مطالب مرتبط با کلیدواژه

غسان کنفانی


۲۱.

تحلیل رفتار متقابل شخصیت «TA» در رمان «ما تَبَقَّی لَکُم» اثر غسّان کنفانی و «شما که غریبه نیستید» اثر هوشنگ مرادی کرمانی بر اساس نظریه شخصیت اریک برن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اریک برن رفتار متقابل غسان کنفانی هوشنگ مرادی کرمانی ما تبقی لکم شما که غریبه نیستید

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۶
نظریه تحلیل رفتار متقابل شخصیت TA یکی از نظریات مطرح در عرصه روانشناختی شخصیّت می باشد. اریک برن به عنوان برجسته ترین نظریه پرداز در این حیطه شخصیت انسان ها را بر سه جنبه والد، بالغ، کودک استوار می داند که هنگام برقراری ارتباط با افراد دیگر در شخصیت وی پدیدار می گردد. این دانش با ادبیات رابطه بسیار تنگاتنگی دارد بویژه ادبیات داستانی که رفتار شخصیت های اصلی داستان را تحت تأثیر شرایط سیاسی و اجتماعی به نیکوترین شکل بیان می کند. رمان ما تبقی لکم اثر غسان کنفانی بیانگر شرایط بغرنج یک خانواده جنگ زده  فلسطینی است که دچار از هم پاشیدگی و بحران شده است. هوشنگ مرادی کرمانی با رمان شما که غریبه نیستید موضوع رنج ها و ضربات عاطفی دوران زندگانی خود از کودکی تا بزرگسالی را به تصویر می کشد. هدف از این تحقیق، تبیین زوایای پنهان بافت متنی هر دو رمان و آشکارسازی روابط سلطه جویانه و مستبدانه شخصیت های اصلی هر دو رمان نسبت به یکدیگر می باشد. در این جستار ادبی با روش توصیفی تحلیلی و بر مبنای نظریه اریک برن شخصیت های دو رمان مذکور را بررسی و تحلیل نموده و مؤلفه های یکسان شان را تطبیق می دهیم. 
۲۲.

خوانش تطبیقی مقاومت اسلامی در دو داستان کوتاه «الصغیر یذهب إلی المخیم» اثر غسان کنفانی و «مهاجر کوچک» از محمدرضا سرشار (با تکیه بر نظریه گفت وگومداری باختین)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات مقاومت مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی نظریه گفتگو مداری باختین غسان کنفانی محمدرضا سرشار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۷۶
نیاز فطری انسان برای زیستن با سایرین و دوری از انزوا، سبب شکل گیری انواع ارتباط و گفت وگو شده است؛ اما این ارتباط مستمر و در بستر تاریخ، زمان ها و مکان ها، دستخوش دگرگونی هایی شده است(مسئله). ادبیات نیز به روابط میان انسان ها و نوع گفتگوی حاکم بر این روابط، اهتمامی خاص داشته است؛ زیرا، که شاکله اصلی ادبیات، گفتگو و ارتباط است و بر همین اساس، انواع ادبی از جمله رمان شکل گرفته است. نظریه گفت وگومداری میخائیل باختین نیز بر همین مبنا پی ریزی شده است و باختین در آن، مؤلفه هایی مانند گفت-وگو، بینامتنیت، کارناوال و... را ارائه داده است. این پژوهش با روشی توصیفی_تحلیلی و برپایه مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی با تکیه بر منطق مکالمه باختین(روش)، درصدد پاسخگویی به این پرسش است که داستان های الصغیر یذهب إلی المخیم از غسان کنفانی و مهاجر کوچک از محمدرضا سرشار که هر دو در زمینه ادبیات مقاومت و بیان دشواری های پیش آمده برای کودکان و خانواده هایشان هستند، تا چه میزان نسبت به مؤلفه های انگاره باختین پایبند بوده اند؟(هدف).نتایج نشان دهنده آن است که: هر دو داستان دارای منطق گفتگویی و نوعی دموکراسی هستند و مؤلفه هایی از انگاره باختین همچون: انواع مونولگ، دیالوگ، معرفی شخصیت ها، زاویه دید در آنها وجود دارد؛ با این تفاوت که این دموکراسی در داستان مهاجر کوچک به طور محسوس تری قابل مشاهده است(یافته ها).
۲۳.

العلاقه بین مقاومه شخصیه "أبو عبد" فی قصه "القمیص المسروق" لغسّان کنفانی ومحاور نظریه تدرج الحاجات لإبراهام ماسلو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: أدب المقاومه غسان کنفانی القمیص المسروق أبراهام ماسلو نظریه تدرج الحاجات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
یُصوِّر أدب المقاومه معاناه الإنسان فی مواجهه الظروف القاسیه المفروضه، وذلک عبر الکشف عن الضغوط الاجتماعیه والسیاسیه. وقد أفضى هذا التوجه إلى تسلیط الضوء على الروابط بین الأدب وعلم الاجتماع وعلم النفس، وإلى نشأه النقد السیکولوجی. فی هذا السیاق، قدَّم أبراهام ماسلو نظریته المعروفه ب تدرج الحاجات، التی تُبیّن کیفیه تأثیر الحاجات الإنسانیه على أفعال الفرد وعلاقاته. تهدف هذه الدراسه، المعتمده على المنهج الوصفی التحلیلی، إلى بحث ثبات أو تغیُّر النمط المقاوم لشخصیه أبی عبد فی قصه "القمیص المسروق" للکاتب الفلسطینی غسّان کنفانی، وتحدید الکیفیه التی أثّرت بها مقاومه أبی عبد، فی ضوء تدرج ماسلو للحاجات، على سلوکیاته وعلاقاته وقراراته. خلصت نتائج البحث إلى أن مقاومه أبی عبد کانت فی البدایه سلبیه وداخلیه، لکن تفجُّر رغبته فی تحقیق العداله حوّلها إلى مقاومه عدوانیه. علاوه على ذلک، أدت مقاومته فی مواجهه إحباط حاجاته الأساسیه إلى تفعیل آلیات دفاعیه لدیه مثل التجنب والکبت والإزاحه. ومع ذلک، فإن هاجس المعیشه منعه من مقاومه برود علاقاته، لکن على مستوى اتخاذ القرارات، فإن مقاومته قد حالت دون انصیاعه لإغراءات الذات وقیامه بالسرقه.