تعریف ارسطو از زمان پرداخته و سپس به تبیین ازلی، أبدی و ثابت بودن مرتبه دهر می پردازد. فلوطین در نهایت دیدگاه ابداعی خویش را در مورد این که زمان تصویر یا ظهور روح در عالم ماده است، برهانی می کند. در پژوهش حاضر با روش تحلیلی - تطبیقی بیان شده است که اشکالات فلوطین به تعریف زمان از دیدگاه ملاصدرا صحیح نیست. مدعای فلوطین در مورد اینکه زمان تصویر روح می باشد نیز با اشکالات چندی طبق مبانی ملاصدرا در حکمت متعالیه مواجه می باشد.
۵۸.

پرورش توانایی «اندیشیدن» به منزله اصل بنیادین «فلسفی زیستن» از منظر ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۶۶
پرورش توانایی تفکر از مولفه های بنیادین در پروژه فلسفی زیستن است که قابلیت طرح در فلسفه ملاصدرا را به همراه دارد. بر همین اساس، پرسش مقاله این است که چگونه می توان «مبانی انسان شناختی صدرا» را به منزله «مدلی برای توسعه و تعمیق تفکر» مرتبط کرده و طرحی از این نسبت دایرمدار پروژه فلسفی زیستن به دست داد؟ فرضیه مقاله بر امکان این نسبت استوار است. بدین گونه، اگر تصور «برنامه» برای هر مدل از زیستن مستلزم خردورزی است؛ در مرتبه ای عمیق تر و مبتنی بر فلسفه ملاصدرا، اعتلای عقل همچون برنامه ای برای فلسفی زیستن به حساب می آید. از دیگر سو، فعلیت تعقل منوط به لحاظ امکان و استعداد اولیه برای تحقق این فرایند است. فرض این بینش که علاوه بر توجیه انتزاعی-فلسفی می تواند منطبق بر سیر بیولوژیکی نوع انسان نیز باشد، ضرورت تصور سطوح متمایز عقل را تقویت می کند. سپس، در فرایند پرورش توانایی های وجودی-ذهنی این امکان به نهایت فعلیت رسیده و عقل در کامل ترین مرتبه محقق می شود. بدین سان، هر انسان این توانایی را دارد تا طبق فرایند «فلسفی زیستن» به پرورش جنبه های وجودی خویش مبادرت ورزد؛ این سیر استعلایی در اندیشه صدرا، با تمرین تفکر آغاز شده و با رعایت قواعد ذهنی و ضوابط عملی به نحوه ای متمایز از «بودن» و شیوه شگفتی از درک موجودات ختم می شود.
۵۹.

درونمایه های فراروانشناسی در آراء ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۲۳۸
مطالعات فراروانشناسی بدنبال تبیین آن دسته از قدرتهای فراروانی انسان است که با روشهای معمول علوم قابل بررسی نیستند. در این مقاله، با استفاده از منابع کتابخانه یی و رویکرد مقایسه یی، به بررسی درونمایه ها و پیشینه های این علم در آراء صدرالمتألهین پرداخته شده است. نتایج پژوهش حاکی از آنست که مطالعات فراروانی با بحث از قوای نفس و حقیقت نبوت در آثار فلاسفه اسلامی قابل مقایسه و ارزیابی است. ملاصدرا و فراروانشناسان، هر دو بر این باورند که فرایند کسب آگاهی از راههایی همچون رؤیاهای صادقه و مراقبه، امکانپذیر است. همچنین دیدگاههای صدرالمتألهین در مباحثی مانند اتحاد عاقل و معقول و ارتباط مراتب هستی با یکدیگر، با تبیین دانشمندان غربی درباب اموری همچون دورآگاهی و تأثیر ذهن بر ماده، شباهت دارد. نقش برخی از عوامل مؤثر در پدیده های فراروانی، از قبیل تمرکز و کاهش اشتغالات نفس در کسب آگاهیهای غیبی، مورد تأکید صدرالمتألهین و فراروانشناسان بوده است. ملاصدرا اغلب از شیوه عقلی و استدلالی در تبیین امور فراروانی استفاده کرده، درحالیکه فراروانشناسان اغلب به شیوه های تجربی نظر داشته اند. همچنین، بُعد درمانی فراروانی بیشتر مورد توجه دانشمندان در سده های اخیر قرار گرفته، درحالیکه ملاصدرا به این جنبه از کاربرد مطالعات فراروانی توجه چندانی نداشته است.
۶۰.

تفسیر امام خمینی (ره) از احادیث توحیدی در پرتو فصوص الحکم ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۲۱۵
توحید عرفانی در مکتب ابن عربی، گرچه بر اساس وحدت شخصی وجود بنا نهاده شده، اما در عین حال، در لسان عارفی شیعی، همچون امام خمینی(ره)، با استشهاد به احادیث ائمه اهل بیت(علیهم السلام) عجین شده است. در واقع امام درصدد است با استفاده از نظام فکری ابن عربی، به تفسیر و تبیین کلمات معصومین(علیهم السلام) بپردازد. بدین معنا، تبیین معنای اسم الهی، وحدت حقه حقیقیه، سریان اسم اعظم الله، تشبیه و تنزیه حق، موطن قضا و قدر و منشأ بداء، قرائت شیعیِ امام از فصوص الحکم ابن عربی در مبحث توحید را شکل میدهند. بدین لحاظ، از نظر امام، اگر اسم الهی از دیدگاه کثرت انگارانه در نظر گرفته شود، جلوه گاه است و تفاضل در آن واقع میشود، اما اگر از دیدگاه وحدت انگارانه ملاحظه شود، صورت است و تفاضلی نیز در آن واقع نمیشود. امام، مراد ابن عربی از یگانه گویی را وحدت حقّه حقیقیه صرف میداند، نه وحدت و توحید و تفریدی که همان ارجاع کثرات به وحدت است. امام معتقد است بر اساس حدیث امام معصوم(ع) در هر اسمی، بدلیل وجود ذات، اسم الله نیز حضور دارد؛ درنتیجه، اسم الله قبل از هر چیز، بعد از هر چیز و با هر چیز، حضور دارد. همچنین از نظر امام، این صاحبان قلوبند که حق تعالی را با هر دو تجلّی تنزیه و تشبیه میپذیرند. امام حضرت اعیان ثابته را نیز حضرت قضای الهی و قدر ربوبی و منشأ بداء میداند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان