مقاله حاضر به بررسی رابطه عشق و شخصیت می پردازد. هدف از این بررسی شناخت هر چه بیشتر عشق و مهار آن است. برای عملیاتی کردن مسئله از آزمون سبکهای عشق هنریک استفاده شده است. این آزمون براساس تحقیقات جان لی شکل گرفته است. او برای عشق، شش سبک را طراحی کرد. این سبکها عبارت اند از سبک عشق پرشور، نمایشی، دوستانه، منطقی، وابسته وسواسی(رمانتیک) و ایثارگرانه که هر یک از زاویه ای به مسئله عشق پرداخته اند. برای بررسی شخصیت نیز از دو آزمون NEO و MMPI استفاده و با طرح همبستگی اسپیرمن رابطه آنها بررسی شد. فرضیه مقاله ارتباط عشق و شخصیت و همچنین ارتباط سبکهای عشق با صفات و اختلالات خاص است. پس از تحلیل آماری، فرضیه اصلی یعنی رابطه عشق و شخصیت معنادار و ابعاد آسیب شناسانه عشق وابسته وسواسی(عشق رمانتیک) آشکار گشت.
دو مفهوم دنیا و آخرت در متون اسلامی، از کلیدی ترین مفاهیم اسلامی هستند. اسلام با بیان ارزش هر کدام از آنها و نشان دادن جایگاه آنها در هستی، مسیر سعادت انسان را ترسیم نموده است. نتیجه عملی چنین ارزش داوری جهت دادن به میل و رغبت مومنین است که در ادبیات اسلامی با واژه «زهد» از آن یاد شده است. تنظیم رغبت بر اساس مفهوم زهد کارکردهای دیگری نیز دارد. از جمله آنها ارضای صحیح نیازهای انسانی است چرا که جهت و هدف در ارضای صحیح نیازها بسیار مهم است و اسلام با تعیین موضوعات دنیوی و آخری، و بیان شاخصه های آنها، منابع ارضای نیاز را برای مومنین معرفی می کند و باعث انتخاب صحیح منابع ارضای نیاز و توجه به هدف و جهت در ارضای نیازها می شود که این فرایند باعث پیامدهای روانی مانند «ثبات هیجانی»، «احساس آرامش»، «مقابله با دشواری ها»، «جلوگیری از کارهای ناشایست و بزه» و «تسهیل برخی از صفات مثبت مانند صبر، شکر، کوتاه شدن آزوها و...» می شود که در متون اسلامی به آن اشاره شده است.
هدف این پژوهش بررسی کارآمدی الگوی تنظیم رغبت در اسلام (مبتنی بر مفهوم زهد) به عنوان الگویی شناختی- هیجانی برای افزایش سلامت روان در مقایسه با درمان شناختی- رفتاری بود. الگوی تنظیم رغبت در قالب پروتکل برای مداخله بالینی طراحی شد. نمونه آماری از میان مراجعان به دو مرکز درمانی مرکز مشاوره مؤسسه امام خمینی و دانشگاه قرآن و حدیث انتخاب شدند. نمونه از میان افرادی انتخاب شدند که بر اساس مصاحبه بالینی (DSM5)، اضطراب تعمیم یافته داشتند. برای پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری، از پرسش نامه سلامت عمومیGHQ استفاده شد. مراجعان، به دو گروه تقسیم شدند. گروه های کاربندی پروتکل درمانی خود را طی هشت هفته دریافت کردند و با گروه کنترل مقایسه شدند. مقایسه سه گروه از طریق مدل آماری کواریانس و اندازه های مکرر تحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که گروه تنظیم رغبت در مقایسه با گروه شناختی- رفتاری و گروه کنترل، در افزایش سلامت عمومی تأثیر بیشتری داشت.
در صورتی که رغبت به موضوعات و اهداف دنیوی تابع رغبت به موضوعات و اهداف اخروی باشد از نظر آموزه های اسلامی، زهد تحقق می یابد و نشانه آن است که رغبت ها تنظیم شده است. این مفهوم در روان شناسی هم می تواند کارکرد داشته و مفید باشد. یکی از شیوه های استفاده کردن از مفاهیم و عملیاتی کردن آنها در روان شناسی قابلیت سنجش آن مفاهیم است. از همین روی هدف این مقاله ساخت پرسش نامه ای برای سنجش تنظیم رغبت ها مبتنی بر دیدگاه اسلام است. برای این منظور، پس از استخراج مفهوم تنظیم رغبت و ساخت گویه هایی بر اساس آنها، به منظور بررسی روایی محتوا، از ارزشیابی 9 کارشناس در دو مرحله استفاده شد. پرسش نامه اولیه در دو مرحله آزمایشی (با 60 آزمودنی) و نهایی (با 802 آزمودنی) اجرا شد. در نهایت پس از تحلیل عاملی به روش مؤلفه های اصلی و چرخش واریماکس، پرسش نامه ای 120 گویه ای با هفت عامل استخراج شد. این هفت عامل به ترتیب اعتبار عبارت اند از: رغبت متعالی، رغبت به خانواده، رغبت به خود، دنیاناپایدارنگری، دنیاآزمون نگری، رغبت به منزلت اجتماعی، رغبت به پول و ثروت. نمره بالا در هر کدام از عامل ها حکایت از تنظیم مناسب رغبت ها دارد. یافته ها حکایت از آن دارد که پرسش نامه الگوی تنظیم رغبت از روایی و اعتبار لازم برای امور پژوهشی برخوردار است.
«حُسن خُلق» یکی از مفاهیم مهم در متون اسلامی است. این پژوهش با هدف ترسیم الگوی روان شناختی فرآیند حسن خلق بر اساس متون اسلامی انجام شد. روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی بود. ابتدا داده ها گرد آوری و سپس کدگذاری شد. در فرایند کدگذاری، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، شرایط علّی، کنش ها و پیامدهای حسن خلق، از متون دینی استخراج شد. یافته ها نشان داد شرایط زمینه ای اموری همچون وجود «نفس» به عنوان بستر شکل گیری حسن خلق و وجود «عقل» به عنوان زمینه شناختی حسن خلق است. همچنین شرایط مداخله گر مفاهیمی مانند «ایمان به خدا»، «سبک اسناد الاهی»، «دعا و نیایش»، تسهیل کننده تحقق حسن خلق اند. «معنایابی»، «توجه به پیامدهای حسن خلق» و «الگوگیری» نیز شرایط علّی حسن خلق را فراهم می کنند. کنش های حسن خلق، شامل «مؤلفه های رفتاری» مانند خوش خویی، خوش گویی، و خوش رویی، «مؤلفه شناختی» رضایت و «مؤلفه هیجانی» مهار خشم است. پیامدهای حسن خلق نیز شامل «پیامدهای اخروی» مانند دست یابی به بهشت و «پیامدهای دنیوی» مانند آرامش، ایجاد محبت، تسهیل ارتباطات اجتماعی، عزت اجتماعی و محتاط شدن است.