مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۶۱.
۱۶۲.
۱۶۳.
۱۶۴.
۱۶۵.
دانش آموزان دختر
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
127 - 139
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بسته آموزشی رفتارهای مدنی تحصیلی بر بهبود رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت تحصیلی در دانش آموزان دختر انجام شد. روش پژوهش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری یک ماهه بود. جامعه ی موردمطالعه در این پژوهش تمام دانش آموزان دختر مدارس دوره ی دوم متوسطه شهر مهاباد در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (15 نفر آزمایش و 15 نفر کنترل) گمارده شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه رفتارهای سبک زندگی تحصیلی ارتقاء دهنده صالح زاده و همکاران (1396) بود. گروه آزمایش 10 جلسه ی (هر هفته 2 جلسه) 75 دقیقه ای تحت بسته ی آموزشی مبتنی بر رفتارهای مدنی تحصیلی قرار گرفت و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تجزیه و تحلیل داده های آماری با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با نرم افزار SPSS نسخه ۲3 صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش بسته رفتارهای مدنی تحصیلی بر رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت تحصیلی در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه اثربخش است (001/0p<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش، پیشنهاد می شود که بسته آموزشی رفتارهای مدنی تحصیلی در کنار سایر مداخلات روانشناختی به عنوان یکی از روش های مؤثر در بهبود رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت تحصیلی در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه بکار گرفته شود.
بررسی عوامل مؤثر بر جایابی فراگیران در کلاس های درس از دیدگاه دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر انتخاب مکان نشستن دانش آموزان در کلاس درس است. در این پژوهش از رویکرد کیفی و از روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده شده است. این پژوهش از جهت هدف ازپژوهش های کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره متوسطه استان های فارس، کهکیلویه و بویراحمد و خوزستان است. نمونه آماری این پژوهش، تعداد 35 دانش آموز دختر دوره متوسطه (رشته های علوم انسانی، علوم تجربی و ریاضی) از هر استان (10 نفر از استان کهگیلویه و بویر احمد، 13 نفر از استان فارس و 12 نفر از استان خوزستان). نمونه گیری تا زمان اشباع داده ها صورت گرفت. ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش، مصاحبه نیمه ساختار عمیق است. روایی این ابزار با استفاده از روایی تفسیری مورد تأیید قرار گرفت، جهت محاسبه پایایی از توافق کدگذاران استفاده شد و پایایی آن 89/0 محاسبه گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. پس از انجام مصاحبه ها، کدگذاری و تحلیل داده ها یافته ها در 6 مضمون اصلی و 31 مضمون فرعی تقسیم بندی شدند. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها به طور کلی نشان داد که عوامل جسمانی، ویژگی های شخصیتی و سبک یادگیری دانش آموزان بر انتخاب محل نشستن آنها در کلاس درس تأثیر دارد. این سه عامل، مربوط به خود دانش آموز است. عوامل محیطی، ویژگی های رفتاری و شیوه تدریس معلمان نیز بر انتخاب محل نشستن دانش آموزان در کلاس درس مؤثر است.
اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، بهزیستی روان شناختی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در روش های آموزش دوره ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۶)
123 - 140
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، بهزیستی روان شناختی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و در چارچوب یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل صورت گرفت. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول شهر گچساران در سال تحصیلی 1402-1401 بود که با روش نمونه گیری خوشه ای، 36 دانش آموز انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش (18 نفر) و کنترل (18 نفر) تقسیم شدند. ابزارهای اندازه گیری مورد استفاده در پژوهش شامل پرسش نامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006)، پرسش نامه بهزیستی روان شناختی (ریف، 1989) و پرسش نامه سازگاری اجتماعی (سینها و سینگ، 1993) بود. اعضای گروه آزمایش در 10 جلسه تحت آموزش مهارت های زندگی قرار گرفتند درحالی که گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار استنباطی تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره و نرم افزار آماری 22SPSS- استفاده شد. نتایج نشان داد که آموزش مهارت های زندگی باعث افزایش بهزیستی روان شناختی و سازگاری اجتماعی و همچنین کاهش راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان در دانش آموزان دختر متوسطه دوره اول شد. براین اساس می توان با طراحی مداخلات مبتنی بر مهارت های زندگی گام های اساسی در توانمندسازی روان شناختی و هیجانی نوجوانان برداشت.
اثربخشی آموزش روان شناختی انتظارمحور مبتنی بر آموزه های مهدویت بر گرایش به نوع دوستی و بهزیستی روان شناختی دانش آموزان دختر(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که نوجوانی، مهم ترین دوره زندگی بشر است که به دلیل تغییرات سریع در ابعاد مختلف وجودی، فرد را با چالش های مختلفی روبه رو می کند. هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش روان شناختی انتظارمحور مبتنی بر آموزه های مهدویت بر میزان گرایش به نوع دوستی و بهزیستی روان شناختی در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر اهواز در سال تحصیلی 1401-1402 بود . روش پژوهش حاضر، از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با مرحله پیگیری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر اهواز بود. برای تعیین نمونه با به کارگیری روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند از بین جامعه آماری، 32 نفر انتخاب شدند و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (در هر گروه شانزده نفر) تقسیم شدند. ابزار پژوهش، شامل پرسش نامه نوع دوستی احمدی (1388) و پرسش نامه بهزیستی روان شناختی ریف (1989) بود. گروه آزمایش، تحت دوازده جلسه آموزش بسته انتظارمحور مبتنی بر آموزه های مهدویت قرار گرفت، ولی آموزشی به گروه کنترل داده نشد. برای تحلیل داده ها در پژوهش حاضر، از تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر استفاده شد. یافته ها نشان داد که آموزش روان شناختی انتظارمحور مبتنی بر آموزه های مهدویت، بر نوع دوستی و بهزیستی روان شناختی دانش آموزان دختر متوسطه دوم مؤثر بود (05/0>p). در نتیجه ، متخصصان فعال در حوزه کار با نوجوان می توانند در کنار سایر مداخلات روان شناختی، از آموزش روان شناختی انتظارمحور مبتنی بر آموزه های مهدویت به منظور افزایش گرایش به نوع دوستی و ارتقای بهزیستی روان شناختی در گروه نوجوانان بهره ببرند.
بررسی پدیدار شناختی برنامه درسی تجربه شده درس علوم پایه چهارم از منظر دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۳ بهار ۱۳۹۶ شماره ۶
71 - 88
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی پدیدار شناختی برنامه درسی تجربه شده درس علوم پایه چهارم از منظر دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی انجام شده است. تحقیق حاضر از نوع کیفی و پدیدار شناختی است. جامعه آماری تحقیق شامل تمامی دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی می باشد. نمونه آماری به شیوه در دسترس انتخاب شده است. تعداد افراد نمونه جهت جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته و تشکل گروه های کانونی استفاده شد. بدین صورت که 3 گروه 5 نفری از 6کلاس موجود انتخاب شد و با آنها مصاحبه گردید و دانش آموزان نظرات خود را در خصوص برنامه درسی تجربه شده، برنامه درسی تصوری، برنامه درسی نهفته، برنامه درسی تعاملی، روابط والدینی، برنامه درسی مستور شده و خود فکوری مطرح کردند. دانش آموزان اظهار کردند مطالب درس علوم پایه چهارم تکرار و بسط درس علوم پایه ی سوم بوده در حالیکه قبل از ورود انتظار داشتند که مطالب پیشرفته تر و سخت تر باشد و مطالب جدیدی اضافه شود، دانش آموزان فکر می کردند بیشتر به اختراعات و اکتشافات علمی بپردازد درحالی که ساده تر از پایه ی سوم بوده است. نتایج حاکی از دیدگاه دانش آموزان، برنامه درسی تجربه شده درس علوم در راستای برنامه قصد شده است. همچنین بیشتر به جنبه ی زیست شناسی درس پرداخته شده و آزمایشات انجام یافته آن باعث شده بیشتر به نسبت به اطرافشان دقیق تر باشند.