عباس یزدانی

عباس یزدانی

مدرک تحصیلی: دانشیار فلسفه دین دانشگاه تهران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۲ مورد از کل ۶۲ مورد.
۶۱.

امکان سنجی سازگاری ایمان و تحقیق در چارچوب دیدگاه هوارد-اسنایدر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۴
این مقاله به بررسی ناسازگاری ظاهری میان «ایمان دینی» و «تحقیق» می پردازد. دلیل اصلی این ناسازگاری به تعارض میان «باور» و «تحقیق» بازمی گردد؛ زیرا تحقیق مستلزم پرسشگری و تعلیق قضاوت است و این با باور ناسازگار تلقی می شود. در حالی که، دیدگاه های رایج در معرفت شناسی دین که عمدتاً بر رویکردهای باورمحور استوارند، ایمان را مستلزم باور به گزاره های دینی می دانند. بر این اساس، ایمان و تحقیق در ظاهر ناسازگار به نظر می رسند. با این حال، نمونه های تاریخی از متفکران و فیلسوفان دیندار نشان می دهد که ایمان و تحقیق می توانند در عمل همزیستی داشته باشند. این پژوهش با روش تحلیل مفهومی و با اتکا بر دیدگاه غیرباورمحور دنیل هَوارد-اسنایدر استدلال می کند که تلقی ایمان به عنوان «فرض بدون باور» به مثابه نوعی نگرش شناختی شبه باور می تواند این ناسازگاری را برطرف سازد. نوآوری مقاله در ارائه چارچوبی است که با تفکیک ایمان از باور و تلفیق آن با «نگرش پرسشی» جین فریدمن و مفهوم «فرضیه» در تحلیل های مایکل پالمیرا، امکان مشارکت فعال دینداران در پژوهش را فراهم می سازد. یافته ها حاکی از آن است که این رویکرد نه تنها راه حلی نظری برای رفع تعارض ایمان و تحقیق ارائه می دهد، بلکه در حوزه های عملی مانند تعامل علم و دین و روش شناسی پژوهش های دینی نیز پیامدهای سازنده ای در پی دارد.
۶۲.

بررسی دو مدل ایمان در پرتو استدلال های عملی: باورمحور و غیرباور محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۳
در این مقاله، استدلال های عملی برای اثبات وجود خدا در دو تقریر متفاوت تحلیل می شوند: نخست، تقریر مبتنی بر رویکرد ایمان باورمحور (در دیدگاه پاسکال و جیمز) و، دوم، تقریر مبتنی بر رویکرد ایمان غیرباورمحور (در دیدگاه گلدینگ). هر دو رویکرد، در مواجهه با نابسندگی شواهد معرفتی، ایمان را نوعی مخاطره معقول می دانند. بااین حال، رویکرد باورمحور ایمان را مستلزم باور و متکی بر نوعی اراده گروی مستقیم می داند که با چالش های روان شناختی و معرفت شناختی مواجه است. درمقابل، مدل گلدینگ، به منزله مدلی عمل گرایانه در چهارچوب رویکرد غیرباورمحور به ایمان، تلاش می کند بدون فرض ضرورت باور برای ایمان، ایمان را در قالب فرض راهنمای عمل تبیین کند. این ویژگی به مدل غیرباورمحور امکان می دهد تا در مواجهه با شک عمیق فکری، بدون مواجه شدن در چالش های رویکرد باورمحور، امکانی معقول برای اتخاذ ایمان فراهم آورد. دو مدل مورد بررسی، هرچند هر دو بر عقلانیت عملی و مخاطره در وضعیت شک تأکید دارند، در الزام باور برای ایمان با هم اختلاف دارند. همچنین، مقاله نشان می دهد رویکرد غیرباورمحوری به ایمان در وضعیت تردید معرفتی می تواند بدیلی مناسب برای رویکرد سنتی باورمحور تلقی شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان