ظهور نادر با حکمرانی بیگانگان در شرق، غرب و شمال ایران همراه بود. وی درمدت کوتاهی اوضاع سیاسی را به سامان آورد. در این مدت، روابط ایران و عثمانی با مشکلاتی همراه بود. بنابر این جهت نشان دادن هیبت و دوستی، بر آن شد تا با یادداشت ها، نامه ها، پیام ها، و هیئت های اعزامی به دولت عثمانی، دشمنی و تعصب حکومت صفوی را به دوستی و اتحاد تبدیل نماید؛ که میسَّر واقع نشد. لذا چاره را در آن دید، که سفارت میرزا مهدی خان استر آبادی را در اولویت سیاست خود قرار دهد تا از جایگاه قدرت، منویات خود را به باب عالی اعلام نماید. مقاله حاضر، متضمن پرداختن به نقش میرزا مهدی خان استر آبادی به عنوان سفیر نادر شاه در روابط میان ایران با دولت عثمانی در عصر نادری است. از این رهگذر، عملکرد سیاسی وی در باب عالی و نتایج مثبت یا منفی سفارت وی مورد وا کاوی و باز بینی قرار گرفته است. سوال اصلی این مقاله به این شرح است سفارت میرزا مهدی خان به عثمانی با چه اهدافی انجام شده است؟ فرضیه تحقیق بدین قرار است میرزا مهدی خان به دنبال تأمین نظریات نادر شاه در باب عالی بود و قصد داشت تا منازعات بیهوده و طولانی دربار های افشاری و عثمانی را که موجب تضعیف هر دو قدرت شرقی می شد و به سود رقبای اروپایی آنها بود، از میان بردارد. روش تحقیق در این مقاله نیز، تاریخی است.
برقراری روابط سیاسی میان ایران و سوئیس به معنای خاص کلمه به دوران قاجار باز می گردد، به گونه ای که در اواخر عصر قجری در سال 1919م سفارت ایران در برن سوئیس افتتاح گردید. حجم مراودات دیپلماتیک بین دو کشور افزایش یافت. اما پیش از روابط سیاسی روابط تجاری جریان داشته است چنانچه انتشار سفرنامه های ژان شاردن و دیگر سیاحان در اروپا و معرفی زندگی خیال انگیز و باشکوه عصر صفویه، اروپاییان را تشویق می کرد تا به مشرق زمینِ افسانه ای سفر کنند. صادرات انواع پارچه های زربفت و ترمه و قالی، بین خواص اروپایی خریداران بسیار داشت. در دوران طلایی ملکه ویکتوریا، بازرگانان، فرش های فاخر فراهان را از طریق اسلامبول به اروپا می فرستادند. این فرش ها علاوه بر جلوه هنری، اعتبار سرمایه داران اروپایی نیز بود و خانواده های اشرافی به داشتن یک تخته از آن ها افتخار می کردند.(ادواردز، سیسیل، قالی ایران) بر این اساس در مقاله حاضر به برخی رخدادها در یکی از شرکت هایی که نقش مهمی در صادرات و فروش فرش در ایران داشت می پردازیم تا زوایای مختلفی از این روابط و تاثیراتی که در مسائل سیاسی داشتند مشخص شود .
مغولان طبق آداب و رسوم خاص خود به لحاظ زندگی عشیره ای و بیابانگردی، مراسم و عاداتی داشتند که باعث تمایز و تفاوت فرهنگی آنها از دیگران می شده است. البته این رسوم و سنن به مرور و به واسطه اختلاط مغولان با اقوام دیگر، دچار تغییرات و پیشرفت هایی شد. بعضی از آنها به کلی از میان رفت و یا کم رنگ شدند و بعضی از آنها با رسوم و سنن اقوام دیگر در هم آمیخت و تغییر شکل داد و حتی بعضی از سنن آنها توسط اقوام دیگر پیگیری و احیا شده و گسترش یافتند. مغولان با توجه به شرایط زندگی خودشان که دامدار و بیابانگرد بودند برای پیدا کردن چراگاه و مکانی برای دام هایشان سکنی می گزیدند و از طرفی چون سرزمین های اسلامی و بویژه ایرانیان که یکجا نشین و کشاورز بودند این امر باعث تقابل فرهنگی و آداب و سنن اجتماعی آنان می شده است و مغولان از زندگی یکجا نشینی و شهر نشینی بی خبر بودند و اطلاع کامل و کافی نداشتند. بر این اساس در این پژوهش که مبتنی بر روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است این سوال مطرح شده است که آیین مذهبی و غیرمذهبی مغولان در تقابل با اسلام پس از چیرگی آنها، چه تاثیری بر عوامل اجتماعی و روابط فرهنگی بر جوامع اسلامی گذاشته است؟ که به نظر می رسد که تقابل و تفاوت آیین و آداب و رسوم مغولان و جوامع اسلامی پس از چیرگی آنها تاثیرات زیادی بر اوضاع اجتماعی(روابط و فعالیت های اجتماعی)
سکه های طلا از مهم ترین مواد باستان شناختی است که از دوران تاریخی در مناطق مختلف ایران ضرب شده اند. با مطالعات روشمند ساختار بیرونی و درونی سکه ها، علاوه بر احراز هویت تاریخی و تعیین اصالت، در زمینه ی کاربرد رویکردهای تحلیلی در رفع ابهامات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی دوره های مختلف تاریخی اهمیت فراوانی دارد. در این پژوهش، سه عدد سکه ی طلا از ضرابخانه های مختلف از مجموعه سکه های زرین سلطان ابوسعید بهادر، فرمانروای ایلخانی، موجود در مخزن موزه ملی مورد مطالعه باستان شناختی و باستان سنجی قرار گرفت. در گام نخست، با هدف دسترسی به مستندات احراز هویت و شناسایی عناصر تشکیل دهنده سطح بیرونی، مراحل مستندنگاری و خوانش نقوش و خط نگاره ها و توزین و اندازه گیری قطر سکه ها انجام شد. در گام بعدی و در مهم ترین مرحله پژوهش، به منظور شناسایی ساختار درونی سکه های مورد مطالعه، آنالیز عنصری فلز سکه به منظور شناسایی ساختار متالورژیکی سکه ها انجام شد. در این مرحله بر روی نمونه ها آزمایش غیرمخرب پیکسی انجام شد. این آزمایش روشی غیرمخرب با حساسیت تحلیلی بالا و همچنین ابزاری علمی، دقیق و کاربردی برای تجزیه وتحلیل سکه های تاریخی می باشد. آنالیز با کاربرد شتاب دهنده و اندوگراف پژوهشکده فیزیک و شتابگرها در آزمایشگاه انرژی اتمی ایران انجام شد. پس از دستیابی به داده های ریزساختار اصلی، از آن جا که درصد ناخالصی نقش مهمی در تعیین عیار سکه های طلا دارد، بنابراین با هدف تعیین میزان خلوص، با تمرکز بر داده های ریزساختار ناخالصی، درجه خلوص و تغییرات عیاری در هر سه سکه با کاربرد روش آمار تحلیلی- استنباطی و بهره گیری از نرم افزار SPSS مدل واریانس یک طرفه داده ها استخراج و به منظور دقت بالا در نتایج حاصله، تفاوت در شاخص های توصیفی با انجام آزمون توکی داده های به دست آمده آزمایش گردید.
یکی از شاخص های فرهنگی و تمدنی ایران عصر ساسانی توسعه نگارش اندرزنامه های سیاسی تحت عنوان «هندرز یا پندنامک» خطاب به شاهان و شاهزادگان بوده است. اندرزنامه های سیاسی، مرحله مهمی از توسعه اندیشه سیاسی و ارائه کارویژه های سنتی حکمرانی در ایران است. این پندها در راستای چرایی و چگونگی کسب قدرت سیاسی، حفظ و تداوم آن و معرفی الگوی حکمرانی، در حوزه سرزمینی ایرانشهر، تدوین و نگارش شده اند. نکته حائز اهمیت، چرایی پیوند حکمت و حکمرانی ایرانی در اندرزنامه های سیاسی عهد باستان است. نگارش مقاله حاضر به روش تحقیق تاریخی صورت گرفته است؛ شیوه گردآوری مطالب کتابخانه ای و شیوه تدوین و نگارش مطالب نیز توصیفی – تحلیلی بوده است. به نظر می رسد حکمای ایرانی آبادانی سرزمینی را در الگویی از شیوه حکمرانی می جستند که به کمک عقلانیت و مشاوره بتواند امنیت و عدالت را در جامعه ساری و جاری سازد. به همین منظور، حکمای ایرانی از همه سبک ها و قالب های ادبی نافع و نافذ روزگار خود برای نگارش اندرزنامه های سیاسی، تا نیل به مقصود، بهره جستند.
نوسازی به فرایند تغییرات اجتماعی اطلاق می گردد که بر اساس تجربه اروپائیان بر مبنای مدرنیته صورت گرفت و جوامع غربی را از جوامع سنتی به جوامع مدرن و توسعه یافته تبدیل کرد. این تغییرات اجتماعی در غرب هم دارای یک چارچوب تئوریک بود و هم پیرو آن دارای سمت و سوی روشنی با انجام تغییرات و اصلاحات اساسی و ساختاری انجام شد.
اما نوسازی و اصلاحات در ایران فاقد یک مبنای نظری روشن و چارچوب تئوریک منسجم بوده و تحت تأثیر یک نوع ایدئولوژی نوسازی وارداتی، شبه نوسازی در ایران را رقم زد و به صورت سطحی، انحرافی و ناقص و نه همه جانبه و اساسی و ساختاری تغییراتی را باعث شد که گرچه جامعه ایران را از حالت سنتی بیرون آورد ولی نتوانست آن را به جامعه ای مدرن و توسعه یافته تبدیل نماید.
خدمات پهلوی اول در زمینه ایجاد امنیت، نجات ایران از خطر تجزیه، حفظ تمامیت ارضی ایران، تأسیس نهادهای نوین دیوانی، نظامی، آموزشی، دانشگاهی و قضایی قابل انکار نیست، اما ایراد عمده بر سیاست فرهنگی عصر رضاشاه، بی توجهی به پیوند عوامل مختلف فرهنگی و استقبال از مظاهر تمدن جدید و انکار مبانی عمیق فرهنگی و سیاسی آن است. نفوذ این شبه مدرنیسم و تجدد کاذب مانع اخذ اصول جدی مدنی و تمدنی بود.
دیدگاه غرب گرایانه پهلوی اول تصوری درست از جامعه سنتی و کهن ایران نداشت و تنها به ظواهر تمدن غرب توجه جدی نشان داد. این وضعیت سبب شد در جامعه سنتی ایران به شدت تعارضات میان ایرانیت و اسلامیت فزونی گیرد و تجدد به عنوان غریبه ای سنت شکن با ذهن ایرانی نامأنوس گردد. این سودای ایرانی، ایرانیان را در دو وضعیت متعارض قرار داد.