جهانگیر جهانگیری

جهانگیر جهانگیری

مدرک تحصیلی: دانشیار جامعه شناسی دانشگاه شیراز
پست الکترونیکی: jjahangiri@gmail.com

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۴ مورد از کل ۴۴ مورد.
۴۱.

دوگانه ای در تاریخ نگاری: نقش اندیشه ساختاری (ساختارگرا/پساساختارگرا) در تحول سنت های تاریخ نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاریخ ساختارگرا تاریخ پساساختاگرا تاریخ واقع گرایانه تاریخ مردم مدار دوگانگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۲۹
زمینه و هدف: ایده ساختار همواره در مباحث تاریخ نگاری به طور جدی مطرح است اما غالباً از نقطه توجه روش شناسان یا حتی فلاسفه تاریخ دور می ماند چراکه اساساً بحث از ساختار یک چالش نظری مربوط به حوزه جامعه شناسی و تخصصیِ آن پنداشته می شود؛ بنابراین تحقیق حاضر بر آن بوده است تا این بار نقش اندیشه ساختاری در تحول نظریاتِ تاریخ و تنوع شیوه های موجودِ تاریخ نگاری را بررسی کند. روش و داده ها: این مطالعه با روش اسنادی انجام شده است. چهارچوب مفهومیِ تحقیق برگرفته از مفاهیم پایه در فلسفه ی تاریخ می باشد که به طور خاص با استخراج دو فرضیه ی اصلی : الف) انطباق، ب) ربط، احراز شده است. همچنین داده های تحقیق که با بررسی اسنادِ انتخاب شده جمع آوری گردید، صورتی روایی داشته است. یافته ها: تحقیق حاضر، در نهایت دو رهیافت را شناسایی و ارائه می کند: الف) تاریخ ساختارگرا: مشتمل بر تاریخ اقتصادی-اجتماعی، تاریخ اجتماعی، تاریخ فرهنگی (اولیه).  ب) تاریخ نگاری پساساختاگرا: مشتمل بر تاریخ فرهنگیِ جدید. بحث و نتیجه گیری: تاریخ ساختارگرا بیانگر آن تاریخ واقع گرایانه ای است که با مفروضات پوزیویتیستی در تحول نخستِ آن نسبت می یابد. با این حال همواره با اثبات گرایی در فهم متعارف آن فاصله ای منطقی دارد. از سویی دیگر، تاریخ پساساختارگرا به طور خاص با مفروضات رهیافت انتقادی نسبت داشته و از این حیث رویه ای بازاندیشانه به تاریخ (رسمی) دارد. پیام اصلی: دوگانه ی تاریخ ساختارگرا/پساساختارگرا پیامد تحولات از درون پارادایم تاریخی است که به نوبه خود با تحولات پارادایمیمک علوم انسانی در چرخش های پوزیویتیستی، تفسیری و انتقادی مرتبط است. به این ترتیب چرخش انتقادیِ تاریخ نگاری از رویکرد ساختاری به پساساختارگرایی را می توان از این طریق درک کرد.
۴۲.

توسعه و امر اجتماعی؛ با تمرکز بر برنامه ریزی توسعه در عصر پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: امر اجتماعی برنامه ریزی توسعه تاریخ فضایی رشدگرایی عصر پهلوی دوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۲
این مقاله نسبت توسعه یا برنامه ریزی عمرانی را با امر اجتماعی در ایران دوران پهلوی دوم مطالعه می کند. به لحاظ زمانی، دورانی بررسی می شود که از اواسط حکومت رضاشاه تا انقلاب 1357 را دربرمی گیرد. برای تحلیل این بازه زمانی سه دهه ای، از صورت بندی نظری امر اجتماعی در سنت دورکیمی و نیز دونزلو و مفهوم بهنجارسازی ایوالد بهره برده است.به لحاظ روش شناختی، این پژوهش مطالعه ای تاریخی است که از الگوی روش شناختی تاریخ مفاهیم کوزلک و تاریخ فضایی الدن بهره می برد و روش آن مطالعه کتابخانه ای، تحلیل اسناد و تحلیل ثانوی بوده است.ایده برنامه ریزی توسعه در ایران، با آنکه دغدغه ای درونی بود، پس از جنگ جهانی دوم، عمیقاً تحت تأثیر فضای گفتمانی جهانی توسعه قرار گرفت و اغلب دغدغه ها و اولویت های درونی جامعه ایرانی در توسعه را به حاشیه برد یا نادیده گرفت.مهمترین نتایج این مقاله عبارتند از: نخست برنامه ریزی عمرانی-توسعه ای این عصر، از حیات اجتماعی انتزاع شد و درنتیجه اولویت با ایده های برنامه بود تا پایداری اجتماعی و ایجاد ارزش هایی مانند همبستگی اجتماعی، تعلق و مشارکت اجتماعی. دوم، چشم انداز رشدگرایانه-مدرنیزاسیونی برنامه ریزی در ایران حیات اجتماعی در ایران را نادیده گرفت و نتوانست به نهادینه سازی برنامه ریزی و اهداف توسعه در آن منجر شود و درنهایت به نهادزدایی گسترده دامن زد. درنهایت آنکه تلاش دولت پهلوی برای ایجاد وضعیت نسبی رفاهی نتوانست به «بهنجارسازی جامع» منجر شود.
۴۳.

مارکسیسم کانتی: تلفیق اخلاق و عقلانیت در نقد نظام های اجتماعی و اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مارکسیسم کانتی اخلاق عقلانیت تغییر اجتماعی مسئولیت اخلاقی نقد سرمایه داری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۸
این مقاله به بررسی تلفیق اصول اخلاقی و عقلانی ایمانوئل کانت با تحلیل های اجتماعی و اقتصادی کارل مارکس، که تحت عنوان "مارکسیسم کانتی" شناخته می شود، می پردازد. مارکسیسم کانتی، برخلاف مارکسیسم سنتی که بیشتر بر تحولات مادی و تاریخی تأکید دارد، به نقش اخلاق، عقلانیت و آگاهی در تغییرات اجتماعی توجه ویژه ای دارد. این رویکرد معتقد است که تغییرات اجتماعی و اقتصادی نه تنها از طریق تغییرات مادی، بلکه از طریق ارتقاء آگاهی و مسئولیت اخلاقی افراد قابل تحقق است. مقاله حاضر با بررسی اصول اساسی فلسفه کانت و تأثیر آن بر مارکسیسم، به تحلیل نقش اخلاق و عقل در نقد نظام های اجتماعی و اقتصادی می پردازد. همچنین، تفاوت های میان مارکسیسم کانتی و دیگر جریان های مارکسیستی، به ویژه مارکسیسم اسپینوزایی و مارکسیسم لنینیستی، مورد بررسی قرار می گیرد. در نهایت، مقاله نشان می دهد که مارکسیسم کانتی با تأکید بر اخلاق و آزادی، می تواند چارچوبی جامع و مؤثر برای نقد نظام های ناعادلانه اجتماعی و اقتصادی ارائه دهد و به عنوان ابزاری مفید برای هدایت تغییرات اجتماعی در جهت عدالت و آزادی عمل کند.
۴۴.

روش مردم نگاری اینترنتی چندوجهی در مطالعات زندگی روزمره با تأکید بر شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مردمنگاری اینترنتی مردمنگاری اینترنتی چندوجهی روش سنتز چندروششناختی مطالعات زندگی روزمره شبکههای اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۵۸
مقدمه و اهداف: مطالعات زندگی روزمره در علوم اجتماعی و انسانی طی دهه های اخیر به دلیل تغییرات فناورانه و نفوذ همه جانبه ی اینترنت و شبکه های اجتماعی دگرگون شده است. از یک سو، زندگی روزمره ی معاصر درهم تنیدگی فزاینده ای با رسانه های دیجیتال، ابزارهای همراه و فضاهای اینترنتی پیدا کرده و از سوی دیگر، روش های کلاسیک مردم نگاری برای توصیف این وضعیت نوپدید کفایت لازم را ندارند. این مقاله با درک چنین خلأیی، به بازاندیشی روش شناسی مردم نگاری در بستر اینترنت پرداخته و کوشیده است مسیری نوین برای مطالعه ی زندگی روزمره در شبکه های اجتماعی ارائه کند. هدف اصلی، بهره گیری از ظرفیت های مردم نگاری کلاسیک و در عین حال توامان توجه به امکان های جدید فضاهای اینترنتی است تا بتواند تحلیلی چندبعدی و چندمیدانی از زندگی روزمره ارائه دهد. پژوهش حاضر با تکیه بر سنتز چند-روش شناختی با بهره گیری از تجارب میدانی گوناگون، می کوشد چارچوبی نظری و عملی برای «مردم نگاری اینترنتی چندوجهی» تدوین کند؛ رویکردی که هم به حضور پژوهشگر در میدان فیزیکی و هم به میدان های اینترنتی و پیوند میان آن ها توجه دارد. مقاله ضمن نقد و مرور ادبیات داخلی و بین المللیِ مرتبط، از آثار کلاسیک تا پژوهش های جدیدی چون کارهای هاین، کوزینتس، پینک و دیگر صاحب نظران بهره می برد تا نشان دهد که چگونه می توان مرز میان «آنلاین» و «آفلاین» را در زندگی روزمره بازتعریف کرد. این بازتعریف، امکان درک بهتر پویایی های اجتماعی، فرهنگی و فناورانه را فراهم می سازد و نقش مردم نگار کلاسیک را به پژوهشگری فعال و خلاق و مسلط به میدان های متعدد تحقیق و مرزهای آن ها ارتقا می دهد. روش تحقیق: روش تحقیق بر پایه ی «فراترکیب کیفی» است که به پژوهشگر اجازه می دهد یافته های متنوع پژوهش های پیشین را گردآوری، مقایسه و تحلیل کند و از دل آن ها الگوی تازه ای بسازد. در این رویکرد، ابتدا مطالعات موجود در زمینه ی مردم نگاری اینترنتی، نت نگاری، اتنوگرافی دیجیتال و روش های ترکیبی مرور شد. سپس با استخراج رویکردهای مشترک و مشابه و همچنین تفاوت های روشی، الگوی پیشنهادی «مردم نگاری اینترنتی چندوجهی» شکل گرفت. این الگو به پژوهشگر توصیه می کند که میدان تحقیق را صرفاً به فضای فیزیکی یا صرفاً به اینترنت محدود نکند، بلکه میان این دو به طور مداوم رفت و برگشت داشته باشد. از منظر عملی، پژوهشگر می تواند با هر دو حساب کاربری واقعی و ساختگی در شبکه های اجتماعی مختلف (توییتر، اینستاگرام، کلاب هاوس و…) حضور یابد و ضمن مشاهده و مشارکت، داده ها را از طریق اسکرین شات، ضبط صدا و ویدئو، رصد هشتگ ها، طوفان ها و ترند ها گردآوری کند. همچنین حضور بدنی در فضاهای فیزیکی مرتبط و مصاحبه های عمیق آنلاین و آفلاین مکمل این فرآیند است. چنین رویکردی مستلزم حساسیت اخلاقی، انعطاف پذیری بالا، و توانایی حرکت میان نقش های مختلف (مشاهده گر پنهان، مشارکت کننده ی فعال، «مگس روی دیوار» و …) است. پژوهش حاضر با استفاده از این مسیر، هم ظرفیت های نظری و هم رویه های اجرایی لازم برای اجرای پژوهش در میدان های اینترنتی-فیزیکی را تبیین می کند. نتایج: نتایج نشان می دهد که مردم نگاری اینترنتی چندوجهی می تواند به طور مؤثری خلاءها و کاستی های رویکردهای کلاسیک و تفکیک گر به میدان فیزیکی و میدان آنلاین را پر کند. نخست، این روش امکان «توصیف فربه» (به تعبیر گیرتز) را از زندگی روزمره در شرایطی فراهم می کند که روابط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به شدت با فناوری دیجیتال و میدان های اینترنتی درهم تنیده اند. دوم، یافته ها نشان می دهد که حضور همزمان در میدان های واقعی و اینترنتی و در مرزهای نامتعین آن ها نه تنها به غنای داده ها می افزاید بلکه به پژوهشگر اجازه می دهد چرخه ی بازتولید معنا از فضای مجازی به فضای فیزیکی و بالعکس را رصد کند. سوم، این رویکرد در مواجهه با پدیده هایی چون ترندها و هشتگ های داغ، طوفان های توییتری، و شکل گیری اجتماعات اینترنتی، ابزاری کارآمد برای تحلیل کنش جمعی و ساخت واقعیت اجتماعی ارائه می دهد. چهارم، روش پیشنهادی امکان ترکیب تکنیک های مردم نگاری کلاسیک (مشاهده ی مشارکتی، مصاحبه ی عمیق، تحلیل متنی) با ابزارهای نوین (بایگانی دیجیتال، ضبط صفحه، تحلیل کلان داده) را مهیا می سازد و بدین ترتیب به درکی جامع تر از پویایی های زندگی روزمره در عصر شبکه ای منجر می شود. نهایتاً، پژوهش نشان می دهد که پژوهشگر می تواند بسته به نیاز تحقیق، سطح مداخله و نوع حساب کاربری خود را تنظیم کند و با استفاده از استراتژی های بومی شدن، اعتماد کاربران و مشارکت آن ها را جلب نماید. بحث و نتیجه گیری: پژوهش حاضر استدلال می کند که در شرایط کنونی، مرز میان واقعیت آنلاین و آفلاین پویا و نامتعین گشته است و هر دو ساحت در فرآیندی دیالکتیکی، پیوسته یکدیگر را بازتعریف می کنند. بنابراین، روش های کلاسیک مردم نگاری به تنهایی قادر به درک کامل این پیچیدگی نیستند. «مردم نگاری اینترنتی چندوجهی» به عنوان روشی انعطاف پذیر، خلاق و نوآورانه، پاسخی است به این نیاز. این رویکرد با پذیرش ماهیت «رفت و برگشتی» میدان تحقیق، پژوهشگر را قادر می سازد تا همزمان با تغییرات سریع فناوری و فرهنگ، داده های غنی و چندلایه گردآوری و تحلیل کند. از منظر نظری، این روش گسست میان انسان شناسی کلاسیک و مطالعات رسانه های دیجیتال را ترمیم می کند و به ادبیات مردم نگاری دیجیتال بُعدی تازه می بخشد. از منظر عملی، چارچوب پیشنهادی می تواند در حوزه های گوناگون علوم اجتماعی، از مطالعات فرهنگی و ارتباطات تا جامعه شناسی سیاسی و مطالعات رسانه، به کار گرفته شود. افزون بر این، رویکرد حاضر با تأکید بر خلاقیت و جسارت پژوهشگر، افق های تازه ای برای تحقیقات میان رشته ای می گشاید و پژوهشگران را ترغیب می کند تا در مواجهه با میدان های در حال تغییر، از آزمون و ابداع روش های نو نترسند. بدین ترتیب، مردم نگاری اینترنتی چندوجهی نه تنها روشی برای مطالعه ی زندگی روزمره در عصر شبکه ای است، بلکه الگویی برای پژوهش های آینده در علوم انسانی و اجتماعی محسوب می شود که می خواهد «آنچه در حال وقوع است» را بی درنگ و با دقت ثبت و تحلیل کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان