بختیار شعبانی ورکی

بختیار شعبانی ورکی

مدرک تحصیلی: استاد فلسفه تعلیم و تربیت گروه علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۲ مورد از کل ۶۲ مورد.
۶۱.

روند تحول مفهوم سازمان آموزشی: از پریشانی تا تکاپوآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سازمان آموزشی دوران سایه سازمان دوران وابستگی دوران تکاپوآفرینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۰۲
در این مقاله با روش استنتاج منطقی روند تحول مفهوم سازمان آموزشی از زمان یونان باستان تاکنون مورد بررسی قرار گرفته، آنگاه بر پایه رویکرد عصب پدیدارشناسی معنای بدیل سازمان آموزشی ارائه شده است. بنابراین نخست تصریح شده است سازمان آموزشی در طول تاریخ دو دوره سایه (پریشانی) و وابستگی را پشت سرگذاشته است. در دوره اول که پیش از انقلاب صنعتی است سازمان آموزشی هنوز مشخصه های معین خود را ظاهر نکرده و آموزش به صورت پراکنده توسط نهادها و افراد مختلف صورت می پذیرفت. بعد از انقلاب صنعتی و پیدایش سازمان های مختلف، سازمان آموزشی متاثر از نظریه های مدیریت و سازمان دولتی و صنعتی، ساختار و تعریف نسبتاً مشخصی دارد. در نتیجه  مفهوم آن با پایه همین نظریه ها تبیین شده است. در ادامه با بررسی سازمان آموزشی تکاپوآفرین که برآمده از نظریه عصب پدیدارشناسی به یادگیری و شناخت است، به مفهومی بدیل از سازمان آموزشی پرداخته شد. در این تعریف عنصر «مکان» در محیط و جامعه بسط یافته، عنصر«زمان» محدودیت خود را از دست داده، عنصر «یادگیرنده» مبتنی بر شرایط، مسیر، زمان و مکان یادگیری تعریف شده ، عنصر «معلم» صرفاً یک انسان استخدام شده تلقی نشده و هر کس یا حتی چیزی است که فرایند یادگیری را برای شاگرد تسهیل کند و «روش آموزش-رهبری سازمان آموزشی» با تغییر از ایستایی به پویایی، از تک صدایی به چند صدایی و از تمرکز گرایی به تمرکز زدایی دچار تحول می شود. سازمان آموزشی تکاپوآفرین در پی آن است که عنصرهای «انسانیت» و «زندگی» را به عرصه آموزش و پرورش برگرداند.
۶۲.

فلسفه تعلیم و تربیت برای صلح: پیوند پداگوژی کلاسی و رهبری جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش صلح فلسفه تعلیم و تربیت رهبری جهانی همدلی و تحول اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۴
این مقاله فلسفه آموزش را به عنوان ابزاری برای ترویج صلح از طریق برقراری پیوند میان  روش های آموزشی در کلاس و رهبری جهانی بررسی می کند. این مقاله بر ظرفیت ذاتی انسانی برای «مراقبت از دیگری» تأکید می کند و از پرورش همدلی، همبستگی و پروا برای مواجهه با چالش های اجتماعی و جهانی حمایت می کند. با استفاده از بینش های فلسفی از چهره هایی مانند مولوی، اینشتین و لائو تسه، این مقاله بین صلح درونی—آرامش شخصی که از طریق تفکر به دست می آید—و صلح بیرونی که شامل هماهنگی اجتماعی و عدالت است، تفاوت قائل می شود و بر ارتباط متقابل این ابعاد و ارتباط آنها با آموزش تأکید می کند. نقش فیلسوفان آموزشی در سطح خرد و کلان مورد بررسی قرار می گیرد و تأکید می شود که آنها بر فراگیران، سیاست گذاران و ساختارهای اجتماعی تأثیر می گذارند. آموزش صلح به عنوان ابزاری تحول آفرین برای پرورش مهارت های انتقادی مانند مذاکره و همدلی در دانش آموزان معرفی می شود. این مقاله همچنین به چالش های جهانی می پردازد و از فیلسوفان آموزشی می خواهد که به طور فعال در دیپلماسی و تغییر سیستم برای ترویج صلح مشارکت کنند. مشارکت فیلسوفان تربیتی این گفتمان را غنی می کند و دیدگاه هایی در مورد حمایت، اخلاق، تاریخ و محدودیت های آموزش صلح ارائه می دهد. این بینش ها به طور جمعی ظرفیت آموزش را به عنوان بستری برای تحول اجتماعی و هماهنگی جهانی برجسته می کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان