مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۶۱.
۲۶۲.
۲۶۳.
۲۶۴.
۲۶۵.
۲۶۶.
۲۶۷.
شبکه های اجتماعی مجازی
منبع:
مدیریت نظامی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۷
171 - 193
حوزههای تخصصی:
جنگ رسانه ای نوعی جنگ نرم و با رویکرد روانی است که در یک امر فرایندی و تدریجی از طریق دستکاری ذهنی افراد کشورِ هدف در جهت فروپاشی فرهنگی و اجتماعی آن ها برنامه ریزی و عملیاتی می شود؛ پژوهش حاضر با رویکردی جامعه شناختی و با هدف شناسایی عرصه ها و مولفه های مواجهه با جنگ رسانه ای و با روش گراندد تئوری انجام شده است. به این منظور از طریق مصاحبه با 17 نفر از اساتید حوزه رسانه و ارتباطات و اعضای شورای عالی مجازی کشور، عرصه ها و مولفه های جنگ رسانه ای با رویکردی فرهنگی و اجتماعی مشخص شده است. نتایج حاصل گویای آن است جنگ رسانه ای در واقع یک نوع جنگ ترکیبی است که از تکینک های روانشناختی و جامعه شناختی در عرصه های فرهنگی و روانی افراد جامعه هدف بهره می گیرد و لذا در مواجهه با این جنگ نیز باید رویکردی فرهنگی و اجتماعی داشت و در چهار عرصه سیاست گذاری، سخت افزار و نرم افزار، فرهنگی و آگاه سازی و آموزش فعالانه عمل نمود. رویکردی که مخاطب محور بوده تا در جنگ رسانه ای دشمن امنیت مخاطبان در سطح فردی و امنیت جامعه در سطح ملی تامین نمایند. در نهایت پیشنهاد می گردد در مواجهه هوشمندانه با جنگ رسانه ای دشمن باید مشارکت فعالانه در این حوزه را جایگزین مشاهده منفعلانه نمود.
ارائه الگوی جامعه شناختی استفاده کاربران از شبکه های اجتماعی مجازی (مورد مطالعه: شهروندان شهر ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ ایلام دوره ۲۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۶ و ۸۷
127 - 143
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به منظور فهم و بررسی انگیزه های کاربران شبکه های اجتماعی مجازی، با رویکرد جامعه شناختی انجام گرفته است. مسئله اصلی پژوهش این بود که چه انگیزه ها و کشش هایی در کاربران این شبکه ها - به طور مشخص اینستاگرام و تلگرام - به عنوان حوزه های جدیدتر تعامل اجتماعی وجود دارد که آنها را به سوی استفاده هرچه بیشتر و روزافزون تر از این شبکه ها، با وجود زیان های احتمالی آنها سوق می دهد. در این تحقیق، منظور از کاربران شبکه های اجتماعی مجازی، نمونه ای از افراد نوجوان، جوان و میانسال شهر ایلام است که با استفاده از رایانه یا موبایل در محیط شبکه های اجتماعی اینستاگرام و تلگرام به تعامل و فعالیت می پردازند. روش تحقیق مبتنی بر روش کیفی و از نوع گرانددتئوری است. نمونه گیری در این پژوهش براساس روش نمونه گیری کیفی (نمونه گیری هدفمند و نمونه گیری نظرات) صورت گرفته است اشباع نظری برای کفایت نمونه گیری در نظر گرفته شد. بدین منظور، با اتکا به تحلیل مصاحبه های عمیق با 25 نفر از افراد نمونه، پدیده مورد مطالعه کشف شد؛ سپس یافته ها به صورت مجموعه ای از مفاهیم و مقوله ها تدوین گردیدند و در قالب مدل پارادایمی ترسیم و تحلیل شدند. با استفاده از پارادایم پژوهش، که متضمن شرایط علی، پدیده، عوامل زمینه ای، عوامل مداخله گر، راهبردهای کنش/ کنش متقابل و پیامدهاست، مقوله هسته یا مفهوم مرکزی (روی آوردن به دنیای مجازی) به دست آمد که به مثابه نظریه مبنایی همه مقولات محوری را دربرمی گیرد.
بررسی رفتار اشتراک گذاری اطلاعات دانشجویان در شبکه های اجتماعی مجازی اینستاگرام، تلگرام و واتساپ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف:پژوهش حاضر بررسی رفتار اشتراک گذاری اطلاعات دانشجویان دانشگاه های استان خراسان جنوبی در شبکه های اجتماعی مجازی اینستاگرام، تلگرام و واتساپ بود. روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و به روش پیمایشی انجام شد. جامعه پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه های زیر پوشش وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در استان خراسان جنوبی است که در سال تحصیلی 1397-1398 مشغول به تحصیل بودند و حداقل شش ماه تجربه استفاده از یکی از شبکه های اجتماعی مجازی تلگرام، اینستاگرام یا واتساپ را داشتند. حجم نمونه براساس فرمول کوکران برای حجم جامعه نامعلوم برابر 384 نفر لحاظ گردید. پاسخگویان به روش طبقه ای تصادفی غیرنسبتی انتخاب شدند. در مجموع 335 (24/87 درصد) پرسشنامه تکمیل شد. یافته ها:نشان داد که دانشجویان بیشتر از حد متوسط به اشتراک گذاری اطلاعات در شبکه های اجتماعی مجازی مورد بررسی اقدام کردند. بین رفتار اشتراک گذاری اطلاعات دانشجویان زن و مرد و دانشجویان حوزه های تحصیلی مختلف در این شبکه ها تفاوت معناداری یافته نشد، اما بین رفتار اشتراک گذاری اطلاعات دانشجویان مقاطع تحصیلی مختلف تفاوت معناداری مشاهده شد. افزون بر این، نتایج نشان داد که بین برخی از انواع اطلاعات به اشتراک گذاشته شده توسط پاسخگویان زن و مرد، حوزه های تحصیلی مختلف و مقاطع تحصیلی مختلف در این شبکه ها تفاوت معناداری وجود دارد. نتیجه گیری:دانشجویان زمان زیادی صرف اشتراک گذاری اطلاعات در شبکه های اجتماعی مجازی می نمایند. از این رو عدم توجه به رفتارهای اشتراک گذاری اطلاعات توسط دانشجویان در شبکه های اجتماعی مجازی موجب نقصان در توانایی ایشان در استفاده از ابزارهای ارتباطی علمی خواهد شد که این مسئله می تواند عقب ماندگی علمی جامعه ایران را در زمان حاضر به دنبال داشته باشد.
پیش بینی میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی براساس سبک های هویت در دانش آموزان شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۷ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۲۴)
219 - 242
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی بر اساس سبک های هویت در دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر قم انجام شده است. روش شناسی:این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات، توصیفی از نوع همبستگی چندمتغیره است. جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم ناحیه دو شهر قم تشکیل دادند که از طریق فرمول نمونه گیری کوکران، تعداد 347 نفر به عنوان نمونه از طریق روش نمونه گیری تصادفی-خوشه ای انتخاب شدند. اطلاعات از طریق پرسشنامه های استاندارد شبکه های اجتماعی مجازی حجازی و همکاران (1395) و سبک های هویت برزونسکی (1992) جمع آوری شد. روایی پرسشنامه ها، با روش روایی صوری و محتوایی و پایایی آنها با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (83/0=r1 و 91/0=r2) مورد تایید قرار گرفت. یافته ها: میانگین نمرات سبک های هویت از حد متوسط بالاتر و میزان استفاده از شبکه های اجتماعی در حد متوسط بود. بین سبک های هویت (اطلاعاتی، سردرگم- اجتنابی، تعهد) و میزان استفاده از شبکه های اجتماعی در بین دانش آموزان دختر متوسطه شهر قم رابطه معناداری وجود دارد. بین سبک هویت هنجاری و میزان استفاده از شبکه های اجتماعی رابطه معکوس و معناداری مشاهده شد. 5/24 درصد از تغییرات مربوط به واریانس سبک های هویت، تحت تأثیر مولفه های میزان استفاده از شبکه های اجتماعی است. نتیجه گیری: وسایل نوین ارتباطی و اطلاعاتی تغییراتی را در برداشت های فرد به وجود می آورند و هویت ها را در وضعیت تازه ای قرار می دهند که با گذشته متفاوت و حتی گاهی مغایر آن است. جامعه اجتماعی مبین هویت بی ثبات، تغییرپذیر و منعطف انسان جدید می باشد.
کاربرد شبکه های اجتماعی مجازی در افزایش مشارکت شهروندان در مدیریت شهری؛ بررسی تجربه و ادراک مدیران شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۸
4 - 29
حوزههای تخصصی:
شبکه های اجتماعی مجازی شکل جدیدی از ارتباط و تعامل را به ارمغان آورده اند. این شبکه ها به ابزار مشارکتی قدرتمند در تعامل دوسویه و راحت تر شهروندان با مدیران شهری تبدیل شده اند. استفاده از این شبکه ها به مدیران شهری این امکان را می دهد تا درکنار تعامل، به جستجوی افکار، شناخت سریع مشکل ها و حل آن ها به کمک مردم، بپردازند. پژوهش حاضر با رویکردی آمیخته و با هدف تحلیل کاربرد شبکه های اجتماعی در افزایش مشارکت شهروندان در مدیریت شهری انجام شده است تا با بررسی ادراک و تجربه مدیران شهری ازطریق تحلیل محتوایِ کیفیِ مصاحبه هایِ نیمه ساختاریافته و تحلیل رفتار مدیران و شهروندان در شبکه های اینستاگرام و ایکس، ظرفیت ها و چالش های کاربرد آن ها را در نظام مدیریت شهری تهران تبیین کند. یافته ها بیانگر آن است که شرایط زمینه ای در ایران با توجه به محدودیت های اعمال شده بر شبکه های اجتماعی تفاوت ساختاری کلانی با دیگر کشورها دارد. از یک سو همان گونه که فیلترینگ شهروندان را با چالش مواجه کرده، مانع ارتباط مؤثر مدیران شهری با شهروندان به دلیل منع قانونی حضور آن ها در این شبکه ها نیز شده است. ازسوی دیگر مدیران شهری از ظرفیت های شبکه های اجتماعی با هدف جلب مشارکت شهروندان، آگاهی نداشته و بهره برداری آن ها از این شبکه ها حداکثر به اطلاع رسانی و گزارش اقدام محدود می شود. محدودیت ها در سطح کلان و استراتژی های منفعت طلبانه آنان در استفاده از این شبکه ها و فراگیری مشارکت نمایشی درنتیجه نبود سازوکارهای مشارکتی، در عمل منجر به انفعال خودخواسته مدیران شهری و بی اعتمادی و انفعال شهروندان از مسئولیت های اجتماعی شده است.
بررسی جامعه شناختی شبکه های اجتماعی (مجازی) با امنیت مشارکت سیاسی و نقش میانجی شکل گیری خرد جمعی و سازماندهی اجتماعی-سیاسی (مورد مطالعه: شهروندان تهرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۶
43 - 84
حوزههای تخصصی:
شبکه های اجتماعی میدان مهمی برای تعاملات اجتماعی- سیاسی می باشند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی ارتباط بین شبکه-های اجتماعی (مجازی) با امنیت مشارکت سیاسی در ج.ا.ا که در سال 1400 انجام و از لحاظ روش، پیمایشی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری افراد ساکن تهران و روش نمونه گیری، خوشه ای چند مرحله ای ، که بعد از تقسیم تهران به 5 پهنه ،2 ناحیه ،2 محله ، 2 بلوک انتخاب و حجم نمونه براساس فرمول کوکران 1913 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری، پرسشنامه در طیف لیکرت و تجزیه و تحلیل با رگرسیون چند متغیره و نرم افزار SPSS- Smart Pls و معادلات ساختاری استفاده شد. یافته های نشان داد؛ شبکه های اجتماعی با امنیت مشارکت سیاسی به واسطه شکل گیری خردجمعی و سازماندهی اجتماعی-سیاسی و بین شبکه های (مجازی) با امنیت مشارکت سیاسی و بین شبکه های اجتماعی با شکل گیری خردجمعی و سازماندهی اجتماعی-سیاسی و همچنین بین شکل گیری خردجمعی و سازماندهی اجتماعی-سیاسی و امنیت مشارکت سیاسی رابطه معنادار و مثبت وجود دارد. نتیجه این که شبکه های اجتماعی ازطریق شکل دهی خرد جمعی، نوعی سازماندهی اجتماعی- سیاسی ایجاد می کنند که بر امنیت مشارکت سیاسی تاثیر می گذارند.
سناریوهای تبلیغ دین در شبکه های اجتماعی مجازی در افق ده ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تعیین سناریوهای تبلیغ دین در شبکه های اجتماعی مجازی در افق ده سال آینده است. برای ترسیم سناریوها از روش های تحلیل مضمون، ماتریس تحلیلی شبکه اثرات و عدم قطعیت و روایتگری استفاده شده است و روش سناریو، برای مجموعه این روش ها، وحدت و یگانگی به ارمغان آورده است. در مجموع 40 نفر از خبرگان تبلیغی، 13 نفر به صورت مصاحبه نیمه ساختار یافته و 27 نفر در قالب پرسش نامه مشارکت داشتند. با تمرکز بر اطلاعات بافتاری از چهار حوزه شامل؛ تبلیغ دین(9)، شبکه های اجتماعی(15)، حوزه فناوری(8) و حوزه اجتماعی – فرهنگی(11) و در مجموع (42) نیروهای پیشران و عوامل کلیدی مرتبط با آینده شناسایی گردید. 42 متغیر به دست آمده به عنوان ورودی شبکه اثرات و عدم قطعیت شده اند. با مشارکت خبرگان در نتیجه «دین مجازی» و «تنوع ابزارهای تبلیغ دین» به عنوان عناصر دارای عدم قطعیت بحرانی شناخته شده اند که فضای آینده را تحت تأثیر قرار می دهند و بر اساس این دو عدم قطعیت بحرانی، چهار سناریو: هم تکاملی؛ یک سویگی؛ مواجهه و ظرفیت خالی با تأکید بر ساختار هر سناریو، روایت شده است.