عدالت در اندیشه افلاطون و امام علی(ع): از نظم عقلانی تا قسط الهی
حوزههای تخصصی:
عدالت مفهومی بنیادین در سنت های فلسفی و دینی است و در میان فیلسوفان یونانی و متفکران اسلامی جایگاه ویژه ای داشته است. افلاطون عدالت را در قالب نظم عقلانی نفس و جامعه تبیین می کند، در حالی که امام علی(ع) آن را رکن دیانت و قوام جامعه می داند. پرسش اصلی این پژوهش آن است که عدالت در اندیشه این دو متفکر چگونه تعریف و مبناگذاری شده و چه شباهت ها و تفاوت هایی در کارکرد آن وجود دارد. اگرچه مبانی هستی شناختی و معرفتی این دو دیدگاه متفاوت است، اما هر دو بر نظم طبیعی، جایگاه شایسته افراد و ساختار جامعه تأکید دارند و عدالت را شرط ضروری قوام جامعه می دانند. این مقاله با رویکردی تطبیقی، به بررسی وجوه اشتراک و افتراق عدالت در اندیشه این دو متفکر می پردازد. از منظر افلاطون، عدالت هماهنگی قوای سه گانه نفس (خرد، شهوت و اراده) و کارکردهای طبقات جامعه است. امام علی(ع)، در مقابل، عدالت را نه تنها فضیلتی فردی، بلکه غایتی الهی می داند که باید در ساحت سیاست، اقتصاد و اجتماع محقق شود. مقاله حاضر با تحلیل متون اصلی چون « جمهوری » افلاطون و « نهج البلاغه » امام علی(ع)، ابعاد مفهومی، معرفتی و کارکردی عدالت را بررسی کرده و نشان می دهد که عدالت در اندیشه امام علی(ع)، ریشه در وحی دارد و غایت آن قرب الهی است، در حالی که در فلسفه افلاطونی، غایت عدالت، رسیدن به نفسِ متعادل است و غایت آن حصول تعادل در اجتماع و تشکیل آرمان شهر زمینی است.