مرجعیت علمی قرآن و چالش نقد پذیری علوم
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی مرجعیت علمی قرآن کریم و چالش تغییر و نقدپذیری علوم بشری می پردازد. با اینکه صورت مدون هیچ علمی در قرآن نیامده، اصل مرجعیت علمی قرآن در هدایت انسان و نقش آن در حکمت نظری و عملی مسلم است. قرآن مواد و زیرساخت های معرفتی لازم برای شکل گیری علوم را در خود دارد. در دل مرجعیت علمی قرآن، این چالش خودنمایی می کند که در برابر ثبات و عصمت آموزه های قرآنی علوم نقدپذیر و متغیر است و این پرسش را مطرح می سازد که چگونه می توان علومی را که ذاتاً متغیر و نقدپذیرند، از منبعی ثابت و غیرقابل نقد مانند قرآن استنباط کرد؟ این پژوهش تلاش کرده به روش توصیفی تحلیلی پاسخی در خور برای پرسش یادشده بیابد. دست آورد پژوهش حاکی از آن است که موافقان مرجعیت علمی قرآن سه رویکرد اصلی دارند که پاسخ آنها به پرسش یادشده با اندکی تفاوت، درنتیجه یکی است: رویکرد حداکثری که قرآن را معدن همه علوم می داند و نقش انسان را در استخراج و فهم علوم از متن وحی اساسی می شمارد؛ رویکرد میانی که قرآن را مشتمل بر کلیات و اصول علوم می داند و استنباط فروع را بر عهده اجتهاد صحیح می گذارد؛ و رویکرد حداقلی که تنها امکان شکل دهی برخی پیش فرض های علمی یا اثرگذاری بر تکنولوژی را برای قرآن قائل است. خطاها و تغییرات در علوم مستخرج از قرآن به ضعف فهم و استنباط انسانی مربوط است، نه به نقص یا تغییرپذیری متن وحی؛ بنابراین، مرجعیت علمی قرآن با نقدپذیری و تغییر علوم بشری منافاتی ندارد و عصمت قرآن محفوظ می ماند.