حمیدرضا شریعتمداری

حمیدرضا شریعتمداری

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۹ مورد.
۱.

العقل الفقهي المعاصر في العراق أشكلة العملية الاجتهادية في تراث محمد باقر الصدر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۳
تتناول هذه الدراسه أزمه العقل الفقهی الاجتهادی فی العراق المعاصر بوصفها إحدى الإشکالیات البنیویه التی تعیق بناء الدوله الحدیثه. وترجع جذور هذه الأزمه إلى قصور بعض الفاعلین الدینیین فی استیعاب التحولات المنهجیه التی شهدها الفکر الإسلامی فی النصف الثانی من القرن العشرین، خصوصًا ما یتعلق بتحلیل البنیه المعرفیه للأحکام الفقهیه وحدود نفاذها التاریخی، وتحدید الصله بین النص الشرعی والواقع الاجتماعی. وتتمثل إحدى أبرز تجلیات هذه الأزمه فی الاتجاه المتنامی ل «تطییف قانون الأحوال الشخصیه»، بما یحوّل الحریه الدینیه من حق فی اختیار الرأی الفقهی داخل قانون وطنی موحد، إلى التزامٍ قسری بمدونه مذهبیه کامله غیر قابله للمراجعه. وترى الدراسه أنّ إدراج الماده (۴۱) فی الدستور العراقی کان یتیح - نظریًا - إمکان الجمع بین وحده التشریع المدنی وتعدد الآراء الفقهیه داخل إطار قانونی واحد. غیر أن التطور اللاحق، ولا سیما مع صدور القانون رقم (۱) لسنه ۲۰۲۵، أدى إلى تحویل الحریه إلى صیغه تطییف کامل للتشریع عبر السماح للمواطن باختیار مذهب بأکمله بشکل نهائی. وهکذا أصبح القانون أداه لإعاده إنتاج الانقسام الهویاتی، وتعزیز النزعه الکهنوتیه فی التشریع، بدل أن یکون وسیله لترسیخ المواطنه والدوله المدنیه. وتقترح الدراسه أن أحد أنجع مسارات معالجه الأزمه یکمن فی استعاده الإسهامات الاجتهادیه للفقیه الکبیر الإمام محمد باقر الصدر، الذی قدّم نموذجًا متقدمًا فی فهم النص الشرعی، یقوم على الحذر التأویلی، والوعی بالسیاق الاجتماعی، والإیمان بدور الدوله فی التشریع ضمن ما سماه «منطقه الفراغ». وتنبع أهمیه الصدر من کونه الأب الفکری للإسلام السیاسی العراقی، ومن أن جمیع الفاعلین الدینیین المعاصرین ینتسبون إلیه فکریاً وسیاسیاً کمرجعیه دینیه. وبذلک یصبح تحلیل رؤیته الاجتهادیه مدخلًا لکشف التناقض بین منطلقاته الفکریه ومشاریعهم فی التقنین المذهبی الحالیه. وینطلق التحلیل من ثلاث مصادرات منهجیه تشکّل قاعده لنقد مشروع التطییف: (۱) أن نفاذ التشریع الدینی یرتبط بشروطه التاریخیه، (۲) رفض التمذهب المغلق، (۳) أنّ الإسلام لیس دیانه کهنوتیه ولا یملک مؤسسه دینیه على غرار الکنیسه. وتشکّل هذه المصادرات - بحسب الدراسه - أرضیه مشترکه یمکن الانطلاق منها للحوار مع الاتجاهات المدافعه عن التطییف، وإبراز التناقض بین خیاراتها القانونیه وبین المنطلقات نفسها التی تقول إنها تلتزم بها. وتقدّم الدراسه بعد ذلک تحلیلاً معمقاً ومکثفاً لرؤیه الصدر إلى العملیه الاجتهادیه. فالدین، فی نظره، ذی طبیعه معیاریه تتمثل فی کونه «أسلوباً فی فهم الواقع»، والإنسان قادر على إدراک مصالحه، إلا أن مشکلته التشریعیه هی مشکله أخلاقیه لا معرفیه، یجسدها الصراع المصلحی بین ذاتیه الفرد ودفاعه عن مصالحه الخاصه وحب الخیر العام الذی تمثله المصالح العامه. ویرى الصدر أن دور الفقیه هو «اکتشاف» المذهب لا «تکوینه»، وأن النصوص الشرعیه التأسیسیه لیست واضحه الدلاله، بل کثیرًا ما «تطمس مضمونها» لأنها لم تکتب بلغه «تقنینیه» وقانونیه، ولذلک تحتاج إلى جهد تأویلی لفهمها. ولذلک تُعدّ العملیه الاجتهادیه - بحسبه - عملیه احتمالیه معقّده یواجه فیها الفقیه احتمال الخطأ فی النص، واحتمال الخطأ فی الفهم، واحتمال غیاب نصوص أخرى ذات صله. ویشیر الصدر إلى أن جزءًا کبیرًا من التشریعات التی صدرت عن النبی تمثل تطبیقات زمنیه مرتبطه بظروف المجتمع فی عهده، لا أحکامًا خالده، وبالتالی فلیست کل "سیرته" مما یمثل فیها النبی "قدوه وأسوه". کما یؤکد على ضروره الفهم الاجتماعی للنص الشرعی، معتبرًا أن أغلب الأحکام جاءت بوصفها أجوبه على أسئله خاصه، ولم تُکتب ابتداءً، ومن ثمّ لا یمکن فهمها دون معرفه السیاق الاجتماعی الذی وردت فیه. ولذلک یصل إلى نتیجه حاسمه: أن الأحکام القطعیه فی الإسلام لا تتجاوز الخمسه فی المئه من مجموع الأحکام، فی حین تبقى خمسه وتسعین منها أحکام ظنیه وقابله للاجتهاد وحتى التغییر. وانطلاقًا من هذا التصور، یعید الصدر تعریف صلاحیات الدوله - فی غیر الأحکام الإلزامیه القطعیه النادره والأحکام الإلزامیه الاجتهادیه الظنیه - بوصفها صاحبه الحق فی تنظیم «المباحات العامه» وفق المصلحه الاجتماعیه، من خلال آلیه «منطقه الفراغ التشریعی». ویعتبر البحث أن الدوله، فی السیاق العراقی، تمتلک الشرعیه الکامله لممارسه هذه الصلاحیات بحسب الدستور الذی صوّت علیه الشعب، وأن هذه النقطه تنسجم تماما مع رؤیه الصدر کما عبر عنها فی نداءاته الأخیر قبیل مقتله. بناء على کل ذلک، یرى البحث أن إقحام الفقه المذهبی فی التشریع المدنی یفتقر إلى الأساس النظری ویناقض رؤیه الصدر التی تمنح الدوله مساحه واسعه للعمل التشریعی. وتخلص الدراسه إلى عده نتائج مرکزیه: (۱) أن رؤیه الصدر تفترض تاریخیه جزء کبیر من الأحکام، (۲) أن الاجتهاد عملیه بشریه احتمالیه لا یمکن تحویل مخرجاتها إلى هویه مذهبیه مغلقه، (۳) أن مشروع تطییف الأحوال الشخصیه یناقض مبادئ الصدر وینتمی إلى منطق فقهی یعید إنتاج الجمود والانقسام الهویاتی، (۴) أن الدوله الحدیثه - فی ضوء فکر الصدر - مؤهله لإداره التشریع بما ینسجم مع المصلحه العامه دون حاجه إلى تحویل الفقه إلى سلطه کهنوتیه. وتقترح الدراسه فی الختام أنّ معالجه الأزمه تتطلب تجاوز الفقه المدرسی نحو اجتهاد حیّ قادر على تعریف العلاقه بین النص والواقع، وإعاده تأکید أن الشریعه - بوصفها معطى إلهیًّا - لا تُفهم إلا عبر وعی حدود الفهم البشری وسیاقاته الاجتماعیه. وتفتح الورقه بذلک أفقًا بحثیًا جدیدًا حول ضروره إعاده النظر فی فلسفه الربانیه والتجربه النبویه ضمن إطار تاریخی تأویلی، بما یمکّن العقل التشریعی العراقی من تجاوز الجمود المذهبی نحو بنیه قانونیه أکثر قدره على دعم الدوله الوطنیه المعاصره.
۲.

Characteristics of Philosophical and Cultural Exchanges between Muslim and Christian Scholars in the Fourth AH/Tenth AD Century(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۶۷
From a philosophical standpoint, the fourth Islamic century (tenth-eleventh Christian centuries) stands out as the most remarkable and brilliant period among the centuries of the Islamic calendar. It exemplifies the essence of Islamic civilization, characterized by freedom, tolerance, morality, humanism, and rationality. During this period, Iran and Iraq were governed by the Sunni Abbasid Caliphate and Shiite Persian Buyid Emirate. One characteristic of this significant period, reminiscent of the Renaissance (centuries before the European Renaissance), is its cultural pluralism and religious tolerance. A notable example that epitomizes this remarkable tolerance can be found in the philosophical circles of Iran and Iraq during the tenth century. These circles brought together thinkers from diverse nations and religions. At times, the role of the master and moderator was assumed by Muslim figures like al-Sijistani (d. 1001 AD), while in other instances, Christian philosophers such as Yahya (Yuhanna/John) ibn ʿAdi (893-974 AD) took on the responsibility of moderating these intellectual gatherings. Yahya ibn ʿAdi had two groups of disciples: one comprised of Muslims, including al-Sijistani and Ibn Miskawayh, and the other consisting of Christians such as Ibn Samh, Nazif al-Rumi, and ʿIsa ibn Zurʿa. This study employs the method of intellectual historiography as applied to that age, specifically al-Tawhidi to explore the characteristics of intellectual exchange and the relationship between Muslim and Christian scholars.
۳.

التقیه المداراتیه فی علم الکلام الاجتماعی وآثارها التربویه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۱۶۲
تعتبر التقیه المداراتیه مکوّناً تشریعیاً فی الفقه الإمامی وهی من أقسام التقیه العامه وتعنی التقیه لجلب المنفعه، بخلاف القسم الآخر من التقیه وهی التقیه الخوفیه ویراد منها تجنب الضرر. کما أنها، أی التقیه المداراتیه، مفرده عقدیه فی المذهب الإمامی تؤسّس لمنهجٍ أصیلٍ للارتقاء بالمجتمع، ولها آثار تربویه تنعکس علی مختلف شرائحه لما تحقّقه من وحدهٍ وتناغمٍ بین أفراده، خصوصاً بعد تلاقیها مع بعض مفردات علم الکلام المعاصر کنقطه مشترکه، ونعنی تحدیداً علم الکلام الاجتماعی الذی یسعی إلی استخراج المعتقدات الدینیه ذات البعد الاجتماعی وتبیینها وبلورتها کمنظومه متکامله مع ردیفیها الأخلاق والفقه، والدفاع عنها، وکشف ما لها من تأثیر علی سلوک الفرد والمجتمع. من هذا المنطلق، قمنا فی هذا البحث بدراسه التقیه المداراتیه علی ضوء الکلام الاجتماعی المعاصر، ورفع الشبهات الوارده علی المکلف عند تطبیق التقیه المداراتیه فی المجتمع، وآثارها علی الفرد والمجتمع البعیده والقریبه وذلک بمنهج توصیفی تحلیلی، واصلین إلی بعض النتائج من أهمها: 1.للتقیه المداراتیه دور قویّ فی استحکام روابط المسلمین وأبناء المذهب الواحد باعتبارها اللبنه الأساسیه للتماسک الاجتماعی. 2.وضوح حدود التقیه المداراتیه وأنها لا تعنی التساهل ولا الاستخفاف علی حساب مسلمات الدّین. 3.وضوح الأبعاد الاجتماعیه للتقیه المداراتیه وأنها عامل أساسی فی نهضه المجتمع وتآزر لحمته.
۴.

مقایسه دیدگاه حسن لاهیجی در مصباح الدرایه و امام خمینی در تقریرات فلسفه درباره ربط حادث به قدیم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۷ تعداد دانلود : ۴۵۶
از مشکلاتی که همواره گریبان گیر فلسفه بوده است و به خصوص موحدین با توجه به اعتقادشان درباره تغییرناپذیری ذات واجب الوجود با آن دست به گریبان بوده اند، بحث ربط حادث به قدیم است؛ و مکاتب مختلف فلسفی برای حل این مشکل راه های مختلف را پیموده اند. امام در تقریرات فلسفه راه های مکاتب مختلف را بررسی نموده اند. از زمره حکمای مبرز قرن دوازدهم هجری حسن بن عبدالرزاق لاهیجی است. وی در کتاب خود مصباح الدرایه فی شرح الهدایه که به صورت نسخه خطی موجود است راه حلی را به عنوان راه حل اختصاصی خود مطرح می کند. در این مقاله علاوه بر بررسی سخنان امام خمینی، آرای خاص میرزا حسن لاهیجی نیز بیان شده و با اشاره به راه حل امام خمینی، راه حل میرزا حسن لاهیجی مورد بررسی قرار گرفته است. نگارندگان مقاله ضمن تقریر راه حل مورد اشاره لاهیجی این راه حل را کامل ارزیابی نمی کنند. 
۵.

آزاداندیشی دینی در قرن چهارم هجری: شاخصه ها و مبانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۳ تعداد دانلود : ۴۸۷
قرن چهارم هجری را از درخشان ترین ادوار تاریخ و تمدن اسلامی از لحاظ تنوع فکری و آزاداندیشیِ مسئولانه دانسته اند. برخی بین این دوره و دوران رنسانس در مغرب زمین، همانندسازی کرده و بلکه آن را در نوزاییِ قرن پانزدهم، مؤثر دانسته اند. اگر جوهره ی آزاداندیشی را انسان گرایی و عقلگرایی بدانیم، باید چهارمین قرن هجری را از آزاداندیش ترین ادوار تاریخ بشری بدانیم که قرن ها پیش از نوزاییِ مغرب زمین، با دغدغه ی انسان زیست کرد و میدان را در برابر عقل انسان بازگذاشت، اما هرگز میان این تفکر باز و آزاد در باب دلمشغولی های انسانی و تعلق خاطر به دین و مذهب ناسازگاری ای ندید. از این رو این سخن برخی از اندیشه نگاران قرن چهارم جا دارد که انسان گراییِ این دوره در عین حال که از جنبه های فلسفی و ادبی برخوردار بود، انسان گرایی ای دینی بود و عقلگرایی اش همانطور که از میراث بشری و علوم الاوائل بهره می برد، به داده های وحیانی هم معتقد و متکی بود و البته از همسخنی و گفت وگو با ملحدان و دین گریزان هم ابایی نداشت. بازکردن ابعاد این آزاداندیشیِ دینی و نشان دادن مشخصه ها و بنیادهای نظری اش که مهم ترینشان همان انسان گرایی و عقلگرایی است، هدفی است که این مقاله جویا و پیگیر آن است.
۶.

موانع وحدت مسلمین در اندیشه محمدحسین آل کاشف الغطاء(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۵ تعداد دانلود : ۴۳۳
در تاریخ معاصر جهان اسلام، مسئله تقریب مذاهب به یکی از محورهای گفتگو میان مصلحان و اندیشمندان اسلامی تبدیل شده و نزد امامیه از جایگاه ویژه ای برخوردار است. هرچند این افراد تلاش زیادی در راه تحقق وحدت بین مسلمانان می کنند، اما در برخی مواقع عواملی چند مانع از وحدت بین مسلمانان می شود. این عوامل گاه بیرونی و توسط دشمنان اسلام، و گاه درونی و در میان مسلمانان است. آیت الله محمدحسین آل کاشف الغطاء از جمله فقهایی است که به جنبه های اجتماعی و سیاسی دین اسلام به خصوص بحث وحدت بین مسلمانان اهتمام جدی ورزیده است. وقایعی که در دوران زندگی این عالم رخ داده، از جمله جنگ جهانی اول و اشغال سرزمینهای اسلامی توسط اروپاییان پس از فروپاشی حکومت عثمانی، از علل مهم ورود ایشان به بحث وحدت بین مسلمانان و تبیین اهمیت آن برای مسلمانان محسوب می شود. در یک قرن اخیر علما و دانشمندان دینی با در نظر داشتن ضرورت وحدت و همبستگی میان مذاهب، پدیده ای را به نام تقریب مذاهب اسلامی مطرح کرده اند که تدبیری آگاهانه و نوعی آینده نگری در برابر تفرقه مسلمانان و طمع دشمنان اسلام محسوب می شود. آل کاشف الغطاء، عواملی مانند تعصب مذهبی، اهانت به مقدسات سایر مذاهب و همچنین قدرتهای استعماری را به عنوان موانع تحقق وحدت بین مذاهب اسلامی می داند.
۷.

بررسی تطبیقی آرای سید مرتضی و علامه طباطبایی در چیستی عقل و کارکردهای آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۲۵۸
هدف: هدف این پژوهش بررسی تطبیقی آرای سید مرتضی و علامه طباطبایی در چیستی عقل و کارکردهای آن از دیدگاه این دو بزرگوار بود. روش: برای بررسی عنوان این پژوهش تا رسیدن به نتیجه مطلوب، از شیوه توصیفی و تحلیلی استفاده شد. یافته ها: با توجه به جایگاه مهم و حجیت عقل نزد سید مرتضی و علامه طباطبایی، می توان شش کارکرد مهم برای عقل از دیدگاه ایشان در نظر گرفت: 1. اثبات اصول و مبانی تشیّع، 2. عقل به عنوان منبع و مُدرِک، 3. تأویل و توجیه آیات و روایات ناسازگار با اصول عقلی، 4. عقل و معتبر دانستن یک خبر یا ابطال آن، 5. عقل به عنوان ابزار فهم، استنباط و تبیین متون دینی، 6. عقل و خرافه ستیزی. نتیجه گیری: اگرچه سید مرتضی و علامه طباطبایی در حجیت عقل و تبیین بسیاری از کارکردهای عقل، اشتراک نظر داشته اند؛ ولی به نظر می رسد در تعریف عقل، تبیین برخی از کارکردها، مثل تأویل و توجیه آیات و روایات ناسازگار با اصول عقلی و نوع رویکردشان نسبت به تبیین مسائل دینی با یکدیگر تفاوتهایی نیز داشته اند. رویکرد سید مرتضی، کلامی بود؛ ولی علامه طباطبایی بیشتر با روش فلسفی با مسائل دینی مواجهه داشته است.
۸.

سودگروی اخلاقی؛نگاهی قرآنی اسلامی(با تأکید بر مصلحت بندگان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۸ تعداد دانلود : ۵۶۶
در این پژوهش برای فراهم ساختن زمینه های فلسفه اخلاق اسلامی، نظریه سودگروی اخلاقی با آموزه های اسلامی و آیات قرآنی تطبیق داده شده و با رویکردی توصیفی تحلیلی، در دو بخش تنظیم شده است: نخست، ملاک وضع قواعد الهی با توجه به ابتنای نظام اخلاقی قرآن بر قواعدی عام بررسی شده و حاصل اینکه احکام الهی نهایتاً در دنیا یا آخرت، به نحو فردی یا اجتماعی، به مصلحت و نفع بندگان بوده و به افزایش سود در کل مجموعه منجر می شود و دوم، ملاک فعل اخلاقی در مقام عمل بندگان است که برای پاسخ به چگونگی ملاک و معیار عملی قرآن برای افعال و منش ها و هماهنگی یا عدم هماهنگی آن با اصول سودگروی مطرح شده است. به رغم اینکه مفاد بسیاری از آیات قرآن از نظر نتایج عملی، با اصول سودگروی سازگار است، نمی توان «اصل سود» را مبنای اعمال یا منش های اخلاقی دانست. با این حال، آیاتی که با سودگروی ناسازگار به نظر می رسند نیز ذکر و بررسی شده است.
۹.

درون مایه سازمان فکری استرآبادی و بازتاب های آن در منابع تراجم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه کلیات کتابشناسی فقهی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی فقه و اصول فقه کلیات فقها متاخرین
تعداد بازدید : ۱۶۹۰ تعداد دانلود : ۹۹۵
نویسندگان مسلمان، در تحلیل پیشرفت های علمی، به شکل گسترده ای از کتب شرح حال نگاری بهره می برند. اطلاعات زندگی افراد و شرایط جغرافیایی آنان که در بررسی گرایش های فکری خاص آن ها لحاظ می گردد، معمولاً، از این کت اب ها است خ راج می شود. می توان از این کتب ، برای تحلیل های کمّی، جهت ارائه تصویری از شکل کلی یک جامعه، به طور عام و طبقات علمی آن، به طور خاص، استفاده کرد. چهار قرن پیش، در قرن یازدهم، محمد أمین استرآبادی، یکی از پیشرفت های علمی را در قالبی نوین و البته إفراطی، طرح نمود. این اندیشه، تأثیرات شگرفی بر عالمان عصر خود و پس از آن، بر جای نهاد و بیش از یک صد سال، تفکر غالبِ جهان تشیع به شمار می رفت. از استرآبادی، گاهی با عنوان مؤسّس و زمانی با وصف إحیاگر مکتب اخباریان، یاد می شود. اینکه کدام یک از این القاب، برای او مناسب می نماید، به این بستگی دارد که تاریخ مکتب اخباریان، به دوره های اولیه تشیّع دوازده امامی پس از زمان غیبت، بازگردانده شود و یا اینکه اخباری گری، پدیده ای نوظهور تلقی گردد. این، مهم نیست که کدام از این ألقاب(مؤسّس یا إحیاگر) درباره استرآبادی درست می باشد، نکته مهمّ این است که تفکر أخباری گری در دوره صفوی، شیوه فقاهت و اجتهاد را به چالش کشاند. مقاله حاضر پس از ارائه تصویری کلی از درون مایه های مکتب فکری استرآبادی و تحولاتی که او در عرصه منابع و مبانی اجتهاد موجب شد، در پی بررسی این نکته است که با وجود اثرگذاری این مکتب در عصر صفوی و فراگیر بودن نزاع أخباریان و أصولیان در طی یک قرن(قرن یازدهم)، چرا در آثار شرح حال نگاری، تا 150 سال پس از وفات محمد أمین استرآبادی، این موضوع، کمتر بر کرسی سخن قرار گرفته است.
۱۰.

عقل گرایی و نص گرایی در کلام اسلامی (با بررسی دیدگاه شیخ طوسی و ابن ادریس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۱ تعداد دانلود : ۳۹۳
گستردگی و تنوع مباحث علم کلام، متکلمان را بر آن داشته است تا در اثبات مباحث کلامی از روش های گوناگون بهره گیرند. عقل گرایی و نص گرایی از روش هایی است که هر کدام در حقیقت نمایانگر طیفی هستند که مدارس علمی و دانشوران مختلفی را در بر می گیرند، از این رو حتی در یک مکتب و طیف می توان اختلافاتی را تشخیص و نشان داد. در میان عقل گرایان شیعه، ابن ادریس در فقه (و اصول فقه) یک نقطه عطف به حساب می آید که عقل گرایی و اصول گرایی را در فقه به جایگاه واقعی خود بر می گرداند. وی گرچه در برابر حاکمیت انحصاری فتاوای شیخ طوسی در فقه ایستاد، اما در همان چارچوب روشی عمل کرد. با این همه، حتی از لحاظ روش شناسی هم می توان میان آنها تفاوت هایی را تشخیص داد. این تحقیق در پی نشان دادن تفاوت های مذکور در کنار شباهت ها می باشد. شیخ طوسی و هم ابن ادریس در مباحث کلامیِ خود، روش عقل گرایی را  بر روش نص گرایی ترجیح داده اند، اما ابن ادریس در تبیین و بررسی مباحث کلامی بیشتر از  عقل بهره جسته است. البته این بدان معنا نیست که شیخ طوسی در استدلال ها و بررسی مباحث کلامی توجهی به کار کرد عقل نداشته باشد.
۱۱.

کاوشی در مبانی نظری استنباطات فقهی سید مرتضی در «ناصریات»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶۴ تعداد دانلود : ۹۳۴
در میان فقیهان، این جمله مشهور است که: «فقیه ترین مردم آشناترین ایشان به اختلافات فقهی است». گویا کسی که همه مواضع فقهیِ پیشوایان و مجتهدان مذاهب و دلایل آنها را از نظر گذرانده است و به موضع فقهی خاصی به صورت مدلل و مستدل رسیده، حتماً از توانایی فقهی بیشتری برخوردار است. در میان عالمان امامیه، یکی از نخستین فقیهانی که به «فقه الخلاف» پرداخته و آثاری را در « فقه مقارَن» پدید آورده، سید مرتضی متوفای 436 قمری است. مهم ترین اثر مقایسه ایِِ سید پس از انتصار، مسائل ناصریات است که در ذیل مواضع فقهی نیای مادری وی (ناصر اطروش) شکل گرفته است. بررسی روش شناسانه استنباط ها و استدلال های سید با تأکید بر مصادر و دلایل فقهی ایشان در ناصریات، رسالتی است که در این نوشتار دنبال می شود و با نیم نگاهی به انتصار و با استناد به دیگر آثار سید، نشان خواهیم داد که «اجماع امامیه» و گاهی «اجماع اهل بیت» جایگاه ویژه ای در مواضع فقهی و کلامی ایشان یافته و تا حد زیادی خلأ خبر واحد را (که مقبول سید نیست) پرکرده است. البته ایشان در برخی آثارش مستند اصلی فقه امامیه را احادیث متواتر دانسته و در برخی از دیگر آثارش نشان داده است که می تواند با تکیه بر قرآن و احادیث نبوی (ولو خبر واحد باشند) و حتی با تکیه بر قیاس مقبول مخالفان نیز به اثبات مواضع فقهی امامیه بپردازد.
۱۲.

بازتاب اخباری گری محمدامین استرآبادی در شرح حال نگاری ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۴ تعداد دانلود : ۸۶۲
نویسندگان مسلمان در تحلیل پیشرفت های علمی، از شرح حال نگاری بسیار بهره می برند؛ زیرا اطلاعات درباره زندگی افراد که در بررسی گرایش های فکری خاص آنان به کار می آید یا اوضاع جغرافیایی شان، بیشتر از این کت اب ها فراچنگ می آید. هم چنین برای تحلیل های کمّی به انگیزه دست یابی به تصویری از شکل کلی جامعه به طور عام و طبقات علمی به طور خاص، از این کتاب ها می توان بهره گرفت. اندیشه محمدامین استرآبادی از پیشرفت های علمی در این زمینه در قالبی تازه و البته افراطی، چهار قرن پیش (سده یازدهم) مطرح شد. این اندیشه در زمان او و عصر پس از خودش، بسیار تأثیرگذار بود؛ چنان که بیش از صد سال، اندیشه ای فراگیر و حاکم بر جهان تشیع به شمار می رفت. استرآبادی را گاهی مؤسّس و زمانی احیاگر مکتب «اخباری»می خوانند. اینکه کدام یک از این لقب ها شایسته اوست، به سرآغازِ تاریخ مکتب اخباری وابسته خواهد بود؛ یعنی اینکه از نخستین دوره های تشیّع دوازده امامی پس از غیبت کبرا سرچشمه می گیرد یا پدیده ای نوظهور به شمار می رود. به هر روی، اندیشه اخباری در دوره صفویه، شیوه فقاهت و اجتهادرا به چالش فراخواند. این مقاله در پی بررسی این مسئله است که به رغم تأثیرگذاری چنین مکتبی در آن عصر و فراگیر بودن اخباری گری امین استرآبادی در سده یازدهم، چرا شرح حال نگاری ها تا 150 سال پس از وفات او در این باره کم تر سخن گفته اند.
۱۳.

أبوحیان التوحیدی بین النزعه العقلیه والإتجاه الصوفی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۴۵ تعداد دانلود : ۹۹۰
یعتبر الکاتب الألمعی أبوحیان التوحیدی من روّاد النزعه العقلیه والإتجاه الإنسانی فی القرن الرابع الهجری، وهو الراویه لماکان یجری من مقابسات علمیّه ومفاوضات ممتعه فی الندوات الأدبیّه والحلقات الفلسفیّه، ومن خلال مؤلفاته الرائعه تعرّفنا علی کثیر من الوجوه العلمیه فی هذا القرن وعلی آرائهم وتوجهاتهم الفکریّه سیّما أبی سلیمان السجستانی الذی لولا التوحیدی لبقی مجهولاً مهجوراً. و للتوحیدی صوره أخری لم یُکشف النقاب عنها وهی نزعته الصوفیه المتمثله فی کتابه الإشارات الإلهیّه . وقد عنیت هذه المقاله ضمن المنهجین الوصفی والتاریخی بالتعریف بها وبمضامینها واتجاهاتها ومناهجها والتأکید علی وسطیّه أبی حیان التوحیدی فی إتجاهه الصوفی ونزعته العقلیّه وأنه لایوجد تضاد بین الإتجاهین، أو تطّور فکری فی المرحلتین، أی مرحله النتاجات الأدبیه والفلسفیه ومرحله الإشارات الإلهیّه والحیاه الصوفیه التی قضی التوحیدی الشطر الأخیر من عمره فیها. والمقاله تلقی الضوء علی بعض المفاهیم العرفانیه والحقائق الربانیه التی اشتمل الکتاب علیها مثل معرفه النفس وتجریدها والغربه.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان