فیروز فاضلی

فیروز فاضلی

مدرک تحصیلی: هیات علمی دانشگاه گیلان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۴ مورد از کل ۴۴ مورد.
۴۱.

از پل وجودی کافکا تا پل سوررئال حسینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۷
پل، همچنان که از نامش برمی آید می تواند پیونددهنده ای میان ادبیات داستانی دو سرزمین و رسیدن به تفکری جهان وطنی باشد. یک سوی آن، داستانی کوتاه از کافکا و سوی دیگر، نخستین داستان فلسفی بلند از نویسنده ایرانی، قدسی حسینی؛ زنی که همزمان با سفر حقیقی از آلمان به کانادا برای ملاقات خواهر محتضرش در بیمارستان، سفری معنوی را آغاز می ک ند و همگام با عبور از پل به مدد روایت تو در توی خویش و گفتگومندی باختینی در یک فضای سوررئالیستی و معناگرا می کوشد تا ناامیدی فروپاشانه پل وجودی کافکا را با یافتن خود، در دیگری بزرگ لکانی، دگرگون سازد. در هر دو داستان، امر نمادین و امرشخصی با کارکرد زبانی همدلی و زیبایی شناختی به هم گره خورده اند و همزمان در متن حضور دارند. این پژوهش با رویکردی نشانه شناسی به شیوه تحلیلی توصیفی به بررسی دو داستان هم نام پرداخته است و پژوهشی نوین در میان پژوهش های آثار کافکا، محسوب می شود که نشان می دهد همبستگی چشمگیری میان اجزای کلام، در انتقال پیامی واحد در پل کافکا وجود دارد؛ به صورتی که جنبه هایی از اگزیستانسیالیسم در آن برجسته شده، حال آنکه تنوع نمادها و ارجاعات بینامتنی گسترده در پل حسینی بر تعداد پیام های متن افزوده است. پیام هایی معنوی و اخلاق گرا که احتمالاً متأثر از خاستگاه شرقی نویسنده بوده اند. لحن لطیف و روند آهسته پل حسینی نیز در قیاس با زمختی لحن و ضرباهنگ کوبنده و پر تنش پل کافکا می تواند متاثر از جنسیت راویان باشد. اگرچه پل در اثر کافکا از ابژه به سوژه مبدل شده و در اثر حسینی به صورت معبر باقی مانده است؛ اما عناصر دیگری در روایت حسینی وجود دارد که نشانه درهم آمیختگی ابژه و سوژه است. این درهم تنیدگی دو عامل گفتمانی که نمایانگر خودِ نهفته سوژه در امن گاه ابژه است، می تواند مهمترین وجه اشتراک دو روایت متفاوت از پل باشد.
۴۲.

واکاوی نشانه شناختی بوف کور برمبنای نظریه نشانه شناسی فرهنگی یوری لوتمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۹۱
نشانه شناسی فرهنگی که منشأ آن از تأملات یوری لوتمان و مکتب تارتو-مسکو بوده است فرهنگ را به عنوان یک نشانه می نگرد. لوتمان و همکارانش در راستای تحقیقات خود اصطلاحاتی وضع کردند و در بازتعریف فرهنگ نقش داشتند. سازوکارهای جذب و طرد، ترجمه فرهنگی، تقابل خود و دیگری، تمرکز بر روی مفهوم حافظه و ابداعاتی مانند سپهر نشانه ای و مقوله انفجار فرهنگی ازجمله این اصطلاحات است. لوتمان با بهره گیری از این سازوکارها فرهنگ را به موضوعی برای مطالعه تبدیل می کند. بوف کور اثری چندبعدی است و از مهمترین رمان های ادبیات فارسی به شمار می آید. در این اثر مصادیق روانشناسی، تاریخ و دیدگاه هدایت درباره اجتماع و به خصوص فرهنگ دیده می شود. در مقاله حاضر با به کارگیری نظریات فرهنگی یوری لوتمان به تحلیل این اثر اقدام می شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بوف کور بیش از آنکه صرفاً متنی روان شناختی یا اجتماعی باشد، ساختاری نشانه شناختی دارد که در آن انفجار معنایی رخ می دهد. این انفجار، که نتیجه تضادهای درونی متن است، هدایت را به بازتعریف گفتمان خود و دیگری می رساند. او با ترسیم سپهر نشانه ای خاص خود و ایجاد مرزهای فرهنگی، نشان می دهد که چگونه عناصر نافرهنگ به متن وارد شده، بازترجمه می شوند و درنهایت تحت سلطه گفتمان خودی قرار می گیرند. این پژوهش بر این نکته تأکید دارد که بوف کور نه تنها بازتاب بحران هویتی و فرهنگی نویسنده است، بلکه به عنوان متنی چندلایه و چندصدایی، بستری برای مطالعه نشانه شناسی فرهنگی و تعاملات میان متن و حافظه تاریخی فراهم می آورد.
۴۳.

سلوک دیجیتال: بازخوانی مفهوم خلوت و فنا در عصر شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۵
ظهور و گسترش شبکه های اجتماعی، صورت های سنتی خلوت و فنا را که ریشه در سلوک عرفانی و تجربه معنوی انسان داشت، دستخوش تحول بنیادین کرده است. در این پژوهش با رویکرد تحلیلی تفسیری و با اتکای بر مبانی عرفان اسلامی و فلسفه تکنولوژی، تلاش شده است نسبت میان حضور دیجیتال و خلوت درونی انسان معاصر بررسی شود تا امکان بازشناسی سلوک معنوی در بافت شبکه ای فراهم شود. روش مطالعه مبتنی بر تحلیل مفهومی و تطبیقیِ متن های عرفانی و گفتمان های ارتباطی معاصر است. یافته ها نشان می دهد که در زیست دیجیتال، خلوت از انزوا به «خلوت داده ای» و فنا از «فنا فی الله» به «فنا در اتصال» تغییر معنا یافته است؛ به گونه ای که فرد در مواجهه با سیلان اطلاعات، نوعی ریاضت داده محور و خویشتن داری ارتباطی را تجربه می کند. جمع بندی پژوهش بیانگر آن است که سلوک دیجیتال می تواند به منزله ی الگویی برای بازتعریف معنویت در عصر شبکه ها تعبیر شود؛ الگویی که میراث اخلاق خلوت و فنا را از سنت عرفانی به زیست جهانی متصل منتقل می کند و افق تازه ای برای تربیت رسانه ای و زیست معنوی انسان مدرن می گشاید.
۴۴.

نقش استعاره در تبیین گفتمان دینی در شعر احمد عزیزی با رویکرد شناختی اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۳
گفتمان دینی در شعر فارسی به اشکال مختلف تجلی یافته است که غالباً در حوزه های دینداری، توحید، خداگرایی، بازگشت به فطرت، ولایت مداری، اعتقاد به مهدویت، قیام عاشورا و فرهنگ شهادت قابل بازنمایی می باشد. برآیند متن بیانگر آن است که اشعار احمد عزیزی از ظرفیت استعاره هستی شناختی برای عینیت بیشتر و الگوسازی مفاهیم ذهنی فوق بهره برده است. بر این اساس سه کلان استعاره / توحید، خداجویی، ولایت مداری، نهضت عاشورا و شهادت به مثابه مسیر- مقصد است / دین گرایی، توحید، انتظار منجی، نهضت عاشورا و شهادت به منزله موجود زنده است / دین به مثابه پدیده/ماده دارای حجم است در حوزه گفتمان دین ساخته شده که خرداستعاره هایی نیز در جهت حمایت از استعاره اصلی شکل گرفته اند. همچنین طرح واره های تصوری حرکتی/مسیر، جانداری، حجمی و رویداد به همراه متغیرهای نگرش اعتقادی و مذهبی، نام/منزلت، اجتماع و فرهنگ بیشترین مشارکت را در تعامل دو رویکرد شناختی و اجتماعی داشتند. تجلی ایدئولوژی دینی و بینش انقلابی اسلامی که به عنوان گفتمان غالب در شعر احمد عزیزی کاربرد دارد، در بازنمایی فرهنگ ایرانی اسلامی و همبستگی دینی جوامع و ملت ها دارای نقش ویژه ای است. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای به روش توصیفی- تحلیلی ضمن تبیین گفتمان دینی غالب در سروده های احمد عزیزی به بررسی و تحلیل نقش استعاره هستی شناختی در بازنمایی این نوع از گفتمان با رویکرد شناختی اجتماعی می پردازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان