یکی از معضلات جدی کشورهای در حال توسعه نحوه گزینش مدیران و معیارهای حاکم بر این گزینش است. مقاله حاضر حاصل تحقیقی میدانی است که با هدف تعیین میزان انتخاب مدیران بر اساس معیارهای همگانی (شایسته سالاری) و معیارهای اختصاصی (ناشایست سالاری) و همچنین تاثیرات بکارگیری این معیارها بر عملکرد سازمان ها انجام گرفته است منظور از معیارهای همگانی با شایسته سالارانه در نظر گرفتن تخصص؛ تعهد؛ تجربه؛ مهارت و توانایی افراد و منظور از معیارهای اختصاصی یا ناشایست سالارانه در نظر گرفتن وابستگی های خاص مانند روابط فردی؛ روابط خانوادگی؛ قومیت؛ نژاد؛ زبان مشترک؛ باند و رابطه بازی و حتی منزلت اجتماعی و طبقاتی افراد در انتخاب مدیران است. جامعه آماری تحقیق کلیه مدیران سازمان های استان یزد و نمونه آماری آن 100 نفر از مدیران سازمان های دولتی و خصوصی استان یزد بوده اند. نتایج حاصله از این تحقیق نشان می دهد علیرغم اینکه انتخاب بر اساس معیارهای اختصاصی سبب کم کاری؛ غیبت؛ نارضایتی شغلی کارکنان؛ از بین رفتن خلاقیت ها و استعدادها؛ کاهش کارآیی و اثر بخشی سازمان ها و بطور کلی هدر رفتن منابع جامعه می شود و مدیرانی که بر اساس معیارهای اختصاصی انتخاب شده اند برای انتخاب دیگر افراد نیز از این معیارها تبعیت می نمایند در انتخاب مدیران بخش دولیت و خصوصی تا حدود زیادی معیارهای اختصاصی و ناشایست سالارانه حاکم می باشد.
صنعت فولاد از جمله صنایعی است که پایه و محور توسعه کشورهای صنعتی را تشکیل داده و گذشته از بعد فنی ، از نظر اقتصادی و اجتماعی نیز بسیار حائز اهمیت است . کشور ایران با وجود داشتن منابع غنی معدنی ، انرژی و همچنین نیروی انسانی ارزان و متخصص ، به دلیل مشکلات مربوط به هشت سال جنگ تحمیلی و بعضاً سیستمهای نادرست در طول برنامه های عمرانی که بر اقتصاد کشور سنگینی می کند ، نتوانسته است جایگاهی شایسته در تجارت جهانی فولاد به دست آورد.در چنین شرایطی بررسی اقتصادی این صنعت بویژه تعیین صرفه های ناشی از مقیاس و تعیین ساختار هزینه ای آن در توسعه و گسترش این صنعت نقش بسزایی دارد. مقاله حاضردر صدد است که صرفه های ناشی از مقیاس را در کارخانه ذوب آهن با استفاده از تابع هزینه ترانسلوگ به دست آورد و همچنین به سؤالاتی از قبیل اینکه آیا تابع هزینه ترانسلوگ مناسبترین الگو جهت توضیح ارتباط بین تولید و قیمت عوامل تولید است، آیا در کارخانه مذکور صرفه های ناشی از مقیاس در طول دوره مورد بررسی وجود داشته است و ... پاسخ گوید. روش مورد استفاده برای برآورد تابه هزینه ترانسلوگ ، رگرسیونهای ظاهراً نامرتبط تکراری می باشد. نتایج حاصل از بررسیها نشان می دهد که مناسبترین الگو جهت توضیح ارتباط بین تولید و قیمت عوامل تولید ، تابع هزینه ترانسلوگ است و همچنین در طی دوره مورد بررسی داشتن صرفه های ناشی از مقیاس از ویژگیهای بارز این واحد تولیدی بوده که شاید ناشی از عدم نیل به ظرفیتهای اسمی در این کارخانه بوده است
در این پژوهش، صنایع کشور، برحسب طبقهبندی بینالمللی فعالیتهای صنعتی به نهگروه صنعتی، و در یک طبقهبندی دیگر به سه گروه صنایع مصرفی، واسطهای و سرمایهای، وهمچنین براساس طبقهبندی سیرکین و چنری به سه گروه صنایع آغازین، میانی و پایانی تقسیمشده و شاخصهای بهرهوری مربوط به هر کدام محاسبه گردیده است. شاخصهای بهرهوری دردو گروه شاخصهای بهرهوری جزئی و بهرهوری کل عوامل تولید بررسی شده است. در گروهشاخصهای جزئی، بهرهوری نیروی کار و سرمایه به صورت نسبت تولید به نهاده مورد نظر ودر گروه شاخصهای بهرهوری کل، رشد تولید در ارتباط با مجموعهای از عوامل تولید بااستفاده از شاخصهای ابتدایی، سولو، کندریک و دیویژیا اندازهگیری و بررسی شده است. برای برآورد موجودی سرمایه در گروههای صنایع، از روشهای متفاوتی نظیر روشجستجوی شبکهای در فواصل مختلف نرخ استهلاک، روش نمایی و روش تعدیل استفاده شدهو روش تعدیل که از نتایج بهتری در مقایسه با روشهای دیگر برخوردار بوده، انتخاب گردیدهاست. نتایج حاصل از محاسبه شاخصهای بهرهوری نشان میدهد که بهرهوری جزئی نیروی کار،در مجموع، رشدی معادل 48/9 درصد و بهرهوری سرمایه رشدی منفی معادل 13 درصد درطول دوره داشته است. بررسی بهرهوری جزئی به تفکیک فعالیتهای صنعتی حاکی از آن استکه بهرهوری نیروی کار، بجز صنایع غذایی و صنایع کاغذ و مقوا، در بقیه صنایع رو به افزایشبوده است. ولی بهرهوری سرمایه فقط در صنایع محصولات کانی غیرفلزی، فلزات اساسی وصنایع متفرقه افزایش داشته و در بقیه صنایع با کاهش مواجه بوده است. روند تغییرات مثبت بهرهوری، نیروی کار و تغییرات منفی بهرهوری سرمایه در صنایعآغازین، میانی، پایانی و همچنین صنایع مصرفی و سرمایهای نیز حاکم بوده است. روند تغییرات شاخصهای بهرهوری کل عوامل تولید نشان میدهد، بجز صنایع متفرقه کهدارای روند صعودی بوده و همچنین صنایع نساجی و پوشاک که ابتدا روندی صعودی و سپسنزولی داشته، در سایر گروههای صنایع، براساس شاخصهای محاسبه شده، روند مشخصینداشته است و بدین روی نمیتوان در مورد آنها به