مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۱.
۲۲.
۲۳.
۲۴.
۲۵.
۲۶.
الگوی بهینه
حوزههای تخصصی:
برای درک درست از چگونگی انتشار نوآوری ها در جامعه، لازم است درک درستی از فرآیند پذیرش آن ها وجود داشته باشد؛ چراکه افراد در این فرآیند از یکدیگر یاد می گیرند و برهم تاثیر می گذارند. هم چنین توسعهمشارکتی فناوری به کشاورزان اجازه می دهد یاد بگیرند و آن چه را که موردنیاز است انتخاب کنند. براین اساس، پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی بهینه پذیرش طرح های توسعه روستایی، تصمیم دارد نقش مولفه های مؤثر با فرض این که عناصر اصلی نظام پذیرش هستند را مطالعه کند. این پژوهش از لحاظ ماهیت توصیفی- تحلیلی و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری در این مطالعه بهره برداران، مروجان و مدیران 10 روستای شهرستان های سوادکوه و قائم شهر می باشد که 283 نفر به صورت طبقه بندی با انتساب بهبنه انتخاب شدند. اطلاعات به دو شیوه میدانی و کتابخانه ای جمع آوری و پس از تعیین روایی و پایایی، با استفاده از تحلیل ها توصیفی و تحلیل عاملی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج حاکی از آن است که الگوی بهینه پذیرش شامل عناصری همچون خصوصیات فناوری/ طرح، خصوصیات جامعه محلی، خصوصیات پذیرندگان، خصوصیات مروج، عملکرد مدیران ملی و محلی و هم چنین اثرات طرح جهت گسترش پذیرش، می شود. از بین آن ها در بخش میانگین ها، خصوصیات پذیرنده، مروج و اثرات طرح دارای بیش ترین تاثیر بودند و در تحلیل عاملی نیز «اثرات طرح» بیش ترین نقش را درمیان عوامل موثر بر پذیرش نوآوری ها داشت؛ درواقع پس از پذیرش توسط گروه های اول و مشخص شدن آثار آن، سایرین نیز ترغیب به پذیرش می شوند؛ درنتیجه نوآوری و فناوری میان روستاییان گسترش می یابد.
ارائه الگوی بهینه توسعه منطقه ای با رویکرد تحلیل ساختار (مطالعه موردی: شهرستان بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه ناحیه ای سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۴۷)
229 - 261
حوزههای تخصصی:
امروزه برنامه ریزان به برنامه ریزی منطقه ای برای کاهش نابرابری ها و نبود تعادل منطقه ای، همچون یک راهبرد کارآمد توجه می کنند. بنابراین، هدف این پژوهش طراحی الگوی برنامه ریزی توسعه منطقه ای شهرستان بجنورد با رویکرد تحلیل ساختار است. پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر نوع، توصیفی-پیمایشی با رویکرد آمیخته اکتشافی انجام شده است. جامعه آماری در بخش کیفی شامل کارشناسان و مسئولین شهرستان بجنورد است که از روش نمونه گیری هدفمند، 20 نفر انتخاب شده و در بخش کمی، کلیه شهروندان بالای 25 سال به روش نمونه گیری دردسترس به تعداد 384 نفر از طریق تعیین حجم نمونه در جوامع نامحدود انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، مصاحبه و پرسش نامه محقق ساخته بوده است. در بخش کیفی و مصاحبه ها با روش نظریه زمینه ای[1] و به کمک نرم افزار مکس کیودا[2] کدگذاری شد و به روش تکنیک دلفی[3] نهایی سازی شاخص انجام شده است و در بخش کمی با تحلیل مدل یابی معادلات ساختاری به کمک نرم افزار لیزرل[4] اعتباریابی و روابط بین متغیرها مدل انجام شد. یافته های این پژوهش نشان داد که مهم ترین عوامل برنامه ریزی توسعه منطقه ای شهرستان بجنورد شامل 6 عامل اصلی (اقتصادی، اجتماعی، طبیعی، سیاسی، مدیریتی و زیرساختی) و 40 زیرعامل است. بنابراین، در الگوی بهینه مناسب توسعه پایدار منطقه، عوامل (اجتماعی (با ضریب تأثیر 54/0)، طبیعی (71/0)) به عنوان عوامل علی و عوامل (زیرساختی با ضریب تأثیر (64/0)) به عنوان شرایط زمینه ای تأثیر مثبت و مستقیمی بر راهبردها (عوامل سیاسی) دارند. به عبارتی هرچقدر میزان این عوامل بالاتر و مناسب تر باشد، برنامه ریزی توسعه منطقه ای در سطح بالاتری خواهد بود. همچنین، عامل (مدیریتی) به عنوان عوامل مداخله گر، رابطه بین عوامل علی و راهبردها را با ضریب تأثیر (64/0) بهبود می بخشد و نقش میانجی بازی می کند. درنهایت، توسعه راهبردها با ضریب تأثیر معنادار (85/0) در برنامه ریزی توسعه منطقه ای شهرستان بجنورد منجر به تبدیل شدن آنها به شرایط اقتصادی مناسب شهرستان بجنورد در استان خراسان شمالی خواهد شد. [1]. Grounded Theory[2]. MAXQDA[3]. Delphi Technique[4]. Lisrel
ارزیابی و ارائه الگوی بهینه در شهر های حساس به آب (مطالعه موردی: شهر یزد)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه با تغییرات اقلیمی و گرمایش روز افزون زمین شاهد اثرات مخرب زیست محیطی، از جمله بحران آب می باشیم. لذا توجه کردن به آب به عنوان عنصر مهم برای بقای بشر در مقوله برنامه ریزی و طراحی شهری کاملا امری محسوس می باشد. هدف از این مقاله دست یافتن به شاخص های مهم شهر حساس به آب و ایجاد الگوی بهینه برای شهر یزد می باشد.روش بررسی: با توجه به بررسی پیشینه تحقیق ، در اکثر تحقیقات به بررسی و ارزیابی شهر نسبت به رویکرد شهر حساس به آب پرداخته اند. و در مواردی مدل بومی سازی ارائه شده و در مقاله حاضر نیز ارزیابی و مدل بومی سازی مورد هدف قرار گرفته است. ولی روش و ارائه مدل متفاوت می باشد. بدین صورت که در این مقاله سعی شده است. روش متفاوتی را برای ارائه مدل به کار گرفته شود. این مدل می تواند زمینه ای برای تحقیقات بعدی نیز قرار بگیرد.یافته ها و نتیجه گیری: به طور دقیق تر، می توان گفت عوامل اتخاذ شده برای معیار های شهر حساس به اب توسط تحلیل عاملی تاییدی مورد قبول واقع شده است. که خود روشی جدید در این زمینه می باشد. همچنین پیشنهادات ارائه شده جامع و کاربردی می باشد. که مورد استفاده برای تمامی ارگان ها، محققان، ادارات مربوطه، و حتی محققان خارجی در جهان که در زمینه اجتماعی شدن مسئله آب که با هدف تغییر رفتار مصرف کنندگان شهری سر و کار دارند مناسب می باشد.
ارائه الگوی بهینه کسب و کار مبتنی بر ایجاد بازارگاه های داده در واحدهای صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازارگاه های داده می توانند نقش کلیدی را در تحقق اقتصاد داده با امکان تجاری سازی داده ها بین سازمان ها ایفا کنند. اگرچه تحقیق بازارگاه های داده یک حوزه به سرعت در حال تکامل است، اما عدم درک در مورد مدل های کسب وکار بازارگاه های داده وجود دارد. طرح پژوهشی حاضر بنا بر ضرورت با هدف نیاز به توسعه بازارهای مبتنی بر تکنولوژی دیجیتال و داده های اطلاعاتی برای واحدهای صنعتی انجام می شود. این پژوهش از نظر رویکرد کیفی و از نظر هدف کاربردی-توصیفی است، استراتژی پژوهش ، داده بنیاد و با استفاده از رویکرد ساخت گرا (چارمز) به شکل-گیری نظریه پرداخته است . جامعه ی آماری شامل خبرگان در حوزه مدیران استارتاپ ها و فناوری اطلاعات هستند که از بین آن ها 12 نفر به روش نمونه گیری نظری انتخاب و از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختارمند در تحقیق مشارکت داده شدند. حاصل این امر، استخراج و طراحی مقوله های مدل بهینه کسب وکار مبتنی بر ایجاد بازارگاه های داده بوده است که شامل مولفه های زیر می باشد: اقتضائات (مشوق های مالی، عامل تولید جدید و خوشه بندی محتوای دیجیتال)، شرایط زمینه ای (ساختار بازار و تطبیق داده بین عرضه و تقاضا)، عوامل مداخله گر (عدم تقارن اطلاعاتی، خطرات اخلاقی و عدم اطمینان از تراکنش)، راهبردها (طراحی بازار، مهندسی داده ها و علم و دانش داده ها)، پیامدها (بهبود مازاد اجتماعی، شبکه خودتنظیمی از مبادلات متقابل و بازارهای چندجانبه هوشمند). نهایتا ًبعد از اتمام تحلیل های صورت گرفته بر روی داده های کیفی، کدگذاری ها در قالب یک مدل ارائه گردیده است. نتایج پژوهش می تواند مدیران کسب وکارها را در کسب درآمد از دارایی های داده یاری نماید.
جُستاری بر الگوی بهینه مدیریت روستایی در ایران
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
209 - 224
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت جامعه روستایی در نظام تولید کشاورزی کشور، ضروری است تا در چارچوب توسعه ملی، مقوله روستا و توسعه روستایی عمیق تر بررسی شود، چراکه تأمین مواد غذایی و خودکفایی نسبی جز از طریق متحول ساختن روستاهای کشور میسر نیست. این مهم تنها با اعمال مدیریت شایسته و کارآمد و بهره گیری از شیوه های مدیریتی امکان پذیر است. نظام مدیریت روستایی ایران طی سال ها به لحاظ ساختار های اجتماعی، تحولات و دگرگونی های پیچیده ای داشته است و خلاء مدیریت کارآمد و اصولی در روستاها در تمامی ادوار، به خصوص در دهه های اخیر مشکلات فراوانی را برای روستائیان ایجاد کرده است. لذا هدف کلی این پژوهش جُستاری بر الگوی بهینه مدیریت روستایی در ایران می باشد که به روش مروری با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و بررسی اسنادی، انجام شده است. در مدل پیشنهادی سازمانی با نام بنگاه توسعه و مشارکت مردمی روستایی به صورت هیأت مدیره ای متشکل از سازمان های ذیربط و نماینده کارگروه های روستاییان تشکیل شده است که به شکل شورایی به فعالیت می پردازند. در این مدل تعامل و ارتباط تنگاتنگ تعاونی روستایی با دهیاری وجود دارد. به علاوه کارگروه هایی که با عضویت نمایندگان روستاییان تشکیل می شود، با داشتن دانش بومی منطقه، مسائل و مشکلات منطقه را شناسایی کرده و بهترین راه حل های منطبق و سازگار با منطقه را ارائه می دهند و مطابق با آنها طرح ها و برنامه های پیشنهادی را به مقامات بالاتر ارائه داده و بودجه لازم را برای اجرا اختصاص می دهند. قابل ذکر است که کارشناسان و متخصصان نقش تسهیلگر در این کارگروه ها دارند. این مدل کاملاً بومی بوده و منطبق با واقعیات جامعه روستایی ایران است.
تبیین الگوی مطلوب حکمروایی سیاسی- فضایی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فضای شهرها بسیاری از الگوهای مدیریتی دچار تغیرات اساسی شده است. به همین خاطر لازم است الگوی مطلوب حکمروایی سیاسی- فضایی شهرها تبیین شود. هدف از تحقیق حاضر، تبیین الگوی مطلوب حکمروایی سیاسی- فضایی شهر تهران در کلیه ابعاد می باشد. مقاله حاضر به عنوان یک ارزیابی تحلیلی و با ارائه رویکردهای متنوع بر اساس غنا و تنوع مفهومی در حوزه های علوم اجتماعی، اقتصادی، برنامه ریزی و توسعه شهری از رویکرد سیستمی بهره مند شده و سعی بر آن دارد، ضمن معرفی حکمرانی شهری و نظریات آن، الگوی مطلوب حکمروایی سیاسی- فضایی شهر تهران را تبیین کند. در همین راستا، مقاله حاضر که به لحاظ هدف کاربردی و اطلاعات آن به روش اسنادی فراهم آمده سعی در تبیین این موضوع دارد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که امروزه اداره کلان-شهر تهران با توجه به مقطع حساسی که در آن قرار گرفته است، عرصه آزمون و خطا نیست؛ زیرا مستقیماً با سرنوشت شهروندان سروکار دارد. بنابراین لازم است با نهایت دقت و ظرافت و محاسبات علمی الگوی حکمروایی شایسته در ابعاد فضایی– سیاسی کلان شهر تهران پیاده سازی شود. نتایج الگوی شهر تهران گویای آن بود که بهترین الگو برای شهر تهران الگویی است که مشارکت شهروندی را در نظر گرفته، عدالت فضایی و سیاسی شهر را مد نظر قرار دهد و ضمن توجه به کل نواحی شهری و محلات شهر تهران، دارای رویکردی پایین به بالا باشد. این الگو می تواند تا حدود زیادی از انواع هزینه های تحمیلی بر شهر حاصل از اجرای خط مشی های ناپخته و کژخط مشی های عمومی در عرصه مدیریت شهری، جلوگیری نماید.