سعدی در مصاف حجاج بن یوسف ثقفی؛ حکایتی از بوستان و درنگی در ریشه های تاریخی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۰
105 - 131
حوزههای تخصصی:
در باب اول بوستان سعدی حکایت «نیک مردی» دیده می شود که اکرام حجاج یوسف نکرده است. بافت حکایت نشان می دهد که سعدی رخدادی تاریخی را به تصویر کشیده است. جز نام حجاج، دیگر اشخاص و اجزای ماجرا در هاله ای از ابهام و نهفتگی است. گفت وگوی حجاج و نیک مرد فرجامی جز مرگ خونبار در پی ندارد، رد پایی است که می توان به یاری آن در سوانح زندگی حجاج فرو رفت و چند و چون حکم قتل نیکمرد را بیش تر واجست.حجاج از کارگزاران خشن رفتار اموی است که دست کم به مدت بیست سال (از حدود 75 تا 95 ه.ق) بر قلمرو گسترده عراق و شرق خلافت اموی با خشونتی بی امان فرمان رانده و در سرکوب تمامی جنبش های ضد اموی، پیشتاز بوده است. از قرائن تاریخی و هم آوایی آن ها با اجزای حکایت، از جمله مناظره حجاج و سعید بن جبیر، خشم شدید دستگاه خلافت علیه وی و فرمان دستگیری او در مکه و سرانجام کشتنش به فرمان حجاج، چنین برمی آید که «نیک مردِ» حکایت، سعید بن جبیر از تابعین نام آور جهان اسلام است. تصرّفات شاعرانه سعدی در لایه های روایت، خنده و گریه سعید بن جبیر در واپسین دم و این که قتل هیچ یک از محکومین، با پیش درآمد مناظره همراه نبوده است، نشان می دهد که جایگزین کردن «نیک مرد» به جای سعید بن جبیر، در حکایت شیخ بی بنیاد نیست.