پرویز صباحی

پرویز صباحی

سمت: کارشناسی ارشد
مدرک تحصیلی: استادیار، گروه روانشناسی بالینی دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۷۳ مورد.
۱.

بررسی روش گربه مقابله ای بر اضطراب، تنظیم هیجان و تاب آوری کودکان مضطرب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۵
مقدمه و اهداف: اختلالات اضطرابی از شایع ترین مشکلات روان شناختی دوران کودکی هستند و می توانند پیامدهای قابل توجهی بر رشد هیجانی، اجتماعی و تحصیلی کودکان داشته باشند. تداوم اضطراب در کودکی نه تنها عملکرد روزمره کودک را مختل می کند، بلکه خطر بروز اختلالات روان شناختی در نوجوانی و بزرگسالی را نیز افزایش می دهد؛ ازاین رو شناسایی و به کارگیری مداخلات درمانی مؤثر و مبتنی بر شواهد برای کودکان مضطرب از اهمیت ویژه ای برخوردار است. درمان شناختی رفتاری یکی از اثربخش ترین رویکردها در درمان اضطراب کودکان به شمار می رود و پروتکل های ساختارمندی در این حوزه تدوین شده اند که برنامه «گربه مقابله ای» (Coping Cat) از جمله شناخته شده ترین آنهاست. این برنامه با تمرکز بر آموزش مهارت های شناختی، رفتاری، شناسایی افکار ناکارآمد، مواجهه تدریجی با موقعیت های اضطراب زا و تقویت خودکارآمدی طراحی شده است. در سال های اخیر، رویکردهای نوین در حوزه سلامت روان کودک بر اهمیت فراتر رفتن از کاهش صرف نشانه های آسیب شناختی تأکید دارند و متغیرهای مثبت روان شناختی مانند تاب آوری و تنظیم هیجان را به عنوان پیامدهای مهم مداخله درمانی مدنظر قرار می دهند. تاب آوری به توانایی کودک برای سازگاری مؤثر با شرایط استرس زا اشاره دارد و نقش محافظتی مهمی در برابر پیامدهای منفی اضطراب ایفا می کند. تنظیم هیجان نیز یکی از مؤلفه های اساسی رشد هیجانی کودک است و نقص در آن با شدت و تداوم اضطراب ارتباط نزدیکی دارد. با وجود شواهد فراوان درباره اثربخشی درمان گربه مقابله ای در کاهش اضطراب کودکان، پژوهش های اندکی به بررسی همزمان اثر این مداخله بر تاب آوری و تنظیم هیجان پرداخته اند و در بافت فرهنگی ایران این خلأ پژوهشی برجسته تر است؛ بر این اساس هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر برنامه گربه مقابله ای بر اضطراب، تاب آوری و تنظیم هیجان کودکان ۸ تا ۱۲ ساله بود. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و پیگیری سه ماهه همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کودکان ۸ تا ۱۲ ساله دارای نشانه های اضطرابی ساکن شهر قم در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود. در مرحله نخست، غربالگری اولیه با استفاده از مقیاس اضطراب کودکان اسپنس (فرم والد و فرم کودک) انجام شد و کودکانی که نمره ای بالاتر از خط برش این مقیاس به دست آوردند، وارد مرحله بعد شدند. پس از بررسی معیارهای ورود و خروج، ۲۴ کودک واجد شرایط به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۲ نفر) گمارده شدند. معیارهای ورود شامل دامنه سنی ۸ تا ۱۲ سال و وجود نشانه های اضطرابی بود و کودکانی که دارای اختلالات روان شناختی همبود یا دریافت همزمان درمان های دیگر بودند از مطالعه کنار گذاشته شدند. گروه آزمایش درمان شناختی رفتاری مبتنی بر برنامه گربه مقابله ای را در قالب شانزده جلسه انفرادی دریافت کرد. این جلسات شامل آموزش شناسایی هیجان ها، بازسازی شناختی، آموزش مهارت های مقابله ای، تمرین مواجهه تدریجی با موقعیت های اضطراب زا و تقویت مهارت های حل مسئله بود. گروه کنترل در طول دوره پژوهش در فهرست انتظار قرار داشت و مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس اضطراب کودکان اسپنس، مقیاس تاب آوری کودک و نوجوان (CYRM)  و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان نسخه کودک (CERQ-K) بود. داده ها در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه جمع آوری و برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر برنامه گربه مقابله ای تأثیر معناداری بر کاهش اضطراب کودکان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در مرحله پس آزمون داشت و این کاهش در مرحله پیگیری سه ماهه نیز حفظ شد. این یافته بیانگر اثربخشی پایدار این مداخله در کاهش نشانه های اضطرابی کودکان ۸ تا ۱۲ ساله است؛ همچنین نتایج مربوط به تاب آوری نشان داد که نمرات تاب آوری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مرحله پس آزمون افزایش یافت، هرچند این تفاوت در سطح مرزی معناداری آماری قرار داشت (۰.۰۵۱= P). با این حال در مرحله پیگیری سه ماهه، افزایش تاب آوری در گروه آزمایش به سطح معنادار آماری رسید و تفاوت معناداری با گروه کنترل مشاهده شد. نتایج در مورد تنظیم هیجان نشان داد که اگرچه نمرات تنظیم هیجان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مراحل پس آزمون و پیگیری بهبود نسبی داشت، اما این تغییرات از نظر آماری معنادار نبود. این یافته ها گویای آن است که برنامه گربه مقابله ای در چارچوب اجرای حاضر، تأثیر معناداری بر بهبود تنظیم هیجان کودکان نداشته است، هرچند روند تغییرات به سمت بهبود مشاهده شد. بحث و نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که درمان شناختی رفتاری مبتنی بر برنامه گربه مقابله ای مداخله ای مؤثر در کاهش نشانه های اضطرابی کودکان ۸ تا ۱۲ ساله است و این اثربخشی در مرحله پیگیری سه ماهه نیز حفظ می شود. این نتیجه با بخش گسترده ای از پژوهش های پیشین همسو است که اثربخشی درمان های شناختی-رفتاری را به عنوان خط اول مداخله در اختلالات اضطرابی کودکان تأیید کرده اند. به نظر می رسد آموزش مهارت های شناسایی هیجان، بازسازی شناختی و مواجهه تدریجی با موقعیت های اضطراب زا، نقش مهمی در کاهش اجتناب، افزایش احساس کنترل و کاهش برانگیختگی اضطرابی کودکان ایفا می کند. نتایج درباره تاب آوری نشان داد اثر درمان گربه مقابله ای در مرحله پس آزمون در سطح مرزی معناداری قرار داشت، اما در مرحله پیگیری سه ماهه به سطح معناداری آماری رسید. این الگو می تواند بیانگر ماهیت تدریجی شکل گیری تاب آوری باشد. تاب آوری برخلاف نشانه های اضطرابی که ممکن است نسبتاً سریع به مداخله پاسخ دهند، سازه ای پیچیده و فرایندی است که نیازمند زمان برای تمرین، تعمیم و درونی سازی مهارت ها در موقعیت های واقعی زندگی است؛ ازاین رو افزایش معنادار تاب آوری در مرحله پیگیری می تواند نشان دهنده آن باشد که کودکان پس از پایان جلسات درمانی، به تدریج از مهارت های آموخته شده در تعامل با موقعیت های استرس زا استفاده کرده و توانایی سازگاری مؤثرتری را تجربه کرده اند. در مقابل، عدم مشاهده تأثیر معنادار درمان گربه مقابله ای بر تنظیم هیجان کودکان، یافته ای قابل تأمل است. اگرچه بهبود نسبی در میانگین نمرات تنظیم هیجان مشاهده شد، ولی این تغییرات به سطح معنادار آماری نرسید. این نتیجه می تواند بیانگر آن باشد که برنامه گربه مقابله ای، اگرچه به طور غیرمستقیم به برخی جنبه های هیجانی می پردازد، اما به صورت اختصاصی بر آموزش مهارت های تنظیم هیجان تمرکز ندارد. بنابراین برای بهبود معنادار این سازه، ممکن است نیاز به مداخلات مکمل با تأکید مستقیم بر آموزش شناسایی، پذیرش و تنظیم هیجان ها باشد. درمجموع نتایج این پژوهش بر اهمیت استفاده از مداخلات شناختی رفتاری ساختارمند در درمان اضطراب کودکان تأکید دارد و نشان می دهد که برنامه گربه مقابله ای، افزون بر کاهش اضطراب می تواند در بلندمدت به افزایش تاب آوری کودکان کمک کند. این یافته ها می توانند راهنمایی کاربردی برای درمانگران، مشاوران و متخصصان سلامت روان کودک در طراحی مداخلات مؤثرتر باشند و زمینه را برای پژوهش های آینده در جهت ترکیب این برنامه با رویکردهای تقویت کننده تنظیم هیجان فراهم سازند. تقدیر و تشکر: بدین وسیله از تمامی کودکان و والدینی که با مشارکت خود امکان اجرای این پژوهش را فراهم کردند و همچنین مرکز مشاوره آموزش و پرورش استان قم قدردانی می شود. این پژوهش بدون دریافت حمایت مالی خاص انجام شده است. تعارض منافع : نویسندگان این مقاله اعلام می کنند که هیچ گونه تعارض منافعی در انجام و انتشار این پژوهش وجود ندارد.
۲.

مقایسه آگاهی بدنی، دشواری در نظم جویی هیجان و خودمدیریتی در بیماران مبتلا به پانیک، افسردگی و افراد غیرمبتلا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۲۴۱
زمینه: مرور مطالعات پیشین نشان می دهد، از جمله متغیرهایی که بر سازوکارهای زیربنایی اختلالات پانیک و افسردگی تأثیر دارند، آگاهی بدنی، دشواری نظم جویی هیجان و خودمدیریتی بیماران است. با توجه به عدم پیشینه پژوهشی در مورد مقایسه مؤلفه های سه گانه فوق در بیماران مبتلا به اختلالات پانیک و افسردگی، مطالعه حاضر به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که آیا این مؤلفه های سه گانه در بیماران مبتلا به پانیک، افسردگی و افراد غیرمبتلا متفاوت است؟ هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، مقایسه آگاهی بدنی، دشواری در نظم جویی هیجان و خودمدیریتی در بین افراد مبتلا به اختلالات پانیک، افسردگی و افراد غیرمبتلا بود. روش: طرح پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علّی-مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی افراد مبتلا به اختلالات پانیک، افسردگی و افراد غیرمبتلا شهر بابل در پاییز سال 1401 بود. روش نمونه گیری به صورت در دسترس و حجم نمونه برای هر گروه، 30 نفر در نظر گرفته شد. ابزارهای گردآوری داده ها در این مطالعه، شامل سه پرسشنامه آگاهی بدنی شیدلز (1989)، پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان گرتز و رومر (2004) و پرسشنامه خودمدیریتی هاوثون و نک (2000) بود. داده های جمع آوری شده با روش تحلیل واریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی بنفرونی و با استفاده از نرم افزار SPSS22 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که بین افراد مبتلا به اختلالات پانیک، افسردگی و افراد غیرمبتلا در آگاهی بدنی هیچ تفاوت معناداری وجود ندارد. در سایر متغیرها شامل دشواری در تنظیم هیجان و خودمدیریتی بین دو گروه پانیک و افسرده تفاوت معناداری نبود، اما هر دو گروه در مقایسه با گروه افراد غیرمبتلا، تفاوت معناداری داشتند. همچنین مشخص شد سه گروه افراد مبتلا به پانیک، افسردگی و غیرمبتلا در راهبردهای سه گانه خودمدیریتی، شامل راهبردهای رفتاری، پاداش طبیعی و الگوی فکری سازنده و دشواری در تنظیم هیجان تفاوت معناداری با هم دارند (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت افراد مبتلا به اختلالات پانیک و افسردگی در مقایسه با افراد غیرمبتلا در نظم جویی هیجان و خودمدیریتی دچار مشکل هستند. ازاین رو پیشنهاد می شود که روانپزشکان و روان درمانگران در مداخلات درمانی بیماران مبتلا به پانیک و افسردگی به متغیرهای سه گانه پژوهش حاضر توجه کرده تا بدین وسیله از پیشرفت و تشدید علائم بیماری پیشگیری کنند.
۳.

مقایسه نشخوار خشم و تعارض بین فردی در محیط کار بین کارکنان با و بدون نشانگان افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۲۰۸
هدف پژوهش حاضر مقایسه مقایسه نشخوار خشم و تعارض بین فردی در محیط کار بین کارکنان با و بدون نشانگان افسردگی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علی – مقایسه ای و از نظر هدف نیز کاربردی بود. جامعه مورد نظر کلیه کارکنان دانشگاه اراک، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک و دانشگاه پیام نور اراک در سال 1400 بود که بر اساس روش نمونه گیری در دسترس 112 نفر انتخاب شدند و در دو گروه 56 نفری با و بدون نشانگان افسردگی جایگزاری شدند. داده ها از طریق تحلیل واریانس چند متغیره و با نرم افزار آماری spss-23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین مولفه های پس فکرهای خشم، افکار انتقام، خاطره های خشم و تعارض با همکار بین دو گروه با و بدون نشانگان افسردگی تفاوت معناداری وجود دارد. به طوری که گروه با نشانگان افسردگی تمامی این مؤلفه ها نمرات بالاتری را نسبت به گروه بدون نشانگان افسردگی کسب کرده بودند. بین دو مؤلفه شناختن علت ها و تعارض با سرپرست تفاوت معناداری بین این دو گروه مشاهده نشد (05/0p<). می-توان گفت که با شناسایی عوامل تاثیرگذار بر افسردگی در محیط کار (مانند خشم و تعارضات موجود در محیط کار) می شود از افسردگی در کارکنان جلوگیری کرد.
۴.

اثربخشی مداخله روان-آموزشی ارتقای مقابله زوجی بر مقابله زوجی، تنظیم هیجانی و صمیمیت زوجین فرزند جانبازان در سال اول زندگی مشترک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
نوع مواجهه و میزان همخوانی همسران در مقابله با استرس های یکدیگر در اوایل ازدواج، نقش مهمی در کیفیت روابط بعدی آنها دارد. هدف از این پژوهش، بررسی اثربخشی "مداخله روان-آموزشی ارتقای مقابله زوجی" (Bodenmann,2007) بر مقابله زوجی، تنظیم هیجانی و صمیمیت زوجین فرزند جانبازان در سال اول زندگی مشترک بود. طرح پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری، همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری عبارت بود از زوجین (هم زن و هم شوهر) فرزند جانبازان (زن، شوهر یا هر دو فرزند جانباز بودند) ساکن در شهر مشهد که تا نیمه اردیبهشت ۱۴۰۱، به عقد رسمی در آمده و حداقل سه ماه تا حداکثر یک سال از ازدواج رسمی آن ها می گذشت. از بین آنها، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با در نظر گرفتن ملاک های ورود و خروج، 24 زوج گزینش و در دو گروه آموزش ارتقای مقابله زوجی، (۱۲ زوج) و گروه گواه (۱۲ زوج)، جایگزین شدند. گروه آزمایش ده جلسه تحت آموزش قرار گرفت. پرسشنامه های مقابله زوجی (Bodenmann,2000) دشواری در تنظیم هیجان (Gratz&Romer,2004) و صمیمیت زناشویی (VandenBroucke &Vertommen,1995) در سه مرحله، پیش از مداخله، پس از مداخله و پیگیری، روی هر دو گروه اجرا شد. داده ها با روش تحلیل واریانس اندازه های مکرر تحلیل شد. نتایج نشان داد که برنامه "آموزش ارتقای مقابله زوجی" به طور معناداری (۰۱/۰p<) بر ارتقای مقابله زوجی و صمیمیت زناشویی و کاهش دشواری در تنظیم هیجان زوج ها موثر بوده و این نتایج در یک دوره شش ماهه پایدار بود. به متخصصان در حوزه مداخلات زوجی و زوج درمانی پ یشنهاد می شود به منظور ارتقای مقابله زوجی، تنظیم هیجانی و صمیمیت در زوجین در اوایل زندگی مشترک، از برنامه "آموزش ارتقای مقابله زوجی" استفاده کنند.
۵.

مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و درمان مبتنی بر آرام سازی حالت بر تنظیم شناختی هیجان دانش آموزان با اختلال انفجاری متناوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۲۲۸
هدف از این پژوهش مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و درمان مبتنی بر آرام سازی حالت بر تنظیم شناختی هیجان دانش آموزان با اختلال انفجاری متناوب بود. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه نوجوانان 18-12 ساله مبتلا به اختلال انفجاری متناوب در سال 1403 بود که در مدارس شهر تهران مشغول به تحصیل بودند. حجم نمونه شامل 45 نفر از جامعه آماری به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و در گرو ه های آزمایش و گواه جایگماری شدند. برای گروه آزمایشی اول آموزش تنظیم هیجان طی 8 جلسه 60 دقیقه ای در طول چهار هفته و برای گروه آزمایشی دوم، درمان مبتنی بر آرام سازی حالت طی 8 جلسه 60 دقیقه ای در طول چهار هفته اجرا شد. در حالی که گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اختلال انفجاری متناوب (کوکارو و همکاران، 2017) و سیاهه تنظیم هیجان (شیلدز و سیچتی، 1998) بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش تنظیم هیجان و درمان مبتنی بر آرام سازی حالت بر تنظیم شناختی هیجان دانش آموزان با اختلال انفجاری متناوب تاثیر دارد (05/0p<). همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که بین دو روش درمانی بر تنظیم شناختی هیجان تفاوت معنی داری وجود ندارد (05/0p>). بر اساس یافته های پژوهش روانشناسان و روانپزشکان می توانند برای بهبود تنظیم شناختی هیجان دانش آموزان دارای اختلال انفجاری متناوب از این مداخلات استفاده نمایند.
۶.

اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر تحمل پریشانی و ابرازگری هیجانی دانش آموزان با اختلال انفجاری متناوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۲۳۵
هدف از این پژوهش اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر تحمل پریشانی و ابرازگری هیجانی دانش آموزان با اختلال انفجاری متناوب بود. طرح پژوهشی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه نوجوانان 18-12 ساله مبتلا به اختلال انفجاری متناوب در سال تحصیلی 1402-1403 بود که در مدارس شهر تهران مشغول به تحصیل بودند. حجم نمونه شامل 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) از جامعه آماری به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و در گروه های گواه و آزمایش جایگماری شدند. برای گروه آزمایشی، آموزش تنظیم هیجان اجرا شد در حالیکه گروه کنترل در لیست انتظار باقی ماندند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اختلال انفجاری متناوب (کوکارو و همکاران، 2017)، پرسشنامه تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) و مقیاس ابزار هیجان (پنزا-کلیو و زیمن، 2002) بود. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS-27 تحلیل شد. نتایج نشان داد که آموزش تنظیم هیجان بر تحمل پریشانی و ابرازگری هیجانی در مراحل پس آزمون و پیگیری تاثیر معنی دار داشته است. یافته های این پژوهش اطلاعات مفیدی را در ارتباط با آموزش تنظیم هیجان فراهم می کند و روانشناسان و روانپزشکان می توانند برای بهبود تحمل پریشانی و ابرازگری هیجانی دانش آموزان دارای اختلال انفجاری متناوب از این مداخله استفاده نمایند.
۷.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش/ تعهد و آموزش تنظیم عاطفه بر بدتنظیمی هیجانی و افسردگی در افراد مبتلا به صرع(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۸۲
هدف از این پژوهش بررسی مقایسه اثربخشی درمان پذیرش/تعهد و آموزش تنظیم عاطفه بر بدتنظیمی هیجانی و افسردگی در افراد مبتلا به صرع بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری کلیه افراد مبتلا به صرع مراجعه کننده به انجمن صرع شهر تهران در سال 1402 بودند. از این تعداد، 45 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس در 2 گروه آزمایش و 1 گروه کنترل جایگزین شدند. مقیاس بدتنظیمی هیجانی و افسردگی اجرا شد. سپس، درمان پذیرش/ تعهد با گروه آزمایش 1 و آموزش تنظیم عاطفه با گروه آزمایش 2 به صورت گروهی و هر کدام 8 جلسه 90 دقیقه ا ی هر هفته یک جلسه اجرا شد. پس آزمون پس از مداخله و مرحله پیگیری 2 ماه بعد اجرا گردید. داده ها با تحلیل واریانس مکرر تحلیل شد. نتایج نشان داد هر دو مداخله نسبت به گروه کنترل اثربخشی معناداری داشته است و آموزش تنظیم عاطفه اثربخشی بیشتری داشت. می توان گفت که آموزش تنظیم عاطفه و درمان پذیرش/تعهد می توانند به عنوان شیوه های مناسب برای افراد مبتلا به صرع به کار برده شوند و تقدم استفاده با آموزش تنظیم عاطفه است.
۸.

مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهی مثبت نگر و آموزش سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت بر سرسختی سلامت و انعطاف پذیری روانشناختی سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۲۵۱
سالمندی یکی از دوران حساس زندگی است که در آن ابعاد مختلف زندگی فرد از جمله جسمی، شناختی، هیجانی و روانی دستخوش تغییر می شوند. هدف این مطالعه مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهی مثبت نگر و آموزش سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت بر سرسختی سلامت و انعطاف پذیری روانشناختی سالمندان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه گواه بود. از بین سالمندان مقیم سراهای سالمندی منطقه 5 شهر تهران در سال 1401 تعداد 45 سالمند به روش نمونه گیری هدفمند وارد مطالعه شدند و به طور تصادفی در سه گروه (15 نفری) آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزار های پژوهش شامل پرسشنامه های سرسختی سلامت (گیبهاردت، 2001) و انعطاف پذیری روانشناختی (بوند و همکاران، 2011) بود. مداخله ذهن آگاهی مثبت نگر و آموزش سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت در 8 جلسه 90 دقیقه ای برای گروه های آزمایش انجام پذیرفت؛ اما برای گروه گواه، هیچ گونه مداخله ای اعمال نشد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس با نرم افزار SPSS نسخه 19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش ذهن آگاهی مثبت نگر بر انعطاف پذیری روانشناختی (P<0/001 ،Eta=29 ،F=19/82) و سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت بر سرسختی سلامت (P<0/001 ،Eta=29 ،F=19/26) سالمندان اثربخشی بیشتری داشته است. بر اساس یافته های حاصل از پژوهش سبک زندگی ارتقاءدهنده سلامت با تعدیل سبک زندگی و حفظ مسئولیت پذیری در قبال سلامت جسمانی و روانشناختی و ذهن آگاهی مثبت نگر با تمرکز بر واقعیت ها و توجه به اینجا و اکنون و عدم انکار مشکل های مختلف می تواند به عنوان روشی موثر در جهت افزایش سرسختی سلامت و انعطاف پذیری روانشناختی سالمندان مورد استفاده قرار گیرد.
۹.

تحلیل تمیز اختلالات شخصیت خوشه B براساس مشکلات بین فردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۰ تعداد دانلود : ۳۲۱
مقدمه: اختلالات شخصیت تأثیرات گسترده ای بر زندگی فردی و اجتماعی افراد بر جای می گذارند. هدف: هدف مطالعه حاضر تعیین میزان افتراق اختلالات شخصیت خوشه B براساس مشکلات بین فردی بود. روش: طرح پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علّی مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد مبتلا به اختلال شخصیت خوشه B در مناطق پنج گانه شهر اراک در سال ۱۴۰۱ بود. تعداد ۱۲۰ نفر از افراد براساس تعداد گروه ها و متغیرهای پژوهش از بین مراجعه کنندگان به مراکز روانشناسی و ترک اعتیاد شهر اراک به روش در دسترس انتخاب و به مقیاس های چندمحوری بالینی میلون نسخه ۴ (۲۰۱۵) و مشکلات بین فردی (۱۹۹۶) پاسخ دادند، همچنین افراد به وسیله مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلالات شخصیت (۲۰۱۶) مورد ارزیابی قرار گرفتند. به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل تمایز در نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از تفاوت معنادار بین مؤلفه های مردم آمیزی (۰/۰۰۱=P)، جرئت ورزی (۰/۰۰۱=P)، پرخاشگری (۰/۰۰۱=P)، در نظر گرفتن دیگران (۰/۰۰۱=P)، وابستگی به دیگران (۰/۰۰۸=P)، حمایت از دیگران (۰/۰۰۱=P) و مشارکت با دیگران (۰/۰۰۱=P) در گروه های مورد بررسی بود، اما بعد گشودگی بین گروه های مورد بررسی، تفاوت معناداری نشان نداد (۰/۱۴=P). در مجموع براساس مؤلفه های مورد ارزیابی، ۶۸/۳% شرکت کنندگان به درستی در گروه های خود قرار گرفتند. نتیجه گیری: با توجه به اینکه در پژوهش حاضر اکثر ابعاد مشکلات بین فردی در افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی خوشه B معنادار بودند، در نتیجه می توان از این متغیر جهت افتراق اختلالات شخصیت این خوشه و همچنین طرح مداخله استفاده نمود.
۱۰.

اثر بخشی برنامه ترکیبی آموزش مدیریت والدین و فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر استرس والدگری، رابطه والد–کودک و مشکلات برونی سازی شده کودک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۱ تعداد دانلود : ۴۴۵
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی برنامه ترکیبی آموزش مدیریت والدین و فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر استرس والدگری، رابطه والد-کودک و مشکلات برونی سازی شده کودک انجام شد. پژوهش از نوع نیمه آزمایشی در قالب طرح پیش آزمون پس آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری سه ماهه بود. جامعه پژوهش مادران کودکان 4 تا 9 ساله شهر سمنان در سال 1400 بودند. 24 مادر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به تصادف به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش 8 جلسه دو ساعته مداخله را دریافت کرد و گروه کنترل در لیست انتظار قرار داشت. ابزار پژوهش شاخص استرس والدگری آبدین، مقیاس رابطه والد-کودک پیانتا و پرسشنامه رفتاری کودک آیبرگ بود. داده ها با تحلیل کواریانس چند متغیره تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین گروه آزمایش و کنترل در استرس والدینی، رابطه والد-کودک و مشکلات برونی سازی شده کودک تفاوت معناداری وجود دارد. تنها در زیرمقیاس وابستگی این تفاوت معنادار نیست. این برنامه ترکیبی می تواند در کاهش استرس والدگری و مشکلات برونی سازی شده کودک اثربخش باشد و موجب کاهش تعارضات بین والد و کودک و نزدیک شدن رابطه آن ها شود اما در میزان وابستگی بین والد و کودک مؤثر نیست.
۱۱.

اثر بخشی برنامه ترکیبی آموزش مدیریت والدین و فرزندپروری ذهن آگاهانه بر استرس والدگری، رابطه والد–کودک و مشکلات برونی سازی شده کودک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۹ تعداد دانلود : ۳۷۴
هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی برنامه ترکیبی آموزش مدیریت والدین و فرزندپروری ذهن آگاهانه بر استرس والدگری، رابطه والد-کودک و مشکلات برونی سازی شده کودک انجام شد. روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون، پس آزمون دارای پیگیری سه ماهه با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش کلیه مادران دارای کودک 4 تا 9 سال شهر سمنان در سال 1400 بودند که از میان آن ها 24 مادر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به تصادف به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش 16 ساعت به صورت هر هفته دو ساعت برنامه ترکیبی را دریافت کرد درحالی که گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفت. ابزارهای پژوهش شامل شاخص استرس والدگری آبدین (1995)، مقیاس رابطه والد-کودک پیانتا (1992) و پرسشنامه رفتاری کودک آیبرگ (1978) بود. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق تحلیل کوواریانس چندمتغیره با نرم افزار SPSS-23 انجام شد. یافته ها: برنامه مذکور می تواند در کاهش استرس والدگری (05/0p<) و مشکلات برونی سازی شده کودک (05/0p<) اثربخش باشد، همچنین در کاهش تعارضات بین والد و کودک و نزدیک شدن رابطه آن ها مؤثر است (05/0p<) اما در میزان وابستگی بین والد و کودک تغییری ایجاد نمی کند (213/0 p=)، تمام نتایج در مرحله پیگیری پایدار بود به جز مشکلات برونی سازی شده کودک (573/0p=) نتیجه گیری: این برنامه ترکیبی می تواند مداخله ی مؤثری برای کاهش استرس والدگری و بهبود رابطه والد و کودک باشد.
۱۲.

مقایسه اثربخشی رفتار درمانی عقلانی هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر رفتارهای خودمراقبتی (رﻓﺘﺎرﻫﺎی ﺗﻐﺬﯾﻪای، ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺑﺪﻧﯽ، ﮐﻨﺘﺮل ﻗﻨﺪﺧﻮن، ﻣﺮاﻗﺒﺖ از ﭘﺎ و ﺗﺒﻌﯿﺖ داروﯾﯽ ﺑﯿﻤﺎران) در زنان مبتلاء به دیابت نوع دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۰ تعداد دانلود : ۳۷۶
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی رفتار درمانی عقلانی هیجانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، بر رفتارهای خودمراقبتی (رفتارهای تغذیه ای، فعالیت بدنی، کنترل قند خون، مراقبت از پا و تبعیت دارویی بیماران) در افراد مبتلا به دیابت نوع دوم انجام شد. روش پژوهش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه و پیگیری است. جامعه آماری پژوهش را کلیه بیماران مبتلا به دیابت نوع دوم زن دارای پرونده در کلینیک پارسیان اسلام شهر در سال 1398 تشکیل دادند که از بین آن ها، 45 نفر به روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش درمان پذیرش و تعهد 8 جلسه 60 دقیقه ای و گروه رفتار درمانی عقلانی هیجانی 8 جلسه 60 دقیقه ای تحت آموزش قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار ماندند. ابزار مورد استفاده در پژوهش حاضر شامل پرسشنامه رفتارهای خودمراقبتی دیابتی (توبرت و گلاسکو، 1994) بود که در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با استفاده از واریانس اندازه های مکرر تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو مداخله به کار رفته در این پژوهش می توانند به طور معناداری رفتارهای خودمراقبتی (رفتارهای تغذیه ای، فعالیت بدنی، کنترل قند خون، مراقبت از پا و تبعیت دارویی بیماران) در بیماران مبتلا به دیابت نوع دوم را بهبود بخشیدند (05/0p<)، با این تفاوت که مداخله مبتنی بر درمان پذیرش و تعهد دارای تأثیر بیشتری بر رفتارهای خودمراقبتی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دوم داشت. به علاوه درمرحله پس آزمون-پیگیری تفاوت معنی دار مشاهده نشد (05/0p<) بیانگر پایداری تغییرات مداخله است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، درمان پذیرش و تعهد و رفتار درمانی عقلانی هیجانی، مداخلات موثری در افزایش رفتارهای خودمراقبتی بیماران مبتلا به دیابت داشتند
۱۳.

ارائه مدل ساختاری افسردگی بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه، تاب آوری و حمایت اجتماعی ادراک شده با میانجی گری شفقت بر خود و امیدواری در مردان و زنان مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۶۷ تعداد دانلود : ۴۰۷
هدف:پژوهش حاضر پیش بینی افسردگی بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه، تاب آوری و حمایت اجتماعی ادراک شده با در نظر گرفتن نقش میانجی شفقت بر خود و امیدواری در مردان و زنان مبتلا به سرطان بود. روش پژوهش:روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه ی آماری در این پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلا به سرطان مراجعه کننده به انستیتو کانسر بیمارستان های امام خمینی و میلاد تهران بودند. تعداد افراد نمونه 300 بیمار مبتلا به سرطان بود که براساس ملاک های ورود و خروج پژوهش و با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ی شفقت بر خود نف (2003)، پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ(1998)، پرسشنامه تاب آوری کونور-دیویدسون (2005)، پرسشنامه حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و همکاران (1988)، مقیاس افسردگی بک(1961) و پرسشنامه امیدواری اسنایدر (1991) بودند. داده های گردآوری شده با روش مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها:یافته ها نشان داد که مدل پیش بینی افسردگی بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه، تاب آوری و حمایت اجتماعی ادراک شده با در نظر گرفتن نقش میانجی شفقت بر خود و امیدواری براساس داده های تجربی از برازش مطلوبی برخوردار است. همچنین اثر مستقیم و غیرمستقیم طرحواره های ناسازگار اولیه، تاب آوری و حمایت اجتماعی ادراک شده با در نظر گرفتن نقش میانجی شفقت بر خود و امیدواری بر افسردگی بیماران مبتلا به سرطان مورد تأیید قرارگرفت (p<0.05). شفقت بر خود به طور مستقیم بر افسردگی بیماران مبتلا به سرطان اثر می گذارد(p<0.05).همچنین امیدواری به طور مستقیم بر افسردگی بیماران مبتلا به سرطان اثر می گذارد(p<0.05). نتیجه گیری:براساس نتایج پژوهش برای اینکه بیماران مبتلا به سرطان عملکرد مناسبی داشته باشند لازم است از یک سو طرحواره های ناسازگار اولیه تعدیل شده ای داشته باشند، از سوی دیگر دوره های درمانی آنها باید مبتنی بر بهبود تاب آوری و حمایت اجتماعی ادراک شده باشد.
۱۴.

اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر روابط موضوعی بر رضایت زناشویی زوجین متقاضی طلاق با سازمان شخصیت مرزی خفیف: یک مطالعه آزمایشی با توجه به نقش تعدیل کننده ی کارکرد اجرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۶۳ تعداد دانلود : ۳۳۶
مقدمه: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی زوج درمانی روابط موضوعی بر رضایت زناشویی زوجین متقاضی طلاق دارای سازمان شخصیت مرزی خفیف با توجه به نقش عملکرد اجرایی بود. روش: به منظور نمونه گیری، 90 نفر از زوجین متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران، به صورت هدفمند توسط مصاحبه ساختاریافته STIPO برای ارزیابی سازمان شخصیت غربالگری شدند و نمونه نهایی شامل 48 نفر از زوجین با سازمان شخصیت مرزی خفیف انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم گردیدند که با ریزش نمونه 11 زوج در گروه آزمایش و 8 زوج در گروه کنترل باقی ماندند. گروه آزمایش 14 جلسه زوج درمانی روابط موضوعی دریافت کردند، و گروه کنترل در لیست انتظار باقی ماندند. ابزار پژوهش شامل آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین و مقیاس رضایت زناشویی انریچ بود. داده ها به روش تحلیل کواریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: اثرات مثبت معناداری در مرحله ی پس آزمون بر رضایت زناشویی و مولفه هایش مشاهده گردید (0.01>P). بعلاوهدر افراد با عملکرد اجرایی بالاتر، اثربخشی درمان به صورت معناداری بالاتر بود (0.01>P). نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که زوج درمانی روابط موضوعی می تواند رضایت زناشویی زوجین دارای سازمان شخصیت مرزی خفیف را بهبود بخشیده و عملکرد اجرایی می تواند در اثربخشی درمان نقش تعدیل کننده داشته باشد.
۱۵.

نقش واسطه ای سرسختی روانشناختی در رابطه بین سبک های دلبستگی و آشفتگی روانشناختی در دوره شیوع کووید-19(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۲۷۵ تعداد دانلود : ۳۱۸
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای سرسختی روان شناختی در رابطه بین سبک های دلبستگی و آشفتگی روان شناختی در دوران شیوع ویروس کووید-19 انجام شد. مواد و روش ها: طرح پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه های دولتی شهر تهران بود که خود و یا اعضای درجه اول خانواده خود حداقل یک بار سابقه ابتلا به ویروس کووید-19 را بین ماه های اسفند 1399 تا آبان 1400 را داشتند که از این میان تعداد 384 نفر به صورت در دسترس و از طریق فضای مجازی به پرسشنامه های مقیاس سرسختی روان شناختی لانگ و گولت (LGHS)، مقیاس سبک دلبستگی بزرگسال کولینز و رید (RAAS) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-42) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از روش های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و به وسیله ی نرم افزارهای SPSS و AMOS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد سبک های دلبستگی اثر مستقیم و معناداری بر سرسختی روان شناختی دارد، سبک های دلبستگی و سرسختی روان شناختی اثر مستقیم و معناداری بر آشفتگی روان شناختی داشته و همچنین نقش واسطه ای سرسختی روان شناختی بین سبک های دلبستگی و آشفتگی روان شناختی معنادار است. نتیجه گیری: در دوران شیوع کووید-19، سبک های دلبستگی و سرسختی روان شناختی به طور مستقیم بر آشفتگی روان شناختی تأثیر داشته و سرسختی روان شناختی در رابطه بین سبک های دلبستگی و آشفتگی روان شناختی نقش واسطه ای را ایفا می کند.
۱۶.

مقایسه اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی با و بدون TDSC در بهبود شدت درد و کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به فیبرومیالژیا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۳۵۲
هدف این پژوهش مقایسه اثربخشی MBCT با و بدون tDCS بر شدت درد و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به فیبرومایالژیا بود. این پژوهش از لحاظ هدف جزء پژوهش های کاربردی و روش آن از نوع نیمه آزمایشی- دو گروه آزمایشی و یک گروه دارونما با پیش آزمون-پس آزمون بود. نمونه گیری به صورت موارد در دسترس صورت گرفت و تعداد ۳۶ نفر از بیماران مبتلا به فیبرومیالژیای مراجعه کننده به متخصصان در سال ۱۳۹۹ در شهر تهران با ملاک های ورود تشخیص بیماری فیبرومیالژیا توسط متخصص روماتولوژی، دامنه سنی 30 تا 55 سال و طول مدت درد حداقل 6 ماه انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه MBCT ، MBCT همراه با tDCS و دارونما قرار گرفتند. بیماران قرار گرفته در گروه های آزمایش و دارونما پیش و پس از مداخله پرسشنامه شدت درد مک گیل و پرسشنامه کیفیت زندگی را تکمیل نمودند. نتایج نشان داد که در مولفه های شدت درد، هر دو درمان در مقایسه با گروه دارونما اثر بخش بودند، به علاوه اثربخشی درمان ترکیبی به صورت معناداری از MBCT بیشتر بود. در زمینه مولفه های کیفیت زندگی، درمان MBCT در مقایسه با گروه دارونما فقط در مولفه های بهزیستی، کارکرد اجتماعی، درد و سلامت عمومی به صورت معناداری موثر بود، در حالی که تاثیر درمان ترکیبی در مقایسه با گروه دارونما در مولفه های کارکرد جسمی، بهزیستی، درد و سلامت اجتماعی معنادار بود. همچنین درمان ترکیبی در مقایسه با MBCT در مولفه های بهزیستی، درد و سلامت عمومی معنادار بود ( P<0.05 ). براساس نتایج این پژوهش اضافه کردن درمان tDCS به MBCT تاثیر معناداری در شدت درد و برخی مولفه های کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به فیبرومیالژیا دارد.
۱۷.

اثربخشی روان درمانی تحلیلی مبتنی بر دلبستگی در بهبود دلبستگی ناایمن و عشق وسواس گونه زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۲ تعداد دانلود : ۴۵۵
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روان درمانی تحلیلی مبتنی بر دلبستگی دربهبود دلبستگی ناایمن و عشق وسواس گونه زنان با سبک عشق وسواس گونه بود. طرح پژوهش در قالب طرح آزمایشی تک آزمودنی با خط پایه منفرد با پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان مراجعه کننده به مراکز درمانی و مشاوره مشهد که با مشکلاتی در روابط صمیمانه در سال 99-98 مراجعه کردند، بود که به روش نمونه گیری هدفمند سه زن انتخاب شدند. مطابق با طرح پژوهشی، مرحله خط پایه با استفاده از پرسشنامه تجربه روابط نزدیک فریلی و همکاران (2000) و پرسشنامه اعتیاد به عشق فالانگو (2012) اندازه گیری شد. سپس در مرحله مداخله طی 50 جلسه (هفته ای دو جلسه 45 دقیقه) روان درمانی تحلیلی مبتنی بر دلبستگی بر اساس الگویی به مرحله اجرا گذارده شد. در این راستا در مرحله میان درمان، پس از درمان و پیگیری دوماهه نمرات متغیرها اندازه گیری شد. جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل دیداری و نموداری و نیز محاسبه درصد بهبودی استفاده شد. تحلیل داده ها نشان داد که روان درمانی تحلیلی مبتنی بر دلبستگی در اصلاح دلبستگی ناایمن اضطرابی و بهبود سبک عشق وسواس گونه زنان با سبک عشق وسواس گونه تأثیر داشت. همچنین نتایج نشان داد که روان درمانی تحلیلی مبتنی بر دلبستگی تأثیر ناچیزی بر اصلاح سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی زنان داشت، این یافته ها تلویحات عملی در عرصه های بالینی می توانند داشته باشند و موجب بهبود سبک عشق وسواس گونه و دلبستگی اضطرابی زنان شوند.
۱۸.

مقایسه اثربخشی درمان حساسیت زدایی با حرکت چشم و پردازش مجدد و درمان شمارش پیشرونده بر اضطراب، استرس و افسردگی بیماران عمل جراحی بای پس عروق کرونر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۳ تعداد دانلود : ۶۳۹
هدف مطالعه حاضر مقایسه اثربخشی دو روش درمان حساسیت زدایی با حرکت چشم و پردازش مجدد و شمارش پیشرونده بر اضطراب، استرس و افسردگی بیماران جراحی بای پس عروق کرونر بود. طرح پژوهشی نیمه تجربی و از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه بیماران جراحی بای پس عروق کرونر مراجعه کننده به کلینیک بازتوانی مرکز قلب تهران بود، که نمونه ای به تعداد 36 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب و در گروههای آزمایش و کنترل قرار گرفتند. در گروه­های آزمایشی، هر بیمار در 6 جلسه 45 دقیقه ای به صورت انفرادی تحت درمان قرار گرفت و در گروه کنترل هیچ مداخله­ای صورت نگرفت. هر سه گروه مقیاس تجدید نظر شده تاثیر رویداد (ویس و مارمار، 1997) و مقیاس 21 سوالی افسردگی، اضطراب و استرس (لاویباند و لاویباند، 1995) را در قبل و بعد از مداخله و در پیگیری تکمیل نمودند. داده­ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شد. نتایج مقایسه­های زوجی بین گروه­ها هم در مرحله پس آزمون و هم در مرحله پیگیری نشانگر تفاوت معنادار بین گروه درمان حساسیت زدایی با حرکت چشم و پردازش مجدد و گروه کنترل، و گروه شمارش پیشرونده و گروه کنترل در متغیرهای افسردگی (فقط در مرحله پیگیری) و استرس (در هر دو مرحله پس آزمون و پیگیری) بود و این تفاوت بین گروه­ها در متغیر اضطراب مشاهده نشد. همچنین نتایج هیچ گونه تفاوت معناداری بین دو گروه آزمایش نشان نداد (01/0 p< ). بنابراین، روش درمان حساسیت زدایی با حرکت چشم و پردازش مجدد و روش شمارش پیشرونده در کاهش افسردگی و استرس در بیماران جراحی بای پس عروق کرونر موثر می باشند.
۱۹.

اثربخشی طرحواره درمانی بر کیفیت زندگی دختران نوجوان دارای اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱۴ تعداد دانلود : ۶۲۰
هدف: هدف این پژوهش تعیین اثربخشی طرحواره درمانی با سه روش فنون شناختی، تجربی و رفتاری بر کیفیت زندگی نوجوانان دارای اختلال شخصیت مرزی بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر طرح عاملی آزمایشی واقعی با پیش آزمون و پس آزمون همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی بیماران نوجوان دختر در بازه سنی 15 تا 17 و مبتلا به اختلال نشانگان مرزی کلینیک درمانی پیوند بخش عمومی شهر بجنورد در سال 1400-1399 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 40 نفر از آنان انتخاب و در سه گروه آزمایش فنون شناختی، تجربی و رفتاری (هر گروه 10 نفر) و یک گروه گواه (10 نفر) جایگزین شدند. گروه های آزمایش تحت بیست جلسه 90 دقیقه ای طرحواره درمانی با فنون شناختی، تجربی و رفتاری یانگ و همکاران (2003) قرار گرفتند؛ اما گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه ویژگی های شخصیت مرزی کریگ و همکاران (2005) و پرسشنامه کیفیت زندگی توسط وار و شوربون (1992) بودغ داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد طرحواره درمانی با فنون سه گانه شناختی، تجربی و رفتاری در افزایش کیفیت زندگی (704/56=F، 001/0=P) و ابعاد عملکرد جسمی (950/20=F؛ 001/0=P)، محدودیت سلامت جسمانی (484/20=F؛ 001/0=P)، درد بدنی (135/21=F؛ 001/0=P)، سلامت عمومی (900/9=F؛ 001/0=P)، سرزندگی (290/8=F؛ 001/0=P)، عملکرد اجتماعی (027/13=F؛ 001/0=P)، محدویت مشکلات هیجانی (036/7=F؛ 001/0=P) و بهزیستی هیجانی (252/8=F؛ 001/0=P)  موثر است و این تاثیر در مرحله پیگیری پایدار بود (05/0>P). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که طرحواره درمانی می تواند به عنوان یک شیوه درمانی بر اساس فنون سه گانه شناختی، تجربی و رفتاری برای افزایش کیفیت زندگی دختران نوجوانان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در مراکز درمانی به کار برده شوند.
۲۰.

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر تنظیم هیجان و تحمل پریشانی در نمونه های غیر بالینی وسواس فکری - عملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۹ تعداد دانلود : ۳۴۷
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر تنظیم هیجان و تحمل پریشانی در نمونه های غیر بالینی وسواس فکری - عملی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل می باشد. این پژوهش شامل 20 نفر نمونه غیر بالینی با علایم وسواس فکری - عملی بود که به صورت کاملا تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه ی مادزلی، پرسشنامه تنظیم هیجان گروس و پرسشنامه تحمل پریشانی سیمونز و گاهر بود. مداخله انجام شده درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بود که طی هشت جلسه صورت گرفت. همچنین قبل از شروع جلسات هشت گانه یک جلسه جهت ارزیابی انجام گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها در سطح توصیفی از میانگین و انحراف معیار و در سطح استنباطی از تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد که توسط نرم افزار spss21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که میان زیر مقیاس های تنظیم هیجان، ارزیابی مجدد و سرکوبی و میان زیرمقیاس های تحمل پریشانی، تحمل پریشانی هیجانی، جذب شدن به وسیله ی هیجانات منفی، برآورد ذهنی پریشانی، تنطیم تلاش ها برای تسکین پریشانی بین دو گروه در مرحله ی پس آزمون تفاوت معناداری وجود داشت. نتیجه گیری: درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند در تنظیم هیجان و تحمل پریشانی نمونه های غیر بالینی وسواس فکری - عملی مؤثر واقع شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان