تیمور مالمیر

تیمور مالمیر

مدرک تحصیلی: استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان، کردستان، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۷۹ مورد.
۲۱.

ساختار رمانس های منثور فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۵ تعداد دانلود : ۵۳۷
در میان متون ادب فارسی، هفت رمانس منثور وجود دارد که مربوط به دوره های مختلف تاریخی است. اختلاف زمانی در روایت هر رمانس، حجم زیاد و نیز گستردگی جغرافیایی این متون، روساخت آن ها را متنوع ساخته است؛ این تنوع و تفاوت در شیوه روایت رمانس ها، ارتباط تنگاتنگی با تحوّلات فکری و فرهنگی در جامعه ایران داشته، با این حال، الگویی ثابت در ساختار اسطوره ای رمانس ها حفظ شده است. در این مقاله براساس الگوی ساختارگرایی لوی استروس، کمینه های روایی رمانس های منثور فارسی را استخراج و ساختار آن ها را بررسی کرده ایم. یافته های پژوهش نشان می دهدکه ساختار اصلی این متون مبتنی بر آیین پاگشایی یا آشناسازی قهرمانی است. قهرمان با انگیزه ای که عموماً جست وجوی معشوق است، از خانه دور می شود و سفری طولانی با تحمل انواع سختی ها در پیش می گیرد؛ آزمون هایی دشوار از سر می گذراند و درنهایت با پیروزی بر دشمنان و به دست آوردن خواسته به خانه برمی گردد. با بررسی تطبیقی داستان ها می توان ژرف ساخت مشترک آن ها را که میل به جاودانگی و کمال است، بازیابی کرد.
۲۲.

نقد درس نامه های رستم و اسفندیار در شرح تعابیر و ابیات(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲۹ تعداد دانلود : ۱۶۰۵
از مجموع چهار واحد شاهنامه در دانشکده های ادبیات، دو واحد به داستان رستم و اسفندیار اختصاص دارد. برای این درس، کتاب های متعدد منتشر شده است. غیر از کتاب هایی که به منظور تدریس برای دانشجویان تألیف شده، در آثار پژوهشی دیگر نظیر تصحیح و توضیح متن داستان و مقالات علمی نیز به شرح و توضیح واژگان، تعابیر و معنای ابیات دشوار و بحث انگیز متن پرداخته اند. مجموع این آثار به اعتلای آموزش و تحقیق در این داستان کمک کرده است اما در برخی موارد، در شرح و توضیحاتی که ضرورتاً می بایست دقت بیشتری می شد و با نگاهی انتقادی به سخنان محققان پیشین توجه می کردند، چنین ضرورتی را احساس نکرده اند. در این مقاله، به نقد و تحلیل واژگان و تعابیری نظیر پهلوی، راه آسان، پافشاری رستم بر سمت راست نشستن، خاک بر لب زدن یا خاک خوردن، توجه به ارتباط میان عناصر داستان نظیر سربریدن شتری که بر سر دوراهی زابل و گنبدان دژ خوابیده بود با تیر گزی که در آب رز (شراب) پرورده شده و زخم پذیری چشم اسفندیار پرداخته ایم. در یک مورد «بر آزار» را به «دبیدار» تصحیح قیاسی کرده ایم. با ذکر نمونه هایی از عدم دقّت قرائت ها و تفسیرها و عدم توجّه به معنای ثانوی جملات در درس نامه ها به ضرورت اصلاح کتاب ها اشاره کرده ایم.
۲۳.

بررسی ساختاری رمانس فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱۳ تعداد دانلود : ۹۰۶
در میان متون ادب فارسی، ده منظومه به نام های <em>ویس و رامین</em>، اثر فخرالدین اسعد گرگانی، <em>خسرو و شیرین، هفت پیکر، شرف نامه و اقبال نامه</em> نظامی گنجه ای، <em>گل و نوروز</em> و <em>همای و همایون</em> خواجوی کرمانی، <em>جمشید و خورشید</em> سلمان ساوجی، <em>بهرام و گل اندام</em> از امین الدین صافی و <em>همای نامه</em> وجود دارد که دارای ویژگی های نوع ادبی رمانس اند. اختلاف زمانی در روایت رمانس های منظوم و گستردگی جغرافیایی این منظومه ها، روساخت آنها را متنوع ساخته است. این تنوع و تفاوت در شیوه روایت رمانس ها، چند ساختار را در آنها ایجاد کرده است؛ اما ساختار اصلی آنها مبتنی بر آیین آشناسازی یا پاگشایی قهرمانی است؛ پاگشایی و آیین های تشرف، بر مجموعه ای از مراسم و مناسک و آموزش های شفاهی دلالت دارد که هدفشان ایجاد تغییر و تحولی بنیادین و تعیین کننده در وضعیت دینی و اجتماعی آن فردی است که مشرف یا پاگشا می شود. در این مقاله، بر اساس الگوی ساختارگرایی لوی استروس، کمینه های روایی رمانس های منظوم فارسی را استخراج و ساختار آنها را بررسی کرده ایم. یافته های این پژوهش نشان می دهد استفاده از ساختار پاگشایی در روایت رمانس های منظوم فارسی، به دلیل اهمیت ازدواج برون خانواده ای در ژرف ساخت این داستان هاست که بر پایه تقابل سفر قهرمان به سرزمین بیگانه و بازگشت او به زادگاه خویش، تقابل خواسته قهرمان و دست یابی به خواسته، تقابل نبرد قهرمان و پیروزی او و در نهایت، تقابل سرزمین پدری و سرزمین معشوق شکل گرفته است.
۲۴.

تحلیل تناسب شگردهای روایتگری با درونمایه در رمان چراغ ها را من خاموش می کنم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۱ تعداد دانلود : ۷۱۶
چراغ ها را من خاموش می کنم ، نخستین رمان زویا پیرزاد است که در فضای داستانی اقلیت دینی ارمنی می گذرد. در این مقاله، روش، طرح و شیوه های روایتگری نویسنده بررسی شده و در آن سعی شده است پیوند درونمایه با نحوة روایتگری و شگردهای مختلف نویسنده بررسی و تبیین شود. ژرف ساخت رمان به نوعی حاوی این نکته است که زمان می گذرد و ما تماشاگر گذر وقت هستیم. عنوان، شیوة فصل بندی کتاب و انتخاب راوی با این ژرف ساخت تناسب دارد. نویسنده برای بیان وضعیت زنان، از راوی اول شخصِ زن استفاده کرده است تا بتواند میان روند شکل گیری شخصیّت راوی با درونمایه داستان ارتباطی ایجاد کند. راوی، محور اصلی داستان است و چراغ ها را خاموش می کند اما با باقی شخصیت ها تفاوتی ندارد؛ فقط بار بیشتری بر دوش دارد و از ناچاری انتخاب شده است. کنش های راوی، همه در حوزة خانه و خانه داری است؛ توصیف های وی نیز بیشتر حالت محور هستند. مجموع این شیوه ها و شگردها برای تبیین وضعیت زنان در جامعه، رمان را اثری صادقانه و خواندنی ساخته است.
۲۵.

کارکرد ردیف در فرم و ساختار غزلیات حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶۷ تعداد دانلود : ۱۱۵۵
گزینش هر واژه یا تعبیر شاعر نه تنها در بیت، بلکه در طول شعر نیز مؤثر است. اگر به انتخاب واژه یا تعبیری توجه کنیم که به عنوان «ردیف» در پایان هر بیت تکرار می شود به اهمیّت انتخاب شاعر و لزوم تناسب همه جانبة ردیف با کلیّت شعر بیشتر پی می بریم. با توجه به اهمیت گزینش ردیف، بر اساس نظریه های فرمالیسم و ساختگرایی به بررسی نقش و کارکرد ردیف در غزلیات حافظ پرداخته ایم. بر این مبنی، کارکرد، ارزش و نقش ردیف های حافظ را فراتر از بیت، در فرم و ساختار غزل بررسی کرده ایم. نتیجة این بررسی نشان می دهد حافظ، ردیف را عمدتاً متناسب با مضمون، عناصر، بافت و ساختمان کلی غزل انتخاب کرده است. گاهی ردیف همچون ابزاری در دست اوست تا بتواند در موقعیت های دشوار، برای بیان مطلبی از آن استفاده کند که امکان بیان آن با سخن عادی وجود ندارد. گاهی مبنای گزینش ردیف متناسب با ساختار غزل، برای ایجاد طنز است. گاهی معنای ردیف در تقابل با فحوای بخش ها و کلماتی دیگر در بافت شعر قرار می گیرد و باعث خلق امکانات معنایی تازه ای می شود. شناخت مخاطب مستقیم غزل با دقت در نوع کاربرد ردیف می تواند کلید فهم درست تر برخی غزل ها را به دست دهد.
۲۶.

تحلیل ساختار روایی رمان بعد از پایان نوشتة فریبا وفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸۰ تعداد دانلود : ۱۲۳۰
این مقاله به واکاوی ساختار روایی و شیوه خاص روایتگری در رمان بعد از پایانفریبا وفی پرداخته است. وی از داستان نویسان پرکار عصر ماست که از اولین رمان وی پرندة منتا کنون دغدغه او کاستن از گرفتاری های زنان در اجتماع بوده است. رمان بعد از پایان، آخرین رمان اوست که همچنان به مسائل زنان می پردازد، اما برای تأثیر بیشتر داستان در جامعه و متناسب با اوضاع زمان، علاوه بر انتخاب موضوع از روش، طرح، نشانه و نحوة روایتگری خاصی استفاده کرده است. در این مقاله، بر اساس روایت شناسی تودوروف به تحلیل پیوند درونمایه، طرح و نحوة روایتگری این رمان پرداخته ایم. کنش و واکنش شخصیّت ها تلاش برای بازیابی و از نو ساختن هویّت زنان است. طرح داستان مبتنی بر تناظر است که به مشکلات اجتماعی و خانوادگی زنان می پردازد. ژرف ساخت داستان نیز این است که تناظر، مبنا و لازمة تداوم زندگی است. مشخصة اصلی سبک نویسنده پیوند خاصِ زمان و روایت است. به همین سبب، گزاره های بسیاری از رمان به تکرار و مرور گذشته ها و خاطره های راوی تعلق دارد. نام و درونمایة رمان مبتنی بر این آرزو است که زندگی واقعی بر مداری از عشق استوار شود؛ عشقی که در دورة جدید و متناسب با وضعیت زندگی عصر حاضر باشد. وضعیت زنان در زمان حال بهتر از وضعیت آنها در عهد قدیم است. با وصف این وضعیت، فرهنگ زنانه لازمة بهبود روابط انسانی معرفی شده است.
۲۷.

تحلیل ساختار همبستة داستان های سیاوش، کیخسرو و فرود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲۰ تعداد دانلود : ۱۳۱۲
دربارة داستان سیاوش، بیش از داستان های دیگر شاهنامهبحث شده است؛ اما همچنان بحث و جدل دربارة ساختار و ژرف ساخت آن ادامه دارد، به ویژه آنکه باید به ژرف ساختی از داستان دست یافت که بتواند ساختارهای متعدّد را تبیین کند. در این مقاله کوشش شده است ساختار کلان داستان سیاوش در ژرف ساخت های گوناگون تبیین شود تا از طریق آن، جایگاه و نسبت شخصیت های سیاوش، کیخسرو و فرود در طرح بزرگ داستان تحلیل شود. نتایج تحقیق، نقش تعیین کنندة چهار ژرف ساخت را در تکوین و روایت داستان سیاوش نشان می دهد. از میان آنها ژرف ساخت مبتنی بر اسطورة نمونة نخستین انسان از بنیادی ترین ژرف ساخت ها در ساختار کلان داستان سیاوش است که در تکوین ژرف ساخت های دیگر نیز نقش اساسی دارد. هر یک از این ژرف ساخت ها با ساختارهای متعدّد، جایگاه تأثیرگذاری در شکل گیری ساختار کلان داستان داشته اند. همة ساختارهای منشعب از این ژرف ساخت ها به گونه ای در هم تنیده شده اند که به پیچیدگی ساختار داستان سیاوش انجامیده است.
۲۸.

کارکرد بازآفرینی قصه ی آفرینش در غزلیات حافظ

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۸ تعداد دانلود : ۷۷۹
قصة آفرینش و تلمیح به آن یا ذکر لفظ آدم یا الفاظ مشابهی مانند پدر و ابوالبشر و عناصر و شخصیت های همراه نخستین انسان، مثل حوا، شیطان یا ابلیس، بهشت، میوة ممنوعه و روضة رضوان، در آثار مختلف فرهنگ اسلامی فراوان است؛ چنانکه حافظ در بیت:
۲۹.

تحلیل ژرف ساخت رمان ملکان عذاب و تبیین پیوند آن با شگرد نویسنده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹۷ تعداد دانلود : ۷۷۴
رمان ملکان عذاب آخرین رمان چاپ شده ابوتراب خسروی است. اهمیتی که خسروی برای کلمه و کتابت قائل است و سبک پسامدرنی که به کمک کلمه ایجاد می کند در این داستان نیز همچنان تداوم یافته است؛ اما تلاش نویسنده برای ایجاد فضا و شگرد تازه، سبب پیچیدگی داستان شده است. برای دریافت اسباب این پیچیدگی و فهم و تحلیل متن، با استفاده از عناصر غیرروایی، دلالت ضمنی نشانه ها و تقابل دوگانه ای که در کنش دلالت وجود دارد، به تحلیل ژرف ساخت داستان و تبیین پیوند آن با شگرد نویسنده پرداخته ایم. ژرف ساخت اصلی داستان مبارزه با زمان است. شیوه روایت داستان به صورت چندمحور با ژرف ساخت آن تطابق دارد. نویسنده، با توجه به اهمیت و پیوندی که میان کلمه و آفرینش وجود دارد، به ایجاد پیوندی میان نوشتن و آفرینش و اهمیت کتابت در خلق و ایجاد روی آورده است و به ترسیم ساختار مدور شخصیت های داستان پرداخته است. تجسدیافتن شخصیت های داستان به صورت کلمه و عناصر کتابت، موجب حیات یافتن راوی درقالب شمایل های جدید یعنی همین شخصیت هایی می شود که درقالب کلمه متجلی شده اند. شیوه جدید نویسنده برای مبارزه با زمان، شیوه ""استحاله در متن"" است؛ شخصیت های داستان درقالب شمایل های راوی در متن حلول می یابند و در قرائت متن به حیات خود تداوم می بخشند. عناصر نمادین داستان نیز با ساختار مدور شخصیت ها پیوند دارند و درجهت گسترش ژرف ساخت داستان، در چارچوب استحاله در متن، صورت بندی شده اند.
۳۱.

بررسی ساختاری- اسطوره ای همای و همایون خواجوی کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد اسطوره ای
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد ساختارگرا
تعداد بازدید : ۲۹۳۶ تعداد دانلود : ۲۸۵۶
همای و همایون منظومه ای غنایی از خواجوی کرمانی در قرن هشتم هجری است. این منظومه از تعدادی داستانِ تودرتوی کوتاه فراهم آمده است. قهرمان داستان، همای، شاهزاده شام است که در سفر برای رسیدن به معشوق خود، همایون، شاهزاده چین، با مسائل و حوادث زیادی روبرو می شود. در این مقاله، شخصیّت ها، کارکردها، ساختار و ژرف ساخت های اساطیری داستان را بررسی کرده ایم. براساس ریخت شناسی پراپ، این منظومه از شش شخصیّت اصلی و یازده کارکرد تشکیل شده است. این منظومه از برخی جهات دارای الگوی اسطوره ای است، ریشه این الگوها را در اسطوره های ایرانی و سایر ملل جستجو کرده ایم. با توجه به موفقیّت قهرمان، ساختار اصلی داستان مبتنی بر آشناسازی یا پاگشایی قهرمانی است.
۳۲.

نقش اسطوره ای گناه نخستین در متون ادبی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۹ تعداد دانلود : ۷۰۰
در متون ادبی گذشته برخی شخصیّت های بزرگ مرتکب گناهی می شوند که سبب تنزل مقام یا مرگ آن ها می شود، امّا همچنان اهمیّت گذشته خود را حفظ می کنند. جمع این ناسازها مبتنی بر اندیشه ای کهن درباره آفرینش است. آفریننده، نخست یک انسان (پیش نمونه) خلق کرده است. این انسان به دست نیروی شر (اهریمن) باید کشته شود تا باقی انسان ها از تجزیه او به وجود آیند. در روزگار ثبت و نگارش این اندیشه، برخی جابه جایی های اساطیری صورت گرفته است؛ مرگ انسان گاه به صورت اخراج از بهشت یا تنزّل مقام تغییر کرده است همچنین ضرورت اتّفاق این حادثه به صورت ارتکاب گناه بیان شده است. این گناه، برای خلق انسان ناخواسته، امّا ضروری است و در تفسیر متون دینی نیز به تفصیل بازتاب یافته است و معصیّتی خوانده شده که مستوجب جزاست. این تلقّی، برخی تناقض ها و اختلاف نظرها را پدید آورده است، و این مقاله در پی آن است که با تکیه بر ژرف ساخت اسطوره آفرینش تناقض ها را به وحدت نزدیک سازد.
۳۳.

تبیین و تحلیل مناسبات بینامتنی کنوز الودیعه من رموز الذّریعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات تعلیمی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی بینامتنیت
تعداد بازدید : ۹۵۶ تعداد دانلود : ۸۶۷
کتاب کنوز الودیعة من رموز الذّریعة با هدف ترجمة کتاب الذّریعة إلی مکارم الشّریعة نوشته شده است و نمونة درخشانی از ترجمة پویا در متون کهن ادب فارسی است؛ گونه ها و گفتمان های مختلف فرهنگی و ادبی رایج در تاریخ ایران تا قرن هشتم در آن گرد آمده است.در این مقاله، با استفاده از روش ترامتنیّت ژنت، به تبیین نقش این گونه ها و گفتمان ها در تعیین جایگاه کتاب کنوز الودیعةدر متون ادب تعلیمی پرداخته شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد؛ کنوز الودیعةبر اساس نظام ها، رمزگان و سنّت های ایجادشده توسّط آثار ادبی پیشین بنا شده است و آیات، احادیث، روایات، حکایات و اشعار فارسی و عربی در آن، حضوری پررنگ دارند و شرح و بسط عبارات کتاب الذّریعةو بهره جستن از متون اخلاقیِ فلسفی، دینی، ایرانشهری، عرفانی و تاریخی ایرانی و اسلامی، این کتاب را به مخزن گنج هایی چون الأدب الکبیر ابن مقفّع، جاودان خرد ابن مسکویه، الذّریعة راغب اصفهانی و صدها متن اسلامی و ایرانی دیگر بدل ساخته است.
۳۴.

اهمیت «خوانش» در تکوین روایت های حماسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات حماسی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی روایت شناسی
تعداد بازدید : ۹۹۴ تعداد دانلود : ۷۸۹
یکی از مسائل دشوار دربارة حماسه های طبیعی نظیر شاهنامه، شناخت مبدأ و چگونگی تدوین و تصنیف این نوع آثار است. حماسه های طبیعی در فرآیند غیاب نویسنده یا نویسندگان اولیة حماسه و در جریان بازپیکربندی های متعدّد تکوین یافته اند. در این روایت ها، متن حماسه به عنوان عرصة غیاب همیشگیِ مؤلف، عرصة سیّال جابه جایی ها، تداخل ها و انتقال های بینامتنی میان روایت های متکثّر است. مصنف در این نوع حماسه، در اصل نقشی همسان با خواننده دارد و همچون «خوانندة تاریخی»، با متون روایی یا روایت های شفاهیِ از پیش پرداخته مواجه است، و بر اساس این روایت ها به روایت پردازیِ مجدد حماسه پرداخته است. همسانی نقش ها و کارکردهای مصنف حماسه و خوانندة تاریخی باعث می شود که فرآیند روایت پردازی حماسة طبیعی را به مثابه نوعی «خوانش» تلقی کنیم. در این مقاله، ساز و کارها و فرآیندهای رواییِ مؤثر در تکوین روایت های حماسی را در چارچوب اصل «توانش روایی» بررسی و تحلیل کرده ایم. تحلیل ما مبتنی بر دو فرض اصلی است: ۱) نویسندة تاریخی در جریان تکوین روایت حماسه های موسوم به طبیعی غایب است. ۲) خوانش در بازپیکربندیِ روایت حماسه های طبیعی نقش بنیادین دارد. نتایج تحقیق نشان می دهد اصل تقابل های دوگانه، خلاصه سازی و بازپیکربندی، نسبت متضاد داستان و گفتمان، و همچنین تحوّل و تعرّف، نقش مؤثری در تکوین روایت های حماسی دارند.
۳۵.

کارکرد سیاسی اسطورة آفرینش نمونة نخستین انسان در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸۴ تعداد دانلود : ۹۳۲
شاهنامه طرحی انداموار و یکپارچه دارد و اگر هم دارای دو بخش اسطوره ای و تاریخی است، این دو بخش به هم پیوسته هستند: بخش اسطوره ای به آفرینش و بخش تاریخی به تداوم آن توجه دارد. یکی از انگیزه های بنیادی در تدوین شاهنامه، احیای هویّت ایرانی بوده است. همین مسألة احیای هویّت موجب شده شاهنامه جایگاه حماسة ملی بیابد و از همان آغاز محتوایی پیدا کند که با تکیه بر مسائل فرهنگی، رسالتی سیاسی را دنبال می کند. مبنای فرهنگی شاهنامه عبارت است از نبرد اهورامزدا و اهریمن؛ چنین مبنایی هم توجیه چگونگی آفرینش و هم تداوم بخش زندگی جمعی است و هرگونه بازاندیشی در پیوند آفرینش با تداوم حیات به پدیدار شدن الگویی سیاسی می انجامد؛ نمونه های نخستین انسان به شاهان آغازین و الگوهای پادشاهی بدل می شوند و نبرد از اهورا و اهریمن به نمایندگان آن ها منتقل می شود و خویشکاری انسان را تجلی می بخشد. در بخش اسطوره ای، ایرانیان شکلی ابتدائی از حکومت را طرح کرده اند و آن را در گزینه های متعددی گنجانده اند تا به الگوی مناسبی برای حکومت دست یابند. وقتی به الگوی مناسب دست یافته اند آن را آرمان خود کرده اند؛ پس از آن در بخش تاریخی، برایش در پی جایگزینی واقعی برآمده اند.
۳۶.

تحلیل تأثیر گفتمان حاکمیت در ترجمة الذریعه إلی مکارم الشریعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۵ تعداد دانلود : ۸۰۶
کنوز الودیعه من رموز الذریعه ترجمه ای کهن از کتاب الذریعه إلی مکارم الشریعه، اثر راغب اصفهانی است. این کتاب به فرمان شاه شجاع مظفّری ترجمه شده است و مترجم با افزودن مقدّمه و مؤخّره ای مزیّن به آیات و احادیث و اقوال حکمای مشهور عرب و عجم، ساختار و محتوای الذریعه را با آثاری از قبیل جاودان خرد تلفیق نموده و کتابی با پیکره و محتوایی تازه پدید آورده است. بررسی گفتمانی این ترجمه می تواند بیانگر انگیزة مترجم برای اطاعت از فرمان شاه شجاع و مبنای طلب ترجمة متن الذریعه باشد. برای دریافت این انگیزه و طلب، مقدمة مترجم را با مؤلّفه های تحلیل گفتمان لاکلائو و موفه بررسی کرده ایم. نتیجة بررسی ما نشان می دهد کنوز الودیعه با توجّه به اوضاع و زمینه های فرهنگی و اجتماعی حکومت شاه شجاع مظفرّی، به غیریت سازی آیین حکمرانی پادشاهان عجم، مغولان و امیر مبارزالدین محمد پرداخته است و با «مفصل بندی هژمونیک» گفتمان خلیفه-پادشاه، تضادهای موجود میان واقعیّت و تصویر اسطوره ای را در فضای استعاری گفتمان پنهان می سازد تا گفتمان رایج در حکومت شاه شجاع را الگوی آرمانی هواداران اخلاق اسلامی و ایرانی گرداند.
۳۷.

نشانه شناسی عناصر اسطوره ای در روایتهای عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای اسطوره شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی میان رشته ای ها نشانه شناسی
تعداد بازدید : ۳۷۶۱ تعداد دانلود : ۲۲۶۵
اسطوره و کهن الگوها بیانگر آمال و اندیشه های جهان شمول انسانی اند. از سویی اسطوره نشانگر تأمل، تجربه دینی و رویارویی آدمی با امر قدسی اند. اگرچه اندیشه و زیست انسان دچار تغییرات و دگرگونی های گونا گون است؛ اما از نفوذ اسطوره و کهن الگوها رهایی ندارد. بر این مبنا، روایت های عرفانی یکی از اساسی ترین محمل ها برای بروز کهن الگو و اسطوره هاست. نگارنده با توجه به اهمیت نمادپردازیِ روایت های عرفانی و لزوم تفسیر آن ها برای درک متن و حصول کارکردهای روایی آن، به بررسی عناصر اسطوره ای در سه اثر اصیل و تأثیرگذار کشف المحجوب، رساله قشیریه و تذکرة الاولیا پرداخته است. از آن جا که روایت های عرفانی از تمام اجزاء فرهنگی اندیشه بشری به خصوص کهن الگوها سود می برند، عناصر اسطوره ای نظیر باغ و درخت، کوه و غار، حیوانات، رنگ ها، دور و مرکز، نام ها و اعداد در سه اثر مذکور دسته بندی و بررسی و لایه های پنهان دلالت های این عناصر با توجه به بافت و معنای متون یادشده مشخص شده است. این بررسی نشان می دهد روایت های عرفانی همچون دیگر حوزه های تأملات بشری برای رسیدن به کارکرد و اهداف خود از اسطوره و کهن الگو به عنوان یکی از عناصر مسلط روایی خود بهره می برند. بر اساس این ویژگی، بسیاری از روایت های عرفانی یا از ادب و روایات عامیانه استفاده می کنند یا در ساختار خود به ادب و فرهنگ عامه نزدیک می شوند. در روایت های عرفانی کهن الگو و اسطوره ها به بیان و توضیح تجربه های دینی در قالب نمادین و پوشیده می پردازند. هرچند عناصر اسطوره ای عمدتا با جهان فوق طبیعی پیوند دارند، در روایت های عرفانی رنگ و بویی متمایزتر می گیرند و به بیان اندیشه هایی چون مراحل سه گانه تولد، مرگ، بازتولد و شرح و تبیین مواجهه آدمی با امر قدسی می پردازند.
۳۸.

بررسی نشانه های زمانی و مکانی در کشف المحجوب، رسالة قشیریّه و تذکرةالأولیاء(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴۴ تعداد دانلود : ۹۵۸
با توجّه به اهمیّت رمزپردازی روایت های عرفانی و لزوم تفسیر آنها در درک متن و حصول کارکردهای روایی آن، نشانه های روایت های مربوط به زمان و مکان را در سه اثر اصیل و تأثیرگذار کشف المحجوب، رسالة قشیریّه و تذکرةالأولیاء بررسی کرده ایم. حاصل این پژوهش نشان می دهد که بسیاری از نشانه ها چندلایه هستند و کارکرد ارجاعی دارند. نشانه های زمانی عمدتاً محملی برای بنیان نهادن «زمان دیگر» است تا عارف با شکستن زمان یا تفوّق بر آن بتواند به تجربة عرفانی دست یابد و امر قدسی برای او متجلّی شود. مکان ها و متعلّقات آنها نیز نشانه هایی هستند که در روساختی متفاوت، امّا با رمزگانی یگانه بار معنایی مشترکی را با خود حمل می کنند؛ روساخت های متعدّدی که در افق های فرهنگی مختلف، ابزاری برای انتقال و انعکاس احساس و نیز تجربة امر قدسی و تجربة دینی هستند.
۳۹.

مقایسه تحلیلی متن نمایشنامه های برگرفته از داستان سیاوش با روایت فردوسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۱ تعداد دانلود : ۵۰۱
شاهنامه به عنوان شاهکار بزرگ ادبی و سند هویّت ملّی به محض انتشار، به رغم موانع و مشکلات، در زندگی مردم راه یافته است. پس از آن، مردم در هر دوره ای متناسب با امکانات و شیوه های زندگی، شکل و قالب خاص برای تداوم شاهنامه برگزیده اند از جمله نقالی و شاهنامه خوانی. این شکل مشهور و کهن با همه ارزشمندی اش، در عصر ما آهسته آهسته جایش را به قالب های دراماتی نوین بخشیده است. بیان هنری و جنبه های دراماتیک شاهنامه نیز به هنرمندان این امکان را داده است که داستان های آن را به گونه های دیگر هنری از جمله نمایشنامه تبدیل کنند. به منظور تبیین ارزش و جایگاه جنبه نمایشی شاهنامه، پنج نمایشنامه مقتبس از داستان سیاوش را برگزیده ایم. برای شناخت، تفکیک و روشنگری در تعیین نقاط ضعف و قوتِ نمایشنامه ها از تقسیم بندی واگنر در شناسایی انواع اقتباس استفاده کرده ایم. این بررسی نشان می دهد نویسندگان نمایشنامه، بیشتر به اقتباس تفسیری متمایل هستند و روی آوردن به اقتباس های قیاسی و جابه جایی، بیشتر مبتنی بر نوگرایی است تا توجه به مخاطبان عمومی.
۴۰.

اهمیت گویش ها و لهجه های محلی در تبیین و تصحیح متون عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲۸ تعداد دانلود : ۹۳۹
در متون عرفانی همچون دیگر متون، گاهی به عبارت یا کلمه ای بر می خوریم که با مراجعه به فرهنگ های لغت، امکان دریافت معنای مناسب برای آن وجود ندارد، همچنین گاهی مصحّحان متون عرفانی در خواندن متن و ارائه صورت مناسبی از یک واژه در می مانند و تصحیح قیاسی بر مبنای قواعد نحوی و بلاغی نیز راه به جایی نمی برد. در این مقاله، با توجه به خاستگاه اجتماعی عارفان و مخاطبان عمومی کتاب ها و مقالات عرفانی کوشیده ایم برای حلّ مشکلاتِ فهم و تصحیح متون عرفانی به زبان ها و گویش ها و آداب و رسوم محلی رجوع کنیم. بر مبنای این روش، به تصحیح و تبیین چند واژه و اصطلاح در آثار عطار نیشابوری و مولوی بلخی همچنین در کتاب هایی چون کشف المحجوب، رونق المجالس، اسرار التوحید و رساله سپهسالار پرداخته ایم. در بخش اول مقاله، معانی و کاربردهای کهن واژگان و تعابیر «پندام» در رساله سپهسالار، «نفارد» در فیه مافیه، «کمال» در بیتی از الهی نامه و «جفت» در بیتی از مولوی تبیین شده است. در بخش دوم، اصالت ضبط های دستنویس های کهن مانند «سبر» در کشف المحجوب، «سبیج کوفته»، «جار کرد» و «تابدانی» در منتخب رونق المجالس را تبیین کرده ایم. در بخش سوم، با توجه به اهمیت اطلاعات گویشی در تصحیح قیاسی به تصحیح عبارتی از اسرار التوحید پرداخته ایم که در هیچ یک از نسخه های موجود این کتاب صورت مناسبی نداشته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان