محمد نریمانی

محمد نریمانی

سمت: دکترا
مدرک تحصیلی: استاد ممتاز و عضو هیأت علمی گروه روانشناسی دانشگاه محقق اردبیلی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۲۷۵ مورد.
۸۱.

مقایسه اثربخشی درمان ویبرواکوستیک و لگودرمانی بر پرخاشگری در کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۴ تعداد دانلود : ۳۲۲
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان ویبرواکوستیک و لگودرمانی بر پرخاشگری کودکان مبتلا به اختلال طبف اتیسم انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل 85 کودک 12-6 سال مبتلا به اختلال طیف اتیسم مراجعه کننده به دو مرکز توان بخشی اتیسم شهر تهران (مراکز شمیم و فریحا) در شش ماهه اول سال 1398بودند. از بین آنها 30 نفر (21 پسر و 9 دختر) به روش نمونه گیری هدفمند، به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش (1و 2) و گواه، هر گروه 10 نفر جایگزین شدند. گروه آزمایش اول، درمان ویبرواکوستیک را به مدت 12 جلسه (20 دقیقه ای) و گروه آزمایش دوم، لگودرمانی را به مدت 12 جلسه (45 دقیقه ای)، دریافت کردند؛ گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفت. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه پرخاشگری کودکان شهیم (1385)، استفاده شد. به-منظور تحلیل داده ها از آزمون های تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و تعقیبی بنفرونی استفاده شد. یافته های حاصل از پزوهش نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین نمرات مؤلفه های پرخاشگری (پرخاشگری رابطه ای، کلامی و بدنی) افراد گروه آزمایش و گروه گواه در مرحله پس آزمون و پیگیری، تفاوت معناداری وجود داشت. همچنین، یافته ها نشان داد که درمان ویبرواکوستیک نسبت به لگودرمانی بر کاهش پرخاشگری کودکان مبتلا به اتیسم کارآمدتر بود. نتایج این پژوهش نشان داد که توجه روان شناسان و مشاوران به مداخلات مناسب مانند درمان ویبرواکوستیک و لگو درمانی می تواند باعث کاهش رفتار پرخاشگرانه کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم شود.
۸۲.

مقایسه اثربخشی مدل مبتنی بر انگیزه پیشرفت و تکنیک های تنظیم هیجان بر احساس تعلق به مدرسه در دانش آموزان مبتلا به ناتوانی های یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۶ تعداد دانلود : ۲۷۵
اختلال در یادگیری یکی از مشکلات بزرگی است که به خاطر آن، تعداد زیادی از دانش آموزان در همان سنین ابتدایی از مدرسه جدا شده و ترک تحصیل می کنند . هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی مدل مبتنی بر انگیزه پیشرفت و تکنیک های تنظیم هیجان بر احساس تعلق به مدرسه در دانش آموزان مبتلا به ناتوانی های یادگیری بود. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه دانش آموزان ثبت نام شده در مرکز ناتوانی های یادگیری آموزش وپرورش شهر اردبیل در سال تحصیلی 99-98 بود از این میان تعداد 45 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و پس از جایگزینی تصادفی در سه گروه آزمایشی و گروه کنترل مورد مطالعه قرار گرفتند (در هر گروه 15 نفر) انتخاب شد. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه ی احساس تعلق به مدرسه بود. فرآیند اجرا مدل مبتنی بر انگیزه پیشرفت به مدت 5 جلسه و تکنیک های تنظیم هیجان 10 جلسه و هر جلسه 90 دقیقه پرداختند و گروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت نکردند. نتایج با استفاده از آزمون کوواریانس تک متغیره تجزیه وتحلیل شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که بعد از کنترل اثرات پیش آزمون، تفاوت آماری معنی داری بین میانگین نمرات دو گروه آزمایش و کنترل، در نمره کل متغیر احساس تعلق به مدرسه (233/16=F) وجود دارد. از لحاظ کاربردی با توجه به اثربخش بودن مدل مبتنی بر انگیزه پیشرفت و تکنیک های تنظیم هیجان بر احساس تعلق به مدرسه، افزودن آموزش تنظیم هیجان و انگیزه پیشرفت در برنامه های مدارس متناسب با نیازها و سبک های یادگیری دانش آموزان دارای اختلال یادگیری، می تواند تأثیر بسزایی در افزایش احساس تعلق به مدرسه و ارتباط مؤثر دانش آموزان با معلمان داشته باشد.
۸۳.

پریشانی رابطه زناشویی : نقش پیش بین فراهیجان مثبت و ماکیاول گرایی در افراد متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۱ تعداد دانلود : ۳۸۵
این پژوهش با هدف بررسی نقش فراهیجان مثبت و ماکیاول گرایی در پیش بینی پریشانی رابطه زناشویی در افراد متأهل شهر رشت انجام گرفت. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه متأهلین شهر رشت در تابستان 1398 تشکیل دادند که تعداد 200 نفر از آن ها به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و در این پژوهش شرکت کردند. جهت جمع آوری داده ها از سنجه خودگزارش دهی وضعیت زناشویی تاکسون ویزمن و همکاران (MTSRM) (2009)، مقیاس فراهیجان میتمنسگرابر و همکاران (MES) (2009) و فرم کوتاه مقیاس سه صفت تاریک شخصیت جانسون و وبستر (SDTPM) (2010) استفاده شد. داده های جمع آوری شده نیز با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به وسیله نرم افزار23spss تجزیه و تحلیل شد. نتایج به دست آمده نشان داد که فراهیجان مثبت با پریشانی رابطه زناشویی، رابطه منفی و ماکیاول گرایی با پریشانی رابطه زناشویی رابطه مثبت و معنی دار دارد (01/0>P). همچنین مجموع فراهیجان مثبت و ماکیاول گرایی 8/60 درصد واریانس پریشانی رابطه زناشویی را تبیین می کنند. نتایج این مطالعه نشان می دهد که عدم آگاهی زوجین نسبت به ویژگی های شخصیتی و هیجانی خود می توانند عامل خطری برای پریشانی زناشویی باشد، بنابراین با برگزاری کارگاه های آموزشی برای زوجین می توان از شدت پریشانی زناشویی کاست.
۸۴.

اثربخشی درمان مبتنی بر رابطه والد-کودک بر استرس والدگری و رابطه والد-کودک مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۲ تعداد دانلود : ۴۴۰
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر رابطه والد-کودک بر استرس والدگری و رابطه والد-کودک مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی انجام گرفت. جامعه آماری این پژوهش کلیه مادران دارای کودک با اختلال نقص توجه/ بیش فعالی که به مراکز روان شناختی شهر اردبیل مراجعه کرده بود ند. از جامعه مذکور 30 نفر از مادران دارای کودک بیش فعال به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. طرح پژوهش تجربی از نوع پیش آزمون –پس آزموزن و پیگیری بود. به منظور جمع-آوری داده ها از شاخص استرس والدگری- فرم کوتاه آبیدین (1983) و پرسشنامه رابطه والد-کودک پیانتا (1994) استفاده شد. گروه آزمایش درمان مبتنی بر رابطه والد-کودک را10 در جلسه 60 دقیقه ای، هفته ای دوبار دریافت کردند؛ اما گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. پس از یک ماه ونیم مرحله پیگیری انجام شد. داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری و تک متغیری تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین نمرات گروه های آزمایش و کنترل در استرس والدگری و رابطه والد- کودک تفاوت معنی داری وجود دارد و درمان مبتنی بر رابطه والد-کودک بر کاهش استرس والدگری و ارتقاء رابطه والد-کودک مادران کودکان با اختلال نقص توجه/ بیش فعالی اثربخش بود. این نتیجه در مرحله پیگیری نیز تداوم داشت.
۸۵.

اثربخشی برنامه آموزشی دلسوزی به خود بر کنترل خلق افسرده، خشم و اضگراب در دختران مبتلاء به چاقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۸ تعداد دانلود : ۳۷۲
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی برنامه آموزشی دلسوزی به خود بر کنترل خلق افسرده، خشم و اضطراب در دختران مبتلاء به چاقی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه آماری پژوهش 40 نفر از دانش آموزان دختر چاق پایه دهم و یازدهم بودند که از بین دانش آموزان شهرستان اهر در سال 1397 به روش دردسترس انتخاب و در دو گروه (آموزش دلسوزی به خود 20 نفر و گروه کنترل 20 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 70 دقیقه ای آموزش دلسوزی به خود دریافت کرد. به منظور گردآوری داده ها از مقیاس کنترل عواطف (ویلیامز و همکاران، 1997) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره ( MANCOVA ) صورت گرفت. یافته ها نشان داد برنامه آموزشی دلسوزی به خود تأثیر معناداری بر بهبود خلق افسرده (014/0 P< )، خشم (009/0 P< ) و اضطراب (001/0 P< ) در دختران مبتلاء به چاقی داشت. این نتایج بیان می کند که این آموزش از قابلیت عملی خوبی برای بهبود خلق افسرده، خشم و اضطراب برخوردار بوده و می تواند به عنوان یک گزینه آموزشی/ درمانی از سوی روانشناسان مورد استفاده قرار گیرد.
۸۶.

تهیه بسته روانی-آموزشی مبتنی بر مدرسه و بررسی اثربخشی آن بر آشفتگی روانشناختی دانش آموزان دختر پایه دوازدهم متوسطه پیش کنکوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۱ تعداد دانلود : ۷۲۷
هدف این پژوهش تهیه بسته روانی-آموزشی مبتنی بر مدرسه وتعیین اثر بخشی آن بر آشفتگی روانشناختی دانش آموزان دخترپایه دوازدهم متوسطه در حال آمادگی برای کنکور بود. در راستای این هدف از روش تحلیل اسنادی و روش آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون همراه با گروه کنترل استفاده شد.ازجامعه دانش آموزان دختر پایه دوازدهم متوسطه در حال آمادگی برای کنکور شهر اردبیل در سال تحصیلی 97-96 با استفاده از روش دردسترس،تعداد 30 نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفره) و کنترل (15 نفره) گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها از فرم کوتاه پرسشنامه اضطراب، افسردگی و استرس ۴۲ سوالی لویندا (DASS) استفاده شد. برای تهیه بسته روانی- آموزشی مبتنی بر مدرسه، از روش تحلیل اسنادی با تمرکز بر مطالعات پیشین استفاده شد. پس از تهیه بسته آموزشی ، طی 8 جلسه مداخلات آموزشی در گروه آزمایش به مرحله اجرا گذارده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد،مداخله روانی-آموزشی مبتنی بر مدرسه در کاهش آشفتگی روانشناختی دانش آموزان پشت کنکور اثر بخش است.این یافته تلویحات عملی برای مداخلات تربیتی در موقعیت های آموزشی داشته که به تفصیل مورد بحث واقع شده است بنابراین توصیه می شود مشاوران مدارس از آن در مدارس استفاده نمایند.
۸۷.

مقایسه اثربخشی رویکرد راه حل محور و مصاحبه انگیزشی بر هیجانات موقعیتی و تعارضات میان فردی دانشجویان مشروطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۸ تعداد دانلود : ۵۳۵
هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی رویکرد راه حل محور و مصاحبه انگیزشی بر هیجانات موقعیتی و تعارضات میان فردی دانشجویان مشروطی بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانشجویان مشروطی مقطع کارشناسی دانشگاه زنجان در سال تحصیلی 98-97 بود. 60 نفر از آنان با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل (هر گروه 20 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایشی اول، نه جلسه رویکرد راه حل محور و گروه آزمایشی دوم، پنج جلسه مصاحبه انگیزشی (هر هفته یک جلسه 120 دقیقه ای) دریافت کردند، اما گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. به منظور جمع آوری داده ها از فرم کوتاه مقیاس هیجانات موقعیتی (راندلر و همکاران، 2011) و پرسشنامه مشکلات بین فردی (بارخام، هاردی و استارتاپ، 1996) استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد که رویکرد راه حل محور بر تعارضات میان فردی اثربخش تر از مصاحبه انگیزشی و مصاحبه انگیزشی بر هیجانات موقعیتی اثربخش تر از رویکرد راه حل محور در دانشجویان مشروطی است (05/0 > P ). بر اساس نتایج پژوهش حاضر می توان از رویکرد راه حل محور و مصاحبه انگیزشی در بهبود عملکرد تحصیلی دانشجویان مشروطی استفاده کرد.
۸۸.

بررسی اثر بخشی آموزش گروهی عوارض سوءمصرف مواد مخدر بر میزان سیستم های بازداری-فعال سازی رفتاری و نگرش به مصرف مواد در نوجوانان در معرض خطر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۸ تعداد دانلود : ۴۸۰
هدف : هدف تعیین اثربخشی آموزش گروهی عوارض سوءمصرف مواد بر میزان سیستم های بازداری-فعال سازی رفتاری و نگرش به مصرف مواد در بین نوجوانان پسر در معرض خطر بود. روش: روش تحقیق از نوع شبه آزمایشی بود. جامعه آماری را دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم شهرستان مشکین شهر به تعداد 3062 نفر تشکیل می دادند. از بین 25 کلاس به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی، 42 نفر انتخاب شدند و در گروه های گواه و آزمایش قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها، از مقیاس های سیستم های بازداری- فعال سازی رفتاری کارور و وایت، آمادگی به اعتیاد و نگرش به مصرف مواد استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد آموزش عوارض سوءمصرف مواد بر افزایش سیستم بازداری رفتاری و کاهش نگرش مثبت به اعتیاد تاثیر داشت. نتیجه گیری : آموزش عوارض سوءمصرف مواد، می تواند بر سیستم بازداری رفتاری و نگرش به مصرف مواد تاثیر گذاشته و گرایش افراد را به مواد مخدر کاهش دهد. بنابراین می تواند به عنوان روش پیشگیری مورد استفاده قرار گیرد.
۸۹.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و آموزش تنظیم هیجان بر تحریک پذیری، افسردگی، اضطراب، استرس و تنظیم هیجانی نوجوانان دارای اختلال بدتنظیمی خلق مخرب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۷ تعداد دانلود : ۵۹۵
مقدمه: اختلال بدتنظیمی خلق مخرب با تحریک پذیری و حملات خشم مکرر مشخص می شود. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و آموزش تنظیم هیجان بر تحریک پذیری، افسردگی، اضطراب، استرس و تنظیم هیجان در نوجوانان دارای اختلال بدتنظیمی خلق مخرب بود. روش: این پژوهش به صورت یک مطالعه نیمه آزمایشی (پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل) طراحی و اجرا شد. جامعه آماری آن را کلیه دانش آموزان دارای نشانه های اختلال بدتنظیمی خلق مخرب پسر شهر شاهرود در سال تحصیلی 97-96 تشکیل دادند. نمونه این پژوهش شامل 45 دانش آموز پسر دارای نشانه های اختلال بدتنظیمی خلق مخرب بود که به شیوه هدفمند انتخاب شدند. برای جمع آوری داده-ها از مقیاس شاخص تحریک پذیری عاطفی، تنظیم هیجانی و مقیاس اضطراب، افسردگی و استرس استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان شناختی رفتاری و تنظیم هیجان به طور معنی داری کاهش افسردگی، اضطراب و تحریک پذیری اثربخش بوده اند. نتایج آزمون تعقیبی نشان داد میانگین نمرات گروه های آزمایشی در متغیرهای مورد مطالعه به طور معناداری کمتر از گروه کنترل بود. آموزش تنظیم هیجانی نسبت به شناختی رفتاری بطور معنی داری در کاهش علایم افسردگی موثرتر بود. نتیجه گیری: نتایج حاکی است که درمان شناختی رفتاری و آموزش تنظیم هیجانی می تواند افسردگی، اضطراب و تحریک پذیری نوجوانان را تعدیل نماید. کلید واژه: درمان شناختی رفتاری،آموزش تنظیم هیجانی، اختلال بدتنظیمی خلق مخرب، تحریک پذیری، اضطراب، افسردگی و استرس
۹۰.

مقایسه اثربخشی شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی و روان درمانگری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر بلوغ عاطفی در افراد دارای اختلالات مصرف مواد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۰ تعداد دانلود : ۶۱۵
زمینه: با توجه به افزایش اختلالات مصرف مواد و پیامدهای نامطلوب ناشی از آن بر مسائل فردی و اجتماعی، ضرورت دارد مداخلات کارآمدی بکار گرفته شود. پژوهش های زیادی در مورد اثربخشی رویکردهای درمانی متفاوت بر بلوغ عاطفی انجام شده است اما پژوهشی که به بررسی اثربخشی درمان های ذهن آگاهی و پذیرش و تعهد بر بلوغ عاطفی در افراد دارای اختلالات مصرف مواد پرداخته باشد نادیده گرفته شده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان های ذهن آگاهی و پذیرش و تعهد بر بلوغ عاطفی در افراد دارای اختلالات مصرف مواد انجام گرفت. روش: طرح پژوهش، شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری تعداد 300 نفر مرد دچار سوءمصرف مواد بودند که به مراکز ترک اعتیاد تحت نظر اداره کل بهزیستی اردبیل در سال 1397 مراجعه کرده بودند، تعداد 45 نفر بصورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس بصورت تصادفی 30 نفر در گروه های آزمایش و 15 نفر گواه گمارده شدند، گروه آزمایش طی هشت جلسه 90 دقیقه ای آموزش فنون شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی سگال، ویلیامز و تسدال (2002) و فنون درمان پذیرش و تعهد ویلسون، گیفورد و بتن (2014) را دریافت کردند و گروه گواه مداخله ای دریافت نکردند. ابزار پژوهش حاضر پرسشنامه بلوغ عاطفی (1974) بود و داده های بدست آمده توسط تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی LSD با نرم افزار SPSS 25 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که درمان های ذهن آگاهی و پذیرش و تعهد تأثیر معنی داری را بر روی بلوغ عاطفی گذاشتند (0/05 p< ). همچنین بین دو درمان بکارگرفته شده تفاوت معنی داری مشاهده نگردید (0/370 p= ). نتیجه گیری: در نتیجه درمان های ذهن آگاهی و پذیرش و تعهد بعنوان مداخلات مؤثر می توانند بر بهبود بلوغ عاطفی در افراد دارای اختلالات مصرف مواد بکارگرفته شوند.
۹۱.

بررسی رابطه هویت(بزرگسالی در حال ظهور) با خودشناسی انسجامی و رفتار کمک طلبی تحصیلی دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۷ تعداد دانلود : ۵۱۴
هدف مطالعه حاضر، بررسی رابطه بین هویت (بزرگسالی در حال ظهور)با خودشناسی انسجامی و رفتار کمک طلبی تحصیلی در بین دانش آموزان دختر مقطع دوازدهم متوسطه شهرستان ارومیه بوده است. روش تحقیق، همبستگی و تحلیل رگرسیون چند متغیری و جامعه آماری نیز شامل کلیه دانش آموزان دختر مقطع دوازدهم متوسطه شهرستان ارومیه می باشد. روش نمونه گیری تحقیق، خوشه ای و حجم نمونه با توجه به تحقیقات همبستگی 150 نفر بوده است. جهت گردآوری اطلاعات از 3 پرسشنامه، شامل مقیاس خودشناسی انسجامی(قربانی، 2003)، سیاهه هویت)ابعاد بزرگسالی در حال ظهور) ریفمن و همکاران(2007) و پرسشنامه کمک طلبی تحصیلی ریان و پنتریچ(1997) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیری به شیوه همزمان استفاده گردید. نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون نشان داد که هویت با هردو متغیر خودشناسی انسجامی و کمک طلبی تحصیلی ارتباط مثبت معنادار دارد و همه ابعاد هویت، متغیرهای خودشناسی انسجامی و کمک طلبی تحصیلی را به طور مثبت و معناداری پیش بینی می کند.
۹۲.

مقایسه اثربخشی مداخله با روش تحلیل رفتار کاربردی و نوروفیدبک بر ارتقای مهارت های شناختی، اجتماعی و فعالیت های روزمره زندگی در کودکان مبتلابه اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۶ تعداد دانلود : ۵۶۷
هدف: مطالعه حاضر با هدف اثربخشی و مقایسه مداخله با روش تحلیل رفتار کاربردی و نوروفیدبک بر ارتقای مهارت های شناختی، اجتماعی و فعالیت های روزمره زندگی در کودکان مبتلابه اختلال اتیسم بود. روش: روش تحقیق از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون– پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کودکان 7-12 ساله مرکز توان بخشی کودکان مبتلابه طیف اتیسم با نیازهای ویژه شهر اردبیل در سال 97 بودند؛ که 45 شرکت کننده به صورت هدفمند انتخاب و به روش تصادفی ساده در دو گروه مداخله تحلیل رفتار کاربردی و نوروفیدبک و یک گروه کنترل 15 نفره تقسیم شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه سنجش دامنه اتیسم (1999)، مقیاس تجدیدنظر شده هوش وکسلر کودکان (1969)، پرسشنامهسنجش مهارت های اجتماعی استون و همکاران (2010) و مقیاس فعالیت های روزمره زندگی وایزمن (2013)استفاده شد. علاوه بر برنامه های آموزشی مرکز، مداخلات دو گروه به صورت انفرادی به مدت 20 جلسه 45 دقیقه ای و 2 بار در هفته اجرا شد. گروه کنترل صرفاً برنامه روتین مرکز را دریافت کرد. داده ها با نرم افزار اس پی اس اس 21 و آزمون آماری اون، تحلیل کوواریانس چندمتغیری و آزمون توکی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که مداخلات ABA و نوروفیدبک بر ارتقای مهارت های شناختی، اجتماعی و فعالیت های روزمره زندگی در کودکان مبتلابه اختلال طیف اتیسم تأثیر داشته اند و همچنین مداخله ABA نسبت به نوروفیدبک در همه این متغیرها بیشتر از نوروفیدبک بوده است. بنابراین نتیجه گیری: این یافته ها تأییدی بر نقش مداخلات ABA و نوروفیدبک در درمان برخی مشکلات و مهارت های کودکان مبتلابه اختلال طیف اتیسم بود.
۹۳.

اثربخشی آموزش تنظیم هیجان به همراه رژیم غذایی بر انعطاف پذیری روانی و رفتار خودتنظیمی نوجوانان دارای اضافه وزن(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۹ تعداد دانلود : ۴۴۷
زمینه و هدف: اضافه وزن و چاقی یکی از معضلات بهداشتی کشورهای درحال توسعه و پیشرفته می باشد و در کل جهان با سرعت هشداردهنده ای به خصوص در کودکان و نوجوانان رو به افزایش است. پژوهش حاضر با هدف تأثیر آموزش تنظیم هیجان به همراه رژیم غذایی بر انعطاف پذیری روانی و رفتار خودتنظیمی نوجوانان دارای اضافه وزن انجام گرفته است. مواد و روش ها: ا ین پژوهش از نوع نیمه تجربی بود که از نوع طرح های کاربردی و نیمه آزمایشی پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل و تجربی انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه نوجوانان دختر مقطع متوسطه اول شهرستان تنکابن در سال تحصیلی ۹۸-۹۹ مشغول به تحصیل بودند که تعداد آن ها ۲۸۶ نفر بود. نمونه پژوهش۳۰ دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و با گمارش تصادفی در گروه آزمایش و کنترل(۱۵ نفر آزمایش، ۱۵ نفر کنترل) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس خودتنظیمی بروان و همکاران (۱۹۹۱)، پرسشنامه پذیرش و عمل ویرایش۲ (انعطاف پذیری روانی) بوند و همکاران (۲۰۱۱)، و ابزار محاسبه شاخص توده بدن ( BMI ) قبل و بعد از اجرای آموزش استفاده شد. آموزش تنظیم هیجان به صورت گروهی بر روی گروه آزمایش اجرا گردید و در طی این مدت اعضای گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده های پژوهش، با تحلیل کوواریانس چندمتغیری، در محیط SPSS۲۴ تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش تنظیم هیجان به همراه رژیم غذایی بر انعطاف پذیری روانی و رفتار خودتنظیمی نوجوانان دارای اضافه وزن با مؤثر بوده است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده آموزش تنظیم هیجان به همراه رژیم غذایی بر افزایش انعطاف پذیری روانی و بهبود رفتار خودتنظیمی نوجوانان دارای اضافه وزن تأثیر دارد.
۹۴.

اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر نظریه امید اسنایدر بر میزان ثبات قدم و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۲ تعداد دانلود : ۵۲۲
مقدمه: امید یکی از موضوعات مهم در ارتباط با زندگی افراد و عامل کلیدی انگیزه بخش در رشد و پیشرفت سرمایه های انسانی آن جامعه است و رابطه مستقیمی با پیشرفت تحصیلی و سلامت روانی دانش آموزان دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر نظریه امید اسنایدر بر میزان ثبات قدم و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان انجام شد. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی مشغول به تحصیل در سال تحصیلی ۹۹-۱۳۹۸ در مدارس دولتی ناحیه ۳ شهر کرمانشاه بود. ۳۰ نفر از دانش آموزان پسر سال ششم ابتدایی به عنوان نمونه آماری با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) جایگزین شدند. آزمودنی های گروه آزمایش به مدت ۸ جلسه تحت آموزش گروهی مبتنی بر نظریه امید اسنایدر قرار گرفتند اما گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های ثبات قدم داکورث و خودکارآمدی تحصیلی جینکز و مورگان استفاده شد. اطلاعات به دست آمده از پرسشنامه ها براساس روش آماری کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش گروهی مبتنی بر نظریه امید اسنایدر بر میزان ثبات قدم (۰/۴۳=F) و خودکارآمدی تحصیلی (۰/۵۶=F) گروه آزمایش تأثیر معناداری داشته است (۰/۰۵>P). نتیجه گیری: بر اساس این یافته ها می توان گفت که آموزش امید به روش گروهی بر افزایش میزان ثبات قدم و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان اثرگذار است و به دنبال آموزش امید می توان موفقیت تحصیلی دانش آموزان را انتظار داشت.
۹۵.

رابطه تیپ های رفتاری و تصمیمات سرمایه گذاری با میانجی گری خودکارآمدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۷ تعداد دانلود : ۵۲۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه تیپ های رفتاری و تصمیمات سرمایه گذاری سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های تیپ رفتاری میشل ام. پامپیان (2012)، پرسش نامه خودکارآمدی شوآرزو جرسالم  (1995) و پرسش نامه تصمیمات سرمایه گذاری محقق ساخته استفاده گردید. جامعه آماری شامل کلیه سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران بود که از این بین براساس نمونه گیری در دسترس 350 نفر انتخاب شدند. با توزیع 350 پرسشنامه، تعداد 320 پرسشنامه از بین نمونه آماری جمع آوری شد. برای تحلیل داده ها از روش مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. پس از بررسی برازش مدل ، نتایج نشان داد که تیپ های رفتاری تغییر گریز، انباشتگر، مستقل و دنباله رو تأثیر معناداری بر خودکارآمدی و تصمیمات سرمایه گذاران دارند و همچنین تاثیر خودکارآمدی بر تصمیمات سرمایه گذاران نیز تائید شد و در نتیجه مشخص گردید که نقش میانجی خودکارآمدی در رابطه بین تیپ رفتاری و تصمیمات سرمایه گذاری سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران مورد تأیید است.
۹۶.

مقایسه اثربخشی آموزش تاب آوری و تنظیم هیجان بر استرس ادراک شده و حساسیت اضطرابی کارکنان آتشنشانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۴ تعداد دانلود : ۳۴۵
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش تاب آوری و آموزش تنظیم هیجان بر استرس ادراک شده و حساسیت اضطرابی کارکنان آتشنشانی انجام گرفت. روش این مطالعه، آزمایشی و طرح آن پیش آزمون و پس آزمون چند گروهی با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه کارکنان شاغل در سازمان آتشنشانی شهر اردبیل در پاییز 1397 تشکیل دادند. تعداد 45 نفر از این افراد به روش تصادفی تصادفی انتخاب و در سه گروه آموزش تاب آوری (n=15)، آموزش تنظیم هیجان (n=15) و گروه گواه (n=15) به تصادف جایگزین شدند. هر سه گروه در مرحله پیش آزمون و پس آزمون به پرسشنامه های جمعیت شناختی، استرس ادراک شده کوهن و همکاران (1983) و حساسیت اضطرابی فلوید و همکاران (2005) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی بن فرونی تجزیه و تحلیل شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که تفاوت آماری معناداری بین سه گروه آموزش تاب-آوری، آموزش تنظیم هبجان و کنترل در نمرات استرس ادراک شده و حساسیت اضطرابی وجود دارد (01/0>p). نتایج آزمون تعقیبی نیز نشان داد که آموزش تنظیم هیجان بر ترس از نگرانی های بدنی اثربخشی بیشتری داشت (01/0>P). در کل نتایج پژوهش نشان داد که هر دو روش آموزش تاب آوری و تنظیم هیجان بر استرس ادراک شده و حساسیت اضطرابی آتشنشانان موثر است.
۹۷.

بررسی تأثیر تعارض زناشویی بر نگرانی های دوران بارداری: نقش میانجی بهزیستی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۱ تعداد دانلود : ۳۵۹
درگیر شدن در تعارض و اختلافات زناشویی در دوران پر تنیدگی بارداری، دارای اثرات فراوانی است که می توان با گسترش بهزیستی روان شناختی زنان باردار، آن ها را در برابر تنش های روانی پایدار کرد ، ازاین روی هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تعارض زناشویی بر نگرانی های دوران بارداری با نقش میانجی گر بهزیستی روان شناختی بود. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری همه زنان باردار 18-40 ساله مراجعه کننده به دفتر پزشک کارآزمودگان زنان و زایمان، بیمارستان ها و مراکز بهداشت شهر مشهد در نیمه نخست سال 99-98 بود؛ نمونه آماری شمار 150 زن باردار است که به روش نمونه گیری در دسترس و بر پایه جدول مورگان انتخاب شده و موردبررسی قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استاندارد تعارضات زناشویی بازنگری شده- ۵۴ پرسشی (1388)، پرسشنامه نگرانی های دوره بارداری (آلدرسی و لین، ۲۰۱۱) و همچنین پرسشنامه بهزیستی روان شناختی (ریف، ۲۰۰۲) استفاده شد. داده های جمع آوری شده، با به کارگیری مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) به وسیله نرم افزار Spss23 و Lisrel 8.8 تجزیه وتحلیل شد.   نتایج نشان داد با توجه مقادیر ضریب مسیر و T، تعارض زناشویی بر نگرانی دوران بارداری اثر مستقیم و معنادار دارد (68/0 و 48/7=T)؛ به عبارت دیگر هرچقدر تعارض زناشویی بالا رود نگرانی هم بالا می رود (01/0>P). از سویی نتایج پژوهش نشان داد تعارض با بهزیستی روان شناختی اثر معکوس دارد (69/0- و 82/7-=T)؛ یعنی هرچقدر تعارض بالا رود بهزیستی روان شناختی پایین می آید. با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که تعارض زناشویی افزون بر اینکه می تواند عامل خطری برای نگرانی های دوران بارداری باشند، می تواند از راه بهزیستی روان شناختی اثر غیرمستقیمی بر تراز نگرانی های دوران بارداری بگذارد.
۹۸.

مقایسه اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و آموزش تنظیم شناختی هیجان بر تنیدگی والدینی مادران کودکان پرخاشگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۹ تعداد دانلود : ۴۴۱
زمینه و هدف: پرﺧﺎﺷﮕﺮی یکی از مشکلات اﺳﺎﺳی در ﻣﺪارس اﺳت و اعضای خانواده به خصوص مادران، نقش مهمی را در تحول رفتارهای پرخاشگرانه کودکان ایفا می کنند. هدف از پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی با آموزش تنظیم شناختی هیجان بر تنیدگی والدینی مادران کودکان پرخاشگر بود. روش: این پژوهش از نوع مطالعات آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش تمامی دانش آموزان دختر دوره ابتدایی شهرستان نمین در سال تحصیلی 9۸-9۷ (تعداد: 540) به همراه مادران شان بود. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 60 نفر از مادران این دانش آموزان با احراز ملاک های ورود به پژوهش به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شده و به طور تصادفی در سه گروه 20 نفره، جایدهی شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل مقیاس پرخاشگری شهیم (شهیم، 1385) و پرسشنامه تنیدگی والدینی (آبیدین، 1995) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس و نرم افزار 20 SPSS انجام شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و آموزش تنظیم شناختی هیجان، هر دو تأثیر معناداری در کاهش تنیدگی والدینی مادران کودکان پرخاشگر داشتند. همچنین شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی نسبت به آموزش تنظیم شناختی هیجان، اثربخشی بیشتری در کاهش تنیدگی والدینی مادران کودکان پرخاشگر داشته است (0/05p<). نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی بیشتر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تنیدگی والدینی می توان نتیجه گرفت که ذهن آگاهی از طریق فنونی مانند توجه به تنفس و بدن و معطوف کردن آگاهی به اینجا و اکنون، بر نظام شناختی و پردازش اطلاعات فرد تأثیر گذاشته و باعث کاهش نشخوارهای فکری و نگرش های ناکارآمد در افراد می شود. این تغییرات در نهایت باعث کاهش تنیدگی والدینی در فرد می شود.
۹۹.

اثربخشی شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی بر کارکردهای خانوادگی و جنسی زنان مبتلا به سردمزاجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۴ تعداد دانلود : ۷۵۷
زمینه: بیماران مبتلا به اختلالات جنسی به ویژه زنان سردمزاج، اغلب دچار کاهش عملکرد جنسی و خانوادگی می شوند. نیاز است با بکارگیری درمان های روانشناختی مناسب مانند؛ درمان ذهن آگاهی عملکرد جنسی و خانوادگی را در افراد سردمزاج جنسی افزایش داد. هدف: پژوهش با هدف بررسی اثربخشی شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی بر کارکردهای خانوادگی و جنسی زنان مبتلا به سردمزاجی انجام شد. روش: پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون / پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری کلیه زنان مبتلا به سردمزاجی مرکز سلامت جنسی شهر اصفهان بود، که از بین آنها 40 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارش شدند. آزمودنی ها به پرسشنامه های عملکرد خانواده مک مستر که توسط اپستین و همکاران (1983) طراحی شده و عملکرد جنسی روزن و همکاران (2000) پاسخ دادند. گروه آزمایش طی 8 جلسه تحت آموزش شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی ون سون و همکاران (2011) قرار گرفت. سپس، از دو گروه پس آزمون گرفته شد و داده های حاصل با آزمون کواریانس تحلیل شدند. یافته ها: شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی بر کارکردهای خانوادگی، کارکردهای جنسی و خرده مقیاس های آنها از نظر آماری معنادار بوده (000/0 p< ) و این درمان توانسته عملکرد خانوادگی و جنسی را افزایش دهد. نتیجه گیری: آموزش شناخت درمانگری مبتنی بر ذهن آگاهی، به عنوان یک روش کارآمد برای زنان مبتلا به اختلالات جنسی؛ بر بهبود کارکردهای خانوادگی، کارکردهای جنسی و مؤلفه های آنان تأثیر دارد.
۱۰۰.

مقایسه اثربخشی روش تدریس مشارکتی و روش تدریس سنتی بر اشتیاق تحصیلى، خودکارآمدى تحصیلى و خودتنظیمى در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰۴ تعداد دانلود : ۱۰۵۳
پژوهش حاضر با هدف تعیین مقایسه اثربخشی روش تدریس مشارکتی و سنتی بر اشتیاق تحصیلى، خودکارآمدى تحصیلى و خودتنظیمى در دانش آموزان انجام شد. روش پژوهش، آزمایشی از نوع طرح های پیش آزمون-پس آزمون با یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل بود. جامعه آماری در این پژوهش، کلیه پسران دانش آموز پایه هفتم بود که در سال تحصیلی 98-1397 در ناحیه 2 شهر رشت در مدارس دولتی و غیرانتفاعی مشغول به تحصیل و طبق استعلام از اداره آموزش وپرورش تعدادشان 1320 نفر بود. گروه نمونه، 40 نفر از دانش آموزان پایه هفتم بودند، به شیوه تصادفی خوشه ای انتخاب و در دو گروه (کنترل و آزمایش) جایگزین شدند. ابتدا پرسشنامه های اشتیاق تحصیلی فردریکز و همکاران (2004)، خودکارآمدی میجلی و همکاران (2000) و خودتنظیمی بوفارد (1995) برای هر دو گروه اجرا شد (پیش آزمون). سپس آزمودنی های گروه مداخله، برنامه آموزش مشارکتی را در قالب 8 جلسه 90 دقیقه ای و هفته ای یک بار دریافت کردند؛ درحالی که گروه کنترل روش سنتی تدریس ارائه شد. پس ازاین مرحله دوباره هر دو گروه با پرسش نامه ی مذکور مورد ارزیابی قرار گرفتند (پس آزمون). یافته ها نشان داد که اجرای روش تدریس مشارکتی بر اشتیاق تحصیلی، تأثیر معناداری دارد (01/0>p)؛ اجرای روش تدریس مشارکتی بر خودکارآمدی، تأثیر معناداری دارد (01/0>p) و اجرای روش تدریس مشارکتی بر خودتنظیمی، تأثیر معناداری دارد (01/0>p). نتایج پژوهش نشان داد که در مقایسه بین دو روش تدریس مشارکتی و روش تدریس سنتی؛ روش تدریس مشارکتی بر اشتیاق تحصیلى، خودکارآمدى تحصیلى و خودتنظیمى در دانش آموزان اثربخش است. در روش تدریس مشارکتی فراگیران به جهت مشارکت در دسترسی به اطلاعات و محتوای آموزشی، باانگیزه و اشتیاق تحصیلی بیشتری به روند یادگیری می پردازند که منجر به ارتقاء خودکارآمدی و خودتنظیمی آن ها می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان