مطالب مرتبط با کلیدواژه

کیفیت زندگی زناشویی


۴۱.

طراحی و آزمون مدل ساختاری تأثیر صفات تاریک شخصیتی بر کیفیت زندگی زناشویی با تحلیل نقش واکنش پذیری عاطفی و باورهای مذهبی مشترک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: باورهای مذهبی مشترک صفات تاریک شخصیتی کیفیت زندگی زناشویی واکنش پذیری عاطفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف پژوهش حاضر طراحی و آزمون مدلی برای تأثیر صفات تاریک شخصیتی بر کیفیت زندگی زناشویی با تحلیل نقش واکنش پذیری عاطفی و باورهای مذهبی مشترک در بین دانشجویان متأهل است. روش پژوهش، همبستگی با رویکرد مدل ساختاری و متکی بر حداقل مربعات جزئی (PLS) می باشد. جامعه آماری پژوهش دانشجویان متأهل الزهرا تهران در سال تحصیلی 1401-1402 به تعداد 510 نفر بوده و از این تعداد، 230 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده، پرسشنامه کیفیت زندگی زناشویی (لیچر و کارمات)، پرسشنامه صفات تاریک شخصیتی (جوناسون و وبستر) و پرسشنامه واکنش پذیری عاطفی (ناک و همکاران) می باشد. تحلیل مسیر نشان می دهد که صفات تاریک شخصیتی به صورت مستقیم بر واکنش پذیری عاطفی اثر مثبت و بر کیفیت زندگی زناشویی اثر منفی دارند. باورهای مذهبی مشترک اثر منفی بر واکنش پذیری عاطفی و مثبت بر کیفیت زندگی زناشویی دارند. صفات تاریک شخصیتی از طریق متغیر میانجی واکنش پذیری عاطفی بر کیفیت زندگی زناشویی اثر می گذارند. باورهای مذهبی مشترک در رابطه بین صفات تاریک شخصیتی و کیفیت زندگی زناشویی اثر تعدیل کننده و کاهنده دارند، درحالی که در رابطه بین صفات تاریک شخصیتی و واکنش پذیری عاطفی و همچنین رابطه بین واکنش پذیری عاطفی و کیفیت زندگی زناشویی اثر معناداری ندارند. بر اساس نتایج حاصل، می توان گفت صفات تاریک شخصیتی نقش مهمی در تضعیف کیفیت زندگی زناشویی ایفا می نمایند و می توان با تقویت باورهای مذهبی مشترک زوجین، آثار منفی این صفات را بهبود بخشید.
۴۲.

ادراک زنان از نقش کارکرد تنظیم رابطه جنسی در خانواده بر کیفیت زندگی زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کیفیت زندگی زناشویی تنظیم رابطه جنسی در خانواده داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۲۳
پژوهش حاضر با هدف شناسایی درک زنان از ماهیت تنظیم روابط جنسی و نقش آن بر کیفیت زندگی زناشویی صورت گرفت. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام شد. نمونه مورد پژوهش شامل 16 زن متاهل 20 تا 45 ساله مناطق 9 و 10 شهر تهران در سال 1400 بود. نمونه گیری به صورت هدف مند و به شیوه در دسترس انجام شد. ملاک ورود به تحقیق رضایت از زندگی زناشویی(استفاده از پرسشنامه انریچ) و نداشتن سابقه طلاق و پیمان شکنی بود و داده ها با استفاده از مصاحبه اکتشافی نیمه ساختار یافته گرداوری شد.. یافته های تحقیق شامل 86 کد باز، 11 کد محوری و کد انتخابی «کارکرد حمایتی رابطه جنسی» به دست آمد. عوامل بسترساز شامل سرمایه های روانشناختی شخصی مانند مدیریت فضای ذهنی؛ چشم اندازهای معنادهنده مانند معنای تعهد و پویایی های بین فردی مانند تصمیم گیری مشترک و مکملیت بود. عوامل مداخله گر شامل عوامل فرهنگی و اجتماعی مانند سبک زندگی حمایت گرانه و موانع شامل موانع افقی از جمله کمبود امکانات رفاهی و موانع پیرامونی مانند مشکلات خانواده مبدا بودند. راهبردها شامل پیوستگی رضایت بخش، سهم گذاری در رابطه جنسی تنظیم شده و مهارت های ارتباطی بود که موجب پیامدهای فردی (سلامت جسمی و روحی) و پیامدهای بین فردی (احساس امنیت در رابطه و افزایش تاب آوری) شد. به این ترتیب، کارکرد تنظیم روابط جنسی در خانواده دارای پیامدهایی است، پیامد اولیه آن افزایش انعطاف پذیری و سازگاری در خانواده و پیامد ثانویه آن شامل افزایش کیفیت زندگی و کاهش عوامل گسست در خانواده است که سلامت روان افراد و شکل گیری زندگی مطلوب خانوادگی و اجتماعی را به دنبال دارد.
۴۳.

اثربخشی زوج درمانی گروهی راه حل محور بر سازگاری، صمیمیت و کیفیت زندگی زناشویی زنان دارای همسر درحال ترک اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سازگاری زناشویی صمیمیت زناشویی کیفیت زندگی زناشویی اعتیاد زوج درمانی گروهی راه حل محور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۹۴
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی زوج درمانی گروهی راه حل محور بر سازگاری، صمیمیت و کیفیت زندگی زناشویی زنان دارای همسر معتاد بستری در کمپ ترک اعتیاد انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی زنان دارای همسر معتاد و بستری در کمپ های ترک اعتیاد شهر رفسنجان در بهار و تابستان 1402 تشکیل داد. از این جامعه آماری تعداد 30 نفر به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارده شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس صمیمیت زناشویی والکر و تامپسون (1983) (MIS)، مقیاس سازگاری زناشویی اسپانیر (1976) (DAS) و مقیاس کیفیت زندگی زناشویی باسبی و همکاران (1995) (RADS) بود. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه هر هفته 3 جلسه و هر جلسه 90 دقیقه در برنامه زوج درمانی گروهی راه حل محور شرکت کردند. داده های با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که با کنترل پیش آزمون بین میانگین پس آزمون سازگاری، صمیمیت و کیفیت زندگی زناشویی زنان دارای همسر معتاد بستری در کمپ ترک اعتیاد در سطح (001/0>P) تفاوت معنادار وجود داشت. با توجه به یافته ها می توان اظهار داشت که زوج درمانی گروهی راه حل محور می تواند رویکرد مناسبی برای افزایش صمیمیت و سازگاری زناشویی و متعاقب این عوامل موجب بهبود کیفیت زندگی زناشویی در افراد معتاد و همسران آن ها گردد.
۴۴.

مقایسه صمیمیت و کیفیت زندگی زناشویی براساس همخوانی تیپ های زمانی صبحگاهی - عصرگاهی زوج ها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تیپ های زمانی صبحگاهی- عصرگاهی صمیمیت زناشویی کیفیت زندگی زناشویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۶۲
پژوهش حاضر با هدف مقایسه صمیمیت و کیفیت زندگی زناشویی بر اساس سطوح همخوانی تیپ های زمانی صبحگاهی-عصرگاهی زوج ها انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی و از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری تمام زوجین شاغل در ادارات دولتی شهرستان تبریز در سال 1401بود. به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تعداد 185 زوج از بین جامعه آماری انتخاب و در این مطالعه شرکت کردند. پرسشنامه های کیفیت زندگی زناشویی (بازبی و همکاران، 1995) و صمیمیت زناشویی (واکر و تامپسون، 1983) توسط مردان تکمیل شد و پرسشنامه تیپ های زمانی صبحگاهی-عصرگاهی (هورن و استرنبرگ، 1976) جهت تعیین سطح همخوانی تیپ های زمانی زوج ها توسط هر دو زوج تکمیل شد. با مطابقت پاسخ های زوج ها در پرسشنامه تیپ های زمانی، شرکت کنندگان در سه گروه همخوانی تیپ های زمانی بالا (80 زوج)، متوسط (65 زوج) و پایین (40 زوج) قرار گرفتند. داده ها به روش آماری تحلیل واریانس چند متغیری یک طرفه و با نرم افزار آماری SPSS24  تحلیل گردید. آزمون تعقیبی LSD نشان داد، صمیمیت و کیفیت زندگی زناشویی در سه سطح همخوانی تیپ های زمانی صبحگاهی - عصرگاهی زوج ها در مقایسه باهم تفاوت معنی دار دارد (0/05>P). همخوانی بالا در تیپ های زمانی زوج ها با صمیمیت و کیفیت زندگی زناشویی بیشتر همراه است. نتیجه گیری می گردد، افرادی که در زندگی زناشویی دارای همخوانی در تیپ های زمانی صبحگاهی- عصرگاهی هستند، صمیمیت و کیفیت زندگی زناشویی بهتری را تجربه می کنند.
۴۵.

نقش حمایت عاطفی خانواده در کیفیت زندگی زناشویی (از منظر زنان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کیفیت زندگی زناشویی حمایت عاطفی در خانواده داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۹
کیفیت زندگی زناشویی، برای افراد دارای اهمیت بسیاری است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی درک زنان از ماهیت حمایت عاطفی در خانواده و نقش و اهمیت آن در کیفیت زندگی زناشویی است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد صورت گرفت. با توجه به اشباع نظری داده ها، نمونه مورد پژوهش شامل 16 نفر از زنان متاهل مناطق 9 و 10 شهر تهران بود که در دامنه سنی 20 تا 45 سال قرار داشتند. این افراد به روش نمونه گیری هدف مند و به شیوه در دسترس و دارا بودن ملاک ورود به تحقیق از جمله رضایت از زندگی زناشویی در سال 1400 انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه انریچ و مصاحبه اکتشافی نیمه ساختار یافته، گرداوری و تنظیم شد. یافته های تحقیق شامل 94 کد باز، 10 کد محوری و کد انتخابی "حمایتی-عاطفی خانواده".است. عوامل بسترساز شامل سرمایه های روانشناختی فردی مانند اقتدار و خویشتن داری، معناهای شخصی در ازدواج مانند معنای صمیمیت و معنای تحکیم بخشی در رابطه و پویایی های بین فردی مانند تصمیم گیری مشترک و مدیریت حل تعارض بود. عوامل مداخله گر شامل عوامل فرهنگی و اجتماعی مانند سبک زندگی حمایت گرانه بود که در حمایت عاطفی افراد در خانواده نقش داشتند. عواملی مانند دخالت اطرافیان و سبک زندگی متعصبانه، موانع موجود بر کاهش عملکرد عاطفی خانواده شناسایی شد. راهبردهای شناسایی شده شامل تعالی بخشی مانند تعالی خود و خانواده، آرامش بخشی مانند محبت کردن، مهارت یابی و زندگی آگاهانه مانند مهارت گفتگو و مهارت حل تعارض بود. این راهبردها موجب پیامدهای فردی مانند شادکامی، خودارزشمندی و امیدواری و پیامدهای بین فردی مانند احساس امنیت وخرسندی در رابطه بود. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که حمایت عاطفی در خانواده دارای پیامدهایی است که پیامد اولیه آن شامل افزایش انعطاف پذیری و سازگاری در خانواده و پیامد ثانویه آن شامل افزایش کیفیت زندگی و کاهش عوامل گسست در خانواده است. این عوامل سلامت روان افراد و شکل گیری زندگی مطلوب خانوادگی و اجتماعی را به دنبال دارد و نیازمند توجه درمانگران و مشاوران برای افزایش سلامت و پیشبرد اهداف جامعه می باشد.