پژوهش حاضر با هدف بررسی و مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری فردی و گروهی بر افسردگی نوجوانان انجام شد. روش پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. بدین منظور 26 نوجوان مبتلا به افسردگی به طور تصادفی انتخاب و در سه گروه درمان شناختی رفتاری فردی، درمان شناختی رفتاری گروهی و کنترل جایگزین شدند. برای سنجش میزان افسردگی از پرسشنامه افسردگی کودکان و مصاحبه تشخیصی اختلال افسردگی استفاده شد. نتایج نشان داد که درمان شناختی رفتاری فردی و گروهی به طور معناداری در کاهش علائم افسردگی در مرحله پس آزمون و پیگیری مؤثر بود. اما بین دو روش فردی و گروهی در پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری مشاهده نشد. به طور کلی نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن بود که درمان شناختی رفتاری فردی و گروهی در کاهش افسردگی نوجوانان مؤثر است و می تواند به عنوان یکی از مداخلات بالینی مورد استفاده متخصصان قرار گیرد.
هدف از پژوهش حاضر تعیین نقش حرمت خود و مؤلفه های تنهایی در پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بود. نمونه پژوهش شامل 281 نفر(141 پسر و 140 دختر)بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و به مقیاس تنهایی و حرمت خود کوپر اسمیت پاسخ دادند. نتایج نشان داد که حرمت خود و احساس تنهایی نقش معنی داری در پیش بینی پیشرفت تحصیلی دارند. همچنین بین حرمت خود و احساس تنهایی ارتباط منفی و معنی داری مشاهده شد. یافته دیگر پژوهش این بود که میانگین نمرات احساس تنهایی و نشانه های عاطفی احساس تنهایی دختران به طور معنی داری بیشتر از پسران بود. این یافته ها بیانگر نقش و اهمیت نیاز حرمت خود به عنوان مسیری بالقوه در کمک به دانش آموزان برای مقابله با تجارب تنهایی اجتماعی– عاطفی و پیشرفت تحصیلی است.
توجه به احساس بهزیستی یا رضامندی افراد و رابطه آن با خلاقیت امری ضروری است. موفقیت فعالیتهای دانشجویان نیز میتواند تا حد زیادی به دارابودن احساس رضامندی از کیفیت زندگیشان و نیز خلاقیت آنها بستگی داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین خلاقیت و بهزیستی ذهنی در دانشجویان دانشگاه الزهرا(س) انجام شد.
روش: این پژوهش همبستگی روی 300 نفر از دانشجویان دانشگاه الزهرا(س) که در سال 1388 به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند، انجام شد. برای ارزیابی خلاقیت از پرسشنامه خلاقیت عابدی و برای سنجش بهزیستی ذهنی از پرسشنامه بهزیستی ذهنی بزرگسالان که ابعاد هیجانی، روانشناختی و اجتماعی بهزیستی ذهنی را ارزیابی میکند، استفاده شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گامبهگام با نرمافزار SPSS 13 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: میان خلاقیت و بهزیستی ذهنی (46/0= r ؛ 01/0>p) رابطه معنیداری در جهت مثبت وجود داشت. در تحلیل رگرسیون گامبهگام از میان مولفههای خلاقیت، سیالی به همراه انعطافپذیری در مجموع 25% واریانس بهزیستی ذهنی را به خود اختصاص دادند. سایر مولفههای خلاقیت نقش مهمی در پیشبینی بهزیستی ذهنی و ابعاد آن نداشتند.
نتیجهگیری: داشتن روحیهای شاد و رضایت از شرایط زندگی میتواند بر ایجاد اعمال و بینشهای نو و اصیل تاثیر مهمی داشته باشد. همچنین هیجانهای مثبت خود میتوانند از همین اعمال و بینشهای نو خلق شوند.
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقدماتی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه افسردگی کودکان است. نمونه پژوهش شامل 407 دانش آموز 12 الی 14 سال (234 پسر و 173 دختر) است که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. پرسشنامه افسردگی کودکان، مقیاس افسردگی کودکان و پرسشنامه افسـردگی بک در بین آزمودنی های پژوهش اجرا شد. نتایج نشان داد که پایایی بازآزمایی و همسانی درونی کل پرسشنامه افسردگی کودکان به ترتیب برابر با 82/0 و 83/0 است.
هم چنین همبستگی بین پرسشنامه افسردگی کودکان، مقیاس افسردگی کودکان و پرسشنامه افسردگی بک به ترتیب برابر با 79/0 و 87/0 محاسبه شد که بیانگر روایی همگرای پرسشنامه افسردگی کودکان است. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که مدل پنج عاملی پرسشنامه افسردگی کودکان در جامعه ایرانی برازش دارد. نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد که میانگین نمرات کل افسردگی دختران به طور معنا داری بیشتر از پسران است. هم چنین میانگین نمرات کل افسردگی آزمودنی های 14 سال به طور معنا داری بیشتر از آزمودنی های 12 سال است.
یکی از پرکاربردترین ابزارهای اندازه گیری نگرانی، پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا (PSWQ) است. پژوهش حاضر با هدف بررسی خصوصیات روانسنجی نسخه فارسی پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا در بین دانشجویان انجام شد. روش: نمونه پژوهش شامل 424 دانشجو (248 دختر و 176 پسر) بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا، خرده مقیاس اضطراب صفت پرسشنامه اضطراب صفت ـ حالت و پرسشنامه افسردگی بک بود. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که مدل دو عاملی پرسشنامه (عامل نگرانی عمومی و فقدان نگرانی) نسبت به مدل تک عاملی دارای برازش بهتری است. ضرایب همسانی درونی و بازآزمایی (با فاصله زمانی 1 ماه) پرسشنامه درحد بالایی بود. همچنین همبستگی معنی دار نمرات پرسشنامه با نمرات اضطراب صفت و افسردگی بیانگر روایی پرسشنامه بود. از دیگر یافته های پژوهش این بود که نمرات نگرانی دختران به طور معنی داری بیشتر از نمرات پسران بود. نتیجه گیری: یافته های پژوهش بیانگر این است که نسخه فارسی پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا در اندازه گیری نگرانی دانشجویان، از خصوصیات روانسنجی قابل قبولی برخوردار است.
پژوهش حاضر با هدف بررسی خصوصیات روانسنجی مقیاس بهزیستی معنوی در بین دانشجویان انجام شد. بدین منظور 521 دانشجو (209 پسر و 312 دختر) از بین دانشگاههای تهران انتخاب شدند. نتایج پژوهش نشان داد که پایایی باز آزمایی و همسانی درونی مقیاس بهزیستی معنوی به ترتیب برابر با 85/0 و 90/0 است. پایایی خرده مقیاس های بهزیستی مذهبی و بهزیستی وجودی نیز در حد قابل قبولی است. همچنین نتایج نشان داد مقیاس بهزیستی معنوی از روایی همگرا و واگرای مناسبی برخوردار است. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی بیانگر روایی سازه مقیاس در بین دانشجویان بود. از دیگر یافته های پژوهش این بود که میانگین نمرات بهزیستی معنوی دختران بطور معنی داری بیشتر از پسران است.
مقدمه: با توجه به رشد سریع جمعیت سالمندان در قرن 21 به ویژه در کشور های در حال توسعه، توجه به برآورده کردن نیاز های جسمانی و روانی سالمندان ضروری است..هدف : پژوهش حاضر به منظور مقایسه احساس تنهایی و سلامت عمومی در سالمندان ساکن خانواده و سرای سالمندان مناطقشمال شهر تهران انجام شده است.روش مطالعه : مطالعه از نوع مقطعی-مقایسه ای بوده ست. نمونه های پژوهش 180 نفر (96 سالمند مرد و 84 سالمند زن؛ 103 سالمند ساکن خانه سالمندان و 77 سالمند ساکن در خانواده) با میانگین سنی 73 سال و انحراف استاندارد 8 بود که به شیوه دردسترس انتخاب شدند. پرسش نامه های سلامت عمومی و احساس تنهایی در مورد آنها به اجرا درآمد و داده ها با استفاده از تحلیل واریانس دو عاملی مورد تحلیل قرار گرفت.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بین سالمندان ساکن خانه سالمندان و سالمندان ساکن در خانواده ها از لحاظ سلامت عمومی تفاوت معنی داری وجود دارد.(0001/0= P و 53/19=(176و1 ) F ) به این صورت که سلامت عمومی سالمندان ساکن خانهسالمندان به طور معنی داری کمتر از سالمندان ساکن خانواده ها بود. همچنین یافته های پژوهش نشان داد که بین سالمندان ساکن خانه سالمندان و سالمندان ساکن خانواده ها از لحاظ احساس تنهایی تفاوت معنی داری وجود دارد.(0001/0= P و 5/105= 176و1 ) F ) به این صورت که نمرات احساس تنهایی سالمندان ساکن خانه سالمندان به طور معنی داری بیشتر از سالمندان ساکن خانواده ها بود. علاوه بر این یافته های تحقیق نشان داد که بین احساس تنهایی مردان و زنان تفاوت معنی داری وجود دارد، (0001/0 = pو 84/15 = (176 و 1fبدین صورت که احساس تنهایی مردان به طور معنی داری بیشتر از زنان بود.بحث و نتیجه: نتایج پژوهش نشان داد که زندگی با سایر اعضای خانواده بر سلامت جسمانی و روانی سالمندان تأثیر مثبت دارد بنابراین با توجه به موقعیت روانی- فرهنگی سالمندان در ایران، بهترین مکان برای برآورده شدن نیاز های روانشناختی آنان خانواده است.
هدف: این پژوهش به منظور بررسی میزان شیوع اختلالهای رفتاری در دانش آموزان دوره ابتدایی استان فارس انجام شده است. روش: این تحقیق بر روی نمونه ای به حجم 1445 نفر صورت گرفت. از این تعداد 749 نفر دانش آموز پسر، 696 نفر دانش آموز دختر، 613 دانش آموز روستایی و 832 دانش آموز شهری بودند که به روش طبقه ای و خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند.از پرسشنامه علایم مرضی کودکان (CSI-4) به منظور شناسایی اختلالهای رفتاری در دانش آموزان و نیز یک پرسشنامه عوامل جمعیت شناختی استفاده شد. برای توصیف داده ها از روشهای آمار توصیفی مانند فراوانی و درصد و برای پاسخ گویی به سوالات و فرضیات پژوهش از آزمون خی دو استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که 22.4 درصد دانش آموزان مبتلا به اختلالهای رفتاری هستند. میزان شیوع اختلالهای رفتاری در دانش آموزان پسر بیشتر از دانش آموزان دختر و در دانش آموزان شهری بیشتر از دانش آموزان روستایی بود. علاوه بر این، میزان شیوع اختلالهای رفتاری در دانش آموزان پایه سوم بیشترین و در دانش آموزان پایه پنجم کمترین بود. در این پژوهش مشخص شد که رابطه معناداری میان اختلالهای رفتاری و جنسیت، شهری و روستایی بودن، تحصیلات مادر و شغل پدر وجود دارد. قابل ذکر است که در این مطالعه بین تحصیلات پدر،شغل مادر،فوت والدین وطلاق والدین با اختلالهای رفتاری رابطه معناداری به دست نیامد. نتیجه گیری: شیوع اختلالهای رفتاری در بین کودکان و نوجوانان نسبتا بالاست و از آنجایی که اختلالهای رفتاری بر عملکرد تحصیلی، اجتماعی و حرفه ای کودکان و نوجوانان به طور چشمگیری تاثیر منفی می گذارد و احتمال ابتلا به بیماریهای روانی در دوره بزرگسالی را افزایش می دهند؛ بنابراین، ضروری است که مسوولین و دست اندرکاران امر تعلیم و تربیت مساله اختلالهای رفتاری کودکان را مورد توجه ویژه قرار دهند.
"هدف: اختلالات رفتاری طیف وسیعی از مشکلات دوران کودکی را تشکیل می دهد که شیوع آن در مناطق مختلف ایران و جهان دارای نوسانات بسیاری است. پژوهش حاضر به بررسی میزان شیوع اختلالات رفتاری در دانش آموزان دوره ابتدایی استان ایلام می پردازد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی و مقطعی است که جامعه آماری آن را کلیه دانش آموزان مدارس ابتدایی استان ایلام در سال تحصیلی 84-1383 تشکیل می دادند. حجم نمونه پژوهش حاضر 1546 دانش آموز بود که با استفاده از فرمول حجم نمونه و براساس شیوه نمونه گیری طبقه ای برحسب جنسیت، منطقه و محل زندگی و پایه تحصیلی و به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای جهت تکمیل پرسشنامه انتخاب شدند. از پرسشنامه راتر فرم معلم به عنوان ابزار غربالگری و فرم مصاحبه تشخیصی روانپزشکی برای دانش آموزانی که در آزمون راتر نمره بالاتر از نقطه برش داشتند، جهت تأیید تشخیص استفاده گردید. برای تحلیل داده ها آزمون خی دو مورد استفاده قرار گرفت
یافته ها: نتایج نشان داد که میزان شیوع اختلالات رفتاری در دانش آموزان دوره ابتدایی استان ایلام 2/10 درصد می باشد. میزان شیوع در پسران بیشتر از دختران، در مناطق شهری بیشتر از مناطق روستایی و در پایه تحصیلی سوم بیشتر از سایر پایه های تحصیلی است. همچنین نتایج میزان شیوع برحسب زیرگروه های طبقات تشخیصی اختلالات رفتاری آزمون راتر نشان داد که اختلال ناسازگاری اجتماعی بیشترین و اختلال رفتارهای ضداجتماعی کمترین میزان شیوع را داشتند و در بین عوامل جمعیت شناختی، تحصیلات والدین، طلاق والدین و سابقه بیماری روانی در خانواده با بروز اختلالات رفتاری در کودکان رابطه معناداری داشتند .
نتیجه گیری: میزان شیوع اختلالات رفتاری در استان ایلام در مقایسه با سایر پژوهشهای انجام گرفته در داخل و خارج از کشور در دامنه متوسط قرار دارد.
"
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی انجام شده است. نمونه پژوهش شامل 153 دانش آموز پایه سوم مقطع متوسطه (73 پسر، 80 دختر) بود که از طریق روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه بهرهیجانی بار - اون (EQ-i) بود. نتایج تحلیل نشان داد که همبستگی معناداری بین هوش هیجانی و پیشرفت تحصیلی وجود دارد (r=0.37). همچنین تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد از بین مولفه های هوش هیجانی انعطاف پذیری، استقلال و همدلی نقش معناداری در پیش بینی تحصیلی دارند. این مولفه ها 19 درصد از واریانس پیشرفت تحصیلی را تبیین می کند.
این پژوهش با هدف مقایسه بین باورهای ارتباطی زنان مراجعه کننده به مراکز قضایی و زنان مایل به ادامه زندگی مشترک شهر تهران انجام گرفته است. 50 زن مراجعه کننده به مراکز قضایی و 50 زن مایل به ادامه زندگی مشترک به شیوه نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس انتخاب شدند. میانگین سنی شرکت کنندگان 36 و انحراف استاندارد سن آنها 6/9 است. هر دو گروه به سیاهه باورهای ارتباطی ( (IRBو پرسشنامه ویژگی های شخصی پاسخ دادند. نتایج بدست آمده نشان داد که بین ویژگی های شخصی شرکت کنندگان اعم از آنهایی که در آستانه جدایی هستند و آنهایی که مایل به ادامه زندگی مشترک هستند رابطه معنی داری وجود ندارد. اما بین دو گروه از نظر نمره کل باورهای ارتباطی ( 008/0< P، 71/2=t ) و خرده مقیاس باور به تخریب کنندگی مخالفت (001/0< P، 37/3 = t) و باور به عدم تغییرپذیری همسر (002/0< P، 14/3=t ) تفاوت معنی داری وجود دارد. سه فرضیه دیگر که مربوط به توقع ذهن خوانی، باور به کمال گرایی جنسی و باور به تفاوت جنسیتی است، تایید نشد. نتایج بدست آمده تاییدکننده یافته های تحقیقات قبلی درباره نقش مهم باورهای ارتباطی در سازگاری زندگی زناشویی است.
پژوهش حاضر به منظور بررسی رابطه دین داری و برخی متغیرهای دموگرافی با بحران هویت در بین دانش آموزان دبیرستانی شهرستان یزد انجام شده است. نمونه پژوهش شامل 165 دانش آموز دبیرستانی (89 نفر دختر، 76 نفر پسر) بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز پژوهش از طریق سه پرسش نامه اطلاعات فردی، پرسش نامه هویت شخصی و مقیاس عمل به باورهای دینی (معبد) جمع آوری شد. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که بین دین داری و بحران هویت و نیز بین پیشرفت تحصیلی و بحران هویت رابطه معکوس و معنی داری وجود دارد. بین بحران هویت با متغیرهای میزان درآمد خانواده، میزان تحصیلات پدر و مادر رابطه ای مشاهده نشد. نتایج آزمون t نشان داد که بین دختران و پسران از لحاظ دین داری تفاوتی وجود ندارد ولی از لحاظ بحران هویت تفاوت معناداری وجود دارد؛ به طوری که دختران بحران هویت بیشتری دارند.