مکان یابی شعب موسسات مالی و اعتباری و بانک ها از تصمیمات بسیار مهم و استراتژیک در امر بانکداری است. این موضوع به ویژه در موسسات مالی و اعتباری و بانک های خصوصی، به دلیل محدودیت های بیشتر در بودجه نسبت به بانک های دولتی، اهمیت فراوانی دارد. از این رو، این نوع بانکداری مستلزم پذیرش و استفاده از تکنولوژی های پیشرفته نظیر سیستم اطلاعاتی جغرافیایی، بمنظور افزایش رضایت مندی مشتریان و حفظ و نگهداری آنان است. به همین خاطر، در تحقیق حاضر که با عنوان الگویی برای مکان یابی شعب موسسه قوامین که در بین 30 نفر از مدیران، رؤسای شعب و کارمندان با سابقه در شهر رشت با هدف شناسایی مکان های مناسب برای احداث شعب با استفاده از رویکردهای کمی (آزمون تی یک نمونه ای برای شناسایی شاخصه ها) و کیفی ( روش تحلیل سلسله مراتبی برای وزن دهی به شاخصه ها) و با استفاده از نرم افزارهای SPSS،Expert Choice، GISو LINGOصورت گرفت، مشخص گردید که بر مبنای شاخصه های بدست آمده و استفاده از مدل ریاضی حداکثر پوشش، می توان 95 ٪ از تقاضای منطقه مورد مطالعه را با احداث حداکثر 4 شعبه در نقاط مشخص شده (به علاوه 4 شعبه موجود)، تحت پوشش قرار داد.
در محیط های مدرن کسب و کار، چابکی به عنوان مشخصه ای اساسی جهت رقابت شناخته شده است. پژوهش های اندکی در جهت ارائه متدولوژی های یکپارچه مناسب برای افزایش چابکی ارائه شده است. در این پژوهش رویکردی را مورد استفاده قرار می دهیم که از طریق مرتبط ساختن مزیت های رقابتی، شاخص های چابکی و توانمند سازهای چابکی، مناسب ترین توانمند سازهایی که برای افزایش چابکی مؤثر هستند، شناسایی شوند تا شرکت ها از این توانمند سازها در جهت بهبود وضعیت رقابتی خود استفاده کنند. این رویکرد بر اساس متدولوژی گسترش عملکرد کیفیت (QFD) و به ویژه خانه کیفیت (HOQ) پایه گذاری شده است. در این متدولوژی منطق فازی مورد استفاده قرار گرفته است تا وابستگی ها و همبستگی های مورد نیاز در HOQ را بیان کند. در پایان، این رویکرد در صنعت قطعه سازی خودرو (مطالعه موردی: گروه خودرو سازی بهمن) پیاده سازی شد و مناسب ترین توانمند سازها در این صنعت شناسایی شدند. مدیریت زنجیره تأمین به عنوان مهم ترین توانمند ساز در این صنعت شناخته شد و مدیریت دانش، فناوری اطلاعات، مهندسی همزمان، سخت افزار، تیم سازی و مدیریت پروژه به ترتیب در رتبه های بعد قرار گرفتند. از جمله مهم ترین محدودیت های این پژوهش می توان به زمانبر بودن استفاده از QFD به دلیل محاسبات فراوان اشاره نمود. در این پژوهش به دلیل بیان بهتر وابستگی ها و همبستگی ها در HOQ از اعداد فازی استفاده شد تا روابط بطور دقیق بیان گردد.
از جمله عوامل موفقیت بانک ها برای رسیدن به تعالی، جلب رضایت مشتریان است. به نظر می رسد بروز خطا و اشتباه در ارائه خدمت به مشتریان جزو استثناها باشد. اما در جهان واقعی این واقعیت اتفاق می افتد. این تحقیق به بررسی عوامل بروزخطاهای انسانی و محاسبه قابلیت اطمینان کاری کاربران شعب بانک پرداخته است. برای این امر به کمک ادبیات موضوع، تکمیل پرسشنامه توسط خبرگان، کارشناسان و کاربران شعب بانک به جمع آوری اطلاعات، آنالیز شغل کاربران و شناسایی خطاها پرداخته شده است. در این تحقیق با بکارگیری روشHEART که از روش های اندازه گیری قابلیت اطمینان می باشد.پس از محاسبه و تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده، میزان قابلیت اطمینان عملکرد کاربران شعب 0.072بدست آمده است. در پایان راهکارهایی جهت کاهش میزان خطاارائه گردیده، که از مهمترین عوامل بروز خطای کاربران، نحوه برخورد نامناسب رئیس، معاون و مشتریان با کاربران و اجرای همزمان چند کار با حجم بالا می توان اشاره نمود.
این مقاله فرآیند ارزیابی تصمیم گیری های واردات قطعات ساخته شده به طور کامل یا واردات قطعات جزیی آنها و مونتاژ آنها در داخل کشور را برای یک شرکت تولیدی مورد بررسی قرار می دهد. از آنجایی که این نوع تصمیم گیری ها با ریسک های متعدد مواجه است لازم است فرآیندی برای شناسایی این نوع ریسک ها و همچنین نحوه مواجه با آنها مورد توجه قرار گیرد تا حتی الامکان اثرات این نوع ریسک ها در فرآیند تصمیم گیری کاهش یابد. با توجه به ماهیت چند معیاره بودن مسئله، از روش فرآیند تحلیلی سلسله مراتبی غیر قطعی (UAHP) به منظور یافتن بهترین گزینه استفاده گردید. با توجه به مشخص بودن گزینه های تصمیم گیری، از فرآیند پایین به بالا برای تشکیل سلسله مراتب استفاده شد. ابتدا شاخص هایی که تفاوت بین گزینه ها را در بر می گرفت از ادبیات پژوهش و مصاحبه با خبرگان شرکت به دست آمد. سپس شاخص های به دست آمده در سطوح بالاتر خود قرار گرفتند تا معیارها را تشکیل دهند. به این ترتیب 3 معیار محصول، شرکا و محیط مورد توجه قرار گرفت که دربردارنده 12 شاخص بود. با تشکیل سلسله مراتب مسئله و انجام مقایسه های زوجی به طور غیر قطعی که بجای تخصیص یک عدد بیانگر ارجحیت بین دو معیار یا دو گزینه تصمیم گیری، دامنه ای از اعداد را برای آن در نظر می گیرد، دو مدل برنامه ریزی خطی یک بار با تابع هدف حداکثر سازی و بار دیگر با تابع هدف حداقل سازی بر اساس مقایسه های زوجی، تشکیل گردید. به این ترتیب حداقل و حداکثر ارزش هر گزینه تصمیم گیری به دست آمد. نتایج پژوهش نشان داد که بهترین گزینه تصمیم گیری، انتخاب گزینه واردات محصول نهایی از هند و انتخاب آخر، گزینه واردات قطعات از هند و مونتاژ آنها در داخل کشور است. این مطالعه در بحث مدیریت زنجیره تامین و خرید می تواند به عنوان چارچوب مناسبی تلقی گردد زیرا بخش مهمی از عملیات تولیدی، همواره اتخاذ راهبردهای مناسب برای تامین الزامات مورد نیاز است.
با توجه به اهمیت تنوع و سفارشیسازی محصول در دهههای اخیر، شرکتهای بزرگ تولیدی الگوهای مدیریتی را جستجو میکنند که با کمترین تغییرات و نوسانهای ساختاری و فرایندی در درون زنجیرة تأمین، آنها را قادر به تولید و عرضة محصولات بسیار متنوع کند. به عبارت دیگر، آنها به دنبال افزایش سطح تنوع و سفارشیسازی محصولات به منظور توسعة توان رقابتی از یک سو، و حفظ کارایی زنجیرة تأمین از سوی دیگر، هستند. در این تحقیق با اتخاذ رویکرد کیفی با استفاده از مشاهدات میدانی و مصاحبة با طراحان، تولیدکنندگان و مشتریان، موضوع تنوع و سفارشیسازی در صنعت پوشاک بررسی شده است. زنجیرههای تأمین پوشاک داخل کشور که با مقیاس تولید صنعتی تولید میکنند، جامعة هدف این تحقیق است. سه نتیجة مهم و متمایز این مطالعه نسبت به مطالعات پیشین عبارت است از ١. دستهبندی مناسب ابعاد تنوع در صنعت پوشاک، ٢. توسعة مدلی از فرایند کاهش تنوع در زنجیرة تأمین صنعت پوشاک و ٣. توسعة مدل اقدامهای مدیریتی برای کاهش شکاف تنوع در مراحل مختلف مدل پیشین و در سه سطح تصمیمگیری راهبردی، عملیاتی و مشتری.
هر پروژه دارای ریسک هایی می باشد و از آنجایی که پیچیدگی های زیادی در پروژه های امروزی وجود دارند، شناسایی مهمترین دسته های ریسک برای موفقیت و کارآمدی پروژه ها نقش مهمی ایفا می کند.
این پژوهش در پی تعیین مهمترین ریسک ها در چارچوب ساختار شکست ریسک ویرایش چهارم راهنمای گستره ی دانش مدیریت پروژه می باشد که قابلیت تعمیم به تمامی مواردی که در تعریف پروژه در سطح کشور می گنجند را دارد. نظر به اینکه ریسک های پروژه دارای اثرات متقابل بر یکدیگر هستند با در نظر گرفتن این روابط متقابل و علّت و معلولی برای تعیین مهمترین دسته های ریسک پروژه طبق ساختار شکست ریسک ویرایش چهارم راهنمای گستره ی دانش مدیریت پروژه از روش دیماتل بهره گرفته شد. همچنین از نظریه مجموعه های فازی برای کسب نظرات ذهنی خبرگان که دارای تجربه و دانش کافی در سطح پروژه های کشور بودند استفاده گردید.
نتایج پژوهش بیانگر این بودند که دسته های ریسک «بیرونی»، «فنّی»، «مدیریت پروژه» و «سازمانی» به ترتیب با اهمیت ترین دسته های ریسک هستند و در مهمترین دسته یعنی ریسک های «بیرونی»، ریسک های متأثر از قوانین تنظیمی، در دسته ی ریسک های «فنّی» ریسک های مرتبط به «فناوری»، در دسته ی ریسک های «مدیریت پروژه» ریسک های مرتبط به «تخمین» و در دسته ی ریسک های «سازمانی»، ریسک های مرتبط به «وابستگی های پروژه» در رتبه اول اهمیت می باشند.
در مسأله برنامه ریزی پروژه با محدودیت منابع تک حالت اجرا، فرض بر این است که هریک از فعالیت ها دارای زمان اجرای مشخص و مصرف منابع معلوم هستند و تنها به یک روش انجام می شوند؛ اما در عمل موارد بسیاری وجود دارد که در آن ها می توان با فراهم کردن منابع بیشتر، زمان فعالیت را کاهش داد. در این حالت، هر فعالیت می تواند به یکی از روش های اجرایی ممکن انجام شود و مسئلة حاصل، زمان بندی پروژه با محدودیت منابع چندحالته(MRCPSP) نامیده می شود. در این تحقیق، مسئلة زمان بندی پروژة منابع محدود با فعالیت های چندحالته، شامل تعیین زمان بندی پایة فعالیت های پروژه است که می تواند در چندین حالت انجام شود و روابط پیش نیازی را رعایت کند؛ در حالی که زمان پروژه، هزینه و نوسانات منابع را کمینه می سازد. در این پژوهش، مسئلة زمان بندی پروژه با استفاده از ابزار شبیه سازی شبکة کنترل پروژه، وارد نرم افزار شبیه سازی (ED) می شود و خروجی های آن با خروجی های حاصل از یک الگوریتم فراابتکاری مقایسه می شود. درنهایت، راهکار های مدیریتی به منظور بهینه سازی زمان بندی ازلحاظ کمینه سازی زمان کل، هزینه و تسطیح منابع ارائه خواهد شد.
کسب وکار الکترونیک به عنوان یکی از توانمندسازها در اقتصاد کشور و زیرمجموعه فناوری های اطلاعات در دهه گذشته رشد چشمگیری داشته است. بازارهای امروزی، جهانی است و همواره در حال تغییر و گذار از صنعت به دانش و فناوری است. فضای امروز کسب وکار از حالت فیزیکی به حالت الکترونیکی تغییر شکل یافته و بازارهای سنتی و آفلاین را دگرگون ساخته اند. سرمایه گذاران موفق تغییرات روش های کسب وکار سنتی به کسب وکار الکترونیکی را پذیرفته اند به طوری که سیاست بیشتر موسسات تجاری در پذیرش و به کارگیری کسب وکار الکترونیک جهت ورود به بازارهای جهانی و جذب مشتریان جدید، موثر و کارا است. اهمیت فضای کسب وکار الکترونیکی و پذیرش بالای مردم در سال های گذشته و ورود کسب وکارها به این فضا لزوم برنامه ریزی و توسعه این فضا را بیش از پیش آشکار می کند. پژوهش حاضر، نتایج برگرفته از پروژه ای است که در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران در چارچوب تسهیل و ارتقای فضای کسب وکار و با عنوان راهکارهای توسعه کسب وکار الکترونیک تعریف شده است. هدف از اجرای این پروژه، استخراج و تدوین استراتژی های توسعه کسب وکار در حوزه ارتباطات و فناوری کشور بوده که در چهار فاز طراحی و اجرا شده است. در فاز چهارم و نهایی این طرح، یک مدل جدید بر پایه چارچوب های آمادگی الکترونیک ارائه شد و با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس مورد تایید قرار گرفت و در پایان استراتژی های توسعه کسب وکار الکترونیک بر اساس مدل تایید شده و ماتریس های تحلیل SWOT استخراج و دسته بندی شد.
در این تحقیق با ترکیب روش های کمی وکیفی اقدام به تهیه مدلی سه متغیره برای ارزشگذاری خدمات الکترونیک سازمانهای ارائه دهنده خدمات الکترونیکی عمومی و مطالعه موردی سامانه صدور مجوز سالیانه طرح ترافیک که تماما" به صورت الکترونیک عرضه می گردد، شده است. مبنای تدوین مدل مذکور، استفاده از نظرات گروه خبره (با استفاده از روش دلفی)، تعیین روابط بین متغیرها (با استفاده از تکنیک دیمتل) و در نهایت استفاده از روش تحلیل عاملی تاییدی برای تایید روایی سازه. برای این تحققیق 4 فرضیه شامل: استفاده از نظر مشتریان، محاسبه هزینه های سخت افزاری، نرم افزاری و اداری تعیین شد. دو متغیر نخست کمی بوده و داده های آن از دفاتر مالی استخراج شده است. اما، متغیر سوم کیفی بوده و از طریق رابطه همبستگی با دو متغیر قبلی اقدام به تعیین ارزش کمی برای آن شده است.یافته های این تحقیق هم جهت با تحقیقات گذشته شامل مطالعات گانت و همکاران می باشد.
یکی از مهم ترین شاخص های رضایت شهروندی در کلان شهرها، فراهم کردن ابزارهای کارآمد بانکی در سطح شهر می باشد. در این مقاله، افزایش میزان رضایت شهروندی از دستگاه های خودپرداز بانک شهر با استفاده از پرسشنامه و توزیع آن بین 200 شهروندی که از خدمات این دستگاه ها استفاده کرده اند، قبل و بعد از اجرایی کردن سیاست کنترل موجودی وجه نقد دستگاه ها، بررسی شده است. این مقاله با ارائه مدل حداقل کردن مجموع هزینه های خواب پول و فرصت از دست رفته برای دستگاه های خودپرداز بانک، به بررسی تفاوت بین رضایت مندی مشتریان و فعال بودن خودپردازها پرداخته است. برای شبیه سازی رفتار مصرفی دستگاه های خودپرداز، نرم افزار Arena به کار رفته است. نتایج نشان دادند که این مدل قادر است نقطه سفارش مجدد، میزان سفارش پول و ترکیب انواع اسکناس را تا سقف موردنظر برای هر یک از دستگاه های خودپرداز بانک ارائه کند. از مهم ترین یافته های این تحقیق می توان به شناسایی عوامل مؤثر بر سطح رضایت مندی شهروندان از دستگاه های خودپرداز و همچنین مدلی جهت بهینه سازی هزینه های مشتری ازدست رفته و مازاد پول در این دستگاه ها اشاره کرد که به کمک این مدل، میزان رضایت مندی، افزایش یافته است. نتیجه نهایی آن که با به کارگیری و شبیه سازی این مدل، میزان سطح رضایت مندی شهروندان از خدمات با 25 درصد رشد به سطح 80 درصد رسید و در نهایت، هزینه کل روزانه هر دستگاه با کاهش 185900 تومانی برای هر دستگاه خودپرداز به روزانه 114700تومان، تقلیل یافت.
نظر به اهمیت تامین مالی شرکتهای کوچک و متوسط تولیدی در جهت تامین سرمایه در گردش و سودآوری آنها، این تحقیق به ارائه یک مدل ریاضی برای تامین مالی این شرکتها به روش فاکتورینگ در زنجیره تامین پرداخته است. فاکتورینگ به عنوان یکی از شیوه های مهم تأمین مالی در دنیای تجارت بوده که بیشتر در مورد شرکتهای کوچک و متوسط کاربرد دارد. لذا این تحقیق با در نظر گرفتن رابطه شرکت با بانک، تامین کنندگان و خریداران مبتنی بر یکپارچگی جریانات مالی و فیزیکی در زنجیره تامین به تامین مالی شرکت مورد نظر به روش مذکور پرداخته است. به منظور تحلیل روایی روشهای تامین مالی، اهداف ، پارامترها و متغیرهای مهم در مدلسازی از دیدگاه خبرگان مبتنی بر شاخص نسبت روایی محتوایی استفاده شده است. اهداف مدل سازی، حداکثر سازی سود و رسیدن به نقدینگی مطلوب در دوره های زمانی بوده و به منظور حل مدل از برنامه ریزی آرمانی و به منظور پوشش شرایط عدم قطعیت از برنامه ریزی بازه ای استفاده شده است. در نهایت مدل با استفاده از نرم افزار GAMS و حل کننده CPLEX حل شده و نتایج حاصل علاوه بر پیشنهاد جریانات مناسب مالی و فیزیکی در زنجیره تامین، یک برنامه مناسب تامین مالی به روش فاکتورینگ به شرکت کوچک و متوسط تولیدی در جهت تامین نقدینگی لازم در هر دوره و افزایش سودآوری پیشنهاد نموده است.
هدف: برای امدادرسانی به مجروحان در زمان بحران باید قبل از بحران برنامه ریزی کرد. هدف این پژوهش، ارائه مدلی برای مکان یابی و تخصیص بهینه نقاط انتقال، مراکز امدادی و بیمارستان در زمان زلزله برای خدمت رسانی به مجروحان شامل غربالگری، کمک های اولیه و انتقال به تسهیل است.
روش: روش مقاله مدل سازی کمی از طریق ارائه مدل ریاضی است. برای این منظور مدل های برنامه ریزی ریاضی عدد صحیح مختلط تک هدفه و دوهدفه ارائه شده است. مدل تک هدفه به دنبال کمینه سازی زمان کل انتقال مجروحان و مدل دوهدفه علاوه بر کمینه سازی زمان، به دنبال کمینه سازی جریمه ناشی از عدم انتقال مجروحان است. مدل ها با دو رویکرد مکان یابی و تخصیص بهینه در زلزله شش ریشتری با تعداد مجروح کمتر و انتخاب تعدادی از تسهیلات و رویکرد تخصیص بهینه در زلزه هفت ریشتری با تعداد مجروح زیاد و استفاده از کل ظرفیت تسهیلات حل شده است.
یافته ها: مدل ها بر اساس اطلاعات مناطق جنوب مرکزی شهر تهران شامل مناطق 10، 11، 12، 16، 17 و 19، اجرا می شوند. نقاط انتقال، مراکز امدادی و بیمارستان های انتخاب شده در هر مدل و نحوه و میزان تخصیص مجروحان به این نقاط مشخص شده است.
نتیجه گیری: برای امدادرسانی مناسب در موقعیت واقعی، اضافه کردن مراکز امدادی به مسئله به دلیل تعداد زیاد مجروحان در مقایسه با ظرفیت بیمارستان ها، غربالگری مجروحان، ارائه خدمات درمان سرپایی در نقاط انتقال و نپذیرفتن مجروحان به صورت مستقیم در بیمارستان ها، از مفروضات اساسی است که باید در مدل در نظر گرفت. همچنین پراکنش نامتوازن بیمارستان ها در سطح شهر و نبود زیرساخت های اساسی، باید قبل از بحران احتمالی رفع شود.
شناخت الگوهای رفتاری مشتریان، خوشه بندی و ارائه خدمت به آنها یکی از مهمترین مسائل بانک ها محسوب می شود. در این تحقیق پنج ویژگی هریک از مشتریان شامل آخرین زمان مراجعه، تعدادتراکنش، مبلغ سپرده گذاری، مبلغ وام و مانده معوقات وام ها در طول یکسال فعالیت از پایگاه داده بانک استخراج شد و سپس بکمک الگوریتم کا-میانگین مشتریان خوشه بندی شدند. سپس مدل چندهدفه تخصیص خدمات بانک به هرکدام از خوشه ها طراحی گردید.اهداف مدل طراحی شده افزایش میزان رضایت مشتریان، کاهش هزینه ها و کاهش ریسک تخصیص خدمات بود. با توجه به آنکه مسئله دارای یک راه حل بهینه نبوده و هر یک از ویژگی های مشتری دارای یک تابع توزیع احتمالی اند، برای حل از شبیه سازی استفاده شد. جهت تعیین جواب نزدیک به بهینه از الگوریتم تبرید در ساخت جواب های همسایه استفاده شد و مدل شبیه سازی اجرا گردید. نتایج بدست آمده بهبود قابل توجهی نسبت به وضعیت فعلی را نشان داد.در این تحقیق از نرم افزارهای وکا و آر برای داده کاوی و ارنا برای شبیه سازی و بهینه سازی استفاده شد.
امروزه یکی از الزامات در جنگ های نوین، توان جابه جایی سریع و هدفمند نیروهای رزمی است. با توجه به شکل گیری پدیده جدید جنگ های ترکیبی و تغییر شدید صحنه های نبرد کنونی و لزوم ورود به رویکرد جدید عملیاتی، تحرک، چابکی، چالاکی و جابه جایی سریع یگان ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. همچنین واحدهایی که در شرایط مساوی دارای تحرک بالاتری هستند، کارآمدتر خواهند بود. ازاین رو پژوهش پیش رو به ارائه یک الگو برای تحرکات نظامی بر پایه مبانی تحقیق در عملیات پرداخته است. در این مطالعه سناریوهای مختلف برای بروز جنگ و در پی آن تحرکات نظامی بررسی شده و برای دو سناریو مدل سازی ریاضی بر پایه زنجیره تامین توسعه شده است. در این مدل های ریاضی چند هدفه، هدف اصلی، رسیدن به مقصد با کمترین تأخیر و هدف جانبی کمینه کردن هزینه های کل می باشد. مسئله پیش رو با استفاده از نرم افزار حل مسائل تحقیق در عملیات به نام GAMS حل و درستی عملکرد آن اثبات شد. در پایان، با استفاده از یک مثال، نتایج محاسباتی این مسئله مورد ارزیابی قرار گرفته است.
INTRODUCTION: In times of crisis, the timely transfer of the injured to medical facilities is one of the most important stages of relief and one of the most widely used methods to achieve the transfer point designing goal. The transfer point in literature is a place to collect and transfer the optimal demand for a particular service. For example, in times of natural disasters such as earthquakes, the injured (customers) are transferred by ambulance to the transfer points and then by helicopter to the hospital (facility). METHODS: In this study, two single-objective and double-objective complex integer number programming models were presented for the problem of locating transfer points and optimal allocation to facilities, taking into account the limitations in facility capacity and transfer points as well as assuming two types of normal and bad injuries. FINDINGS: In the single-objective model, the reduction in the time of sending the injured in the relief chain, and in the double objective model, in addition to the previous goal, the reduction of the fine for not sending the injured were examined. It is only possible to transfer each injured person to the hospital using the transfer points, and the treatment of the normally injured individuals is performed at the transfer points. The models were solved with two approaches, mild and severe. In order to show the efficiency of the proposed models, a case study was conducted in districts 10, 11, and 17 of Tehran metropolis, Iran. CONCLUSION: Setting up transfer points has a great impact on speeding up the process of providing services to the injured. Additionally, given the disproportionality of the number of injured with the capacity of hospitals in severe crises, it is necessary to anticipate transfer points to manage relief and respond to all injured.