مجتبی یمانی

مجتبی یمانی

مدرک تحصیلی: استاد گروه جغرافیای طبیعی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۲۰۷ مورد.
۱۸۱.

تحلیل مورفومتری و مورفولوژی شبکه زهکشی در مخروط آتشفشانی تفتان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹۷ تعداد دانلود : ۹۷۹
مخروط آتشفشانی تفتان در جنوب شرق ایران و در شمال غرب شهر خاش واقع شده است. با توجه به این که هم اکنون از قله این آتشفشان بخار آب و گازهای گوگردی خارج می شود، ولی وجود دره های عمیق و شکل نامنظم شبکه آبراهه ها در دامنه های این مخروط، نشانگر عملکرد درازمدت فرسایش و تکامل شبکه زهکشی در این مخروط می باشد. هدف این تحقیق، بررسی تاثیر مورفومتری و لیتولوژی در تکامل و الگوی زهکشی در دامنه های این مخروط آتشفشانی بوده است. برای دستیابی به این هدف، متغیر های مؤثر از جمله، سنگ شناسی، شیب و جهت دامنه در محیط نرم افزاریILWIS به عنوان ابزار اصلی تحقیق مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که به جز نواحی مخروط افکنه ای و پادگان های، نسبت تراکم زهکشی از سازندهای قدیم به جدید کاهش و از شیب های زیاد به کم افزایش می یابد. تراکم زهکشی در دامنه های با جهات شرق و جنوب شرق، بیشتر از دیگر جهات است. هر چند الگوی زهکشی کلی در تمامی مخروط های آتشفشانی به صورت واگراست و تفتان نیز از این قاعده مستثنی نیست ولی مقایسه مستقل هر شبکه در پهلوهای این مخروط نشانگر آن است که در گدازه های جدید تر الگوی موازی و در نمونه های قدیمی تر الگوی شبکه درختی حاکم است. با این وجود بی نظمی هایی نیز دیده می شود. مقایسه مخروط افکنه های جدید و قدیمی که در نتیجه فرسایش مخروط آتشفشانی در دامنه های آن تشکیل شده است در تصاویر ماهواره ای، تفاوت زیادی را در الگوی زهکشی نشان می دهند. به طور کلی بررسی شبکه زهکشی در مخروط آتشفشانی تفتان نشان می دهد که با وجود صحت کلی نظریه محققینی مانند پارکر در زمینه ارتباط تراکم و الگوی زهکشی با گذشت زمان و شیب در این مخروط، پیچیدگی هایی در خصوصیات آبراهه ها به ویژه الگوی زهکشی آن دیده می شود. این موضوع تا حدودی به پیچیدگی ذاتی زمان تشکیل مخروط آتشفشانی و درهم ریختگی لیتولوژیکی آن مربوط می شود.
۱۸۳.

پهنه بندی خطر زمین لغزش در حوزة آبخیز جلیسان با استفاده ازمدل LNRF(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴۴ تعداد دانلود : ۸۸۹
بخش عمده ای از سرزمین ایران را مناطق کوهستانی فرا گرفته است. یکی از مخاطراتی که همواره این مناطق را تهدید می کند، ناپایداری های دامنه ای است. وقوع این پدیده، هر ساله خسارات زیادی را به اراضی دامنه ای و مورد بهره برداری انسان وارد می کند. در این میان یکی از مخاطره آمیزترین این ناپایداری ها پدیدة لغزش می باشد. هدف بررسی علل وقوع و شیوه های پایدارسازی این فرآیند است. در این تحقیق نیز هدف پهنه بندی خطر زمین لغزش به منظور به نقشه در آوردن لغزش های موجود در حوضة جلیسان (یکی از زیر حوضه های چالکرود) به عنوان مطالعة موردی است. این حوضه در استان مازندران و در غرب شهرستان تنکابن واقع شده است. شرایط خاص زمین شناسی و ژئومرفولوژیکی، اقلیمی و نوع استفاده از زمین سبب شده که این حوضه از مناطق مستعد زمین لغزش به شمار آید. تخریب جنگل ها، جاده ها، آبادی ها و از بین رفتن زمین های کشاورزی از جمله خسارت هایی هستند که در اثر وقوع این پدیده به طور مکرر مشاهده می گردد. برای بررسی و پهنه بندی خطر زمین لغزش در این حوضه، ابتدا نقشة عوامل اصلی مؤثر در رخداد این پدیده تهیه و رقومی شده است. سپس با استفاده از تکنیک تفسیر عکس های هوایی و تصاویر ماهواره ایETM+2002 و عملیات میدانی (GPS)کلیة لغزشهای موجود در حوضه شناسایی و در روی نقشه ثبت شده اند. سپس با تلفیق نقشه های عامل با نقشة زمین لغزش ها در قالب مدل LNRF، مقدار عددی هر یک از عوامل محاسبه و درصد وقوع لغزش در واحدهای مختلف هر نقشه بدست آمده است. در نهایت نقشة پهنه بندی خطر زمین لغزش با همپوشانی نمودن لایه های مختلف اطلاعاتی حاصل شده است. نتایج نشان می دهد که مدل LNRF کارایی بسیار خوبی برای بررسی داده ها و پهنه بندی زمین لغزش در نواخی مرطوب تا نیمه مرطوب نشان می دهد.
۱۸۴.

شواهد ژئومورفولوژیکی مرزهای یخچالی در دامنه های کرکس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹۲ تعداد دانلود : ۱۵۱۷
اکثر مطالعاتی که تاکنون در مورد تحولات اقلیمی در ایران شده است مربوط به یک قرن اخیر می باشد. این مطالعات نیز عمدتا توسط محققین خارجی به انجام رسیده است ولی اختلاف نظر در نتایج بدست آمده و نظریات مطرح شده بسیار است. شاخص ترین نظریات در این مورد متعلق به هانس بوبک(1955) می باشد. وی با توجّه به عامل ارتفاع و دما برای مناطق مختلف ایران 5 پهنه موفوکلیماتیک - مورفودینامیک در نظر گرفته و با توجه به وجود دوره های یخچالی و بین یخچالی در کواترنری برای این پهنه ها ، مرز بندی های مشخصی ارائه نموده است. محدوده مورد مطالعه در این پژوهش، دامنه های شمالی ارتفاعات کرکس در امتداد نیمرخی از بلندی های این رشته در جنوب کاشان تا حاشیه بندریگ در مشرق کاشان می باشد. این محدوده در پهنه های موفوکلیماتیکی دوره های سرد کواترنر، عمدتا تحت حاکمیّت شرایط بارانی بوده است. مسئله قابل طرح آن است که اشکال مورفولوژی موجود در منطقه تحت بررسی با ارقا م دمایی ارائه شده برای آن دوران که بین 4 تا 6 درجه سانتیگراد پیشنهاد شده است همخوانی ندارد. بنابر این برای تجزیه و تحلیل و بازسازی شرایط دمایی آخرین دوره یخچالی (وورم) از متوسط دمای روزانه ایستگاههای منطقه استفاده شده است. تکنیک کار تحقیق، مبنا قرار دادن ارتفاع کف سیرکهای یخچالی(3000 متر) در دامنه های کوههای کرکس برای میانگین دمای صفر درجه در دوره یخچالی و مقایسه آن با شرایط دمای کنونی در همان ارتفاع می باشد. نتایج نشان میدهند که دمای هوا در آخرین دوره یخچالی در این منطقه بین 10 تا 12 درجه سانتیگراد سرد تر از شرایط کنونی بوده است. اشکالی از جمله سیرکهای یخچالی، یخرفت ها و علائم گسترش زبانه های یخچالی تا ارتفاع 2000 متر و نظایر آن همگی از جمله مهمترین مواریث و شواهد تحولات اقلیمی این دوره در این منطقه به شمار می آیند.
۱۸۵.

ژئومورفولوژی یخچال های زردکوه ( بررسی اشکال ژئومورفولوژیک و حدود گسترش آنها)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۱۲
بررسی تحولات اقلیمی کواترنر و مواریث اقلیمی آن یکی از جالب ترین مباحث ژئومورفولوژی ایران می باشد. در این میان بررسی آثار یخچالی و حدود گسترش آنها در نواحی کوهستانی ایران بهترین کلید برای مرزبندیهای مورفوکلیماتیک و مورفودینامیک به شمار می رود. ارتفاعات زردکوه بختیاری به صورت نواری با عرض حدود 15 کیلومتر و با امتداد شمال غربی - جنوب شرقی و منطبق با روند کلی زاگرس، درست در روی واحد زمین ساختی زاگرس مرتفع قرار گرفته اند. در دامنه های شمال غربی این رشته و پیرامون قلل اصلی آن که بالای 4000 متر ارتفاع دارند، بیش از 15 سیرک و زبانه یخچالی وجود دارد. این سیرکها تنها سیرکهای یخچالی موجود با هسته یخی در زاگرس بختیاری محسوب می شوند. نتایج بررسیهای مقدماتی از روی شکل های هوایی و نیز داده های میدانی تفصیلی نشان می دهد که حد اکثر گسترش زبانه های یخچالی تا ارتفاع 2500 متر و محدود به بستر رود خانه کوهرنگ بوده می باشد. مرز تشکیل سیرکهای یخچالی نیز حداقل تا ارتفاع 3400 متر بوده است. بررسیهای میدانی نشان میدهد که در حال حاضر فعالیّت مشخصی در یخچالهای زرد کوه وجود ندارد و هسته های یخی موجود در زیر یخرفتهای سطحی در حال ذوب تدریجی می باشند. انتقال حجم عظیمی از یخرفتها در طول گذر از دوره یخچالی، مخروط افکنه های بزرگی در انتهای دره های یخچالی و تا مجاورت دره رود کوهرنگ تشکیل داده اند. این مخروطها تنها نمونه های موجود با منشا یخچالی در منطقه زردکوه می باشند.
۱۸۶.

بازیابی حدود برف مرز دره شهرستانک در آخرین دوره یخچالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶۲ تعداد دانلود : ۱۰۱۰
دره ی شهرستانک بی شک، یکی از مهم ترین مناطق برای مطالعه ی یخچالهای دوران کواترنر در البرز مرکزی است. از ویژگیهای منحصر به فرد این حوضه، می توان به یخرفتی با 5800 متر طول و 3.5 کیلومتر مربع مساحت در انتهای آبراهه ی اصلی، دره های U شکل، تخته سنگهای سرگردان، دره های کور و بالاخره سیرکها اشاره کرد. پژوهشگران بسیاری از منطقه ی البرز مرکزی بازدید کرده و گزارشهای ارزشمندی نیز تهیه کرده اند که در میان آنها اشاره هایی نیز به برخی اشکال تراکمی و یا کاوشی فرسایش یخچالی دره ی شهرستانک شده است. اما در مقیاس تفصیلی در مورد حدود گسترش یخبندانهای دوره ی کواترنر، ارتفاع برف مرز و ارتفاع خط تعادل (ELA) در آن دوره در دره ی شهرستانک، سخنی به میان نیامده است. این پژوهش در صدد بوده است تا با تحلیلی آماری، توزیع سیرکهای یخچالی و نیز ارتفاع برف مرز در آخرین دوره ی یخچالی را در این محدوده مورد بررسی قرار دهد. برای دست یابی به این هدف و بیان چگونگی توزیع سیرکهای یخچالی از آزمون مجذور کی استفاده شده است. روشهای گوناگونی برای بازسازی خط تعادل برف و یخ (ELA) پیشنهاد شده است که در اینجا با روش شاخص قرار دادن ارتفاع کف سیرکها، ارتفاع برف مرز دوره وورم تعیین شده است. نتایج تحقیق ثابت می کند که در مورد سیرکهای یخچالی، بین فراوانیهای مشاهده شده و فراوانیهای مورد انتظار، تفاوت معنی داری وجود دارد و توزیع این سیرکها ناشی از راستای ناهمواری است. افزون بر این، اندازه ی سیرکها حاکی از آن است که فرایندهای گوناگونی در شکل گیری آنها شرکت داشته اند. در مورد ارتفاع برف مرز دوره ی گذشته نیز ادغام روش بررسی کف سیرکها و روشهای آماری، ارتفاع 2616 متر را برای برف مرز دره شهرستانک در آخرین دوره یخچالی پیشنهاد شده است.
۱۸۷.

هیدرودینامیک رود خانه های تالار و بابل و نقش آن در ناپایداری و تغییر مشخّصات هندسی آنها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹۵ تعداد دانلود : ۱۱۴۲
رودخانه ها با بستر فرسایش پذیر، سیستم پویایی هستند که مقاطع عرضی و طولی آنها در اثر فرسایش و رسوبگذاری تغییر شکل می یابد و هیدرو دینامیک گویای چگونگی جریان آب در رودخانه، فرسایش و ته نشینی موادّ رسوبی در نتیجة این جریان و از طرفی نقش آن در تحوّل پارامترهای هندسی رود می باشد. حتّی در دوره های کوتاه مدّت (کمتر از یکصد سال) نیز روند فرسایش و رسوبگذاری در هر رودخانه تابع توازن میان عوامل کنترل کنندة (متغیّر های وابسته و مستقل) آن می باشد. در این بین رواناب حاصل از زهکشی حوضه، بار و نوع رسوبی را که جریان با خود به آبراهه می رساند از متغیّر های عمده ای است که در تعیین اندازه و ویژگی های شکل آبراهه ها نقش اساسی را ایفاء می نماید؛ چنانچه بار رسوبی یا مقدار دبی تغییر پیدا کند، به همان نسبت آبراهه نیز ناپایدار خواهد بود. این مقاله نیز سعی دارد تا نقش دبی جریان و رسوب را در تغییرات آبراهه و مشخّصات هندسی(هیدرو دینامیک) رودخانه های تالار و بابل مورد بررسی قرار دهد که در این راستا پس از بررسی مشخّصات هندسی آبراهه در رودخانه های مذکور سعی شده که ارتباط متغیّر های دبی آب و رسوب به طور مقایسه ای مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و سپس رابطة موجود بین آنها استخراج شود. برای دستیابی به این هدف، ابتدا با توجّه به ایستگاه های موجود، مقادیر دبی آب و رسوب در امتداد هر یک از دو رودخانه از علیا تا سفلای آنها استخراج شده و در ادامه، مشخّصات هندسی شامل عرض، عمق، نسبت عرض به عمق، ضریب خمیدگی، زاویة مرکزی و طول موج رودخانه های مورد مطالعه محاسبه گردید و در نهایت این متغیّر ها در قالب مدل ویژه ای تجزیه و تحلیل شدند که با استناد به آن می توان ضمن برقراری ارتباط متغیّرها با یکدیگر، تغییرات دوره ای ابعاد، شکل و الگوی رودخانه ها را برآورد نمود. واژگان کلیدی: رودخانه، بابل رود، رود تالار، الگوی رود، مرفولوژی، هیدرولوژی.
۱۸۸.

بررسی روند تغییرات شوری خاک با استفاده از داده های سنجش از دور و سامانه های اطلاعات جغرافیایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۷۰ تعداد دانلود : ۱۳۶۷
"تخریب اراضی در راستای از بین بردن پوشش گیاهی طبیعی که بنا به تعریف جامعه جهانی به بیابان زایی اطلاق می شود. یکی از معضلات مورد توجه همگان است و شورشدگی خاک یکی از عوامل مهم بیابانی شدن محسوب می شود. در این تحقیق با هدف بررسی روند تغییرات شوری خاک، در مساحتی حدود 410 هزار هکتار از اراضی شهرستان سبزوار، داده های رقومی ماهواره لندست TM مربوط به دو سری زمان 20APR-1987 و 3MAY-2001 بعد از اصلاح هندسی به عنوان ابزار اصلی تحقیق مورد استفاده قرار گرفته است. برای این منظور، از میان تعداد فراوانی از تلفیق باندها، تشکیل ایندکس ها و تجزیه عوامل اصلی انجام گرفته در این بررسی، ترکیب باندی (FCC 521) به عنوان بهترین ترکیب سه باندی به عنوان تکنیک کار تحقیق، انتخاب شده است. سپس با استفاده از نتایج آزمایشگاهی نمونه های خاک برداشت شده از سطح منطقه، و با به کارگیری روش طبقه بندی نظارت شده با حداکثر احتمال، نقشه شوری در هر دو زمان فوق برای منطقه تهیه و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان می دهند که افزایش نسبتا زیاد بارش در ماهی که با دو سری زمانی تصاویر ماهواره ای مورد بررسی قرار گرفته اند باعث گردیده است تا بازتاب اراضی شور بخصوص با شوری بالا در جهت عکس به پیش رفته و تغییری در مساحت اراضی غیر شور پدید نیابد. این بررسی همچنین نشان داد که علی رغم افزوده شدن به دسته اراضی با شوری کم، از مساحت اراضی با شوری متوسط به بالا، کاسته شده است."
۱۸۹.

بررسی تأثیرشکستگی های تکتونیکی در قابلیت نفوذ پذیری سنگ مخزن و بهره برداری از نفت (مطالعه موردی: میدان نفتی شوروم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳۰ تعداد دانلود : ۱۰۲۷
در این مقاله تأثیر شرایط تکتونیک برخواص پتروفیزیکی طبقات و به ویژه درافق مخزنی سروک میدان نفتی شوروم واقع در استان چهارمحال بختیاری مورد بررسی قرار گرفته است. مشخصات زمین ساختی تاقدیس شوروم تابع رویدادهای رژیم تکتونیکی خاص حاشیه کمر بند تراست زاگرس مرتفع می باشد. تأثیرات سطحی و تحت الارضی حاصل از نیروهای کمپرسیونی و ژئودینامیک ناشی از اقیانوس زایی در دریای سرخ موجب تکوین شرایط ساختمانی خاص واحد فلسی و بروز مشخصات پتروفیزیکی با پیچیدگی زیاد گردیده است. تخلخل ثانویه که به دوران پس از دییاژنز و فاز دییاستروفیسم مربوط می شود، در مقایسه با درصد تخلخل اولیه ناچیز سازند مخزنی سروک (2 %) در این میدان نفتی حائز اهمیت اساسی می باشد. نتایج مطالعات میدانی و بررسی اطلاعات بدست آمده از حفاری هشت چاه اکتشافی حاکی از قابلیت نفوذپذیری نسبتاً زیاد در این ساختار نفتی است. مطالعه ژئومرفولوژیکی هندسه تاقدیس و بررسی و مقایسه گزارشات حفاری و به خصوص حجم هدر رفت گل حفاری، علائمی از توزیع نسبتاً زیاد شبکه شکستگی دربخش هایی از محور تاقدیس و حریم فعالیت گسل های ایجاد شده در آن می باشد. به همین دلیل میزان هدر رفت گل در چاه هایی که پیرامون گسل ویا بر روی محور تاقدیس حفاری شده، نشانه بالا بودن قابلیت نفوذ پذیری سیال در سازند مخزنی سروک است که بهره برداری از منابع هیدروکربوری آن با حصول اطمینان از ابعاد و بستگی مخزن توجیه اقتصادی خواهد داشت. واژگان کلیدی : زاگرس مرتفع، تکتونیک فلسی، میدان نفتی شوروم، شکستگی سنگ مخزن، گل حفاری
۱۹۰.

ارتباط ساختمان چین خورده بخش شمالشرقی البرز و تکامل الگوی زهکشی TM ,ETM و رادار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳۲ تعداد دانلود : ۱۰۵۲
ساختمان زمین شناسی و چینه شناسی در توازن و تعادل شبکه آبها مؤثر است. در واقع بین تمام عواملی که تعیین کننده ویژگی شبکه آبها می باشند، سنگ شناسی و زمین ساخت از اهمیت فراوان تری برخوردار است؛ به نحوی که این عوامل بخشی از تحول شبکه آب های جاری را در کنترل می گیرند. از دیدگاه فرسایش، آبراهه ها در مسیریابی خود همیشه نقاط ضعیف تر ،سست تر و پست تر را انتخاب می کنند. از اینرو، گسل ها، درزه ها و شکستگی ها بهترین محل برای انطباق و تکامل آبراهه ها بشمار می روند. به دلیل گسترش وسیع آبراهه ها و فراوانی طاقدیس های کوچک در بخش شمالشرقی البرز ، در این پژوهش نحوه تکامل آبراهه ها و اثر بخشی ژئومرفولوژی طاقدیس های این منطقه در تیپ و الگوی زهکشی مورد مطالعه قرار گرفته است. برای دستیابی به این هدف از نرم افزار Geomatica به عنوان ابزار اصلی تحقیق جهت تجزیه وتحلیل متغیر های مؤثر استفاده شده است. علاوه بر این از تصاویر سنجنده های TM و ETM و نیز تصاویر رادار به عنوان ابزار مشاهده غیر مستقیم و همچنین تجزیه و تحلیل رقومی داده ها بهره گیری شده است. از مقایسه نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل رقومی داده های بدست آمده با نقشه زمین شناسی، ملاحظه می شود که در بخش شمالشرقی البرز، تنگ های ایجاد شده با آبراهه هایی که به طور عرضی طاقدیس های کوچک را قطع کرده اند ، انطباق داشته و حاصل عملکرد دینامیکی آنها می باشد. نتایج نشان می دهندکه بخش عمده ای از این عوارض ژئومرفیک با گذشت زمان و همچنین تأثیر فرسایش شدید حاکم بر البرز شمالی و شمالشرقی تقریبا تسطیح شده اند؛ به گونه ای که دره های عرضی حفر شده، در تصاویر ماهواره ای تقریبا قابل رؤیت نیستند و لیکن در یک مقایسه تحلیلی با نقشه زمین شناسی، داده های میدانی و نیز استفاده از تکنیک بازسازی ساختمانی، وجود چنین دره هایی با قدمت زیادآشکار گشته و نشانگر نحوه عملکرد شبکه های عرضی در این سیستم می باشد.
۱۹۱.

بررسی وضیعت ژئومرفولوژیکی پیچان رود و نقش آن در فرسایش بستر و کناره های رودخانة میناب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۵۱
مطالعات میدانی در محدودة مورد مطالعه نشان داد که وجود طیف وسیعی از تغییرات در اثر جریان آب (سیلاب)، دبی، رسوب، کمّیّت و نوع آن ، جنس موادّ بستر و الگوهای مختلف برای پلان این رودخانه می تواند معرّف بسیاری از ویژگی های ژئومرفولوژیکی و دینامیکی رودخانه باشد. با استفاده از نیمرخ های طولی و عرضی، خواصّ اصلی جریان نظیر توسعة جریان ثانویّه و توزیع سرعت در قوس مئاندر رودخانه میناب بررسی گردید. این عوامل در آبشستگی و رسوبگذاری در خم های رودخانه دارای اهمّیّت فراوانی است.باربسترها تأثیر اندکی بر شکل گیری خم های مئاندر مخصوصاً در قوس داخلی دارد . بار بستر در اثر جریان ثانویّه به سمت کنارة داخلی سبب آبشستگی کنارة خارجی و رسوبگذاری در کنارة داخلی می گردد. این الگوی آبشستگی و رسوبگذاری در اثر جریان ثانویّه بوده که پس از گذشت مسافتی از شروع خم بزرگ، توسعه یافته و سبب فرسایش بستر و کناره های رودخانه گردیده است. این فرایند سبب ایجاد خم هایی رودخانه شده است . البتّه این خم ها متوالی نبوده و حالت منظّمی هم ندارند. با استفاده از جدول شمارة (3)که ویژگی های مقاطع عرضی پایین دست مئاندر رودخانه را نشان می دهد، می توان پیش بینی کرد که پیچ های مئاندر در طول زمان به آهستگی به سمت پایین رودخانه در حال حرکت است و در نتیجه طول خم ها و عرض آنها با افزایش دبی و شیب در اثر آورد رسوب ها ی بالادست افزایش یافته و هر گونه تغییری در بار رسوبی سبب رسوبگذاری یا افزایش و تغییر شیب و نهایتاً سبب مارپیچی شدن رودخانه می شود. هر گونه تغییری در مصالح کف و کناره های رودخانة میناب می تواند سبب ایجاد تغییراتی در ویژگی های مارپیچ های پایین دست شده و آنها را از حالت منظّم و تحت کنترل خارج ساخته و به یک معضل بسیار شدید محیطی تبدیل سازد.
۱۹۲.

پهنه بندی فرسایش در حوضه آبخیز داورزن با استفاده از الگوهای منطق فازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱۱ تعداد دانلود : ۱۱۵۸
پدیده فرسایش همواره به عنوان یکی از مهمترین عوامل هدردهنده منابع ارضی به شمار می رود. با توجه به روند افزایش فرسایش خاک در حوضه های آبخیز، استفاده از روشها و تکنیکهای دقیقتر برای مطالعه و ارزشیابی فرآیند تخریب و فرسایش با هدف حفاظت منابع آب و خاک ضروری می نماید. منطقه مورد مطالعه حوضه آبخیز داورزن در شهرستان سبزوار است. پدیده فرسایش در این حوضه، در سالهای اخیر روند افزایشی و چشمگیری داشته است. در این پژوهش، ضمن شناسایی عوامل مؤثر بر فرسایش حوضه، به منظور ارزیابی دقیق درجه تاثیرگذاری هریک از عوامل بر پدیده مزبور، از الگوی منطق فازی برای پهنه بندی خطر فرسایش استفاده شده است.الگوی مذکور به دلیل درنظر گرفتن محدوده ای از احتمالات به جای اختصاص به یک عدد قطعی برای وزن دهی به عوامل، می تواند تجزیه و تحلیل دقیقتری را از نقش عوامل طبیعی و انسانی ارائه نماید. برای افزایش میزان دقت محاسبات و سرعت پردازش اطلاعات و تلفیق لایه های اطلاعاتی، از سیستم اطلاعات جغرافیایی در قالب نرم افزار الویس استفاده شده است. سپس با بهره گیری از قواعد و ترکیب توابع عضویت فازی و کاربرد عملکردهای جمع جبری فازی، ضرب جبری فازی و فازی گاما با توابع 2/0، 5/0، 8/0 اقدام به آزمون آنها با توجه به شرایط منطقه برای مشخص نمودن مناسبترین روش برای پهنه بندی خطر فرسایش گردیده است. نتایج نشان می دهد که اپراتور 5/0 در الگوی فازی گاما، بهترین پهنه بندی را در حوضه داورزن ارائه داده است.
۱۹۳.

ارتباط ویژگی های ژئومرفولوژیک حوضه ها و قابلیت سیل خیزی (تجزیه و تحلیل داده های سیل از طریق مقایسه ژئومرفولوژیک حوضه های فشند و بهجت آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰۸
سیل همه ساله در گوشه و کنار کشور خسارات زیادی را به منابع اقتصادی وارد می آورد. وقوع سیل و خسارات ناشی از آن در ایران طی سال های اخیر روند افزایشی داشته است؛ حال آن که به آن توجه زیادی نشده است. در این مقاله سعی شده تا تاثیر ویژگی های ژئومرفولوژیک در سیل خیزی از طریق مقایسه میزان تاثیرگذاری متغیرهای مؤثر در دو حوضه فشند و بهجت آباد در استان قزوین مورد بررسی و مقایسه قرار گیرد. ابزارهای اصلی تحقیق را سیستم اطلاعات جغرافیایی در قالب نرم افزارهای Arcview , Arcinfoو نرم افزار Autocad تشکیل داده است. روش تحقیق بر پایه روش تحلیلی استوار بوده است و تکنیک کار، کمیت پذیری هر یک از متغیرهای مؤثر در سیل خیزی (پوشش گیاهی، شیب، نوع خاک، سنگ شناسی، رتبه بندی آبراهه ها ) بوده است. این متغیر ها در قالب لایه های اطلاعاتی وارد سیستم شده و در نهایت با تلفیق لایه های مذکور و تجزیه و تحلیل آنها، نقشه نهایی پهنه بندی خطر وقوع سیل دو حوضه با پهنه های متفاوت تهیه گردیده است. جهت مقایسه سیل دو حوضه از روش تحلیلی و اختلاف متغیرهای ژئومرفولوژیکی موجود بهره گرفته شده است. با بررسی شرایط طبیعی و پهنه بندی خطر وقوع سیل در دو حوضه ملاحظه می شود که زمینه های طبیعی بسیار مساعدی برای وقوع سیل وجود دارد. با این وجود در حوضه فشند به دلیل شیب زیادتر و نیز غلبه سایر متغیر های مورد بررسی، نیروی برشی آب زیادتر شده و در نتیجه قدرت فرسایشی جریان افزایش می یابد و از اینرو سیل خیزی در این حوضه به مراتب بیشتر از حوضه بهجت ‎آباد می باشد. نتایج بدست آمده نشان می دهد که حوضه آبخیز بهجت آباد از نظر ژئومرفولوژی نسبت به حوضه آبخیز فشند مراحل تکاملی بیشتری را طی نموده است. همچنین حوضه فشند از نظر ویژگی های مرفومتریک به شکل دایره نزدیک ترمی باشد و بدیهی است این حوضه از قابلیت سیل خیزی بیشتری نیز برخوردار است؛ در صورتی که حوضه های کشیده ای مانند حوضه بهجت آباد با نسبت انشعابات متراکم تر از زمان تأخیر بالاتری برخوردار بوده و ضریب سیل خیزی کمتری دارد. واژگان کلیدی : حوضه های آبخیز، سیل، حوضه فشند، حوضه بهجت آباد، ژئومرفولوژی، فرسایش.
۱۹۴.

تکامل ژئومرفولوژی دلتای رود سپیدرود درکواترنر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸۸ تعداد دانلود : ۱۱۱۴
دلتای سپیدرود بزرگترین دلتای ایرانی در ساحل جنوبی دریای خزرکه طی دو میلیون سال گذشته شکل گرفته، دارای تاریخ تکامل پیچیده‏ای است و به دلیل بسته بودن دریای خزر، روند دلتا سازی آن با دریا های آزاد تفاوت دارد. جابجایی مکرر دهانه نقش مؤثری در روند تکامل دلتا داشته، اما به تدریج میزان جابجایی کمترشده است. تاکنون در مورد نقش جریان های دریایی شرقی- غربی در انتقال رسوب، در خصوص انحراف دهانه سپیدرود اغراق شده و به نقش جابجایی دهانه‏ها در مرفولوژی دلتا توجه ای نشده است. افزایش سطح آب دریا به میزان کم به تنهایی نمی‏تواند مانع گسترش دلتا شود. شکل گیری زبانه های ماسه ای، جزایر سدی و تپه‏های زیر آبی در روند تکامل دلتای اهمیت بسزایی دارد. در این مقاله سعی شده با استفاده از منابع تاریخی، نقشه های توپوگرافی و زمین شناسی، عکس های هوایی وتصاویر ماهواره ای لندست و در نهایت بررسی های میدانی، فرایند تکامل دلتای سپیدرود مورد بررسی قرار گیرد. واژگان کلیدی: ژئومرفولوژی، دلتا، سپیدرود، کواترنر، دریای خزر.
۱۹۵.

نقش سلولهای کم‌فشار محلی در استقرار مجموعه‌های ماسه‌ای ایران (مطالعه موردی: بندریگ کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲۲
در پهنه‌ مناطق‌ خشک‌ ایران‌، توده‌های‌ بزرگی‌ از ماسه‌های‌ بادی‌ در نقاط مختلفی‌ متراکم‌ شده‌اند. این‌ توده‌های‌ ماسه‌ای‌ در اصطلاح‌ محلی‌ «ریگ‌» نامیده‌ می‌شوند. مطالعاتی‌ که‌ توسط محققین‌ تاکنون‌ انجام‌ شده‌ است‌، دو عامل‌ اصلی‌، شامل‌ جهت‌ وزش‌ باد غالب‌ و نیز عامل‌ توپوگرافی‌ و بادپناهی‌ ناهمواریها را علل‌ اصلی‌ استقرار این‌ توده‌های‌ ماسه‌ای‌ می‌دانند؛ اما با استناد به‌ فرضیه‌ تحقیق‌، سلولهای‌ کم‌ فشار محلی‌ در طول‌ دوره‌ گرم‌ سال‌، عامل‌ اصلی‌ یا مهمترین‌ عامل‌ تمرکز و استقرار این‌ توده‌های‌ ماسه‌ای‌ می‌باشند. محدوده‌ مورد مطالعه‌، مجموعه‌ ماسه‌ای‌ بندریگ‌ کاشان‌، واقع‌ در چاله‌ مسیله‌ و در جنوب‌ دریاچه‌ نمک‌ می‌باشد. متغیرهای‌ مورد بررسی‌ در این‌ تحقیق‌، شامل‌ ویژگیهای‌ باد منطقه‌، قطر ذرات‌ رسوب‌ و مورفولوژی‌ تپه‌های‌ ماسه‌ای‌ می‌باشد. روش‌ تحقیق‌، مبتنی‌ بر یک‌ روش‌ تحلیلی‌ است‌. در این‌ روش‌، بین‌ متغیرهای‌ سه‌گانه‌، از طریق‌ روش‌ حضور و اختلاف‌، همزمان‌ ارتباط برقرار گردیده‌ است‌. ابزار تحقیق‌، نقشه‌های‌ توپوگرافی‌ و عکسهای‌ هوایی‌ بوده‌ و تکنیک‌ کار، مقایسه‌ داده‌های‌ میدانی‌، آمار روزانه‌ باد و دانه‌ سنجی‌ ذرات‌ ماسه‌ بوده‌ است‌. نتایج‌ نشان‌ می‌دهد که‌ یک‌ سلول‌ کم‌ فشار محلی،‌ درست‌ در جنوب‌ دریاچه‌ مسیله‌ در طول‌ دوره‌ گرم‌ سال‌ حاکمیت‌ پیدا می‌کند. به‌ همین‌ سبب‌، راستای‌ وزش‌ بادها در تمامی‌ چاله‌ مسیله‌ نسبت‌ به‌ این‌ نقطه‌ حالت‌ همگرا دارد و بالتبع‌ حرکت‌ همگرای‌ ماسه‌های‌ روان‌ موجب‌ استقرار مجموعه‌ ماسه‌ای‌ بندریگ‌ در موقعیت‌ کنونی‌ شده‌ است‌. بهترین‌ شاهد این‌ مسأله، انطباق‌ مورفولوژی‌ تپه‌های‌ ماسه‌ای‌ در راستای‌ خطوط گرادیان‌ فشار نسبت‌ به‌ نقطه‌ مرکزی‌ می‌باشد.
۱۹۶.

شواهد ژئوموفولوژیکی عملکرد گسل های تبرته و تخلفات در فرونشست چاله میقان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۸۷ تعداد دانلود : ۱۰۱۲
یکی از مهمترین شواهد ژئومرفولوژیکی میزان و نحوه عملکرد خطوط گلی – ویژگی های ژئومرفولوژیک عوارض پیرامون آنها و به ویژه مرفولوژی مخروط افکنده و سلسله مراتب آنها از نظر زمانی – مکانی و توپوگرافی است . محدوده تحت بررسی – چاله مرفوتکتونیکی کویر میقان اراک می باشد . از آنجا که متغیر های موثر در تکامل ژئومرفولوژیکی این حوضه فراتر از خط تقسیم پیرامون آن عمل نموده اند . بنابراین محدوده تحت بررسی به چهار گوش نقشه زمین شناسی قم تعمیم داده است . فرضیه تحقیق ارتباط هیدرولوژیکی دو حوضه مسیله و چاله میقان اراک را حکایت می کند . بر اساس این فرضیه – حوضه میقان تا اواخر پلیوستوسن یکی از زیر حوضه های چاله مسیله بوده است . سرانجام فعالیت گسل های حاشیه ای ( گسل های تلخاب و تبریه ) و جهش گرابنی آنها موجب تفکیک چاله میقان از حوضه مسیله شده است . بررسی شواهد موجود از جمله مرفولوژی مخروط افکنه های قدیمی و جدید – موفقیت – جهات و جهش گل ها – رسوب شناسی چاله میقان و همچنین بررسی اختلاف ارتفاع موجود بین سطوح مخروط افکنه ای قدیمی و خط تقسیم بین حوضه های میقان و چاله مسیله از مهمترین شواهدی هستند که فرضیه فوق را اثبات می کنند.
۱۹۷.

بررسی وضعیّت رسوب و فرسایش در حوضه‌های آبریز منتهی به تنگة‌‌هرمز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸۴ تعداد دانلود : ۹۳۸
سطح زمین عموماً به وسیلة خاک و نهشته‌های سطحی پوشیده شده‌است . خاک ، محیط طبیعی پویائی از ترکیب موادّ ریزدانه‌ای است که گیاهان در آن رویش می‌یابند و حاوی موادّ معدنی و آلی است . امروزه فرسایش خاک یکی از مهم‌ترین مسائل و مشکلات نواحی است . در این میان دستیازی‌ها و بهره‌برداری‌های روزافزون انسان از محیط طبیعی نیزتأثیر زیادی در تشدید روند تخریب و فرسایش خاک دارد؛ به طوری که گاهی کشاورزان در گستره‌های وسیعی ، سطوح شیبدار را به زیر کشت برده و با شخم زدن در جهت شیب ، موجب ایجاد بریدگی‌های عمودی در دامنه‌ها شده‌اند . شخم زدن دامنه‌ها و احداث شبکة آبیاری در امتداد منحنی‌های میزان و نیز حفر کانال‌هادر امتداد شیب دامنه‌ها موجب فرسایش و از دست رفتن خاک می‌گردد . در این تحقیق وضعیّت فرسایش و تولید رسوب در حوضه‌های آبریز منتهی به تنگةهرمز مورد بررسی قرار می‎گیرد. رودخانه‌های شور ، حسن‌لنگی، جلابی ، میناب ، مزابی ، گز و حیوی شبکة هیدروگرافی و زهکشی این حوضه‌ها هستند . در این تحقیق ضمن بررسی‌های میدانی، اسناد و مدارک مختلفی از جمله نقشه‌های توپوگرافی ، زمین‌شناسی ، منابع و قابلیّت اراضی، پوشش گیاهی ، آمارهای مختلف مربوط به ایستگاه‌های هیدرومتری ، رسوب‌سنجی ، هواشناسی ، باران‌سنجی، عکس‌های هوائی وتصاویر ماهواره‌ای به عنوان ابزار تحقیق مورد استفاده قرار گرفته‌است . جهت برآورد میزان فرسایش و رسوب در محدودة مطالعاتی ، از مدل اصلاح شدة پسیاک1 استفاده شده و با بررسی عوامل نه‌گانة مؤثّر در این مدل ، میزان تولید رسوب و فرسایش در هریک از حوضه‌ها ، زیرحوضه‌ها و واحدهای هیدرولوژیک برآورد شده‌است . بر این اساس میزان فرسایش و رسوب در کلّ محدودة مطالعاتی به ترتیب برابر با 95/25435 و 48/5458 تن در سال برای هر کیلومتر مربّع برآورد شده‌است.
۱۹۸.

برآوردسیل بااستفاده ازآنالیزGIUH(مطالعه موردی حوضه امامه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷۲ تعداد دانلود : ۸۰۸
هیدروگراف واحد یک روش معمول و بسیاررایج در پیش بینی دبی سیلاب ها از داده های اندازه گیری شده می باشد. در حوضه های فاقد داده های پایه امکان تهیه هیدروگراف واحد با استفاده از روش های تحلیل روان آب و - بارش وجود ندارد. استفاده از داده های ژئومورفولوژی و تهیه هیدروگراف واحد ژئومورفولوژی ( GIUH ) راه حلی برای مشکل حوضه های یاد شده می باشد. معادله GIUH براساس آنالیز شبکه هیدروگرافی مبتنی بر تجزیه و تحلیل های زنجیره مارکوف برای حوضه ( رتبه چهار ) امامه استخراج گردیده است، و نتایج رضایت بخش از آن به دست آمد. در این مقاله به تحلیل کمی روابط پارامترهای ژئومورفولوژی و هیدرودینامیکی در مدل سازی برآورد سیل پرداخته شده است، و روابط روان آب - بارش بر اساس تئوری ها و داده های ژئومورفولوژیکی موردتجزیه تحلیل قرارگرفته اند. کاربرد مدل GIUH در مدیریت سیلاب حوضه ها به ویژه حوضه های فاقد ایستگاه اندازه گیری، حائزاهمیت می باشد .
۱۹۹.

روش های بررسی تغییرات بستر و الگوی رودخانه بابل در محدوده جلگه ساحلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴۶ تعداد دانلود : ۷۲۴
پیش بینی تغییرات و جابجایی های کلی و حتی جزئی الگوی رودخانه، از عمده ترین مباحث مربوط به ژئومورفولوژی رودخانه ای به شمار می رود. به همین علت، تحقیقات متعددی توسط محققین، خصوصاً ژئومورفولوژیست ها در خصوص موضوع فوق صورت گرفته است. در این جهت، تغییرات مورفولوژی رودخانه های بابل و تحول آن در جلگه ساحلی خزر بررسی شد. که هدف تعیین مناطق در حال فرسایش و یا پایدار رودخانه مذکور بوده است . برای نیل به این هدف، تغییرات رودخانه در مقطع زمانی 39 ساله با روش های تغییرات زمانی و مکانی ( معادلات ریاضی )، روش گرافیکی و روش میدانی موردبررسی قرارگرفته است و سعی شده براساس این روش ها، تغییرات بستر و الگو و جابجایی مسیر رودخانه بابل تعیین و پیش بینی گردد. جهت انجام این بررسی، از عکس های هوایی سال های 1334 و 1373 برای بررسی تغییرات الگوی رود و نیز داده های هیدرولیک جریان و پارامترهای هندسی کانال برای تحلیل تغییرات بستر و مورفولوژی رود استفاده شده است . نتایج این بررسی نشان می دهد که رودخانه بابل در قسمت علیای جلگه در وضعیت تقریباً ناپایدار بوده و از نظر دینامیکی فعال است. در مقابل، در بخش انتهایی هیچ گونه تغییری در الگوی رودخانه در فاصله زمانی موردمطالعه مشاهده نشده است و نشان دهنده پایداری نسبی الگوی رودخانه در مقطع زمانی 39 ساله بوده است .
۲۰۰.

بررسی و تحول کانال های گیسویی در سطح مخروط افکنه ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱۲ تعداد دانلود : ۱۰۹۹
کانال های گیسویی انشعاباتی از جراینهای رودخانه ای هستند که بر سطح مخروط افکنه ها گسترش می یابند و مکانیسم تشکیل و تحول آنها به دینامیک جریان و ویژگیهای حوضه آبخیز وابسته است. بدیهی است بررسی این ویژگیها و مکانیسم ها می تواند ما را در شناخت تحول و پیش بینی خطرات ناشی از آنها آگاه نماید. مخروط افکنه رودخانه تنگوئیه یکی از بزرگترین مخروط افکنه های موجود در حاشیه کویر سیرجان است. با توجه به مطالعات میدانی انجام گرفته و نیز مشاهدات غیرمستقیم، شبکه متراکمی از کانال های گیسویی رد سطح این مخروط افکنه دیده می شود. هدف این مقاله، بررسی علل تغییراتی زمانی کانال های گیسویی بر سطح این مخروط افکنه ها است. برای دستیابی به این هدف از عکسهای هوایی منطقه با فاصله زمانی 37 ساله (1332 و 1372) به عنوان ((ابزار)) اصلی استفاده شده است. تکنیک کار، مقایسه تغییرات شبکه کانال ها بر سطح مخروط افکنه از طریق انطباق شبکه زهکشی در عکسهای هوایی دو دوره با استفاده از نرم افزارهای کامپیوتری بوده است. علاوه بر این، از داده های میدانی، اطلاعات آماری هواشناسی و هیدرولوژی استفاده شده و این اطلاعات در قالب روشهای آماری، تجزیه و تحلیل گردیده و در نهایت، نتیجه گیری بعمل آمده است. این نتایج نشان می دهد که کانال های گیسویی طی دوره تحت بررسی، ناپایدار بوده و موقعیت و مسیر آنها بطور نامنظم تحت تاثیر نحوه عملکرد سیلابها تغییر نموده است. استفاده از ((روش تحلیلی)) در مقایسه نسبت تغییرات، بیانگر این نکته است که جابجایی و تحول شبکه، هم از نظر زمانی و هم از نظر مکانی یکسان نبوده و عملکرد متفاوتی داشته است. شواهد نشان می دهد، جراینهایی که در دراز مدت تغییر کرده و متحول شده اند، تحت تاثیر فعالیت تکنونیکی منطقه بوده اند. عملکرد تکتونیک عموماٌ در راستای تثبیت حوضه و متقابلا سوبسیدانس چاله سیرجان به عنوان مصب این رودخانه بوده است. از سوی دیگر، جراینهایی که در کوتاه مدت تغییر کرده و جابجا شده اند، تحت تاثیر سیلابهای فصلی و ناگهانی با دبی و بار رسوبی زیاد و نیز تغییرات زمانی بارش قرار داشته اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان