مطالب مرتبط با کلیدواژه

مسیحیت


۳۰۱.

تحلیل انتقادی دیدگاه کولوسکا در تفسیر داستان یونس(ع) در قرآن (مطالعه موردی: آیات (48-50) سوره قلم)

کلیدواژه‌ها: حضرت یونس (ع) کولوسکا سوره قلم یهودیت مسیحیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۸
حضرت یونس (ع) یکی از پیامبران الهی است که داستان وی به صورت هدفمند در چهار سوره قرآن بیان می شود. بیان داستان حضرت یونس (ع) در قرآن، هانلیس کولوسکا را بر آن داشته که در مورد خاستگاه این داستان و عوامل مؤثر بر آن، به تحقیق و بررسی بپردازد. مقاله حاضر با در پیش گرفتن روش توصیفی-تحلیلی به نقد و بررسی دیدگاه کولوسکا در باب تفسیر داستان یونس (ع) در سوره قلم اختصاص دارد.دیدگاه کولوسکا پنج محور اصلی دارد که نخست به بررسی آنها می پردازیم. این پنج محور عبارتند از : تاریخ گذاری نزول، ساختارشناسی، بررسی مفردات و مفاهیم، بررسی ارتباطات میان سوره ای و پیوندهای ارتباطی داستان حضرت یونس (ع) با سنت و هنر یهودیت و مسیحیت. ذیل هر محور، ابتدا به تبیین دیدگاه کولوسکا، و سپس مفسران مسلمان می پردازیم، و از آن به عنوان معیاری برای نقد و ارزیابی دیدگاه کولوسکا بهره می جوییم. در قسمت هایی که در تفاسیر اسلامی مطالب مطرح شده از سوی کولوسکا وجود نداشته، ناگزیر به دیگر منابع اسلامی مراجعه کرده ایم. دیدگاه های کولوسکا در مواردی نظیر مکی بودن سوره قلم، و مقصود از آیات 48-50 سوره قلم با اندیشمندان مسلمان مشابه است و از جمله نقدهایی که بر کار وی وارد است: استفاده از منابع اندک اسلامی و برداشت های اشتباه از آنها، عدم استناد مطالب و ادعاها و دخیل شدن پیش فرض های دینی با رویکرد مسیحی، ابهام در عبارات و سطحی نگری است.کولوسکا در برداشت های اشتباه خود حضرت یونس (ع) را نبی معرفی نمی کند و وی را فردی فراموشکار و دارای غفلت و نسیان می داند.
۳۰۲.

حمایت از حقوق نسل های آینده از منظر ادیان الهی (مطالعه موردی دین اسلام و مسیحیت)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: حقوق نسل های آینده ادیان الهی اسلام مسیحیت عدالت بین نسلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۴۲
حقوق نسل های آینده، به عنوان یک مؤلفه اساسی عدالت بین نسلی، بر انتقال منصفانه مواهب الهی از نسل حاضر به نسل های آتی استوار است. این مفهوم سه جنبه اساسی دارد: 1) ضرورت حفاظت از منابع طبیعی توسط هر نسل؛ 2) پرهیز از بهره برداری مخرب از منابع طبیعی؛ و 3) تعلق منابع طبیعی به تمامی نسل ها، بدون اولویت برای نسل خاصی. با وجود نگرانی های جهانی در مورد حقوق نسل های آینده، این فرضیه وجود دارد که ادیان الهی فاقد توجه کافی به این حقوق هستند. این پژوهش با هدف بررسی این ادعا و پاسخ به این پرسش که آیا از منظر ادیان، نسل های آینده حق بهره مندی از منابع موجود را دارند، انجام شده است. بر اساس یافته های این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی تدوین شده، ادیان الهی به ویژه اسلام و مسیحیت، دارای آموزه های غنی در زمینه ضرورت حفاظت از حقوق نسل های آینده و مواهب الهی هستند. این ادیان، ضمن تأکید بر بعد معنوی، بشریت را به رعایت حقوق نسل های آینده تشویق نموده و اصول و ضوابطی را برای حفاظت از این حقوق مقرر کرده اند. این مطالعه به تبیین جایگاه حقوق نسل های آینده در ادیان الهی می پردازد و نقش ادیان را در حمایت از حقوق آیندگان در دین مبین اسلام و مسیحیت بررسی می کند. در این پژوهش، نه تنها به اصول و احکام فقهی و اخلاقی که بر حفاظت از حقوق آیندگان دلالت دارند، پرداخته می شود، بلکه به آموزه های بنیادین دینی که ریشه این نگرش هستند، توجه میگردد.
۳۰۳.

بازتاب فرجام زندگی عیسی (ع) در احادیث اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرجام عیسی (ع) تصلیب عروج حدیث مسیحیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۴
یکی از مسائلی که در آیات قرآنی و احادیث اسلامی درباره حضرت عیسی(ع) مورد توجه قرار گرفته، مسئله فرجام اوست. اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان، برخلاف قاطبه مسیحیان، به جای آموزه صلیب، قائل به حیات و عروج عیسی(ع) هستند؛ اگرچه این دیدگاهی فراگیر نیست. ابهام در برخی آیات مربوطه که به تفاسیر مختلفی منجر شده، لزوم بررسی حدیثی این مسئله را دوچندان می کند. بسیاری از روایات در این زمینه، خبر واحدند که پذیرش آنها به مبنای پژوهشگر ارتباط دارد. ما در این تحقیق تلاش کرده ایم که فارغ از محتوای واقعیت تاریخی مسئله (بررسی تاریخی) و دلالت آیات قرآنی (بررسی تفسیری)، به مطالعه توصیفی تحلیلی مفاد روایات مربوطه (پژوهش حدیثی) بپردازیم. با بررسی سندشناختی و دلالی روایات درمی یابیم که رفعت حضرت عیسی(ع) به آسمان و نزول دوباره ایشان در موعد مقرر، به تواتر قابل اثبات است؛ اما نمی توان در خصوص فرجام زندگی حضرت عیسی(ع) به باور جزمی فراگیری نائل شد. باری اعتقاد به حیات فرزند مریم(ع)، با فرض اثبات ارزش معرفتی خبر واحد و البته اعتبار سندی اخبار آحادِ مربوطه، ممکن خواهد بود.
۳۰۴.

تحلیل تطبیقی آموزه الوهیت عیسی(ع) در قرآن کریم و دیدگاه های بدعت انگاشته شدگان صدر مسیحیت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قرآن مسیحیت الوهیت تثلیث بدعت انگاشته شدگان صدر مسیحیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۳
قرآن کریم باور به الوهیت عیسی(ع) را انحرافی در دین مسیحیت می داند و با دلایل مختلف، آن را رد می کند. هرچند مسیحیت رسمی الوهیت عیسی(ع) را در قالب آموزه تثلیث به عنوان مبنای الهیاتی خود معرفی می کند، اما تاریخ الهیات مسیحی نشان می دهد که در صدر مسیحیت، افراد و گروه هایی مخالف الوهیت عیسی(ع) وجود داشته اند. این گروه ها در مسیحیت رسمی بدعت گذار شناخته می شوند. این نوشتار با روش تحلیلی توصیفی به بررسی تطبیقی دیدگاه قرآن کریم درباره رد الوهیت عیسی(ع) و مواضع گروه های بدعت انگاشته شده در اوایل مسیحیت می پردازد. ازاین رو با تمرکز بر فرقه هایی مانند آریوسی ها، ابیونی ها، الکسایی ها و مونا رشیست ها روشن می شود که این گروه ها نیز حضرت عیسی(ع) را صرفاً انسانی برگزیده و پیامبری الهی می دانستند، نه خدا. حاصل اینکه دیدگاه این گروه ها با آموزه های قرآن در باب مسیحیت اصیل همخوانی قابل توجهی دارد و محکومیت آنها به عنوان بدعت گذار، ناعادلانه بوده است، بلکه دیدگاه های آنان به مسیحیت اصیل نزدیک تر به نظر می رسد.
۳۰۵.

واکاوی منابع و ابزارهای معرفت شناختی راست کیشی در نظریه والتر بائر و نتایج حاصل از آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بائر مسیحیت راست کیشی بدعت منابع شناخت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۸
در سنت الاهیات مسیحی، به ویژه از دوره قرون وسطی به بعد، چهار منبع اصلی برای معرفت دینی ذکر شده است: وحی الهی شامل متون مقدس که از منظر مسیحیان مؤمن، حاصل الهام الهی هستند؛ سنت کلیسا یا میراث تفسیری، آموزه ای و عملی ای که از رهبران کلیسا به ارث رسیده است؛ عقل و تجربه. مقاله حاضر با بررسی نظریه والتر بائر درباره ماهیت «راست کیشی» و «بدعت» در مسیحیت اولیه، به واکاوی منابع و ابزارهای شناخت حقیقت دینی و پیامدهای معرفت شناختی آن پرداخت. یافته ها نشان داد، در نظر بائر، چهار منبع مذکور برای شناخت حقیقت دینی کافی نیست. بائر با استفاده از ابزارها و منابع شناختی دیگری همچون تحلیل تاریخی - انتقادی، نقش قدرت های سیاسی-دینی، متون قانونی و آپوکریفا، روایات محلی و سنت های شفاهی، استدلال می کند در سده های نخستینِ مسیحیت، اشکال متکثر و متفاوتی از ایمان وجود داشت و آنچه بعدها «راست کیشی» نامیده شد، حاصل فرآیندهای تاریخی و سیاسی بوده است، نه ذات اولیه و فرازمانی ایمان مسیحی. بنابراین به اعتقاد بائر، مرزبندی میان راست کیشی و بدعت بیش از آنکه بازتاب حقیقت مطلق الهی باشد، برساخته ای تاریخی-گفتمانی است. این دیدگاه با تأکید بر ضرورت بازخوانی انتقادی تاریخ دین و بازاندیشی در اعتبار الاهیات نهادی، موجب شکل گیری تکثرگرایی معرفتی در فهم دین می شود و ادعای یکتایی و اطلاق در حقیقت دینی را تضعیف می کند. در واقع، ابزارها و منابعی که بائر در شناخت راست کیشی به کار می گیرد نمایانگر نگاهی پویا و چندلایه به حقیقت دینی است که زمینه را برای گسترش پلورالیسم دینی و گفت وگوی میان روایتی و بین الأدیانی فراهم می سازد.