مطالب مرتبط با کلیدواژه

احکام نماز


۱.

نهادینه سازی فرهنگ نماز بر اساس سیر نزول آیات(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نهادینه سازی نماز ترتیب نزول سعادت و شقاوت الگوسازی احکام نماز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۲ تعداد دانلود : ۷۰۵
از جمله موضوعاتی که از اولین سوره نازل شده بر پیامبر تا اواخر نزول آیات پیوسته به آن پرداخته شده بحث نماز است. قرآن برپایی نماز را یکی از صفات مؤمنان برمی شمرد. با توجه به مشرک بودن مردم عربستان، آیات باید هماهنگ با حال مخاطبانش به ترتیبی نازل می شد که بتواند بیشترین تأثیر را بگذارد و به صورت یک فرهنگ نهادینه شود. این پرسش مطرح است که قرآن برای نهادینه ساختن نماز چه شیوه ای را به کار برده و چگونه مخاطبان را به این عمل واداشته است؟ برای پاسخ، آیات را به ترتیب سیر نزول و به روش توصیفی تحلیلی بررسی نموده ایم. قرآن در ابتدا به تبیین اثر نماز یا ترک آن در سعادت یا شقاوت انسان پرداخته است. سپس افرادی را به عنوان الگو معرفی می کند. در مرحله بعد احکامی از نماز را بیان می کند. بعد از آن به معرفی ارزش های هم نشین با نماز می پردازد و سپس صفات نمازگزاران را برمی شمرد. به دنبال آن به تأثیر نماز در زندگی می پردازد و دستورات خداوند را در قالب داستان هایی از بنی اسرائیل ارائه می دهد. نتایج حاکی از آن است که قرآن کریم در نخستین گام به تبیین تأثیر نماز و نتیجه آن می پردازد و سپس به احکام و معرفی الگو. محتوای آیات مکی مربوط به نماز، بر محور خودسازی فردی و جریان سازی است اما آیات مدنی بر جنبه تمدنی و جامعه سازی نماز تأکید دارند. در آیات مکی الگوهای متعددی برای نمازگزاران معرفی شده اما آیات مدنی به تناسب سیاق کمتر به این امر پرداخته-اند.
۲.

ارزیابی انتقادی مستندات و مدارک اجماع بر حرمت قطع اختیاری نماز واجب

کلیدواژه‌ها: فقه عبادات احکام نماز قطع نماز واجب قواعد فقهیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۹
مطابق دیدگاه مشهور فقها  بلکه اجماع ایشان قطع اختیاری نماز واجب حرام است. گاهی نماز  به صورت مطلق و گاهی نیز نمازِ واجب، موضوع حکم قرار می گیرد. در این میان تنها در فرض ضرورت، فتوا به جواز قطع نماز داده می شود. برای اثبات این حکم، به قرآن، اخبار و اجماع فقها استناد شده است. نظر به اهمیت و پرکاربرد بودن این فرع که در شکل عمومی تر تبدیل به یک قاعده فقهی مبنی بر حرمت ابطال واجبات عبادی شده است و نیز نظر به مدرکی بودن اجماع فقها در این مسئله، لازم است که مدارک این قاعده مورد ارزیابی قرار گیرد. بر اساس نتایج این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی به نگارش درآمده است، تمامی مدارک و مستندات اجماع مذکور، مخدوش به نظر می رسد و هیچ دلیلی بر قاعده مذکور  جز اجماع مدرکی فقها وجود ندارد.