مریم ولایتی کبابیان

مریم ولایتی کبابیان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۱ مورد از کل ۱۱ مورد.
۱.

واکاوی دلالت ماده «عصم» با رویکرد ریشه شناسی و تاریخ انگاره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۸ تعداد دانلود : ۳۶۹
فهم دقیق انگاره عصمت که از واژگان کلیدی حوزه امامت به شمار می آید، وجهه اصلی نوشتار حاضر است. این مقاله می کوشد با بررسی داده های لغوی ریشه عصم در زبان های سامی و ارزیابی استعمال های قرآنی و حدیثی آن با احتراز از پیش فرض های کلامی شیعه در خصوص معنا و مفهوم ساخت یافته عصمت در دوره های بعد، معنای متقدم آن و سیر تطور معنایی اش را بکاود. طبق یافته های این پژوهش در بخش مربوط به زبان های سامی، می توان سه معنای استعمالی از جمله بستن و محکم کردن، پناه بردن، دفاع و مقاومت کردن را برای ماده «عصم» در نظر گرفت که معنای اصلی یا قدر مشترک هر سه معنا، حفظ و صیانت است. در زبان عبری و عربی به حفظ از گناه و معصیت نیز به طور مشخص تصریح شده است. این معانی دقیقا در آیات قرآن نیز قابل مشاهده است با این توضیح که معنای التجاء، از بسامد بالاتری برخوردار است. در روایات نیز کاربست ماده در معنای حفظ را به طور بسیار گسترده برای اهل بیت(ع) شاهدیم که متعلق آن اموری چون زلل، رجس، ذنوب، معصیت، شبهه و تردید و ... است و جالب آن که مصادیق یادشده برای انسان های عادی هرگز در روایات مطرح نشده؛ لذا می توان ادعا نمود هر دو مرتبه عصمت (حفظ از خطا و گناه) برای اهل بیت(ع) قابل اثبات است. در نهایت می توان گفت ماده عصم در آیات قرآن و روایات دچار یک نوع تضییق معنایی شده و عمدتاً در معنای حفظ از گناه و خطا به کار رفته است.
۲.

معناداری گزاره های انشایی سوره حج، پیرامون اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۶ تعداد دانلود : ۳۴۱
سوره حج بیست و دومین سوره مدنی قرآن است که اصول دین را به صورت تفصیلی و برخی از فروع دین را به طور اجمالی بیان کرده است. تبیین برخی از ارزش های اخلاقی مانند خضوع در برابر خداوند، پیوستگی تقوا، عمل صالح و نصرت الهی نیز از دیگر مباحث این سوره است. از آن جا که در سوره حج، گزاره های اخلاقی به دو صورت خبری و انشایی یافت می شوند. جملات انشایی این سوره پیرامون اخلاق، شامل انشائات طلبی؛ در قالب امر، نهی، ترجی و تمنی و انشائات غیر طلبی که اغلب در قالب جملات شرطیه بیان شده است. این نوشتار با روش کتابخانه ای مقاله در صدد تبیین این مطلب است که گزاره های انشایی این سوره نیز همانند گزاره های خبری، معنادار بوده و حامل پیام های والای اخلاقی برای مخاطب می باشند و معرفت به این امور با توجه به آیات کتاب الهی، زمینه ی رشد و تعالی را در انسان شکوفا خواهد کرد. معناداری جملات اخلاقی این آیات نیز با استفاده از شواهد درون متنی و برون متنی از جمله باور وعده و وعید های الهی، تعقل و حکم عقل، هستی شناسی و انسان شناسی و ... محرز گردید.
۳.

کاربست قاعده تفسیری سبب نزول در تفسیر تسنیم

تعداد بازدید : ۳۵۱ تعداد دانلود : ۳۳۴
اصول و قواعد تفسیر که همان احکام و قضایای کلی برای استنباط معانی قرآن کریم است، از امور بسیار مهمی است که پایبندی به آن مفسر را از خطای در فهم بازمی دارد و سبب می شود مبنای مناسبی برای تفسیر صحیح قرآن فراهم آید. کشف و استخراج اصول و قواعد یادشده به ویژه درباره تفاسیر مهم و تأثیرگذار شیعه، از موضوعات جدید در حوزه مباحث تفسیرپژوهی است و گامی مهم جهت اطلاع از مبانی مفسر برای تفسیر آیات به شمار می آید. آقای جوادی آملی در تفسیر تسنیم برای فهم دقیق تر آیات از قواعد متعددی بهره برده که هر یک به جای خود می تواند به فهم بهتر منظومه فکری ایشان و بهره مندی بیشتر مخاطب از تفسیر او بینجامد. در این میان توجه به قاعده سبب نزول، موضوع پژوهش حاضر را تشکیل می دهد. نتایج این نوشتار نشان می دهد مفسر تسنیم تنها سبب نزول هایی را معتبر می داند که روایت بوده و دارای سند صحیح باشند. از نگاه ایشان گستره تأثیرگذاری این گونه روایات تا حدی است که با خطوط کلی قرآن هماهنگ باشند، در غیر این صورت وانهاده می شوند. همچنین این دست روایات از منظر ایشان تنها می تواند بیانگر مصداقی از مفهوم کلی آیات باشد و لذا به عنوان مقید و مخصّص نمی توان از آنها در تفسیر قرآن بهره برد.
۴.

نقش رهیافت های تفسیری در فهم آیات مربوط به مداوله؛ با تاکید بر آیه 140 سوره آل عمران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۲۵۶
آیه 140 سوره آل عمران مشهور به آیه مداوله و هم چنین برخی دیگر از آیات مرتبط با آن از جمله آیه 104 سوره نساء، به مسئله گردش ایام و سنت تحول اشاره دارند. تحلیل و ارزیابی رهیافت های متعدد تفسیری از جمله روایی محض، باطنی و اجتهادی ذیل آیات نام برده، نشان می دهد نوع رویکرد مفسر و بهره وری وی از داده های تفسیری، چگونه می تواند منجر به فهم های گونا گون و بعضا اختلاف نظر گردد. بر اساس یافته های این پژوهه می توان گفت اختلاف رهیافت های تفسیری ذیل آیات مربوط به مداوله، که نوعاً متاثر از رویکرد مفسر و چگونگی استناد وی به داده های تفسیری است، منجر به اختلاف در فهم موضوعاتی هم چون نزول و فضای نزول، معانی واژگان، ارتباط آیه 140 آل عمران با آیه 104 نساء و هم چنین اختلاف در تفسیر اصطلاحاتی که به نوعی با دانش کلام و اعتقادات اسلامی سر و کار دارد، شده است.
۵.

واکاوی احادیث موسوم به «ثوبی حجر» ذیل آیه 69 سوره احزاب و رویکردهای حَلّی مفسران شیعه نسبت به آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۷۶
روایات موسوم به ثوبی حجر در تفسیر آیه 69 سوره احزاب، مکرر مورد توجه مفسران واقع شده است. با توجه به محتوای مغایر با عصمت این گونه روایات، واکاوی رویکرد مفسران در مواجهه با آن ها، از مسائل مهم تفسیرپژوهی است که می تواند نوع نگاه مخاطب به داده های تفسیری مورد استناد مفسران را اصلاح کند. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد از میان سه رویکرد حلّی مفسران (پذیرش، توقف و انکار)، یک خط سیر منظم، مثلاً از پذیرش تا انکار و بالعکس دیده نمی شود. رویکرد تفاسیر روایی متقدم و معاصر به روایات مذکور، عمدتاً رویکرد پذیرش بوده، به استثنای نقل هایی که با استناد به آن ها سعی کرده اند، عنّین بودن موسی (ع) را انکار کنند. رویکرد پذیرش بعضاً در میان مفسران ادبی لغوی و هم چنین کلامی اجتهادی نیز دیده می شود هر چند رویکرد عمده مفسران کلامی اجتهادی، انکار است و سعی دارند با دلایل عقلی روایات مذکور را ردّ کنند. رویکرد توقف را بیشتر در تفاسیر ادبی کلامی، عرفانی و بعضاً اجتماعی شاهدیم؛ بنابراین نوع مواجهه مفسران با روایات مذکور به هیچ عنوان یک مواجهه یک دست نیست
۶.

کاربست قاعده روایت تفسیری در تفاسیر المیزان و تسنیم(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۱۷۵
اصول و قواعد استنباط معانی قرآن، از اموری است که پایبندی به آن، مفسّر را از خطای در فهم بازداشته و مبنای درستی برای تفسیر صحیح قرآن فراهم می آورد. اغلب، مفسّران به اصول و قواعد مورد استفاده خود در تفاسیرشان اشاره نکرده اند. از همین روی، مخاطبان در بسیاری از موارد از فهم کامل محتوای آثارشان بی بهره مانده و گاهی در تعیین مقصود اصلی مفسّران به بیراهه رفته اند. بنابراین، کشف اصول و قواعد یادشده، به ویژه درباره تفاسیر مهم شیعی، از موضوعات جدید تفسیرپژوهی و گام مؤثری در جهت رفع مشکل یادشده به شمار می آید. یکی از قواعدی که آقایان طباطبایی و جوادی آملی در تفاسیر المیزان و تسنیم برای فهم دقیق تر آیات از آن بهره برده اند، قاعده «روایت تفسیری» است. از نگاه ایشان شرط استفاده از روایت، انطباق تفسیر قرآن بر آن به فرض صحّت و اعتبار حدیث است. رویکرد علامه طباطبایی در این باره، تأییدی و تکمیلی است. اما علامه جوادی آملی معتقد است در مواردی، روایت تفسیری می تواند مخاطب را به معانی عمیق تر آیه رهنمون سازد. از نگاه هر دو مفسّر، مهم ترین روابط میان آیه و روایت: «بیان مصداق آیه برای مفاهیم عام»، «بیان مراد آیه به کمک روایت تفسیری» و «توسعه و تعمیم در معنای آیه» است.
۷.

نقش سنن الهی قرآن کریم در مدیریت بحران های عصر غیبت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۸۹
در عصر غیبت کبری که دوره ای حساس و سرنوشت ساز در تاریخ تشیع است، جامعه منتظر با چهار بحران اصلی مواجه است: بحران اعتقادی و معرفتی، بحران اجتماعی و هویتی، بحران اخلاقی و فرهنگی، و بحران سیاسی و راهبری. در این شرایط، سنت های الهی به مثابه قوانین ثابت، عام و حکیمانه الهی که در آیات قرآن کریم تبیین شده اند، نقش کلیدی در مدیریت این بحران ها ایفا می کنند؛ سنت هایی همچون هدایت، امتحان و تمحیص، استدراج، نصرت الهی، استخلاف و پیروزی نهایی حق. این نوشتار با روش توصیفی - تحلیلی بر اساس منابع کتابخانه ای به ویژه تفسر شیعی به سامان رسیده است تلاش دارد به هریک از سنن بالا به مثابه راهبردی الهی، کارکردهایی متنوع، ازجمله آگاهی بخشی، غربال گری و تصفیه جامعه، ایجاد روحیه مقاومت و امید فعال، تقویت هویت جمعی و انسجام اجتماعی و استحکام اراده فردی و اجتماعی بپردازد. این سنت ها با جلوگیری از فروپاشی، یأس و انفعال، جامعه شیعی را به سوی انتظار فعال، پویایی تمدنی و آمادگی برای یاری امام موعود# سوق می دهند. تحلیل این سنت ها نشان می دهد که نه تنها مانع استحاله و استیصال در برابر بحران های متوالی هستند، بلکه بحران ها را نیز به فرصت های تربیتی، ایمانی و تمدنی برای تقویت جبهه حق تبدیل می کنند. بر این اساس، شناخت و تبیین سنت های الهی، ضرورتی بنیادین برای صیانت از هویت جامعه منتظر و تحقق رسالت تاریخی آن در عصر غیبت است.
۸.

خوانش فمینیستی از آیات زنان در قرآن در ترازوی تفاسیر شیعه: مطالعه موردی آراء تفسیری آمنه ودود و فاطمه مرنیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۹۲
در عصر کنونی روی‌کردهای فمینیستی به متون دینی، به ویژه قرآن کریم، جایگاه قابل‌توجهی در گفتمان‌های اسلامی پیدا کرده‌اند. در این مطالعه با روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و با اتکاء به چارچوب نظری تفاسیر شیعه به واکاوی و نقد دیدگاه‌های دو تن از نظریه‌پردازان شاخص فمینیسم اسلامی، آمنه ودود و فاطمه مرنیسی، درباره آیات مرتبط با زنان در قرآن می‌پردازیم. پرسش محوری آن است که این خوانش‌ها تا چه اندازه با مبانی تفسیری شیعه سازگاری یا تعارض دارند. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که علیٰ‌رغمِ وجود نقاط اشتراکی چون نفی روایت آفرینش زن از دنده چپ مرد و باور به منشأ واحد و ارزش برابر انسانی زن و مرد، شکاف‌های بنیادینی در مبانی روشی و محتوایی میان این دو خوانش فمینیستی و تفسیر شیعی وجود دارد. از نگاه این پژوهش که با پذیرش پیش‌فرض‌های الهیات شیعی پیش می‌رود، مهم‌ترین این اختلافات نادیده‌انگاری منشأ الهیِ نقش‌های تکوینی و شرعی زن و مرد و نیز بهره‌گیری از روشی گزینشی و فاقد ضوابط مسلّم تفسیر است. در این مطالعه هدف آن است که نشان دادن شود روی‌کرد ودود و مرنیسی، متأثر از بستر اجتماعی جوامع عربی و با غفلت از منابع معتبر شیعی، اگرچه در پی احیاء جایگاه زن است، اما در عمل به دلیل عدم التزام به مبانی استوار دینی، نه‌تنها راه‌کارِ عملی برای زنِ مسلمان ارائه نمی‌دهد، بل‌که به فروکاستنِ جایگاه او در هستی و تضعیف حقوق او در منظومه اندیشه اسلامی می‌انجامد.
۹.

مفهوم شناسی، مصداق یابی و کارکرد های فرهنگی قرایظاهره در روایات امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۹
کلید واژه «قُرًی ظَاهِرَهً» تنها یک بار در قرآن، در آیه 18سوره سبا، به کار رفته و به مجموعه ای از شهرها و روستاهای نزدیک به هم که از یکدیگر نمایان اند، اشاره دارد. اما بر پایه ی فرمایش امام باقر (ع) به افرادی گفته می شود که فقه را از امام دریافت کرده و به عنوان امینان جامعه در گسترش دین مداری جامعه پویا هستند. عنوان قرای ظاهره، یادکرد از افراد خاصی است که هیچ نام و نشانی از آنها در متون نیامده اما مصداق این عبارت برای امام معلوم و مشخص است. پیوست به اینکه بدون مفهوم شناسی این عبارت، امکان برداشت های دگرگون وجود دارد، ضرورت این پژوهش را نمایان می کند. مکتوبی که پیش رو دارید تلاشی است برای ارائه ی منظومه ای سامان یافته پیرامون مفهوم، مصداق و کارکردهای قرای ظاهره که باشیوه ی ردیابی فرایند، مورد بازشناسی قرار گرفته است. با نظر به رفتار فرهنگی تعلیمی امام باقر (ع) و با استناد به تعداد روایات نقل شده از ایشان که بالاترین آن مربوط به اصحاب ایشان است، می توان به عنوان مصادیق قرای ظاهره، راویان دین شناس و پُرکار ایشان که به دلیل برخورداری حداکثری از آموزه های دینی در رفع نیاز و اصلاح فرهنگ جامعه نقش آفریدند از جمله زراره، محمد بن مسلم، برید بن معاویه و... را نام برد. توجه نهاد امامت به این جایگاه حقوقی ایجاب می کند که در مقاله پیش رو کارکرد های فرهنگی این اصحاب از جمله: اهتمام به حفظ امانت و انتقال صحیح میراث حدیثی، زدودن دین از پیرایه های ناصواب فرهنگی و... در بستر تاریخ حدیث شیعه مورد واکاوی قرار گیرد.
۱۰.

Conceptual Analysis, Identification, and Functional Study of Shurṭat al-Khamīs(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۲
Shurṭat al-Khamīs was a military unit composed of elite soldiers loyal to Imam Ali (AS). This force was active at the beginning of his caliphate, before Kūfa became the administrative capital, between 35 and 40 AH. Although several studies have examined Shurṭat al-Khamīs , further research into its concept, instances, and functions is necessary to provide a clearer, more precise understanding of the institution. The present study aims to elucidate the nature and rationale of this term's naming, aiming to offer a more accurate understanding of this institution through process tracing. Among those identified as members of Shurṭat al-Khamīs are Aṣbagh ibn Nubāta, Jābir ibn ʿAbd Allāh , and Mālik al-Ashtar . The most significant functions of this institution include: "Protecting the Imam’s life, monitoring and supervising the marketplace, supporting military operations, pursuing criminals, enforcing legal punishments, boosting morale and assisting other military units, guarding the public treasury, combating internal security threats, and maintaining order in Kūfa." An examination of hadith, exegetical, and historical sources, alongside an analysis of the semantic range of the term, reveals that Shurṭat al-Khamīs does not refer merely to a military unit. Its policing and administrative dimensions are even more prominent, as several members possessed both military and non-military roles. By combining military and administrative duties, this institution often functioned as an executive arm of the government of the Commander of the Faithful (AS), playing a significant role in managing political and social crises.
۱۱.

Discourse on "The Distinction between the Position of Imam and Caliph" Based on Historical Reports of Aṣbagh ibn Nubāta from Imam Ali (AS)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۹
Discourse analysis is an effective method in historical research that leads to a better understanding of the origins of a thought and the ups and downs associated with it. Ancient hadith data serves as a rich source for discovering earlier discourses. The present study, using the historical reports of Aṣbagh ibn Nubāta as narrated by Imam Ali (AS), aims to uncover and extract the prominent discourse of this period. The research findings indicate that Aṣbagh ibn Nubāta , as one of the close companions of Imam Ali (AS), was from the very beginning a crucial pillar in transmitting Shia-based discourses such as Imamate and Wiṣāyat (Caliphate and Succession), considering his personality traits and concerns. He distinguished between these two concepts based on Imam Ali’s epistemological framework. Furthermore, the movement of Imam Ḥusayn (AS) also aimed to consolidate this discourse, and it can be stated that based on the theory of "Contradictory Voice of Bakhtin," the widespread reflection of the components of the succession concept in the historical reports of Aṣbagh and his significant attention to the discourse of Alawi Wiṣāyat was purposeful. It was formed in a dialectical interaction with the rival discourse that sought to institutionalize the theory of the Saqīfa Caliphate in society. In other words, Aṣbagh aimed to normalize the notion that Imamate is not equivalent to Caliphate; rather, succession is one of the important dimensions of Imamate.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان