مدل های تعالی سازمانی یا سرآمدی کسب و کار، به عنوان ابزاری قوی برای سنجش میزان استقرار سیستم ها در سازمان های مختلف به کار گرفته می شوند. با به کارگیری این مدل ها، ضمن این که یک سازمان می تواند میزان موفقیت خود را در اجرای برنامه های بهبود در مقاطع زمانی مختلف مورد ارزیابی قرار دهد، امکان مقایسه عملکرد خود با سایر سازمان ها و به ویژه با بهترین آنها را خواهد داشت. نظر به این که دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی از جمله عمده ترین نهادهای علمی و بانیان تولید دانش و فناوری و تربیت دانشجویان می باشند، لذا همواره بایستی در مسیر تعالی بوده و در زمره سازمان های سرآمد، پیشاپیش محیط رقابتی در حرکت باشند.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی مزایا و دستاوردهای به کارگیری مدل های تعالی EFQM در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی است که با اثبات کارآمدی، می توان از آن به عنوان الگویی مناسب جهت ایجاد فرهنگ تعالی، امکان خود ارزیابی هر واحد دانشگاهی و مقایسه هر واحد دانشگاهی با سایر واحد ها ارایه نمود.
در این مقاله ابتدا مدل تعالی EFQM به اختصار معرفی گردیده، سپس تاثیر فرهنگ دانشگاهی به عنوان یک عامل کلیدی و پیش برنده در اجرای مدل های تعالی در دانشگاه ها بررسی شده و سپس مواردی از فعالیت های مشابه در برخی از دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی سایر کشورها در اجرای مدل تعالی EFQM و خودارزیابی های انجام شده مورد بحث قرار گرفته و نتایج به دست آمده از عملکرد مدل و خود ارزیابی ها به جهت نشان دادن تاثیرات مثبت اجرای مدل در فرآیندهای دانشگاهی بررسی می گردد و در انتها ضمن بیان محدویت های اجرایی مدل به ویژه در ایران، مدلی جهت دانشگاه های کشور ارایه می شود.
عدم به کارگیری مدل تعالی EFQM در دانشگاه های کشور تا مقطع فعلی درحالی است که در جهان بیش از70 مدل سرآمدی ملی و90 جایزه کیفیت وجود دارد و این مدل در صنعت کشورمان از جایگاه ویژه ای برخوردار است و در کانون توجه دانشگاه های معتبر جهان می باشند.
محققان بزرگ دنیا (دراکر، تارو، تافلر، هندی و ...) عمیقا براین باور هستند که رمز برتری در رقابت های قرن بیست و یکم و هزاره سوم، نوآوری های ارزش آفرینی است که پدیدآورندگان آن، نه فقط تعداد محدودی از نخبگان جوامع و سازمان ها بلکه توده وسیعی از آحاد جامعه و کارکنان سازمان ها را نیز شامل می شوند. برآوردهای دقیق کارشناسی، نشان می دهندکه امروزه تا 60 درصد از درآمد و 90 درصد از سود برخی سازمان های بزرگ و پیشرو، ناشی از همین نوآوری ها است. اهمیت نقش سرمایه انسانی به عنوان مزیت رقابتی سازمان ها به اندازه ای است که سهم دارایی های نامشهود (که سرمایه های انسانی از مهمترین اجزای تشکیل دهنده آن است) در ارزش بازار (ارزش سهام) سازمان ها، روندی فزاینده و مستمر را طی می کند.این مقاله در راستای یک طرح پژوهشی در سطح دانشگاه می باشد، که در آن سعی شده است پس از بیان نقش اساسی نیروی انسانی در محیط های آموزشی ، به تبیین شاخص های ارزشمندی برای ارزیابی افراد شاغل در دانشگاه پرداخته شود. در ادامه پس از ارایه چهارچوبی برای شاخص های تعالی برای هر یک از معاونین و سایر پرسنل، با استفاده از بهینه ترین روش ارزیابی فاکتورهای انسانی (روش 360 درجه) به بیان نقاط قوت و ضعف هر یک از پرسنل محترم دانشگاه اشاره خواهد داشت.
"بدون تردید سازمانهای عصر حاضر با تحولات و تهدیدهای گسترده ملی، منطقهای و بینالمللی روبهرو هستند و تضمین و تداوم حیات و بقای سازمانها نیازمند یافتن راه حلها و روشهای جدید مقابله با مشکلات است که به نوآوری، ابداع، خلق محصولات یا خدمات، فرایندها و روشهای جدید بستگی زیادی دارد. از این رو سازمانهای عصر حاضر به کارآفرینی سازمانی به دلیل نقشی که در تقویت موقعیت رقابتی سازمانها ایفا میکند توجه خاصی داشتهاند. کارآفرینی سازمانی، شامل پرورش رفتارهای کارآفرینانه در سازمان است که در آن، سازمان شرایطی را فراهم میکند تا کل سازمان و کارکنان آن از روحیه کارآفرینی برخوردار شوند.
این مقاله درصدد شناسایی موانع کارآفرینی سازمانی است و تلاش دارد تا ضمن درنظرگرفتن نکات مطروح در رویکرد فرای، وسپر و سایر صاحبنظران، با نگاهی جامعتر و با توجه به عوامل اثرگذار به بررسی موانع کارآفرینی سازمانی بپردازد. موانعی که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفتند، شامل فرهنگ سازمان، نحوه کنترل در سازمان، توجه به سودهای کوتاهمدت و بلندمدت و شیوههای تشویق و ارائه پاداش است. نتایج بهدستآمده بر اساس آزمونهای تی اسیتودنت، آزمون معناداری ضریب همبستگی اسپیرمن و آزمون معناداری بتا در رگرسیون خطی، حاکی از آن است که فرهنگ سازمانی محافظهکارانه، توجه به سودهای کوتاهمدت، اعمال کنترل شدید و شیوههای نادرست تشویق و ارائه پاداش، از موانع اساسی کارآفرینی سازمانی به شمار میروند."