آینه معرفت

آینه معرفت

آینه معرفت سال 25 زمستان 1404 شماره 4 (پیاپی 85) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

تنزیه هستی شناسانه ذات مقدس حق در اندیشه عرفانی امام خمینی (قدس سره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۳
اصطلاح «ذات» و تعبیر به «مقام ذات غیب الغیوبی» لحاظِ ذات «من حیث هی» است و «تجلیات» یا «کثرات» اعتبارِ ذات با خصوصیات مواطن و مراتب. اهل معرفت «ذات من حیث هی» را افقی ناپیداکرانه معرفی می کنند که، به دلیل اطلاق (مَقسَمی) اسم، رسم و حُکمی نمی پذیرد. ازاین رو، آنچه عارفان در باب ذات ارائه کرده اند گونه ای «تنزیهی» دارد؛ چنان که امام خمینی معرفت بشر به ذات و آگاهی انسان از آن حقیقت مُطلقه را به علم به «اسماء و صفات» و شناخت آن ها محدود می داند. امام خمینی، برای تبیینِ لحاظ و اعتبارِ «ذات من حیث هی»، ویژگی ها یا مؤلفه هایی تنزیهی را در نظامی هستی شناسانه برمی شمرد. امام، در پایبندی به لوازم سخن خود، مقام غیب الغیوبی حق را حتی معبود عابدان هم نمی داند. افزون بر این، ایشان اعتراف به «ناشناختگی» و اذعان به «نارسایی و ناتوانی علم و آگاهی بشر از فهم و درک ذات» را اصل نخستین سلوک می خواند. این پژوهش، با بررسی و تحلیل این مؤلفه ها، نگاه هستی شناسانه ایشان را در این باب تبیین می کند.  
۲.

بررسی و نقد نظریه وجود ذهنی با تأکید بر حکمت متعالیه و انسجام معرفتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۳
معرفت شناسی در فلسفه غرب و اسلامی، به ویژه در دوران معاصر، اهمیت فراوانی یافته است. از چالش برانگیزترین مباحث تبیین و ارزیابی علوم حصولی است که در فلسفه اسلامی تحت عنوان نظریه «وجود ذهنی» بررسی می شود. این نظریه یکی از چهار نظریه مطرح و آخرین تبیین موجود آن است که در حکمت متعالیه شکل گرفته است. مسئله اصلی این پژوهش ارزیابی توانایی این تبیین در رفع چالش های قدیم مانند جمع مقولات متباین و پاسخ به پرسش های معرفت شناسی جدید است. با رویکردی انتقادی و براساس توجه هم زمان به مبناگروی و لزوم انسجام بافت معرفت، این نوشتار نظریه وجود ذهنی را با سه نظریه رقیب مقایسه می کند و بر آن است که این نظریه، هرچند پیشرفت بزرگی در حل مسئله است، از نظر مبانی و نیز انسجام با دیگر مباحث فلسفی نیازمند بسط و تکمیل است. پیشنهادهایی نیز برای بهبود این نظریه مبتنی بر حکمت متعالیه ارائه شده است. اهمیت بررسی این نظریه آن است که هم به مسائل معرفت شناسی معاصر مرتبط است و هم سرنوشت هستی شناسی معرفت در فلسفه اسلامی به تبیین صحیح آن وابسته است. روش تحقیق این مطالعه توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر گردآوری کتابخانه ای اطلاعات است.
۳.

بررسی معنای عرفانی «فطرت» براساس مأثورات دعایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۴
درک مفهوم «فطرت» از دیرباز در کانون اندیشه اسلامی قرار داشته است. بااین حال، نگاه متکلمانه به این مفهوم اغلب از ابعاد عرفانی آن غافل مانده است و، از همین رهگذر، ضرورت پژوهش حاضر واضح می شود. مسئله محوری این پژوهش اتکا به این پیش فرض در نظام عرفان اسلامی است که عالَم برپایه اسماء اللّه شکل گرفته است. لذا، براساس اسم «الفاطر» بر ضرورت بازخوانی مفهوم عرفانی فطرت در متون عرفانی - دعایی تأکید می کند. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و همراه با مطالعه اسنادی متون عرفانی و ادعیه است. یافته های تحقیق مؤید آن است که در منظومه فکری عارفان «فطرت» حقیقتی است که اوّلاً، به منزله خمیره و گوهر اولیه، هم در قلب «انسان کامل» نهفته است و هم مبنای نظم «عالم اکبر» قرار گرفته است. ثانیاً، این گوهر پیش از خلقت جسمانی و در «عالم ارواح» در قلب انسان ها به ودیعه نهاده شده و با تزکیه نفس امکان ظهور مجدد و خروج از حالت کمون را دارد. ثالثاً، این فطرت اصیل امکان خدشه دار شدن دارد. به این ترتیب که عارفان فطرتِ مخدوش شده در انسان و تأثیر آن در عالم را تحت عنوان «شر» تحلیل کرده و منشأ آن را مختار بودن انسان می دانند که این اختیار حاصل «داشتن علمِ توأم با ابزار (بدن)» است.
۴.

ماتریالیسم علمی در برابر رئالیسم معنوی: تحلیل انتقادی رویکرد اسپینوزا به وحی و معجزه از منظر حکمت متعالیه علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۹
تقابل میان جهان بینی علمی - مادی و نیاز انسان به معنای استعلایی یکی از چالش های اصلی دنیای معاصر است. باروخ اسپینوزا در مقام یکی از پیشگامان این بحث با ارائه یکی از اولین و پیچیده ترین صورت بندی های ماتریالیسم علمی کوشید تا دین را بر شالوده ای کاملاً طبیعت گرایانه بازسازی کند. این رویکرد به فروکاست «وحی» به محصول تخیل و «معجزه» به جهل بشر از علل طبیعی می انجامد. این مقاله با اتخاذ روش تحلیلی - انتقادی استدلال می کند که این پارادایم ماتریالیستی و فروکاست گرایانه از تبیین کامل ابعاد واقعیت عاجز است. برای اثبات این مدعا از مبانی «رئالیسم معنوی» علامه طباطبایی، جهان بینی ای که به واقعیت داشتن مراتب استعلایی هستی اذعان دارد، به مثابه چهارچوب نقد بهره برده می شود. تحلیل حاضر تضاد پارادایمی عمیقی را آشکار می سازد: هستی شناسی تک لایه و ضرورت گرای اسپینوزا در برابر جهان بینی ذومراتبی و هدفمند علامه، که وحی را شعوری استعلایی و معجزه را امری عقلانی و مبتنی بر خرق عادت تبیین می کند، قرار می گیرد. درنهایت، نتیجه حاصل آن است که چهارچوب علامه یک بدیل فلسفی استوار برای انسان مدرنی است که علم را می پذیرد، اما جهان بینی صرفاً مادی را از نظر وجودی و تبیینی ناقص می یابد و بدین ترتیب مداخله ای مستقیم در بحث داغ امروزی «علم در برابر دین» ارائه می کند.
۵.

بررسی دو مدل ایمان در پرتو استدلال های عملی: باورمحور و غیرباور محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۸
در این مقاله، استدلال های عملی برای اثبات وجود خدا در دو تقریر متفاوت تحلیل می شوند: نخست، تقریر مبتنی بر رویکرد ایمان باورمحور (در دیدگاه پاسکال و جیمز) و، دوم، تقریر مبتنی بر رویکرد ایمان غیرباورمحور (در دیدگاه گلدینگ). هر دو رویکرد، در مواجهه با نابسندگی شواهد معرفتی، ایمان را نوعی مخاطره معقول می دانند. بااین حال، رویکرد باورمحور ایمان را مستلزم باور و متکی بر نوعی اراده گروی مستقیم می داند که با چالش های روان شناختی و معرفت شناختی مواجه است. درمقابل، مدل گلدینگ، به منزله مدلی عمل گرایانه در چهارچوب رویکرد غیرباورمحور به ایمان، تلاش می کند بدون فرض ضرورت باور برای ایمان، ایمان را در قالب فرض راهنمای عمل تبیین کند. این ویژگی به مدل غیرباورمحور امکان می دهد تا در مواجهه با شک عمیق فکری، بدون مواجه شدن در چالش های رویکرد باورمحور، امکانی معقول برای اتخاذ ایمان فراهم آورد. دو مدل مورد بررسی، هرچند هر دو بر عقلانیت عملی و مخاطره در وضعیت شک تأکید دارند، در الزام باور برای ایمان با هم اختلاف دارند. همچنین، مقاله نشان می دهد رویکرد غیرباورمحوری به ایمان در وضعیت تردید معرفتی می تواند بدیلی مناسب برای رویکرد سنتی باورمحور تلقی شود.
۶.

وجودشناسی استجابت دعا در فلسفه صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۶۲
استجابت دعا از دیرباز در فلسفه و الهیات مطرح بوده است و پرسش اصلی آن چگونگی تحقق و امکان برآورده شدن دعا از منظر هستی شناسی است. ضرورت انجام این تحقیق ازآن روست که فلسفه صدرایی به منزله یکی از جریان های فلسفی عمیق و با رویکرد کاملاً وجودشناسانه می تواند با نگرشی بدیع و نظام یافته به فهم این پدیده معنوی و شرایط تحقق آن کمک کند. روش پژوهش استنتاجی و تحلیلی است و سیر تحقیق، به منظور تبیین رابطه میان هستی انسان، دعا و تحقق خواسته ها، بر تحلیل چهار مبنای اصلی فلسفه ملاصدرا، اصالت وجود، تشکیک وجود، حرکت جوهری و حرکت جوهری اشتدادی نفس متمرکز است. یافته ها نشان می دهد که دعا فرایندی وجودی و متشکک دارد که استجابت آن وابسته به شدت وجودی نفوس، خلوص نیت و سنخیت علت و معلول است. همچنین، حرکت جوهری نفس انسان زمینه ساز تغییرات وجودی و نزدیکی به ذات الهی و به تبع آن، استجابت دعاست. درنتیجه، می توان گفت دعا به مثابه فرایندی وجودی باید در چهارچوب نظام علّی و مراتب وجودی بررسی شود و استجابت دعا نه صرفاً به اراده الهی، بلکه به تناسب وجودی دعاکننده با خواسته وابسته است. لذا، بر ارتباط تنگاتنگ میان دعا و حرکت تکاملی انسان تأکید می شود.
۷.

از «فرقه» تا «معنویت»: بررسی سه تغییر پارادایمی در مطالعه دین داری خارج از «دیانت»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۲
در یک قرن گذشته، دین داری غیررسمی و خارج از نهاد دیانت دچار تحولی شتابان، پیچیده و چندلایه شده است. در واکنش به این پدیده، علوم اجتماعی و دین پژوهی طی دوره های گوناگون، از اصطلاحات متعددی برای طبقه بندی و تحلیل آن استفاده کرده اند، از «فرقه» و «نحله» تا «جنبش های نوپدید دینی»، «عصر جدید/ نیوایج» و «معنویت گرایی جدید». این تنوع اصطلاحات نه تنها بازتابی از دگرگونی های درون پدیده است، بلکه حاصل چرخش های نظری، تغییرات معرفتی و تحولات مفهومی در سنت های پژوهشی است. مطالعه حاضر، با بهره گیری از روش تاریخ مفاهیم (راینهارت کوزلک) و برپایه چهارچوب نظری نوری تیناز، در پی بازسازی سیر تحول مفاهیم و اصطلاحات به کاررفته در نام گذاری و مطالعه این پدیده از 1930 تا 2010 میلادی است. براساس یافته های این مطالعه، تحول اصطلاحات در این حوزه را می توان در قالب سه دوره اصلی و سه حلقه انتقالی صورت بندی کرد که هریک نشان دهنده چرخش در رویکردهای تحلیلی، رشته های مداخله گر و زمینه های اجتماعی است. این تقسیم بندی هم امکان شناخت دقیق تر پدیده را فراهم می آورد و هم نسبت آن با دانش تولیدشده در پیرامون را روشن می کند. درنهایت، پژوهش حاضر با تمرکز بر مناسبات بین زبان، گفتمان نظری و تحولات اجتماعی چهارچوبی میان رشته ای برای فهم تاریخیِ تحولات دین داری خارج از دیانت رسمی ارائه می کند.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۸۵