مطالب مرتبط با کلیدواژه

حس تعلق به مکان


۴۱.

بررسی تأثیر مؤلفه زمان بر حس تعلق ساکنین از دو منظر قدمت محیط و طول مدت سکونت؛ مورد پژوهی محلات شهر زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حس تعلق به مکان طول مدت اِقامت قدمت محیط محلات شهر زنجان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۱۴۳
حس تعلق نسبت به یک محیط پیوندی عاطفی و احساسی است که میان افراد و محیط بیرونی صورت می گیرد. مطالعات بسیاری نشان داده اند که وجود این پیوند و عمیق تر شدن آن میان شخص و محیط، نقش بسزایی در ارتقای محیط کالبدی و بروز رفتارهای اجتماعی مثبت دارد. لذا شناخت حس تعلق و عوامل موثر بر آن و راه های ارتقای آن یکی از موضوعاتی است که می تواند به ارتقای شرایط زیستی و محیط کالبدی منجر شود. از میان عوامل متعددی که بر حس تعلق افراد موثر است، عامل زمان به عنوان یکی از این عوامل موثر از دو منظر می تواند موثر باشد؛ طول مدت سکونت و قدمت محیط. در این مطالعه ضمن تحقیق بر نحوه اثر هر کدام از این عوامل بر حس تعلق ساکنین، مقایسه ای میان این دو عامل و شدت اثر هر یک بر حس تعلق انجام شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- تحلیلی است. به منظور جمع آوری داده و اطلاعات مورد نیاز از روش کتابخانه ای و میدانی و ابزار پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش را شهروندان ساکن در محلات شش گانه مورد مطالعه در شهر زنجان تشکیل می دهند، حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 300 نفر برآورد شد. در راستای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss استفاده شد. نتایج نشان داد که حس تعلق در محلات مورد مطالعه، متوسط به پایین است. همچنین نتایج نشان داد که طول مدت اقامت و قدمت محیط بر حس تعلق مکانی و مولفه های آن تاثیر مثبت و معناداری دارد. از بین متغیرهای مورد نظر میزان تاثیر متغیر قدمت محیط بر حس تعلق مکانی بیشتر از طول مدت اقامت می باشد به گونه ای که قدمت محیط 1/27 درصد از واریانس متغیر حس تعلق مکانی را پیش بینی می کند.
۴۲.

بررسی اثرات دستیابی به امکانات و خدمات شهری بر حس تعلق مکانی در سکونتگاه های روستایی پیراشهری اهواز (مطالعه موردی: روستای ام الطمیر)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: امکانات و خدمات شهری حس تعلق به مکان سکونت گاه روستایی روستای ام الطمیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۳۴
امروزه بسیاری از انسان ها به دلیل عدم وابستگی به مکان زندگی شان، دائم در حال جابجایی و تغییر مکان از جایی به جای دیگر هستند. یکی از دلایل عمده این امر، عدم احساس تعلق ساکنان نسبت به محیط اطراف خود می باشد. ایجاد حس تعلق به مکان باعث می شود که شخص به مرورزمان ارتباط نزدیکی با محل زندگی برقرار کند و درنهایت خود را متعلق به محیط و جزئی از آن بداند. پژوهش حاضر به بررسی اثرات دستیابی به امکانات و خدمات شهری بر حس تعلق مکانی در سکونتگاه های روستایی پیراشهری اهواز (مطالعه موردی: روستای ام الطمیر) پرداخته است. نوع تحقیق کاربردی با ماهیت توصیفی و تحلیلی است، روش جمع آوری داده ها میدانی و کتابخانه ای بوده است روش نمونه گیری به صورت تصادفی و جامعه آماری ما ساکنان روستای موردمطالعه بود که با استفاده از فرمول کوکران 356 نفر حجم نمونه انتخاب شد، روش تجزیه وتحلیلی نیز مبتنی بر روش های کمی تصمیم گیری چندمعیاره با کاربست مدل مارکوس جهت رتبه بندی خدمات و امکانات شهری با مؤلفه های حس تعلق مکانی بود و همچنین جهت آزمون فرضیه ها از ضریب پیرسون در نرم افزار SPSS. 26 استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که بین دسترسی به خدمات شهری و حس تعلق مکانی در منطقه موردمطالعه ارتباط مستقیم و معناداری وجود دارد. زیرساخت های اساسی، خدمات بهداشتی و درمانی و خدمات آموزشی بیشترین تأثیر را بر حس تعلق مکانی ساکنان داشته اند. این یافته ها اهمیت توجه به توسعه متوازن خدمات و امکانات شهری و ایجاد فضاهای تعاملی را در برنامه ریزی های آتی برای سکونتگاه های روستایی پیراشهری، به ویژه روستای موردمطالعه، برجسته می سازد. توصیه می شود سیاست گذاران و برنامه ریزان به این عوامل توجه ویژه ای داشته باشند تا از این طریق به تقویت حس تعلق مکانی، بهبود کیفیت زندگی و درنهایت توسعه پایدار این مناطق کمک کنند.
۴۳.

بررسی آمیختگی فرهنگی دیاسپورای ایرانی با جامعه میزبان در راستای ارتقا حس تعلق به مکان (کشور کانادا)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دیاسپورا آمیختگی فرهنگی جامعه میزبان حس تعلق به مکان کانادا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۳
تفاوت های فرهنگی میان مبدأ و مقصد مهاجرت و عدم ادغام صحیح فرهنگی موجب ایجاد خود بیگ انگی اجتماعی و فرهنگ ی مهاجرین در جوامع مهاجرپذیر گردیده که خود حاکی از کاهش حس تعلق به مکان مهاجرین به جامعه میزبان می باشد. هدف از این پژوهش دستیابی به چگونگی ادغام فرهنگی و بکارگیری مولفه های فرهنگی جامعه مبدا در راستای افزایش حس تعلق به مکان دیاسپورای ایرانی در جامعه میزبان می باشد. روش تحقیق تحلیلی _ توصیفی و روش انجام آن پیمایشی می باشد، جامعه مورد بررسی150 نفر از مهاجرین ایرانی ساکن شهرهای تورنتو، مونترال و ونکوور کشور کاندا با روش گلوله برفی انتخاب گردیدند. تحلیل اطلاعات در نرم افزار SPSS انجام گردید. نتایج نشان داد که مناسبترین روش جهت ادغام فرهنگی روش یکپارچگی بوده که در این روش مهاجر به فرهنگ جامعه مبدأ متعهد است و با فرهنگ جامعه مقصد نیز تعامل دارد و به نوعی همبستگی اجتماعی منجر می گردد. همچین نتایج نشان داد که از بین مولفه های فرهنگی معماری ایرانی مولفه امنیت تاثیرگذارترین مولفه در ایجاد حس تعلق بوده و بعد از آن مولفه محرمیت و درونگرایی از عوامل مهم تاثیرگذار بودند و مولفه شفافیت و تداوم کمترین درصد تاثیرگذاری بر ایجاد حس تعلق به مکان جدید را می تواند برای مهاجرین داشته باشد.
۴۴.

تأثیر ناسازگاری های توسعۀ کالبدی بر هویت و حس تعلق به مکان (نمونه موردی: روستای طار)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توسعه کالبدی مکانیت بستر هویت مکانی حس تعلق به مکان روستای طار برنامه ریزی روستایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۶
این پژوهش با هدف بررسی «ناسازگاری های توسعه با مکانیت بستر» در روستای طار انجام شده است. در بسیاری از روستاهای ایران، طرح های توسعه به ویژه طرح های هادی، با هدف بهبود وضعیت فیزیکی و زیرساخت ها، اجرا می شوند، اما این تغییرات اغلب با ویژگی های بومی، فرهنگی و اجتماعی جوامع روستایی ناهماهنگ هستند. این پژوهش به منظور تحلیل تأثیرات این تغییرات کالبدی بر هویت مکانی و حس تعلق به مکان ساکنان روستای طار انجام شده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و از ترکیب دو روش مطالعات میدانی و کتابخانه ای بهره گرفته شده است. در سفر پژوهشی به روستای طار، ویژگی های کالبدی، معابر، فضاهای عمومی و نحوه تعامل ساکنان با این فضاها بررسی و مستندسازی شد. همچنین، گفت وگوهای غیررسمی با ساکنان انجام شد تا تجربیات آن ها از تأثیرات توسعه های اخیر بر روابط اجتماعی و احساس تعلق به مکان جمع آوری شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که توسعه های کالبدی صورت گرفته با ویژگی های فرهنگی و اجتماعی بومی روستا هماهنگ نبوده و این موضوع منجر به کاهش حس تعلق به مکان و ایجاد فاصله میان ساکنان و محیط کالبدی شان شده است. در نهایت، این تحقیق پیشنهاد می کند که توسعه های کالبدی در روستاها باید به طور ویژه با توجه به نیازهای اجتماعی، فرهنگی و هویتی ساکنان طراحی و اجرا شوند تا از پیامدهای منفی ناشی از ناسازگاری ها جلوگیری شود.