۱.
هدف:پژوهش حاضر با هدف تحلیل علم سنجی پژوهش های منتشر شده در پایگاه اسکوپوس با موضوع تبلیغات شفاهی و آگاهی از برند طی سال های2025-2007 انجام شده است. هدف کلی، ارائه یک مرور جامع و سیستماتیک از تولیدات علمی در این حوزه، شناسایی روندهای انتشار، کشورهای تأثیرگذار، کلمات کلیدی پرکاربرد و جهت گیری های موضوعی نوظهور بود. با توجه به بازار جهانی رقابتی فزاینده، درک گفتمان علمی پیرامون تبلیغات دهان به دهان و آگاهی از برند، هم برای دانشگاهیان که سعی در مفهوم سازی این پدیده دارند و هم برای متخصصانی که به دنبال تبدیل بینش ها به استراتژی های عملی هستند، به یک ضرورت استراتژیک تبدیل شده است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی– تحلیلی و با رویکرد علم سنجی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل 226 مقاله علمی در حوزه تبلیغات شفاهی و آگاهی از برند است که توسط استراتژی جستجو که با مطالعه ادبیات این حوزه و همچنین مشورت با خبرگان مربوطه استراتژی اولیه آماده شد و پس از چندین مرحله رفت و برگشت و بررسی مدارک بازیابی شده از پایگاه اسکوپوس، استراتژی نهایی گردیده است، در بازه زمانی2025-2007 در پایگاه علمی اسکوپوس یافت شده است. نرم افزارهای VOSviewer / Gephi / Excel جهت تحلیل داده ها و ترسیم نمودارها استفاده شده است. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان دهنده روند صعودی انتشار مقالات حوزه تبلیغات شفاهی و تاثیر آن بر آگاهی از برند در سال های اخیر بوده است. کشورهای پیشرو در تولید علمی مرتبط با موضوع مورد بررسی شامل کشورهای اندونزی، هند و آمریکا بودند. از دیگر یافته ها شناسایی واژگانی مانند تبلیغات شفاهی الکترونیکی و رسانه های اجتماعی به عنوان واژه های کلیدی پرتکرار است. نتیجه گیری:روند صعودی مقالات منتشر شده در این حوزه مخصوصا در سال های اخیر نشان از ارزش و اهمیت این حوزه موضوعی دارد. نتیجه این پژوهش حاکی از آن است که شرکت ها و برندها باید استراتژی های خود را با تمرکز بر رسانه های اجتماعی، تبلیغات شفاهی، و تأثیرگذاری از طریق اعتماد اجتماعی و اینفلوئنسرها تنظیم کنند تا بتوانند آگاهی از برند خود را به طور مؤثرتری گسترش دهند.از نظر عملی، مدیران برند باید ابتکاراتی را در اولویت قرار دهند که تجربیات اصیل مشتری را تشویق می کنند، زیرا تبلیغات شفاهی مثبت نه تنها باعث افزایش دیده شدن برند می شود، بلکه وفاداری بلندمدت را نیز تقویت می کند. شواهد علم سنجی همچنین بر لزوم ادغام استراتژی های تبلیغات شفاهی در اکوسیستم های بازاریابی گسترده تر تأکید می کند و از این طریق امکان انتشار مؤثرتر پیام های برند را فراهم می کند.
۲.
هدف: هدف از این پژوهش تحلیل تولیدات علمی نمایه شده مرتبط با حوزه اقتصاد زیست محیطی مبتنی بر پایگاه وب.آو.ساینس همراه با ترسیم نقشه علمی این حوزه است.روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و با رویکرد علم سنجی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 1248 رکورد تولیدات علمی مرتبط با اقتصاد زیست محیطی است که از سال 1967 تا پایان 2023 نمایه شده اند. ابزار گردآوری داده ها راهبرد جست وجوی پیشرفته در بخش موضوعی این پایگاه است که پیشینه ها را براساس زبان، کشور، نویسنده، و سال انتشار استخراج کرده است. در تحلیل داده ها، از نرم افزارهای ویزویور و یوسی نت استفاده شده است.یافته ها: یافته ها نشان داد که در بین کشورها، چین با 363 مقاله پیشتاز تولیدات علمی است و بیشترین همکاری را با آمریکا، انگلیس، و پاکستان داشته است. پس از چین، آمریکا با 259 رکورد و انگلیس با 128 رکورد در رتبه های بعدی قرار دارند. در میان نویسندگان، لی با انتشار نُه اثر و دریافت 17 استناد در پایگاه وب.آو.ساینس در رتبه نخست قرار دارد. پس از او، زانگچی با هفت اثر و 45 استناد در رتبه دوم و لیکس با پنج اثر و 52 استناد در رتبه سوم جای گرفته اند. بیشترین تولیدات علمی در سال 2022 با 159 مقاله ثبت شده و اولین مقاله به سال 1967 مربوط می شود. سه مقاله پراستناد در حوزه اقتصاد زیست محیطی به توسعه پایدار، رقابت در اقتصادهای در حال گذار، و اقتصاد هیدروژنی پرداخته اند. وجه اشتراک این مقالات، تأکید بر رویکردهای میان رشته ای، کاربرد عملی در سیاست گذاری، و توجه به چالش های جهانی، در حوزه های مدیریت منابع، انرژی های تجدیدپذیر، و اقتصاد سبز مورد استناد قرار گرفته اند و نشان می دهند که پژوهش های آینده در اقتصاد زیست محیطی باید بر ارتباط محیط زیست، اقتصاد، جامعه، و ارائه راهکارهای عملی متمرکز باشند. در میان نشریات نیز، نشریه پایداری از سوئیس، بولتن محیطی فرزنیوس از آلمان، و تولید تمیزتر از انگلستان، سه ناشر برتر در حوزه اقتصاد زیست محیطی هستند که به ترتیب بر پایداری زیست محیطی و سیاست گذاری های توسعه پایدار، آلودگی های صنعتی و فناوری های پاک، و استراتژی های تولید پاک و بهره وری منابع تمرکز دارند. تحلیل توزیع جغرافیایی این نشریات نشان می دهد که کشورهای سوئیس، آلمان، و انگلستان نه تنها در سیاست گذاری های زیست محیطی و انرژی های تجدیدپذیر پیشرو هستند، بلکه با تولید دانش علمی و انتشار پژوهش های کاربردی، نقش مهمی در شکل دهی به گفتمان علمی این حوزه ایفا می کنند. یافته ها بیانگر آن است که برای شناسایی پرتکرارترین اهداف توسعه پایدار مرتبط با اقتصاد زیست محیطی، مقالات علمی مرتبط جمع آوری و تحلیل شدند که نشان داد اقدام برای جلوگیری از تغییرات اقلیمی با 291 تکرار بیشترین فراوانی را دارد، درحالی که شهرها و جوامع پایدار و زیرساخت و نوآوری در صنعت به ترتیب در رتبه های دوم و سوم قرار گرفتند. این نتایج بیانگر آن است که پژوهش های اقتصاد زیست محیطی بیشتر بر چالش های زیست محیطی و صنعتی متمرکز بوده اند، درحالی که به موضوعاتی مانند ریشه کنی فقر، گرسنگی، و سلامت انسانی کمتر توجه شده است، که این امر نشان دهنده نیاز به پژوهش های میان رشته ای در این حوزه است. همچنین، روند زمانی و ارتباطات پرتکرارترین کلیدواژه ها در حوزه اقتصاد زیست محیطی نشان دهنده تکامل مفاهیم پژوهشی از مسائل بنیادین زیست محیطی و اجتماعی در سال های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ به چالش ها و فرصت های نوظهور مانند اقتصاد دورانی و بحران های جهانی همچون کووید-۱۹ در سال های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲ است؛ روندی که پاسخ گویی پژوهش ها به نیازهای زمان و بحران های جهانی را نمایان می سازد.نتیجه گیری: نتایج نشان داد کلیدواژه های مرتبط با اقتصاد زیست محیطی در هفت خوشه طبقه بندی شده اند که هرکدام بر جنبه ای خاصی تأکید دارند. تمرکز پژوهش ها از مسائل بنیادین زیست محیطی به مفاهیم پیچیده تری مانند اقتصاد دورانی، اقتصاد دیجیتال، و تغییرات اقلیمی تغییر یافته است. حوزه اقتصاد زیست محیطی به عنوان یک حوزه چندبُعدی، به طور پیوسته در حال گسترش است و محققان به طور فزاینده ای در جست وجوی راهکارهای نوآورانه برای ارتقاء این حوزه هستند.
۳.
هدف: در عصر دیجیتال، وب سایت ها به یکی از مهم ترین بسترهای ارتباطی و خدماتی سازمان ها و نهادهای آموزشی و پژوهشی تبدیل شده اند و حضور مؤثر در فضای وب به ضرورتی اجتناب ناپذیر بدل شده است. کیفیت، کارایی و ساختار فنی وب سایت ها نقش مهمی در انتقال اطلاعات، جلب اعتماد کاربران و تحقق اهداف ارتباطی ایفا می کنند. این اهمیت در دانشگاه ها، که بخش قابل توجهی از فعالیت های آموزشی، پژوهشی و اداری آن ها از طریق وب سایت انجام می شود، دوچندان است. وب سایت های دانشگاهی ابزار اصلی معرفی فعالیت های علمی، جذب دانشجویان، ارتباط با پژوهشگران و ارائه خدمات آموزشی و پژوهشی محسوب می شوند. با وجود این، اغلب پژوهش های وب سنجی دانشگاهی بر شاخص های محتوایی و پیوندی تمرکز داشته و ابعاد فنی وب سایت ها کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ازاین رو، هدف این پژوهش بررسی و ارزیابی فنی تعدادی از وب سایت های دانشگاه های زیرمجموعه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری جمهوری اسلامی ایران است.روش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی–تحلیلی و با استفاده از روش های وب سنجی انجام شد. در این مطالعه، یازده وب سایت دانشگاهی که در رتبه بندی های پیشین مورد توجه بوده اند، بررسی شدند. برای ارزیابی عملکرد فنی وب سایت ها از هفت ابزار وب سنجی استفاده شد. شاخص های مورد بررسی شامل حجم صفحه اصلی، زبان نشانه گذاری، سطح امنیت، زمان بارگذاری، استفاده از ابَر توضیح، بهره گیری از ابزارهای تحلیل بازدید و پشتیبانی از آی پی های متعدد بود. داده ها گردآوری، امتیازدهی و بر اساس مجموع امتیازها، رتبه بندی نهایی وب سایت ها انجام شد.یافته ها: نتایج نشان داد که وب سایت های بررسی شده در بیشتر شاخص های فنی از جمله امنیت، حجم مناسب صفحات و زمان بارگذاری، عملکرد نسبتاً قابل قبولی دارند. با این حال، در زمینه استفاده از ابزارهای تحلیل بازدید و درج ابَر توضیح کاستی هایی مشاهده شد که می تواند بر دیده شدن و بهره وری وب سایت ها در موتورهای جست وجو تأثیر منفی داشته باشد. همچنین تفاوت هایی در استفاده از زبان نشانه گذاری و پشتیبانی از آی پی های متعدد میان وب سایت ها وجود داشت. در حقیقت این نتایج نشان دهنده وجود شکاف معنادار میان عملکرد فنی مطلوب و بهره گیری از ابزارهای بهینه سازی وب در وب سایت های دانشگاهی است.نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که در کنار شاخص های محتوایی و پیوندی، توجه به ویژگی های فنی وب سایت ها نیز می تواند نقش مؤثری در بهبود عملکرد و ارتقای جایگاه دانشگاه ها ایفا کند. یافته های این مطالعه می تواند به عنوان الگویی کاربردی برای بهبود ساختار فنی وب سایت های دانشگاهی مورد استفاده قرار گیرد.
۴.
مقدمه تاب آوری سایبری نظام های مالی و بانکی در سال های اخیر به ضرورتی راهبردی برای مقابله با تهدیدات فناورانه و بحران های سیستمیک تبدیل شده است. افزایش حملات پیچیده، گسترش خدمات مالی دیجیتال و وابستگی شدید زیرساخت های مالی به فناوری های شبکه ای، این مفهوم را از سطحی فنی به مؤلفه ای حیاتی در ثبات و پایداری اقتصادی ارتقا داده است. پژوهش حاضر با هدف ترسیم نقشه دانش و شناسایی روندهای علمی، بازیگران کلیدی، خوشه های موضوعی و شکاف های پژوهشی، به تحلیل علم سنجی تاب آوری سایبری در نظام های مالی و بانکی طی بازه زمانی ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵ پرداخته است.روش پژوهش مبتنی بر رویکرد علم سنجی است. داده ها از پایگاه Scopus استخراج شده و پرس وجوی جستجو با هدف پوشش جامع ترکیبات واژگانی مرتبط با مفاهیم Cyber Resilience، Banking و Financial Systems طراحی گردید. محدودیت زمانی ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۵ و زبان انگلیسی اعمال شد. داده های خام با Open Refine پاک سازی و یکپارچه شدند تا خطاهای ناشی از ناهمگونی اسامی نویسندگان و مؤسسات حذف گردد. سپس داده ها برای تحلیل شبکه ای و مصورسازی در VOS viewer و تحلیل های آماری تکمیلی با Python و کتابخانه های Pandas، NumPy و Matplotlib پردازش شدند. ترکیب این ابزارها تصویری کمّی و جامع از وضعیت علم سنجی، ساختار همکاری های علمی و مفاهیم محوری حوزه ارائه کرده است.یافته های پژوهش نشان می دهد تولید دانش در این حوزه طی سال های اخیر روندی صعودی و شتاب گیرنده داشته و بیشترین رشد در سال های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ مشاهده می شود؛ دوره ای که هم زمان با گسترش فین تک ها و افزایش تهدیدات سایبری، توجه جهانی به امنیت مالی شدت یافته است. ایالات متحده، چین، انگلستان و آلمان بیشترین سهم را در تولید دانش و همکاری علمی دارند و به عنوان هسته های اصلی شبکه جهانی شناسایی شده اند. با این حال، مشارکت کشورهای درحال توسعه هنوز محدود و شبکه جهانی همکاری ها تمرکزگرا است.تحلیل هم واژگانی نشان داد که ادبیات علمی تاب آوری سایبری نظام های مالی در قالب هفت خوشه مفهومی سازمان یافته است:۱. خوشه آبی روشن با محوریت امنیت سایبری، امنیت شبکه و حفاظت از داده ها (رویکرد فنی).۲. خوشه سبز مرتبط با تاب آوری و مدیریت ریسک (پیوند فنی_مالی).۳. خوشه قرمز شامل مفاهیم هوش مصنوعی، فین تک و تقلب سایبری (فناوری های نوین مالی).۴. خوشه سیاه با تمرکز مستقل بر ارزیابی ریسک.۵. خوشه بنفش درباره سیاست گذاری و مقررات سایبری.۶. خوشه فیروزه ای شامل زیرساخت های حیاتی، شهر هوشمند و خودمختاری سایبری.۷. خوشه زرد مرتبط با موضوعات نوظهور نظیر پایداری، بلاکچین، تجارت الکترونیک و تشخیص نفوذ.این ساختار نشان می دهد که تمرکز پژوهش ها از ابعاد صرفاً فنی به دیدگاهی چندسطحی و میان رشته ای تحول یافته است، جایی که پایداری و تاب آوری مالی با فناوری های نوین درهم تنیده اند.نتایج کلی نشان می دهد که حوزه تاب آوری سایبری در نظام های مالی به سوی بلوغ مفهومی در حرکت است، اما هنوز شکاف هایی برجسته باقی مانده است. مهم ترین آن ها عبارت اند از: فقدان مطالعات تجربی در محیط های بانکی واقعی، نبود چارچوب های جامع ارزیابی ریسک که ابعاد فنی، نهادی و اقتصادی را تلفیق کند، و محدودیت همکاری های میان رشته ای و بین المللی. برای گذار از این وضعیت، نهادهای مالی باید از رویکرد واکنشی به سمت مدیریت تاب آوری سیستمی حرکت کنند و از فناوری های هوش مصنوعی، بلاکچین و امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) برای پایش مداوم تهدیدات، ارتقای شفافیت و تقویت پاسخ گویی استفاده نمایند. به طور کلی، پژوهش حاضر نشان می دهد تاب آوری سایبری اکنون در تعامل با فناوری های نوظهور، نقش بنیادینی در پایداری نظام های مالی ایفا می کند. استفاده ترکیبی از روش های علم سنجی و تحلیل های کیفی، گسترش پایگاه های داده و تدوین شاخص های معتبر سنجش عملکرد تاب آوری، مسیر آینده این حوزه را شکل خواهد داد.
۵.
هدف: زنجیره تأمین هوشمند در بخش کشاورزی به عنوان یکی از محورهای اصلی توسعه پایدار و بهره وری منابع در جهان معاصر مطرح است. افزایش تقاضای محصولات کشاورزی، محدودیت منابع طبیعی و ضرورت کاهش ضایعات، نیاز به به کارگیری فناوری های نوین و دیجیتال سازی فرآیندهای زنجیره تأمین را بیش از پیش آشکار ساخته است. در این راستا، شناسایی روندهای پژوهشی کلیدی و اولویت دار در حوزه کشاورزی هوشمند و زنجیره تأمین هوشمند، می تواند مسیر توسعه علمی و عملی را هموار ساخته و به اتخاذ تصمیم های مدیریتی مبتنی بر داده کمک کند. هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی مهم ترین روندهای پژوهشی مرتبط با زنجیره تأمین هوشمند در بخش کشاورزی است.روش شناسی: برای دستیابی به این هدف، پژوهش حاضر از رویکرد کمی چندگانه بهره گرفته است. داده های پژوهش از طریق مرور نظام مند ادبیات علمی و پرسشنامه های خبره سنجی جمع آوری شدند. در گام نخست، روندهای پژوهشی از مطالعات منتشرشده در حوزه کشاورزی هوشمند و زنجیره تأمین هوشمند استخراج و ۳۰ روند اولیه شناسایی شد. سپس با مشارکت ۱۰ نفر از خبرگان دانشگاهی و حرفه ای، این روندها با استفاده از تکنیک دلفی فازی پالایش و غربال گری شدند، به گونه ای که تنها روندهایی با عدد دیفازی بالاتر از ۰٫۷ برای مرحله بعدی باقی ماندند و ۹ روند کلیدی انتخاب شد. در گام بعد، این روندها بر اساس سه شاخص مهم شامل تکرار در مقالات مروری، سطح تأثیر فناورانه و جهت گیری آینده پژوهی با استفاده از روش مارکوس تحلیل و رتبه بندی شدند. وزن شاخص ها در این تحلیل برابر در نظر گرفته شد و داده ها به صورت خطی نرمال سازی و در ماتریس نرمال موزون وارد شدند تا میزان مطلوبیت و اولویت هر روند به صورت کمی تعیین گردد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که پنج روند پژوهشی در صدر اولویت ها قرار دارند: ادغام هوش مصنوعی توضیح پذیر با بلاک چین برای تصمیم گیری و امنیت، استفاده از یادگیری ماشین برای بهینه سازی جریان کالا و کاهش ضایعات، ترکیب داده های حسگری و کلان داده برای پیش بینی تولید و مصرف، گسترش اینترنت اشیا در مدیریت زنجیره تأمین کشاورزی، و توسعه ردیابی و شفافیت زنجیره تأمین با بلاک چین. این روندها نه تنها بازتاب تحولات فناورانه کلیدی در کشاورزی هوشمند هستند، بلکه مسیرهای پژوهشی آینده و استراتژی های توسعه ای برای بهبود کارایی، شفافیت و پایداری زنجیره تأمین کشاورزی را مشخص می کنند.نتیجه گیری: نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که تمرکز بر فناوری های داده محور و دیجیتال سازی فرآیندها می تواند موجب افزایش بهره وری، کاهش ضایعات، ارتقای پایداری و تقویت اعتماد میان ذی نفعان زنجیره تأمین شود. ادغام XAI با بلاک چین، استفاده از یادگیری ماشین و تحلیل داده های حسگری و کلان داده، و گسترش اینترنت اشیا و شفافیت زنجیره تأمین، ابزارهای کلیدی برای تحقق این اهداف هستند. یافته ها می توانند به پژوهشگران، مدیران و سیاست گذاران کمک کنند تا اولویت های تحقیقاتی و توسعه ای خود را به صورت علمی و مبتنی بر داده تعیین نمایند. با وجود محدودیت هایی از جمله حجم نمونه محدود خبرگان، تمرکز بر داده های انتشار یافته و ماهیت کمی تحلیل، این پژوهش پایه ای ارزشمند برای سیاست گذاری علمی، برنامه ریزی توسعه فناوری های نوین و انجام مطالعات آینده با نمونه های گسترده تر و تحلیل های ترکیبی کمی-کیفی فراهم می آورد. تحقیقات آتی می تواند به بررسی اثرات زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی پیاده سازی فناوری های هوشمند و طراحی چارچوب های پایدار و انسان محور برای مدیریت زنجیره تأمین کشاورزی بپردازد.
۶.
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل جامع مجلات، نویسندگان و کشورهای پرکار، همچنین مقالات پرکار و هسته و افزون بر این ترسیم ساختار مفهومی، فکری و اجتماعی مطالعات حوزه ریسک ورشکستگی انجام شده است، تا با بهره گیری از شاخص ها و نرم افزارهای علم سنجی روند رشد علمی، پیوندهای فکری و مسیرهای نوظهور پژوهش در این زمینه روشن شود. بررسی ریسک ورشکستگی با این رویکرد، می تواند تصویری جامع از وضعیت پژوهش های موجود ارائه دهد و شکاف های پژوهشی آتی را برای محققان آشکار سازد.روش: واژگان کلیدی مرتبط با ریسک ورشکستگی در تاریخ ۱۸ مهرماه ۱۴۰۴ (۱۰ اکتبر ۲۰۲۵) در عنوان، چکیده و واژگان کلیدی پایگاه اطلاعاتی وب آوساینس جست وجو شدند. سپس با اعمال محدودیت هایی همچون، فقط مقالات منتشره به زبان انگلیسی و مقالات منتشر شده در دسته بندی های اقتصاد، مالی کسب و کار، مدیریت و کسب و کار پایگاه وب آوساینس در مجموع 434 سند باقی ماند که به صورت فایلPlain Text دریافت شدند. در ادامه، برای تحلیل این مجموعه اسناد دریافت شده از نرم افزارهای اکسل، وی.اُ.اس ویوِر و بسته بیبلیومتریکس در نرم افزار آر استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل نشان داد که در بازه ۴۴ ساله یعنی از سال 1982 تا 2025، ۴۳۴ مقاله در رابطه با ریسک ورشکستگی در ۲۴۱ مجله منتشر شده است و نرخ رشد سالانه تولیدات علمی این حوزه 9/72 درصد بوده است. مجله بانکداری و مالی با ۱۴ مقاله منتشر شده در رتبه نخست مجلات با بیشترین انتشار مطالعات مرتبط با ریسک ورشکستگی قرار دارد و پژوهشگر «کورول» با انجام پنج پژوهش مرتبط، جایگاه پرکارترین نویسنده مطالعات ریسک ورشکستگی شناسایی شد. کشور ایالات متحده آمریکا و کشور چین نقش رهبری در پژوهش این حوزه را داشته و این کشورها نه تنها از نظر میزان تولیدات علمی مرتبط با ریسک ورشکستگی در جایگاه بالایی قرار دارند، بلکه در میزان استناد دریافتی نیز در جایگاه هایی برتر قرار گرفته اند. مقالات «آلتمن و دیگران»، «دیچو»، «آگاروال و تافلر» و «ورویمرن و دروال» که به ترتیب در سال های 1994، 1998، 2008 و 2010 منتشر شده اند، بیشترین استناد را کسب کرده اند. تحلیل طیف سنجی سال انتشار منابع نیز نشان داد که آثار کلاسیک منتشرشده بین سال های ۱۹۶۶ تا ۱۹۹۰، نقش مهمی در بنیان گذاری ادبیات علمی ریسک ورشکستگی داشته اند. در تحلیل هم رخدادی واژگان، کلیدواژه «ریسک ورشکستگی» با ۸۲ بار تکرار، پرتکرارترین واژه و مرکز ثقل شبکه مفهومی شناخته شد و بیشترین هم رخدادی را با مفاهیمی چون ساختار سرمایه، عملکرد شرکت، سرمایه فکری، بازارهای نوظهور و مسئولیت اجتماعی شرکت داشت. همچنین واژه «ورشکستگی» ارتباط نزدیکی با حاکمیت شرکتی، درماندگی مالی، کووید-۱۹ و انحلال نشان داد. نقشه مصورسازی هم پوشانی نیز بیانگر افزایش توجه پژوهشگران به مفاهیم نوینی مانند چرخه عمر شرکت، مدیریت سود، مدیریت زنجیره تأمین و عملکرد زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی در سال های اخیر بود. تحلیل هم استنادی منابع چهار خوشه اصلی را آشکار کرد. در این نقشه هم استنادی مقالات آلتمن، بیور و اوهلسون از مهم ترین گره ها بودند. بررسی شبکه همکاری نویسندگان نیز نشان داد ژانگ و تائو بیشترین هم نویسندگی را داشته اند و شبکه همکاری کشورها نیز مشخص کرد که کشورهای آمریکا و چین بیشترین همکاری علمی را در مطالعات ریسک ورشکستگی داشته اند.نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که مطالعات حوزه ریسک ورشکستگی طی بیش از چهار دهه از یک زمینه محدود و مالی صرف، به حوزه ای چندبعدی و میان رشته ای با پیوندهای گسترده مفهومی، فکری و اجتماعی تبدیل شده است. تحلیل روند تولیدات علمی بیانگر رشد پایدار و فزاینده مطالعات در این زمینه و گسترش شبکه همکاری میان کشورها و پژوهشگران، است. نتایج همچنین نشان داد که مفاهیم کلاسیک همچون مدل های آلتمن و اوهلسون همچنان هسته اصلی این حوزه را شکل می دهند، اما در سال های اخیر، توجه پژوهشگران به موضوعات نوینی نظیر مسئولیت اجتماعی شرکت، سرمایه فکری، چرخه عمر شرکت و شاخص های ESG در مطالعات ریسک ورشکستگی افزایش یافته است.