جواد مصرآبادی

جواد مصرآبادی

مدرک تحصیلی: استاد روانشناسی تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۰۷ مورد از کل ۱۰۷ مورد.
۱۰۱.

مقایسه اثربخشی آموزش کیفیت دایره زمان (QCT) با آموزش ذهن آگاهی بر هوش هیجانی دانش آموزان در محیط آموزشی کودکان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۴۵
هوش هیجانی که در ادبیات علمی به عنوان ظرفیت ادراک، فهم و تنظیم مؤثر هیجانات تعریف می شود، یکی از شایستگی های بنیادین و تعیین کننده در سازگاری روان شناختی و پیشرفت تحصیلی به شمار می آید. با این وجود، در نظام های آموزشی که موفقیت را صرفاً بر مبنای معیارهای شناختی می سنجند، نظیر نظام آموزشی ایران، پرورش مهارت های اجتماعی–هیجانی همچنان در جایگاه حاشیه ای قرار دارد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی اثربخشی دو مداخله ی نظری مبنا و درعین حال مکمل (یعنی کیفیت دایره زمان (QCT) و آموزش ذهن آگاهی) بر ارتقاء هوش هیجانی دانش آموزان دوره ی دبستان طراحی و اجرا شد. روش تحقیق به کارگرفته شده، یک طرح شبه آزمایشی با ساختار پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری و شامل گروه کنترل بود. در این راستا، نمونه ای متشکل از ۴۵ دانش آموز دختر در محدوده ی سنی ۱۰ تا ۱۲ سال، به صورت تصادفی در سه گروه: (۱) آموزش ذهن آگاهی، (۲) زمان دایره ی کیفیت (QCT) و (۳) گروه کنترل بدون مداخله گمارده شدند. ابزار سنجش برای اندازه گیری هوش هیجانی، مقیاس هوش هیجانی شرینگ (نسخه ی ایرانی) بود. هر دو پروتکل مداخله در قالب ۱۰ تا ۱۲ جلسه ی هفتگی به شرکت کنندگان ارائه شد. داده های کمی نهایی با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر در نرم افزار آماری SPSS-24 مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج آماری به وضوح تأثیر معناداری را نشان دادند: اثر اصلی زمان معنادار بود (F(2,42)=35.18, p<.001, η²=.46) و مهم تر آنکه تعامل زمان * گروه نیز به وضوح معنادار بود (F(4,42)=9.83, p<.001, η²=.31)؛ این یافته ها بیانگر آن است که در مقایسه با گروه کنترل، هوش هیجانی در هر دو گروه مداخله، بهبود چشمگیر و پایداری را تجربه کرده است. این نتایج به طور مؤکد، این گزاره ی نظری را تأیید می کنند که هوش هیجانی یک سازه ی پویا و ذاتاً آموزش پذیر است و هر دو مسیر یادگیری (مسیر درون فردی (مبتنی بر ذهن آگاهی) و مسیر میان فردی (مبتنی بر QCT)) می توانند به صورت مؤثر شایستگی هیجانی را ارتقا دهند. در نهایت، این مطالعه بر ضرورت حیاتی گنجاندن آموزش هیجانی بومی سازی شده و حساس به فرهنگ در ساختار نظام آموزشی ایران تأکید می ورزد؛ رویکردی که می تواند به تسهیل رشد سازگارانه و تقویت تاب آوری روان شناختی دانش آموزان در بلندمدت منجر شود.
۱۰۲.

فراتحلیل نقش شاخص های اجتماعی در پیشرفت تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۴۰
این پژوهش با هدف ترکیب کمّی پژوهش ها در حوزه رابطه بین شاخص های رشد اجتماعی و پیشرفت تحصیلی با استفاده از روش فراتحلیل انجام شد. همچنین تعیین نقش متغیرهای تعدیل کننده همچون انواع شاخص های رشد اجتماعی، متغیر وابسته، محل انجام پژوهش، جنسیت و سن آزمودنی ها بر این رابطه از دیگر اهداف این فراتحلیل بود. بر طبق ملاک های ورودی و خروجی 42 مطالعه اولیه مورد تحلیل قرار گرفتند. پس از حذف یک اندازه اثر پرت بر اساس نتایج نمودار قیفی، اندازه اثر ترکیبی بین این دو متغیر برابر با 33/0 به دست آمد. همچنین تحلیل های ناهمگنی نشان از نقش احتمالی متغیرهای تعدیل کننده بر روابط بین این دو سازه داشت. سرمایه اجتماعی و حمایت اجتماعی دارای اندازه اثر بزرگ تری نسبت به سایر شاخص ها در رابطه بین شاخص های رشد اجتماعی بر پیشرفت تحصیلی بودند. در رابطه با متغیر وابسته، استفاده از معدل دروس ادبیات و ریاضی به عنوان متغیر وابسته اندازه اثر بیشتری نسبت به استفاده از معدل کل تحصیلی به عنوان متغیر وابسته داشت. همچنین مشخص شد که اندازه اثرهای اجرای پژوهش در مدرسه تفاوت چندانی با اجرای پژوهش در دانشگاه ندارد. در ارتباط با جنسیت نیز مشخص شد که اندازه اثرهای رابطه بین شاخص های رشد اجتماعی و پیشرفت تحصیلی در مردان اندکی بالاتر از زنان است. همچنین با افزایش سن آزمونی ها اندازه های اثر رابطه بین دو متغیر مذکور افزایش می یابد.
۱۰۳.

اثر بخشی نقشه مفهومی براصلاح بدساختاری دانش علوم تجربی پایه پنجم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۲
بدساختاری دانش پدیده ای است که در آن ساختار دانش مورد نظر در حیطه آموزشی به دلایل مختلف در فراگیران شکل نمی گیرد. در این پژوهش برای اصلاح بدساختاری دانش از نقشه های مفهومی استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی شهر خوی در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. تعداد پنج کلاس به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. بعد از شناسایی دانش آموزان بدساختار، فراگیران در گروه کنترل و آزمایش قرار گرفتند. برای گروه آزمایش مفاهیم از کتاب علوم تجربی پایه پنجم ابتدایی با استفاده از نقشه مفهومی در شش جلسه ارائه گردید. درگروه کنترل با روش های مرسوم تدریس شد. در ادامه ی پژوهش، آزمون معلم ساخته از مفاهیم اخذ شد. نتایج تحلیل کوواریانس جهت بررسی تأثیر نقشه مفهومی بر اصلاح بدساختاری دانش در مفاهیم تغییرات فیزیکی، تغییرات شیمیایی و رنگین کمان دانش آموزان، نشان داد تفاوت نمرات در هر سه مفهوم بین گروه آزمایش و کنترل، از لحاظ آماری معنادار می باشد. (01/0P<). در کل نتایج نشان داد با استفاده از نقشه های مفهومی می توان بدساختاری دانش را در بین دانش آموزان، اصلاح کرد.
۱۰۴.

تدوین و اعتباریابی بسته توانمندسازی عادات ذهنی مبتنی بر مدل کاستا و کالیک و اثربخشی آن بر تفکر انتقادی دانش آموزان دختر پایه هشتم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۱۱۸
مقدمه: به سبب نقش برجسته عادات ذهنی در ارتقاء مهارت های فکری و توانمندسازی افراد برای مواجهه با مسائل پیچیده، این پژوهش باهدف تدوین و اعتباریابی بسته توانمندسازی عادات ذهنی کاستا و کالیک و سنجش اثربخشی آن بر تفکر انتقادی دانش آموزان دختر پایه هشتم انجام شد. روش : پژوهش آمیخته حاضر، در بخش کیفی با روش سنتز چارچوب انجام گرفت. جامعه آماری آن شامل تمامی منابع چاپ شده مرتبط از سال 2000 تا 21 سپتامبر 2024 (31/06/1403) بود. براساس نمونه گیری هدفمند و ملاک های ورود و خروج، 33 منبع تحلیل شد. روایی محتوایی بسته با شاخص های CVR و CVI و نظر 15 متخصص بررسی شد. بخش کمی، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر پایه هشتم شهر خواف در سال تحصیلی 1403-1404 بود. پس از انتخاب مدرسه به صورت در دسترس، 40 دانش آموز با نمونه گیری تصادفی در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل گمارده شدند. داده ها با آزمون تفکر انتقادی ربانی پارسا و همکاران (1397) جمع آوری و با تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: مقادیر CVR بین 60/0 تا 1 و مقادیر CVI بین 93/0 تا 1 بود. پس از اعمال بازبینی ها، بسته نهایی در 16 جلسه 90 دقیقه ای تدوین شد. همچنین اجرای بسته در مراحل پس آزمون و پیگیری، تأثیر معناداری بر بهبود تفکر انتقادی گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل داشته است (p<0.05). نتیجه گیری: بسته حاضر می تواند در تدوین محتوای کتاب تفکر و سبک زندگی و نیز فعالیت های فوق برنامه پایه هشتم به کار رود تا ضمن تقویت عادات ذهنی، تفکر انتقادی دانش آموزان ارتقاء یابد.
۱۰۵.

اثربخشی بسته توانمندسازی عادات ذهنی مبتنی بر مدل کاستا و کالیک بر مهارت حل مسئله دانش آموزان دختر پایه هشتم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۰۲
پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی بسته توانمندسازی عادات ذهنی مبتنی بر مدل کاستا و کالیک بر مهارت حل مسئله در دانش آموزان دختر پایه هشتم انجام شد. روش پژوهش، طرح نیمه آزمایشی پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه هشتم شهرستان خواف در سال تحصیلی 1403-1404 بود که پس از انتخاب یک مدرسه به روش در دسترس، ۴۰ دانش آموز به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش طی ۱۶ جلسه ۹۰ دقیقه ای آموزش های مربوط به بسته توانمندسازی عادات ذهنی مبتنی بر مدل کاستا و کالیک را دریافت کرد؛ درحالی که گروه کنترل در این بازه زمانی هیچ مداخله ای دریافت نکرد. جمع آوری داده ها، با استفاده از پرسشنامه مهارت حل مسئله هپنر و پترسون (1982) صورت پذیرفت. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس انجام شد. نتایج نشان داد که در مرحله پس آزمون، تفاوت معناداری بین دو گروه در تمامی مؤلفه های حل مسئله وجود دارد (0.05>P) که بیانگر اثربخشی بسته توانمندسازی است. همچنین در مرحله پیگیری، با کنترل آماری نمرات پس آزمون به عنوان کووریت، تفاوت معناداری بین گروه ها مشاهده نشد (0.05
۱۰۶.

فراتحلیل رابطه عوامل درون مدرسه ای و عملکرد تحصیلی فراگیران ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۱
وجود پژوهش های متعدد و گاه متناقض در حوزه رابطه عوامل درون مدرسه ای و عملکرد تحصیلی لزوم انجام یک پژوهش ترکیبی در این حوزه را تأکید می کند. این پژوهش به روش فراتحلیل و با هدف تعیین اندازه اثر ترکیبی رابطه عوامل درون مدرسه ای و عملکرد تحصیلی فراگیران ایرانی انجام شده است. جامعه آماری شامل مطالعات در دسترس مرتبط در داخل کشور بود که در بین سال های 1390 تا 1401 منتشر شده بود. برای جمع آوری اطلاعات از چک لیست مشخصات طرح های پژوهشی مصرآبادی (1389) استفاده شد. پس از بررسی ملاک های ورود و خروج، 376 اندازه اثر از 278 مطالعه داخل کشور به دست آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل حساسیت، نمودار قیفی، مدل های ثابت و تصادفی و تحلیل ناهمگنی با استفاده از CMA استفاده شد. تحلیل اطلاعات حاصل از پژوهش نشان داد که میانگین اندازه اثر کلی برای مدل اثرات ثابت 288/0 و برای مدل اثرات تصادفی 321/0 است. با توجه به ناهمگنی اندازه های اثر، تأثیر متغیرهای تعدیل کننده بررسی شد. نتایج تحلیل پژوهش نشان داد که در بین زیرمؤلفه های عوامل درون مدرسه ای، عوامل آموزشی با اندازه اثر 336/0، عوامل روان شناختی با اندازه اثر 326/0 و عوامل محیطی با اندازه اثر 298/0 به ترتیب دارای بیشترین تأثیرگذاری بر عملکرد تحصیلی فراگیران هستند. همچنین نتایج تحلیل پژوهش نشان داد در بین عوامل آموزشی، نوع آموزش ارائه شده با اندازه اثر 428/0 تأثیر بیشتری بر عملکرد تحصیلی فراگیران دارد. بر پایه اندازه اثرهای به دست آمده می توان دریافت که عوامل درون مدرسه ای با اندازه اثر 321/0، تأثیر مثبت و معناداری روی عملکرد تحصیلی فراگیران ایرانی می گذارند که بر اساس ملاک کوهن (1988) تأثیر متوسط و مطلوبی محسوب می شود. با لحاظ یافته های این فراتحلیل، ارائه برنامه هایی در راستای معرفی عوامل درون مدرسه ای و تأثیر آن بر عملکرد تحصیلی فراگیران، ضرورتی است که باید بیش ازپیش مورد توجه قرار گیرد.
۱۰۷.

بررسی اثربخشی بسته توانمندسازی عادات ذهنی مبتنی بر مدل کاستا و کالیک بر یادگیری خود راهبر دانش آموزان دختر پایه هشتم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۸
زمینه و هدف: یادگیری خودراهبر به عنوان یکی از مهارت های کلیدی موفقیت در عصر حاضر، به تازگی مورد توجه محققان حوزه عادات ذهنی قرار گرفته است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی بسته توانمندسازی عادات ذهنی مبتنی بر مدل کاستا و کالیک بر یادگیری خودراهبر دانش آموزان دختر پایه هشتم متوسطه بود. داده ها و روش: این پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون همراه با گروه کنترل و مرحله پیگیری دو ماهه انجام شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر پایه هشتم شهرستان خواف در سال تحصیلی ۱۴۰4-۱۴۰3 تشکیل می داد که پس از انتخاب یک مدرسه به صورت در دسترس، 40 نفر از دانش آموزان به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش طی 16 جلسه ۹۰ دقیقه ای تحت آموزش بسته توانمندسازی عادات ذهنی مبتنی بر مدل کاستا و کالیک قرار گرفت. داده ها با استفاده از پرسشنامه توانایی یادگیری خودراهبر چنگ و همکاران (2010) جمع آوری و با روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که اجرای بسته توانمندسازی عادات ذهنی در مراحل پس آزمون و پیگیری، تأثیر معناداری بر بهبود تمامی مؤلفه های یادگیری خودراهبر در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل داشته است .(p<0.05) نتیجه گیری: بسته توانمندسازی مبتنی بر عادات ذهنی کاستا و کالیک می تواند ابزاری اثربخش برای ارتقا یادگیری خودراهبر در دانش آموزان دختر پایه هشتم باشد. بر این اساس، نتایج این پژوهش می تواند در طراحی فعالیت ها و تدوین محتوای آموزشی برای دانش آموزان دختر پایه هشتم متوسطه، باهدف تقویت یادگیری خودراهبر آنان، مورد استفاده قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان