مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۰۱.
۱۰۲.
۱۰۳.
۱۰۴.
۱۰۵.
۱۰۶.
۱۰۷.
۱۰۸.
ریسک پذیری
منبع:
طالعات راهبردی مالی و بانکی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
204 - 219
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش ارزیابی سطح بلوغ فرهنگ ریسک و رفتار ریسک پذیری مدیران صف بانک سپه با استفاده از چارچوب هیات ثبات مالی است. در این مطالعه، با استفاده از ابزارهای کمی و تحلیل آماری تلاش شده تا نقاط قوت و ضعف فرهنگ ریسک و سطح ریسک پذیری در شعب بانک شناسایی شود. یافته های این پژوهش می توانند به بهبود ساختار توزیع اختیارات و ارتقا فرهنگ ریسک سازمانی در بانک سپه کمک کرده و به مدیران و تصمیم گیران این بانک در تدوین سیاست های مدیریتی و توسعه فرهنگی موثر یاری رسانند.روش شناسی پژوهش: تحقیق از فلسفه اثبات گرایی پیروی کرده و با رویکرد کمی و استقرایی و از طریق آزمون t و با کمک گرفتن از الگوی معادلات ساختاری انجام شده است. داده های مربوط به این پژوهش با استفاده از دو پرسشنامه جمع آوری شده و پاسخ های مورد تایید با استفاده از ابزارهای SPSS و SMART PLS مورد تحلیل قرار گرفتند.یافته ها: این پژوهش نشان می دهد که سطح کلی بلوغ فرهنگ ریسک در شعب بانک سپه با میانگین 43/2 از طیف ۱ تا ۵ کمی پایین تر از حد متوسط بوده و بیانگر وجود نیاز به بهبود در برخی زمینه هاست. از لحاظ رفتار ریسک پذیری، میانگین امتیاز مدیران صف 9/4 از ۱۱ بوده که نشان دهنده تمایل نسبتا محتاطانه در مواجهه با ریسک است. علاوه بر این، تحلیل رابطه بین ویژگی های جمعیت شناختی و رفتار ریسک پذیری نشان داد که عواملی مانند سن، وضعیت تاهل و سمت سازمانی بر میزان تمایل به پذیرش ریسک مدیران تاثیرگذارند. این نتایج نشان دهنده حوزه های کلیدی برای مداخله و بهبود فرهنگ ریسک و تقویت روش های مدیریتی ریسک است.اصالت/ارزش افزوده علمی: این پژوهش به دلیل تمرکز بر ارزیابی فرهنگ ریسک و ریسک پذیری مدیران صف بانک سپه از دیدگاه چارچوب هیات ثبات مالی و آزمون تمایل به ریسک، دارای اصالت و ارزش افزوده است و به شناسایی وضعیت موجود این دو مولفه در سطح شعب کمک کرده است.
بررسی رابطه کارآفرینی سازمانی با چابکی سازمانی در شرکت های دانش بنیان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تغییرات و تحولات امروزی منجر شده است تا شرکت ها برای عقب نماندن از قافله رقابت به فعالیت های کارآفرینی سازمانی و چابکی سازمانی توجه ویژه ای داشته باشند. هدف تحقیق حاضر که از نوع تحقیق کمی، کاربردی و توصیفی همبستگی است، بررسی رابطه کارآفرینی سازمانی با چابکی سازمانی است. جامعه آماری تحقیق حاضر، مدیران شرکت های مستقر در پارک های علم و فناوری دانشگاه تهران به تعداد 535 نفر می باشد. پس از اطمینان از روایی و پایایی، این پرسشنامه بین اعضای جامعه توزیع گردید و درنهایت 230 پرسشنامه قابل استفاده برگشت داده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز به کمک نرم افزار SPSS صورت پذیرفت. نتایج نشان داد رابطه مثبت و معناداری بین کارآفرینی سازمانی و چابکی سازمانی در بین شرکت های دانش بنیان وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که بین مولفه های کارآفرینی سازمانی از قبیل نوآوری، ریسک پذیری و پیشگامی با چابکی سازمانی در بین شرکت های دانش بنیان ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.
تأثیر کارآفرینی گرایی بر عملکرد مالی و عملکرد غیر مالی؛ رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تبیین تأثیر کارآفرینی گرایی بر عملکرد مالی و عملکرد غیر مالی انجام شده است. روش پژوهش بر مبنای هدف، کاربردی و از نظر روش انجام کار، توصیفی پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کارکنان و مدیران کسب و کارهای تولیدی کوچک و متوسط شهر تهران است و نمونه ای به حجم 277 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شد و ابزار جمع آوری داده های این پژوهش پرسشنامه بوده که روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفته است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده گردید و نتایج حاکی از تأثیر مثبت تمامی ابعاد کارآفرینی گرایی شامل نوآوری، ریسک پذیری، پیشگامی، رقابت تهاجمی و استقلال طلبی بر عملکرد مالی و عملکرد غیر مالی دارد. در نهایت از آنجایی که تأثیر تمامی ابعاد کارآفرینی گرایی بر عملکرد مالی و غیر مالی تأیید شد، لذا می توان نتیجه گرفت کارآفرینی گرایی بر عملکرد مالی و عملکرد غیر مالی در کسب و کارهای تولیدی کوچک و متوسط شهر تهران تأثیر دارد.
عوامل مؤثر بر ریسک پذیری بانک ها با تأکید بر سیاست پولی الزامات مقرراتی و اقتصاد کلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اقتصادی ایران سال ۲۹ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۰۱
83 - 118
حوزههای تخصصی:
بانک ها نقش مهمی در حفظ ثبات مالی در یک اقتصاد دارند. اهمیت آنها ناشی از کارکردها و نقش هایی است که انجام می دهند و به ثبات کلی و رشد سیستم مالی کمک می کنند. از طرف دیگر اهمیت بانک ها برای رشد اقتصاد واقعی در نقش آنها به عنوان واسطه های مالی نهفته است که تخصیص کارآمد سرمایه، حمایت از مشاغل و افراد را تسهیل می کند. یک بخش بانکی سالم و تنظیم شده در ارتقای رشد پایدار اقتصادی مؤثر است. این پژوهش به بررسی عوامل مؤثر بر ریسک پذیری بانک ها با تأکید بر سیاست پولی، الزامات مقرراتی و اقتصاد کلان در 16 بانک ایرانی طی سال های 1390 تا 1402 پرداخته است. در این مطالعه از دو مدل استفاده شده و روش تخمین ضرایب GMM می باشد. نتایج پژوهش نشان داده که بین سیاست پولی انبساطی با ریسک پذیری رابطه معکوس وجود دارد. درحالی که کفایت سرمایه (الزمات مقرراتی) و نرخ رشد تولید ناخالص داخلی اثر مثبت روی ریسک پذیری دارد، رابطه بین نرخ تورم و ریسک پذیری معکوس می باشد.
بررسی نقش شخصیت سرمایه گذاران، سواد مالی و ویژگی های جمعیت شناختی بر ریسک پذیری در بازار سرمایه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، تأثیر شخصیت بر رفتار معاملاتی سرمایه گذاران حقیقی در بورس اوراق بهادار تهران با بهره گیری از مدل پنج عاملی شخصیت موردبررسی قرارگرفته است. همچنین، سواد مالی و عوامل جمعیت شناختی نظیر سن، جنسیت، تحصیلات، درآمد و تجربه در بورس به عنوان متغیرهای تأثیرگذار لحاظ شده اند. این تحقیق به عنوان یک مطالعه توصیفی و پیمایشی و از نوع کاربردی تلقی می شود و جامعه آماری آن شامل 280 نفر از سرمایه گذاران فعال در بازار بورس اوراق بهادار تهران است که به صورت آنلاین پرسشنامه محقق ساخته را تکمیل کرده اند.ابزار تحلیلی مورداستفاده شامل معادلات ساختاری SEM و نرم افزار Smart PLS4 می باشد که پس از تأیید روایی و پایایی ، فرضیات تحقیق آزمون گردیده اند.نتایج این تحقیق حاکی از آن است که سواد مالی تأثیر مثبت و معناداری بر ریسک پذیری سرمایه گذاران دارد و نشان می دهد که دانش مالی می تواند به اتخاذ تصمیمات بهتر در حوزه سرمایه گذاری منجر شود. از سوی دیگر، در قالب مدل پنج عاملی شخصیت، دو بعد گشودگی به تجربیات و برون گرایی تأثیر معناداری بر ریسک پذیری داشته اند، درحالی که سایر ابعاد این مدل شامل انطباق پذیری، مسئولیت پذیری و روان رنجوری از خود تأثیر معناداری نشان نداده اند. علاوه بر این، عوامل جمعیت شناختی نظیر جنسیت، تحصیلات و تجربه در بورس نیز تأثیرات معناداری بر ریسک پذیری سرمایه گذاران داشته اند، درحالی که سایر عوامل مانند سن، درآمد و شغل تأثیر قابل توجهی ندارند. به طورکلی، یافته ها نشان می دهند که ویژگی های شخصیتی، سواد مالی و عوامل جمعیت شناختی به طور معناداری حدود 8/69 درصد از رفتار ریسک پذیری را پیش بینی می کنند که توجه به این عوامل می تواند به بهبود و افزایش بازده سرمایه گذاری ها کمک نماید.
تأثیر ارزش برند بر رابطه بین محرک ها و موانع نوآوری با ریسک پذیری شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
81 - 103
حوزههای تخصصی:
هدف: رابطه بین نوآوری و ریسک پذیری، موضوعی پیچیده و دووجهی است. از یک طرف، نوآوری می تواند ریسک پذیری را افزایش دهد و از طرف دیگر، با ایجاد مزیت رقابتی و عملکرد بالا، می تواند ریسک پذیری را کاهش دهد. شرکت ها برای حفظ مزیت رقابتی ناچار به پذیرش نوآوری های ریسکی هستند و برند قوی می تواند به عنوان سپر دفاعی در برابر پیامدهای منفی ریسک عمل کند. این موضوع در تقاطع دو حوزه کلیدی مدیریت یعنی مدیریت برند و مدیریت نوآوری قرار دارد. بررسی تعامل این ابعاد می تواند به توسعه راهکارهای جامع تری برای سیاست گذاری نوآوری و مدیریت ریسک بینجامد. با توجه به نبود بررسی های مستقیم پیرامون اثر برند در ساختار تصمیم گیری نوآورانه تحت شرایط ریسکی، پژوهش حاضر می تواند به توسعه مدل های تلفیقی بین مفاهیم بازاریابی (برند) و کارآفرینی (نوآوری و ریسک پذیری) کمک کند. در نتیجه، شناخت این نقش برای مدیران و تصمیم گیرندگان حیاتی است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ارزش برند بر رابطه بین محرک ها و موانع نوآوری با ریسک پذیری شرکت های پذیرفته شده بورس تهران است. روش شناسی: پژوهش حاضر، از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش جزو پژوهش های توصیفی-پس رویدادی است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از داده های پانلی و مدل رگرسیون خطی چندگانه استفاده شده و برای سنجش متغیر ارزش برند از مدل داموداران(2015) و برای سنجش محرک ها و موانع نوآوری از الگوی نمازی و مقیمی(1398) استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه شرکت های بورس تهران از ابتدای سال 1395 تا 1402 هستند که به روش حذف سیستماتیک، 139 شرکت انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج: نتایج پژوهش نشان داد منابع مشهود و منابع نامشهود به عنوان محرک های نوآوری تأثیر مثبتی بر ریسک پذیری دارند، از بین متغیرهای مربوط به موانع نوآوری، موانع بازار و موانع مالی دارای تأثیر منفی معنی دار بر ریسک پذیری هستند ولی متغیر موانع دانشی تأثیر معنی داری بر ریسک پذیری ندارد. اثر تعاملی منابع مشهود و نامشهود با ارزش برند بیانگر عدم تأثیرگذاری منابع مشهود و تأثیرگذاری مثبت معنی دار منابع نامشهود بر ریسک پذیری شرکت های مورد مطالعه است. اثر تعاملی ارزش برند با موانع نوآوری(موانع بازار و مالی) حاکی از این است که برند قوی، اثر منفی موانع بر ریسک پذیری شرکت را کاهش می دهد ولی اثر تعاملی ارزش برند با موانع دانشی تأثیر معنی داری بر ریسک پذیری شرکت ها ندارد. یافته ها: ارزش برند درکنار منابع نامشهود با ایجاد هم افزایی بیشتر، سبب افزایش توان فنی شرکت ها برای ورود به پروژه های نوآورانه با ریسک بالا می شود. با افزایش ارزش برند، موانع بازار و موانع مالی نمی تواند سبب کاهش ریسک پذیری شرکت های مورد مطالعه شود که حاکی از این است که برند قوی، با ایجاد سهولت بیشتر در حوزه بازار و مالی، رفتار ریسک پذیری را تقویت می کند. می توان گفت ارزش برند به عنوان شمشیر دولبه عمل کرده و فشار زیاد برای حفظ برند، افزایش تمایل به بدهی بالا و سرمایه گذاری تهاجمی تر، هزینه بالای حفظ برند در شرایط رقابتی، سبب افزایش ریسک پذیری شرکت های مورد مطالعه می شود. با وجود موانع دانشی، ارزش برند قوی نیز نمی تواند ریسک پذیری شرکت ها را تحت تأثیر قرار دهد و موانع دانشی خود عاملی در عدم تعریف درست ارزش برند می باشد که مانع از ایجاد برند قوی می شود. همچنین ارزش برند نمی تواند کمبود دانش فنی را جبران و جایگزین دانش فنی ضعیف باشد و نیز موانع دانشی خود عاملی برای اجتناب از فعالیت های نوآورانه و جسورانه می شود.
تدوین مدل بازده سهام بانک های فعال بورسی بر اساس مؤلفه های ریسک پذیری، تمایل سرمایه گذاران و شوک های سیاست پولی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
43 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تدوین مدل بازده سهام بانک های فعال بورسی براساس مؤلفه های ریسک پذیری، تمایل سرمایه گذاران و شوک های سیاست پولی بوده است. پژوهش حاضر ازنظر رویکرد جزو تحقیقات آمیخته و ازلحاظ روش از ترکیب تحلیل مضمون و مدل ساختاری تفسیری استفاده شده است. در بخش کیفی جامعه موردمطالعه این پژوهش اساتید دانشگاه در حوزه مدیریت مالی و برنامه ریزی مالی در صنعت بانکداری بودند. از طریق نمونه گیری هدفمند، از نوع ملاک محور، نمونه ی موردنظر انتخاب و نمونه گیری تا رسیدن به حد اشباع نظری داده ها ادامه یافت. ازاین رو مشارکت کنندگان در پژوهش شامل 22 نفر از اساتید و مدیران بود. ابزار گردآوری داده ها در این تحقیق، مصاحبه نیمه ساختاریافته است. فرایند تحلیل داده های حاصل از متن مصاحبه ها نیز با توجه به اهمیت آن در رویکرد تحلیل مضمون آتراید-استرلینگ، هم زمان با جمع آوری داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز انجام شد و در قالب مضامین و زیر مقولات طبقه بندی شدند. در ادامه به منظور طراحی مدل از روش خبره کمی مدل ساختاری تفسیری استفاده شده است. جامعه مورد استفاده در این تکنیک نیز با جامعه کیفی مشترک است. این تکنیک در نرم افزار MICMAC انجام شد.نتایج نشان دادند در تدوین مدل بازده سهام بانک های فعال بورسی، تأثیر مولفه های مختلف، از جمله ریسک پذیری، تمایل سرمایه گذاران و شوک های سیاست پولی، بسیار با اهمیت است. شوک های سیاست اعتباری می توانند تأثیر گذاری با اهمیت بر بازده سهام بانک ها داشته باشند. تغییرات ناگهانی در نرخ رشد پایه پولی و نرخ ارز نیز می توانند عوامل مهمی در شکل گیری بازده سهام باشند.
بررسی ریسک پذیری مدیران ورزشی و توجه آنان به نظرات اعضای سازمان
منبع:
مدیریت توسعه پایدار در ورزش دوره ۱ بهار ۱۳۹۴ شماره ۱
1 - 16
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به منظور تعیین ریسک پذیری و توجه به نظرات زیردستان و مافوقان در بین مدیران ورزشی انجام شد. برای این منظور 128 نفر از مدیران میانی سازمان های ورزشی (84 درصد مرد و16 درصد زن) به طور تصادفی انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسشنامه محقَق ساخته بوده که روایی و پایایی آن با نظر متخصَصین تأیید شد. پرسشنامه ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. آلفای کرونباخ آن 91/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها و به دست آوردن ویژگی های فردی نمونه ها از آمار توصیفی استفاده شد. از آزمون t برای محاسبه اختلاف میانگین فرضیه ها استفاده گردید. نتایج تحقیق حاکی از آن بود که 71% از مدیران ورزشی ریسک پذیر بودند و میزان توجه به نظرات زیردستان و مافوقان در بین آنان 66 % بود.