شیرین محمدخان

شیرین محمدخان

مدرک تحصیلی: استادیارگروه جغرافیای طبیعی، دانشگاه تهران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۵ مورد از کل ۲۵ مورد.
۲۱.

منشأیابی رسوبات بادی بر اساس ردیاب های ژئوشیمیایی به روش انگشت نگاری رسوبی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرسایش بادی رخساره های ژئومورفولوژی انگشت نگاری رسوبی ماسه زار جلالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۲۱۱
اثرات مخرب فرسایش بادی بر محیط زیست و فعالیت های انسانی سبب شده است تا شناسایی و کمّی نمودن منابع رسوبات بادی به عنوان موضوعی مهم برای برنامه ریزان باشد. با توجه به اهمیت موضوع، در این پژوهش به منشأیابی رسوبات بادی در ماسه زار جلالی پرداخته شده است. برای دست یابی بدین منظور بعد از ترسیم نقشه ی رخساره های ژئومورفولوژی منطقه ی موردمطالعه با استفاده از بازدیدهای میدانی و تصاویر گوگل ارث در نرم افزار ArcMap < /span>، تعداد 43 نمونه از رسوبات منطقه در رخساره های مختلف ژئومورفولوژی برداشت شد. سپس با استفاده از آزمایش های ژئوشیمیایی و XRF حجم عناصر موجود در هر نمونه رسوب مشخص شد. عملیات نرمال سازی و آزمون آنالیز واریانس (ANOVA) در نرم افزار SPSS انجام گرفت و پس از مشخص شدن ردیاب های ژئوشیمیایی با استفاده از افزونه ی Solver در نرم افزار اکسل، معادله ی انگشت نگاری رسوبی بر روی عناصر ردیاب در منطقه ی موردمطالعه به منظور تعیین سهم نسبی رخساره های ژئومورفولوژی در ایجاد رسوبات بادی اعمال گردید. بر اساس نتایج حاصل، بیش ترین سهم منابع رسوب مربوط به رخساره ی رسی لیمونی بوده است؛ به طوری که 60 درصد از رسوبات مربوط به این رخساره بوده است که 2/2 درصد از مساحت منطقه را شامل می شوند. بعد از رخساره ی رسی لیمونی، بیش ترین سهم مربوط به رخساره های پف کرده بوده است. رخساره های پف کرده با 8/36 درصد از مساحت منطقه ، 36 درصد از منابع رسوب را شامل می شوند. با توجه به موارد مذکور، مناطقی که دارای پوشش گیاهی متراکم بوده، کم ترین سهم را در تولید رسوبات بادی داشته است و رخساره ی رسی لیمونی که فاقد پوشش گیاهی و دارای عناصر ریزدانه بوده، بالاترین سهم تولید رسوب را دارا بوده است؛ بنابراین لازم است تا در مورد تثبیت آن ها اقدامات لازم صورت گیرد.
۲۲.

بررسی تأثیر جنس و ترکیبات لایه های ماسه سنگ آغاجاری مسجدسلیمان همراه با سختی سنگ بر توسعه چال سنگ ها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ماسه سنگ آغاجاری چال سنگ ژئومورفولوژی کربنات کلسیم چکش اشمیت سختی سنگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۷۲
چال سنگ ها یکی از لندفرم های تماشایی سنگ ها به ویژه ماسه سنگ ها به شمار می آید. هدف این پژوهش بررسی ویژگی های ژئومورفولوژی و سنگ شناسی در هفت لایه (A تا F) ماسه سنگ آغاجاری شمال غرب مسجدسلیمان در توسعه و تکامل چال سنگ ها است. در این مقاله تعداد 48 نمونه از ماسه سنگ ها جهت مطالعه کانی های تشکیل دهنده و مقدار کربنات کلسیم مورد بررسی واقع گردید. از میکروسکوپ پلاریزان و دستگاه کلسیمتری برنارد به ترتیب برای مشخص نمودن میزان تخلخل و کربنات کلسیم استفاده نمونه ها استفاده شد. سپس با استفاده از چکش اشمیت سختی 48 نمونه از ماسه سنگ ها به دست آمد. در این کار از نرم افزار Jmicrovision جهت به دست آوردن مقدار و درصد کانی های مقاطع نازک و از نرم افزار GIS جهت ترسیم نقشه ها استفاده گردید. نتایج نشان داد که وجود چال سنگ ها تابعی از شرایط فیزیکی سنگ و ترکیبات کانی شناسی سنگ ها همراه با نقش فرسایشی جریان آب در کربنات کلسیم سنگ است. در این پژوهش بر اساس داده ها و نتایج به دست آمده مشخص گردید که ویژگی های جنس ترکیبات سنگ به ویژه مقدار درصد کربنات نقش بسیار مهمی در ایجاد چال سنگ ها دارند. به طوری که مشخص گردید وجود فراوان کانی فلدسپات و درصد بالای تخلخل در قدیمی ترین لایه سازند آغاجاری (لایه A)، نقش زیادی در ایجاد چال سنگ در آن دارد. درزه ها از دیگر عوامل اصلی ایجاد چال سنگ ها (63%) هستند. دیگر لایه های دارای چال سنگ (لایه B, D, C ,F) یک رابطه معناداری بین افزایش درصد کوارتز، و کاهش درصد فلدسپات و مقدار کربنات کلسیم را نشان می دهند. هم چنین نتایج نشان داد میانگین کربنات کلسیم ماسه سنگ آغاجاری حدود 50% است و یکی از دلایل وجود چال سنگ ها در لایه های ماسه سنگی علی رغم سختی چکش اشمیت زیاد همین عامل است که نسبت به فرسایش شیمیایی و انحلال بسیار حساس است. 
۲۳.

مقایسه و تحلیل گسترش نمکزارهای شمال غربی دریاچه ی ارومیه با استفاده از داده های میدانی، تصاویر ماهواره ای و رخساره های ژئومورفیک منطقه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شوری خاک رخساره های ژئومورفیک تصاویر ماهواره ای لندست همبستگی دریاچه ی ارومیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۶۴
دریاچه ی ارومیه در شمال غرب ایران طی دهه های اخیر با یک خشکی تدریجی مواجه شده است. این مسئله باعث افزایش سطح زمین های شوره زار و به تبع آن مشکلات اجتماعی-محیط زیستی فراوانی شده است. پایش مناطق ساحلی و استخراج تغییرات این مناطق در فاصله های زمانی مختلف دارای اهمیت زیادی است؛ زیرا ماهیت خطوط ساحلی دینامیکی است و مدیریت چنین محیط های بوم شناختی حساسی، به کسب اطلاعات دقیق در فاصله های زمانی مختلف نیاز دارد. هدف از انجام این تحقیق، بررسی گسترش نمکزارهای شمال غربی دریاچه ی ارومیه با استفاده از داده های میدانی، تصاویر ماهواره ای لندست (MSS, TM, ETM+, OLI) و رخساره های ژئومورفیک منطقه است. برای انجام این تحقیق، نمونه هایی از رسوب دریاچه به صورت سطحی (عمق 0 تا 15 سانتی متر) در ترانسکت های مختلف از یک محدوده ی مشخص در شمال غربی دریاچه برداشت شد. در مرحله ی بعد با استفاده از تصاویر ماهواره ای و پیمایش میدانی، میزان شوری، گسترش نمکزارها و رخساره های ژئومورفیک استخراج گردید. در نهایت نتایج داده های میدانی و آزمایشگاهی، تصاویر ماهواره ای و همچنین رخساره های ژئومورفیک مقایسه و اعتبارسنجی شد. نتایج نشان داد مساحت سطح آب دریاچه بسیار کاهش یافته و در مقابل نمکزارها در سطح وسیعی گسترش یاف ته اند و مناطقی که دارای تراکم ن مک بالاتری می باشند با خطوط نمکزار به دست آمده از تصاویر ماهواره ای و رخساره های ژئومورفیک مطابقت می کنند. بر اساس نقشه ی رخساره ها، محدوده ی مورد مطالعه دارای ۱۲ رخساره است که زمین های شوره زار با مساحت 1724 هکتار، از نظر وسعت در بین رخساره های محدوده، سومین رخساره می باشند؛ منطقه برداشت با مساحت 2641 هکتار و پهنه های ماسه ای به مساحت ۱۴ هکتار، به ترتیب دارای بیشترین و کمترین وسعت رخنمون رخساره در منطقه مورد بررسی می باشند.
۲۴.

مقایسه پتانسیل توسعه فروچاله های کارستی در بخش هایی از زاگرس مرتفع و چین خورده، مطالعه موردی: پرآو-بیستون و کبیرکوه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فروچاله کارستی AHP اصلاح شده پرآو-بیستون کبیرکوه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۹۳
فروچاله های کارستی به عنوان یکی از مهم ترین لندفرم های کارستیک نقش بسیار مهمی در تغذیه ابخوان های کارستی دارند. عوامل متعددی در سرعت تشکیل و توسعه این اشکال انحلالی دخیل هستند. در این پژوهش به منظور شناسایی نقش عوامل مهم در توسعه فروچاله های کارستی، دو توده کارستی پرآو-بیستون (زاگرس مرتفع) و کبیرکوه (زاگرس چین خورده) مورد مقایسه قرار گرفته اند. به منظور تعیین وزن هر لایه مورد مطالعه در پتانسیل توسعه فروچاله های کارستی از روش AHP اصلاح شده استفاده شده است. نتایج بررسی پتانسیل توسعه فروچاله های کارستی نشان می دهد که 35/68 درصد از توده پرآو-بیستون و 33/53 درصد از توده کبیرکوه دارای پتانسیل متوسط به بالا از نظر توسعه یافتگی فروچاله-ها هستند. نتایج نشان می دهد که توده پرآو-بیستون و کبیرکوه از نظر عوامل بارش، ارتفاع، شیب، سنگ-شناسی و جهت شیب وضعیت تقریبا مشابهی دارند. بیشترین امتیاز برای لایه سنگ شناسی، طبقه حاوی آهک ضخیم لایه در هر دو توده می باشد. بررسی وضعیت لایه های دما، تراکم گسل و پوشش گیاهی بیانگر تفاوت بارز این لایه ها است به طوری که توده پرآو-بیستون از نظر دما وضعیت مناسب تری برای توسعه فروچاله کارستی دارد. ارتباط مکانی گسل ها و پهنه های توسعه فروچاله های کارستی در توده پرآو-بیستون، بسیاز زیاد ولی در توده کبیرکوه، بسیار ضعیف است. پوشش گیاهی در توده کبیرکوه نقش بیشتری در توسعه فروچاله های کارستی دارد. در مجموع می توان گفت که توده پرآو-بیستون به عنوان بخشی از زاگرس مرتفع، پتانسیل بالاتری در توسعه فروچاله های کارستی دارد که مربوط به تراکم بالای گسل و شکستگی آن نسبت به توده کبیرکوه است.
۲۵.

تأثیر کاهش سطح دریاچه ارومیه بر منابع آب زیرزمینی: پیامدهای محیطی و الزامات آمایشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آبخوان آمایش سرزمین آب زیرزمینی تراز آب دریاچه دریاچه ارومیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۹
این پژوهش به بررسی ارتباط بین تغییرات سطح آب های زیرزمینی و خشک شدن دریاچه ارومیه طی سال های 1380 تا 1394 پرداخته است. نتایج نشان می دهد تراز دریاچه ارومیه با شیب 0.25 متر در سال کاهش یافته و آبخوان های صوفیان  شبستر، کهریز، و میاندوآب بیشترین تغییرات (ضریب تغییرات 24-79%) را تجربه کرده اند. تحلیل داده های 721 چاه پیزومتری با روش های درون یابی وزنی معکوس (IDW) در GIS نشان داد جهت جریان آب در آبخوان های سلماس، تسوج، و صوفیان شبستر معکوس شده و به سمت دریاچه تغییر کرده است. ارزیابی آسیب پذیری با مدل MOVE نشان داد آبخوان میاندوآب با وزن 0.63 بیشترین و آبخوان های تبریز و ارومیه با وزن 0.45 کمترین آسیب پذیری را دارند. مهم ترین عوامل مؤثر شامل برداشت بی رویه از چاه های عمیق، تغییر کاربری اراضی به باغات، و وابستگی اقتصادی به کشاورزی بوده اند. درحالی که توسعه صنعتی و گردشگری نقش مثبتی در کاهش آسیب پذیری داشته اند. این مطالعه تأکید می کند مدیریت منابع آب در حوضه دریاچه ارومیه باید مبتنی بر ویژگی های هیدرولوژیکی و اجتماعی اقتصادی هر آبخوان باشد و کنترل برداشت از آبخوان های پرخطر مانند سلماس و صوفیان شبستر در اولویت قرار گیرد. نتایج این پژوهش می تواند به سیاست گذاری های احیای دریاچه ارومیه و مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی کمک شایانی کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان