عبدالله معتمدی

عبدالله معتمدی

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه روان شناسی بالینی دانشگاه علامه طباطبائی
پست الکترونیکی: a_moatamedy@yahoo.com

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۳ مورد از کل ۶۳ مورد.
۶۱.

تحلیل آموزش، پذیرش و تغییر رفتار حجاب دختران در مراحل مختلف تحول (از کودکی تا جوانی)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: حجاب دختران آموزش رویکرد تحولی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۲
هدف اصلی مقاله حاضر، معرفی روش های تربیتی مبتنی بر دیدگاه روان شناختی در تربیت حجاب دختران است. رعایت حجاب برای زنان، آثار گسترده ای شامل احساس آرامش فردی، ارتقای حریم و حفظ جایگاه خود ارزشمندی، افزایش اعتماد به نفس، سلامت روابط اجتماعی، افزایش رضایتمندی زناشویی، افزایش اعتماد اعضای خانواده به یکدیگر، پیشگیری از آسیب های اجتماعی و غیره را به دنبال خواهد داشت. از طرف دیگر، حجاب نشانه ای از ایمان به اسلام است. در این مقاله تلاش شده است با بهره گیری از دانش روان شناسی و بر اساس رویکرد تحولی، چگونگی شکل گیری رفتار محجبانه در دختران توضیح داده شود. بر این اساس، سطح آمادگی های فرد مهم ترین مبنای نوع آموزش است. یافته ها نشان می دهد که اولاً آموزش، پذیرش و تغییر رفتار حجاب در دختران نیازمند اقدام در سال های اولیه است. ثانیاً ابتدایی ترین روش یادگیری حجاب روش یادگیری مشاهده ای و مبتنی بر وجود رفتار الگوی مؤثر در پیرامون کودک است. ثالثاً با تحول جسمی و شناختی کودک نباید از نقش عوامل بیرونی دیگر غافل شد. رابعاً بروز نگاه ها و رفتار انتقادی در دختران نباید با واکنش های غیر منطقی رو به رو شود و خامساً تکیه بر اینکه رعایت حجاب یک دستور الهی است، ضمن آنکه در مراحل سنی گوناگون قابل توصیه است، نیازمند تقویت بنیان های فکری دختران در حوزه مباحث خداشناسی است.
۶۲.

والدگری موفق نسل z از منظر متخصصان: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: والدگری موفق نسل z نوجوان والدین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۷
زمینه: با توجه به اینکه یکی از ابعاد والدگری در عصر حاضر، والدگری در مواجهه با نوجوانان نسل z است، توجه به زندگی دیجیتال نوجوانان و نقش مدیریتی و نظارتی والدین در عصر تکنولوژی و فناوری ارتباطی ضروری است که در مطالعات گذشته در زمینه الگوهای والدگری مغفول مانده است. هدف: هدف این مطالعه شناسایی و مفهوم پردازی مقوله های اصلی والدگری موفق برای نوجوانان نسل Z، بر اساس دیدگاه های متخصصان بوده است. روش: روش پژهش حاضر کیفی از نوع اکتشافی که با استفاده از تحلیل مضمون انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه متخصصان حوزه تعلیم و تربیت خانواده (روانشناسان و مشاوران خانواده) شهر تهران در سال 1403 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 18 نفر از متخصصان که به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته که توسط پژوهشگران تدوین شده بود، استفاده شد. یافته ها: داده ها از طریق تحلیل مضمون براون و کلارک مورد بررسی قرار گرفت. به طوری که بعد از کدگذاری، مضامین اصلی به دست آمد. این فرآیند به شناسایی هشت مضامین اصلی و ۵۳ طبقه مضامین فرعی منجر شد. نتایج نشان داد که والدگری موفق برای نسل Z شامل مضامین اصلی؛ داشتن نگرشی مثبت به نوجوانی، برقراری ارتباط مؤثر، هدایت سازنده و متعادل، استفاده راهبردی از فناوری، تقویت استقلال و مهارت آموزی، و اصلاح باورهای محدودکننده والدینی است. نتیجه گیری: والدگری مؤثر در عصر دیجیتال مستلزم آگاهی از تفاوت های نسلی، حمایت عاطفی، انعطاف پذیری، و توانایی ایجاد روابطی محترمانه و باز با نوجوانان است. کاربرد نظری پژوهش در توسعه مدل های بومی والدگری نسل z در بافت فرهنگی ایران و کاربرد عملی نتایج نیز در طراحی برنامه های آموزشی و مداخله ای برای والدین، مشاوران، مربیان و سیاست گذاران است.
۶۳.

تدوین برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی بر اساس فرهنگ ایرانی و تعیین اثربخشی آن بر کاهش افسردگی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی فرهنگ ایرانی افسردگی نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۶
زمینه و هدف: فرضیه زیربنایی درمان مبتنی بر دلبستگی این است که تعاملات اعضای خانواده می تواند در شرایط صدمات دلبستگی، عملکرد ترمیمی داشته باشد؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر تدوین برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی متناسب با فرهنگ ایرانی و تعیین اثربخشی آن بر کاهش افسردگی نوجوانان است. روش: روش پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کیفی: روش دلفی و کمّی: شبه تجربی) بود. در بخش کیفی جهت ساخت برنامه و تأیید مؤلفه های آن از نظرات 10 متخصص روان شناسی و مشاوره دانشگاه های علامه طباطبایی، گیلا،ن و مراکز مشاوره شهرستان رشت با راهبرد تحلیل مضمون استفاده شد. جهت تأیید مؤلفه ها از نسبت روایی محتوا و شاخص روایی محتوا استفاده شد. در بخش کمّی، برنامه ساخته شده روی 48 نوجوان با اختلال افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر رشت بر اساس برنامه غربالگری انتخاب و به صورت تصادفی اجرا شد. بدین ترتیب این نوجوانان در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه شامل 24 نفر) جایدهی شدند و برنامه مداخله ای ساخته شده روی گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد، ولی گروه گواه هیچ مداخله ای در طی مراحل پژوهش دریافت نکرد ولی به آنها اطمینان داده شد که در پایان اجرای مطالعه، خلاصه ای از برنامه مداخله ای را دریافت کنند. برای اندازه گیری میزان افسردگی نوجوانان از آخرین نسخه اعتباریابی شده در ایران پرسشنامه افسردگی، اضطراب، تنیدگی (لویبند و لویبند، 1995) استفاده شد. برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش های شاخص روایی محتوا و نسبت روایی محتوا و در بخش کمی از تحلیل کوواریانس تک متغیری استفاده شد. یافته ها: بر اساس محتوای برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی و دیدگاه ها و تجربه های خبرگان در نشست اولیه، محورها، و بخش های سازنده برنامه بومی مورد تأیید قرار گرفت و در مراحل دلفی و محاسبه نسبت و شاخص روایی محتوا ، 15 مؤلفه و 98 شاخص برای برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی به دست آمد. همچنین نتایج نشان داد مداخله در کاهش معنادار افسردگی گروه آزمایش مؤثر بوده است (05/0>P). نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان نتیجه گرفت که برنامه مداخله ای تدوین شده با تأکید بر نظریه دلبستگی و بهبود رابطه بین نوجوانان و والدین شان، باعث کاهش افسردگی در نوجوانان شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان