امیدعلی عادلی

امیدعلی عادلی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۸ مورد از کل ۲۸ مورد.
۲۱.

تحلیل پویای واکنش رشد اقتصادی ایران به شوک های تحریمی و اقتصادی؛ کاربرد مدل الگوهای خود رگرسیون برداری تعمیم یافته با پارامتر متغیر زمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۹۸
در سال های پس از انقلاب اسلامی، اقتصاد ایران تحت تأثیر تحریم های بین المللی با شدت و ضعف های مختلف قرار گرفته است. در سال های اخیر، دامنه و شدت این تحریم ها افزایش یافته و پیامد های عمیقی بر شاخص های اقتصادی از جمله تولید نا خالص داخلی داشته است. هدف این مطالعه، بررسی اثر گذاری تحریم ها بر رشد اقتصادی ایران در بازه زمانی 1360 _ 1400 با استفاده از شاخص تولید نا خالص داخلی و مدل خود رگرسیون برداری تعمیم یافته (FAVAR) ترکیب شده با مدل پارامتر های متغیر در زمان (TVP) است. حجم نقدینگی، درآمد های مالیاتی، مخارج جاری دولت، نرخ ارز، نا برابری درآمد، سرمایه انسانی، درآمد های نفتی و تحریم ها به عنوان متغیر های توضیحی مدل در نظر گرفته شده اند. نتایج مدل برآوردی نشان دهنده رفتار غیر خطی متغیر ها در تأثیر گذاری بر رشد اقتصادی است. شوک های مثبت در درآمد های مالیاتی و مخارج جاری دولت تأثیر مثبت بر رشد اقتصادی داشته اند، در حالی که شوک های مثبت در شاخص تحریم ها، نقدینگی، نرخ ارز، نا برابری درآمد، سرمایه انسانی و درآمد های نفتی تأثیر منفی بر تولید ناخالص داخلی نشان داده اند. بنا بر این یافته ها نشان می دهند تشدید تحریم ها موجب تضعیف رشد اقتصادی شده است. این نتایج بر لزوم سیاست های پایدار برای کاهش وابستگی اقتصاد کشور به عوامل آسیب پذیر خارجی و ارتقای مقاومت اقتصادی تأکید می کند.
۲۲.

ارائه چارچوبی برای شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر حاکمیت شرکتی در نظام بانکی کشور با رویکرد تحقق اقتصاد مقاومتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۱۷۴
هدف از پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر بر حاکمیت شرکتی در نظام بانکی کشور با رویکرد تحقق اقتصاد مقاومتی است. حاکمیت شرکتی نقش مهمی در تقویت حکمرانی خوب در بانک ها و تحقق اقتصاد مقاومتی دارد. پژوهش حاضر از نظر جهت گیری، کاربردی و از حیث روش شناسی، یک پژوهش آمیخته است. جامعه نظری پژوهش، متخصصین و خبرگان حاکمیت شرکتی و اقتصاد مقاومتی در شبکه بانکی است. نمونه گیری به صورت قضاوتی و بر اساس تخصص خبرگان در حوزه پژوهش انجام شده است. مصاحبه و پرسشنامه غربال و پرسشنامه اولویت سنجی، مهم ترین ابزارهای گردآوری داده ها در این پژوهش هستند. در این پژوهش، از فنون کیفی (تحلیل تم) و کمی (دلفی فازی و کوکوسو) در کنار هم استفاده گردیده است. از میان 34 عامل موثر، هفت عامل اصلی از طریق تحلیل تم استخراج شده است. عوامل فرعی در گام بعد با توزیع پرسشنامه های خبره سنجی و روش دلفی فازی غربال گردیده اند. 11 عامل دارای عدد قطعی بالاتر از 7/0 است و برای رتبه بندی نهایی انتخاب شده است. عوامل غربال شده با روش کوکوسو مورد ارزیابی قرار گرفته است. عوامل اولویت دار عبارت است از: میزان استفاده بانک ها از مشاوران و کارشناسان زبده متخصص در حوزه اقتصاد مقاومتی در مباحث مربوط به حاکمیت شرکتی، میزان توجه بانک ها به شاخص های اقتصاد مقاومتی در گزارش های پایداری، میزان شفافیت بانک ها در سیاست های انتخاب، استخدام و ارتقاء مدیران، استفاده از فناوری های داده محور مثل بلاک چین برای شفافیت قراردادها و میزان حرکت بانک ها به سمت ثبات و پایداری. در انتها پیشنهادها بر اساس مهم ترین عوامل توسعه یافته است.
۲۳.

چالش های پیاده سازی تکافل خرد در کشور و ارائه راه حل جهت اجرایی سازی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۷
1. مقدمه و هدف بیمه های خرد به عنوان یکی از ابزارهای تأمین مالی خرد، نقشی مهم در حمایت از اقشار کم درآمد ایفا می کند. امروزه این نوع بیمه به عنوان راهکاری کلیدی برای بهبود شرایط زندگی جمعیت های آسیب پذیر شناخته می شود. در کشورهای اسلامی، نوعی مشارکت مالی به نام تکافل وجود دارد که برگرفته از اصل «کفالت همگانی» است و شکلی از حفاظت مالی بر پایه ی کمک متقابل و توزیع مشترک ریسک به شمار می رود. تکافل، نظامی مبتنی بر تعاون (کمک متقابل) و تبرع (همکاری داوطلبانه) است که در آن، ریسک به صورت داوطلبانه و اشتراکی میان مشارکت کنندگان تقسیم می شود. هدف این پژوهش، توسعه و تعمیق تکافل در ایران و بررسی چالش های پیاده سازی محصولات تکافل خرد در کشور است؛ موضوعی که با توجه به سطح بالای ریسک و تعدد خطرات پیش رو، نیازمند توجه جدی است. 2. مواد و روش ها این پژوهش با رویکردی اکتشافی به بررسی محصولات تکافل خرد و ویژگی های آن در کشورهای مختلف پرداخته است. پس از شناسایی نمونه ها در دیگر کشورها، امکان سنجی پیاده سازی این محصولات در ایران بر پایه قواعد شرعی و اسلامی و از طریق مصاحبه با خبرگان صورت گرفت. داده های گردآوری شده سپس با آزمون های آماری تحلیل شدند و اهداف تحقیق بر اساس نتایج حاصل از مطالعه SWOT مورد بررسی قرار گرفتند. 3. یافته های تحقیق نتایج نشان داد که یکی از مهم ترین چالش ها در ایران، کمبود آگاهی عمومی درباره مفهوم و کارکرد تکافل است. چالش دیگر، فقدان چارچوب قانونی و نظارتی مناسب برای حمایت از این صنعت محسوب می شود. در مقابل، فرصت هایی همچون افزایش توجه به مفاهیم مالی اسلامی و تمایل جامعه به استفاده از خدمات مالی منطبق با اصول شرعی می تواند زمینه ساز رشد این صنعت باشد.       برگزاری کارگاه ها و سمینارهای آموزشی برای معرفی مزایا و سازوکار تکافل خرد به جامعه هدف، اقدامی مؤثر در افزایش آگاهی است. این آموزش ها باید شامل توضیحاتی درباره اصول شریعت و چگونگی انطباق تکافل خرد با آن باشد. همچنین طراحی محصولات متناسب با نیازهای جامعه هدف مانند پوشش حوادث طبیعی، بیماری های رایج و سایر خطرات روزمره می تواند نقش مهمی در جذب مشتریان ایفا کند. 4. نتیجه گیری بر پایه نتایج به دست آمده، دولت ها باید چارچوب های قانونی و نظارتی مناسبی برای حمایت از تکافل خرد فراهم آورند. این اقدامات شامل تسهیل فرآیند ثبت نام شرکت ها و ارائه مشوق های مالی برای توسعه این صنعت است. افزون بر این، بهره گیری از فناوری های نوین همچون بانکداری همراه و سامانه های آنلاین می تواند دسترسی به خدمات تکافل خرد را تسهیل کند؛ به گونه ای که فرآیندهایی مانند ثبت نام، پرداخت حق بیمه و دریافت خسارت ساده تر و سریع تر انجام شوند.       همچنین همکاری با سازمان های غیردولتی، مؤسسات خیریه و جوامع محلی به گسترش دامنه دسترسی و معرفی خدمات تکافل خرد کمک خواهد کرد. در نهایت، انجام تحقیقات بازار برای شناسایی دقیق نیازها و ترجیحات مشتریان، به شرکت ها این امکان را می دهد که محصولات خود را کارآمدتر طراحی کنند و راهبردهای بازاریابی مؤثرتری را به اجرا بگذارند.
۲۴.

ارائه چارچوبی برای شناسایی و تحلیل مهم ترین روندهای تحقیقاتی زنجیره تأمین کشاورزی هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف: زنجیره تأمین هوشمند در بخش کشاورزی به عنوان یکی از محورهای اصلی توسعه پایدار و بهره وری منابع در جهان معاصر مطرح است. افزایش تقاضای محصولات کشاورزی، محدودیت منابع طبیعی و ضرورت کاهش ضایعات، نیاز به به کارگیری فناوری های نوین و دیجیتال سازی فرآیندهای زنجیره تأمین را بیش از پیش آشکار ساخته است. در این راستا، شناسایی روندهای پژوهشی کلیدی و اولویت دار در حوزه کشاورزی هوشمند و زنجیره تأمین هوشمند، می تواند مسیر توسعه علمی و عملی را هموار ساخته و به اتخاذ تصمیم های مدیریتی مبتنی بر داده کمک کند. هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی مهم ترین روندهای پژوهشی مرتبط با زنجیره تأمین هوشمند در بخش کشاورزی است.روش شناسی: برای دستیابی به این هدف، پژوهش حاضر از رویکرد کمی چندگانه بهره گرفته است. داده های پژوهش از طریق مرور نظام مند ادبیات علمی و پرسشنامه های خبره سنجی جمع آوری شدند. در گام نخست، روندهای پژوهشی از مطالعات منتشرشده در حوزه کشاورزی هوشمند و زنجیره تأمین هوشمند استخراج و ۳۰ روند اولیه شناسایی شد. سپس با مشارکت ۱۰ نفر از خبرگان دانشگاهی و حرفه ای، این روندها با استفاده از تکنیک دلفی فازی پالایش و غربال گری شدند، به گونه ای که تنها روندهایی با عدد دیفازی بالاتر از ۰٫۷ برای مرحله بعدی باقی ماندند و ۹ روند کلیدی انتخاب شد. در گام بعد، این روندها بر اساس سه شاخص مهم شامل تکرار در مقالات مروری، سطح تأثیر فناورانه و جهت گیری آینده پژوهی با استفاده از روش مارکوس تحلیل و رتبه بندی شدند. وزن شاخص ها در این تحلیل برابر در نظر گرفته شد و داده ها به صورت خطی نرمال سازی و در ماتریس نرمال موزون وارد شدند تا میزان مطلوبیت و اولویت هر روند به صورت کمی تعیین گردد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که پنج روند پژوهشی در صدر اولویت ها قرار دارند: ادغام هوش مصنوعی توضیح پذیر با بلاک چین برای تصمیم گیری و امنیت، استفاده از یادگیری ماشین برای بهینه سازی جریان کالا و کاهش ضایعات، ترکیب داده های حسگری و کلان داده برای پیش بینی تولید و مصرف، گسترش اینترنت اشیا در مدیریت زنجیره تأمین کشاورزی، و توسعه ردیابی و شفافیت زنجیره تأمین با بلاک چین. این روندها نه تنها بازتاب تحولات فناورانه کلیدی در کشاورزی هوشمند هستند، بلکه مسیرهای پژوهشی آینده و استراتژی های توسعه ای برای بهبود کارایی، شفافیت و پایداری زنجیره تأمین کشاورزی را مشخص می کنند.نتیجه گیری: نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که تمرکز بر فناوری های داده محور و دیجیتال سازی فرآیندها می تواند موجب افزایش بهره وری، کاهش ضایعات، ارتقای پایداری و تقویت اعتماد میان ذی نفعان زنجیره تأمین شود. ادغام XAI با بلاک چین، استفاده از یادگیری ماشین و تحلیل داده های حسگری و کلان داده، و گسترش اینترنت اشیا و شفافیت زنجیره تأمین، ابزارهای کلیدی برای تحقق این اهداف هستند. یافته ها می توانند به پژوهشگران، مدیران و سیاست گذاران کمک کنند تا اولویت های تحقیقاتی و توسعه ای خود را به صورت علمی و مبتنی بر داده تعیین نمایند. با وجود محدودیت هایی از جمله حجم نمونه محدود خبرگان، تمرکز بر داده های انتشار یافته و ماهیت کمی تحلیل، این پژوهش پایه ای ارزشمند برای سیاست گذاری علمی، برنامه ریزی توسعه فناوری های نوین و انجام مطالعات آینده با نمونه های گسترده تر و تحلیل های ترکیبی کمی-کیفی فراهم می آورد. تحقیقات آتی می تواند به بررسی اثرات زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی پیاده سازی فناوری های هوشمند و طراحی چارچوب های پایدار و انسان محور برای مدیریت زنجیره تأمین کشاورزی بپردازد.
۲۵.

ارزیابی کارایی بیمه تکافلی خانوادگی در کشورهای منتخب با استفاده از مدل مرزی تصادفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۶۶
بیمه های اسلامی، به ویژه بیمه تکافل، نقش مهمی در تأمین مالی و حمایت خانوارهای کشورهای اسلامی ایفا می کنند. ارزیابی کارایی این نوع بیمه ها می تواند به بهبود و گسترش آن ها در کشورهای دیگر، از جمله ایران، کمک کند. مالزی، امارات، اردن و عربستان سعودی به عنوان کشورهای پیشرو در توسعه بیمه تکافلی، تجربیات ارزشمندی ارائه کرده اند که می تواند الگوی مناسبی برای سایر کشورها باشد. این پژوهش به ارزیابی کارایی بیمه تکافل خانوادگی در این کشورها طی دوره زمانی ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲ پرداخته و پیشنهادهایی برای کاربرد این نظام بیمه ای در ایران ارائه می دهد. برای تحلیل داده ها از مدل مرز تصادفی و رگرسیون کوانتیل استفاده شد تا امکان شناسایی عوامل داخلی و محیطی مؤثر بر کارایی فراهم گردد. نتایج نشان داد که عوامل داخلی شامل تعداد کارکنان، کارایی عملیاتی، رشد حق بیمه، هزینه ها و بازده سرمایه، بیشترین اثر مثبت و معنادار را بر کارایی بیمه ها دارند و بهبود هماهنگ این عوامل کلید افزایش بهره وری و سودآوری است. شاخص محیطی تنها در شرکت های با کارایی بالا اثر محدود دارد و سطح قابل توجهی از ناکارایی فنی نیز شناسایی شد. بر اساس این یافته ها، پیشنهاد می شود که مدیران و سیاست گذاران بیمه تکافل در ایران و سایر کشورها، با تمرکز بر بهینه سازی عوامل داخلی و مدیریت ناکارایی، برنامه های هدفمند و مبتنی بر شواهد برای ارتقای کارایی و بهره وری طراحی کنند. این رویکرد می تواند به بهبود عملکرد، افزایش سطح حق بیمه ها و تقویت رضایت مندی بیمه گذاران منجر شود.
۲۶.

بررسی مدل های مختلف رتبه بندی شرکت های بیمه و انتخاب مدل مناسب و پیاده سازی آن برای شرکت های بیمه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۳
مقدمه و اهداف: صنعت بیمه به عنوان یکی از ارکان نظام مالی کشور، در تحقق ثبات اقتصادی، کاهش عدم اطمینان و پشتیبانی از فعالیت های تولیدی و سرمایه گذاری نقش حیاتی دارد. رشد چشمگیر شرکت های بیمه خصوصی طی سال های اخیر و گسترش فضای رقابتی، ضرورت ایجاد نظام ارزیابی و رتبه بندی دقیق و مبتنی بر شاخص های معتبر را افزایش داده است. نبود یک چهارچوب یکپارچه و داده محور موجب شده است ارزیابی عملکرد شرکت های بیمه بیشتر به صورت پراکنده و بر پایه معیارهای محدود انجام شود؛ درحالی که اتخاذ تصمیم های مناسب ازسوی بیمه گذاران، نهادهای ناظر و سیاست گذاران مستلزم دسترسی به اطلاعات ساختاریافته از وضعیت شرکت هاست. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر طراحی یک الگوی جامع رتبه بندی با بهره گیری از شاخص های مالی، عملیاتی و سرمایه انسانی و ترکیب آنها با روش های نوین تصمیم گیری چندمعیاره است. این پژوهش با رویکردی بومی سازی شده تلاش می کند شکاف موجود در ادبیات رتبه بندی صنعت بیمه ایران را جبران کرده و ابزار موردنیاز برای ارتقای شفافیت، رقابت پذیری و بهبود کارایی شرکت های بیمه را فراهم کند. ازآنجاکه ارتقای نظام بیمه ای در اسناد بالادستی کشور، به ویژه سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی و تأمین مالی اسلامی مورد تأکید قرار گرفته است، تدوین مدل ارزیابی عملکرد شرکت های بیمه می تواند به ارتقای سلامت مالی، کاهش ریسک های نظام مند و تقویت کارکردهای بیمه در اقتصاد اسلامی کمک نماید. براساس این، پژوهش حاضر به دنبال ارائه چهارچوبی علمی برای رتبه بندی شرکت های بیمه و تحلیل جایگاه نسبی آنها در بازار ایران است. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر از رویکرد آمیخته و عمل گرایانه بهره می برد و طراحی آن با استفاده از الگوی پیاز پژوهش ساندرز صورت گرفته است. در مرحله نخست، شاخص های مرتبط با ارزیابی عملکرد شرکت های بیمه از طریق مرور ادبیات داخلی و خارجی، گزارش های نظارتی و سالنامه آماری بیمه مرکزی استخراج شد که در مجموع ۲۲ شاخص اولیه در سه بُعد مالی، عملیاتی و رشد و یادگیری-مشتری مداری به دست آمد. سپس با استفاده از روش دلفی فازی و اخذ نظرات ۲۵ خبره صنعت بیمه، شاخص ها غربال شدند و ۱۷ شاخص نهایی با اتکا به آستانه فازی تعیین شدند. در مرحله دوم، وزن شاخص ها با بهره گیری از روش اولویت ترتیبی (OPA) محاسبه شد. این روش بر پایه یک مدل برنامه ریزی خطی در نرم افزار LINGO اجرا شد و امکان تعیین وزن هایی سازگار و مبتنی بر ترجیحات خبرگان را فراهم کرد. در مرحله سوم، داده های ۲۸ شرکت بیمه ای (دولتی، خصوصی و مناطق آزاد) برای شاخص های منتخب جمع آوری شد و سه روش تصمیم گیری چندمعیاره شامل PROMETHEE II ،SECA و MARCOS برای رتبه بندی شرکت ها به کار گرفته شد. این روش ها به دلیل تفاوت در مبانی تحلیلی (مقایسه زوجی، تحلیل برتری-شکست، فاصله از ایدئال و ضدایدئال) امکان ارزیابی چندزاویه ای را ایجاد کردند. نهایتاً، برای دستیابی به رتبه ای پایدار و کاهش نوسان های بین مدلی، از میانگین هندسی خروجی سه روش استفاده شد تا رتبه نهایی هر شرکت تعیین شود. جامعه آماری شامل تمامی شرکت هایی است که داده های مربوط به شاخص های آنها در سال مورد بررسی در دسترس بوده است. نتایج: نتایج حاصل از غربال سازی شاخص ها نشان می دهد پنج شاخص به دلیل عدم کسب امتیاز کافی در فرایند دلفی فازی حذف شده اند و ۱۷ شاخص نهایی به عنوان پایه مدل رتبه بندی انتخاب شده اند. در بخش وزن دهی، روش اولویت ترتیبی نشان می دهد «ضریب خسارت» بیشترین اهمیت را در میان شاخص ها دارد و پس از آن شاخص های «تعداد بیمه نامه صادره»، «سهم ریالی حق بیمه از بازار» و «نرخ رشد حق بیمه صادره» بیشترین وزن را دارند. اهمیت این شاخص ها نشان می دهد که عملکرد شرکت های بیمه بیش از هر چیز تحت تأثیر مدیریت خسارت، کارایی فروش و جایگاه رقابتی در بازار است. در مرحله رتبه بندی، خروجی سه روش MCDM تفاوت هایی را در رتبه شرکت ها نشان می دهد. در روش PROMETHEE II، شرکت های ایران، آسیا و دانا در رتبه های برتر قرار گرفتند. در روش SECA، شرکت های ایران، البرز و پارسیان حائز رتبه های نخست شدند. در روش MARCOS، شرکت های تعاون، حکمت صبا و خاورمیانه در رتبه های بالاتر ظاهر شدند. این اختلاف رتبه ها ناشی از ماهیت متفاوت مدل های رتبه بندی است. برای رفع این تفاوت ها، میانگین هندسی سه رتبه محاسبه شد. براساس نتیجه نهایی، شرکت بیمه ایران در جایگاه نخست قرار گرفت و پس از آن شرکت های البرز، پارسیان, دانا و پاسارگاد رتبه های دوم تا پنجم را کسب نمودند. شرکت های کوچک تر و نوپا به ویژه در شاخص های خسارت و سهم بازار عملکرد پایین تری داشتند. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد رتبه بندی شرکت های بیمه براساس مجموعه ای جامع از شاخص های چندبعدی می تواند تصویر دقیق تری از وضعیت عملکردی شرکت ها ارائه دهد. اهمیت بالای ضریب خسارت در وزن دهی بیانگر آن است که کارایی در مدیریت خسارت، یکی از اساسی ترین معیارهای مالی و عملیاتی در صنعت بیمه ایران است. همچنین شاخص های مرتبط با سهم بازار و تعداد بیمه نامه صادره، اهمیت بازاریابی مؤثر، توسعه شبکه فروش و مدیریت پرتفوی را برای شرکت های بیمه برجسته می کند. تفاوت رتبه ها در روش های تصمیم گیری چندمعیاره نیز بیانگر آن است که اتکا به یک روش واحد می تواند به تصمیم گیری نادرست منجر شود. ازاین رو، ترکیب روش ها و استفاده از میانگین هندسی، راهکاری پایدار و معتبر ارائه می دهد. از منظر سیاست گذاری، نتایج این پژوهش می تواند برای نهاد ناظر (بیمه مرکزی) در زمینه پایش عملکرد شرکت ها، تعیین معیارهای توانگری، شناسایی شرکت های پرریسک و ارتقای رقابت سالم در بازار مفید باشد. برای شرکت های بیمه نیز این مدل می تواند به عنوان ابزاری برای شناخت نقاط قوت و ضعف، برنامه ریزی بهبود عملکرد و تقویت مدیریت ریسک به کار گرفته شود. همچنین، با توجه به رویکرد اقتصاد اسلامی که بر شفافیت، عدالت و کارایی در نظام مالی تأکید دارد، مدل ارائه شده می تواند زمینه ساز ارتقای سلامت مالی و اعتماد عمومی در بازار بیمه باشد. پیشنهاد می شود در پژوهش های آتی شاخص های دیگری مانند رضایت بیمه گذاران، کیفیت خدمات دیجیتال، حاکمیت شرکتی و نوآوری نیز اضافه شود و از روش های داده محور نظیر یادگیری ماشین برای تحلیل پویایی رتبه ها استفاده شود. تقدیر و تشکر: نگارندگان از مسئولان و داوران محترم نشریه جستارهای اقتصادی با رویکرد اسلامی که با راهنمایی های ارزشمند خود زمینه ارتقای کیفیت علمی این مقاله را فراهم کردند، تشکر و قدردانی می نمایند. تعارض منافع: نگارندگان اعلام می کنند که در ارتباط با تدوین و انتشار این مقاله هیچ گونه تعارض منافع علمی، مالی یا سازمانی وجود ندارد.
۲۷.

نقش نامتقارن تکانه های نرخ ارز و تورم بر شاخص کل بازار سهام در ایران: شواهدی از الگوی خودرگرسیون برداری آستانه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۰
هدف مطالعه حاضر بررسی اثر نامتقارن نرخ ارز و نرخ تورم بر شاخص کل بازار سهام است. بدین منظور برای بررسی اثر متغیرها بر شاخص کل بازار سهام از مدل خودرگرسیون برداری آستانه ای که امکان بررسی تکانه مثبت و منفی متغیرها در مقادیر بالاتر از آستانه و کمتر از آستانه شاخص کل سهام را می دهد؛ طی دوره زمانی 1401-1379 به صورت فصلی استفاده می شود. برای مدل خودرگرسیون برداری آستانه ای پنج متغیر شاخص کل سهام، نرخ تورم، نرخ ارز، نقدینگی و شاخص تولید صنعتی در نظر گرفته شدند و شاخص کل سهام به عنوان متغیر آستانه در نظر گرفته شد و مقدار آستانه شاخص سهام 71686 واحد است. نتایج نشان می دهد که تکانه تورم اثر نامتقارن در رژیم بالا (مقادیر بیشتر از آستانه) و پایین (مقادیر کمتر از آستانه) بر شاخص کل دارد. تکانه مثبت و منفی نرخ ارز اثر نامتقارن بر بازار سهام در رژیم بالا و پایین را نشان می دهد و تکانه مثبت اثر افزایشی و تکانه منفی اثر کاهشی بر شاخص کل سهام دارد. تکانه مثبت و منفی نقدینگی و شاخص تولید صنعتی نیز اثرات نامتقارنی بر بازار سهام در رژیم بالا و پایین نشان می دهند. بنابراین، در زمینه سیاست گذاری کلان برای رونق بازار سهام، لازم است سیاست گذاران به شوک های مثبت و منفی متغیرها و صعودی و نزولی بودن بازار سهام توجه کنند.
۲۸.

تحلیل اقتصادسنجی فضایی انتشار دی اکسید کربن در کشورهای منتخب خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۱
این مطالعه به بررسی عوامل فضایی مؤثر بر انتشار دی اکسید کربن (CO₂) در کشورهای منتخب خاورمیانه می پردازد و بر اهمیت برون ریزهای زیست محیطی فرامرزی تأکید دارد. این مقاله با بهره گیری از روش های پیشرفته اقتصادسنجی فضایی، آثار مستقیم و سرریز متغیرهایی همچون تولید نفت سرانه، شدت انرژی و ساختار تولید برق بر انتشار CO₂ در منطقه را شناسایی می نماید. این پژوهش از مدل پانل خطای فضایی با اثرات ثابت با اثرات ثابت کشوری و زمانی برای هشت کشور منتخب خاورمیانه طی دوره 2024- 2000 استفاده می کند. متغیرهای توضیحی کلیدی شامل تولید نفت سرانه، مصرف انرژی سرانه، شدت انرژی و ساختار تولید برق (شامل منابع فسیلی، گازی و نفتی) هستند. علاوه بر این، آزمون های تشخیصی برای بررسی وجود خودهمبستگی فضایی به کار رفته است. نتایج نشان می دهد که انتشار CO₂ دارای همبستگی فضایی قوی و معناداری است (ضریب خودرگرسیونی فضایی = 805/0)، به طوری که انتشار ملی به طور قابل توجهی از انتشار کشورهای همسایه تأثیر می پذیرد. همچنین، تولید نفت سرانه اثر مثبت و معناداری بر انتشار CO₂ دارد و هزینه های زیست محیطی وابستگی به منابع را برجسته می کند. در مقابل، تولید سرانه نفت اثر مثبت و معناداری بر انتشار CO₂ دارند که بیانگر نقش بهره وری انرژی و اصلاح ساختار تولید برق در کاهش آلایندگی است. شدت انرژی مصرفی اولیه و مصرف برق فسیلی تأثیر مثبت دارند ولی از نظر آماری در سطح قابل توجهی قرار ندارند. این مطالعه نشان می دهد که انتشار CO₂ در خاورمیانه فراتر از مرزهای ملی است و سیاست های یکجانبه برای کاهش آن کافی نیستند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان