مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۱.
۲۲.
۲۳.
۲۴.
۲۵.
دلالت ضمنی
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۲ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳
1 - 16
حوزههای تخصصی:
شعر پس از مشروطه، در سطوح محتوایی، ساختاری، بلاغی، زبانی و ... دچار تغییر و تحولاتی شده است. خودآگاهی شعراء نسبت به جایگاه اجتماعی خویش، توجه آنان به حقوق فردی و اجتماعی، بروز فردیت شاعرانه، و عواملی دیگر سبب شد مضامین سیاسی و اجتماعی به صورت گسترده تری وارد ادبیات و شعر شود. همزمان با این تحولات و ورود رمانتیسم، ماهیت و کارکرد بلاغت نیز دچار تغییراتی شد. تصاویر شعری که در ادبیات کلاسیک، اغلب جنبه وصفی و زیبایی شناسانه داشت، پس از دوره مشروطه، واسطه ای برای بیان احساسات فردی و اجتماعی شده است و گاهی بر مفاهیم و مضامین اجتماعی دلالت دارد. یکی از شاعرانی که نسبت به مسائل اجتماعی، حساسیت عاطفی نشان می دهد و از تصاویر برگرفته از طبیعت به صورت ضمنی برای تبیین مسائل اجتماعی بهره می گیرد، نیما یوشیج است. هدف این پژوهش، بررسی ماهیت و کارکرد اصلی تصاویر شعری نیما است. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی – تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای است. مسئله محوری پژوهش این است، پرداختن به مسائل اجتماعی به همراه اشتغال ذهنی شاعر به مظاهر گوناگون طبیعت چه تأثیری در تصویرسازی شاعر دارد؟ نتیجه آن که، ابهام و سایه واری، ویژگی غالب تصاویر شعری نیما و دلالت ضمنی بر مسائل اجتماعی و سیاسی عصر، کارکرد اصلی این تصاویر است.
خوانش نشانه شناختی تصویر پیکر شهید در منتخبی از آثار نقاشان معاصر ایران (1360-1400)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره پاییز ۱۴۰۳ شماره ۷۱
87 - 99
حوزههای تخصصی:
در هنر معاصر بازنمایی پیکر انسان به عنوان یک مؤلّفه نمادین بیش ازپیش موردتوجه قرار گرفته و بدن در وضعیت هایی که تا پیش از آن مرسوم نبود به نمایش درآمد. در پست مدرنیته غربی نمایش بدن های زخمی و بی جان دلالت بر تروما و رنج انسان در عصر حاضر دارد؛ ولی پیکر مجروح و بی جان شهید در نقاشی معاصر ایران نشانی از درد و تباهی ندارد. از این منظر هدف پژوهش حاضر تبیین دلالت های معنایی تصویر پیکر شهید در منتخبی از آثار هنرمندان نقاش ایرانی در خلال سال های 1360-1400 است. پژوهش حاضر سعی در پاسخ به این پرسش داشته که پیکر شهید در آثار نقاشان معاصر ایران چگونه بازنمایی شده و نشانه های تصویری به کاررفته در تصویرگری شهادت بر چه مفاهیمی دلالت دارند. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و رویکرد نظری نشانه شناسی تصویری است. شیوه گردآوری اطلاعات اسنادی و میدانی است و جامعه آماری پژوهش را آن دسته از آثار هنرمندان نقاش ایرانی تشکیل می دهند که پیکر شهید را در لحظه شهادت یا برخوردار از نشانه های شهادت به تصویر کشیده اند. آثار هنرمندان برجسته و آثار راه یافته به جشنواره ها به عنوان نمونه های منتخب در نظر گرفته شدند. مطالعه نمونه های پژوهش حاکی از آن است که تصویر شهید به مثابه قهرمان تفاوت اساسی با مشخصه های تصویری قهرمان در سنت نقاشی ایرانی دارد. در بازنمایی پیکر، شهید هنرمند با اجتناب از نمایش بدنی تنومند و آراسته توجه را از ویژگی های مادی به مشخصه های معنوی قهرمان سوق می دهد. نقاشان معاصر ایران برای تصویرسازی پیکر شهید از نمادهای مذهبی و ملی آشنا برای مخاطبین شان بهر برده اند تا با تلفیق واقعیت و خیال، تصویری خلق کنند که نشان دهنده وجه نادیدنی شهید و شهادت به عنوان مفهوم والا و مقدس و منطبق بافرهنگ ایرانی-اسلامی باشد. جراحت و نقص در پیکر شهید، دلالت بر عبور از بدن مادی و پیوستن به عالم ماورا و سعادت ابدی دارد.
نشان داری معنایی (انضمامی) در عکس با نگاهی به عکس های روایی دوئین مایکلز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۹ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
19 - 32
حوزههای تخصصی:
بررسی نسبتِ نشانه های زبانی و تصویری یکی از موضوعات مهم دانشِ نشانه شناسی در بیش از نیم قرن گذشته بوده است. تا جایی که برخی نشانه شناسانِ ساخت گرا را بر آن داشته تا با الگو قرار دادن نظامِ نمادینِ زبان و نقش های ارتباطی آن، به مطالعه متونی چون عکس بپردازند؛ رویکردی که به دلیل اهمیتِ مسئله بازنمایی بصری در فرهنگ معاصر به کانون پژوهش های نشانه شناختی راه یافته است. یکی از مفاهیمی که در موازنه نشانه شناختیِ زبان و تصویر تاکنون بدان پرداخته نشده، «نشان داری معنایی» است که به عنوان روشی معنی شناختی اجازه می دهد مؤلفه های معنایی یک عکس را، در «ارجاع» به واقعیت یا «انحراف» از آن به بررسی بنشینیم. جستار حاضر با فرضِ همانندیِ «نشان داری معنایی» و «دلالت ضمنی» در پژوهش های بلاغی عکس و ذکر شواهدی بر آن ، ضمن بازخوانی نشان داری معنایی در مطالعات زبان شناختیِ ادبیات، برای نخستین بار از این نظریه در مطالعه عکس های روایی دوئین مایکلز بهره برده است. طبق نتایج حاصله از این پژوهش، که به روش تحلیلی-تطبیقی و با استفاده از داده های کتابخانه ای انجام گرفته است، عکس های مایکلز، در عین استفاده از تمهیداتِ «عکاسی مستقیم»، با بهره گیری از برخی مؤلفه های معنایی و به نوعی فاصله انداختن میان مدلول و مصداقِ عکس، هم در محور جانشینی و هم در محور هم نشینی واقعیت «بی نشان» را نشان دار و دلالت های ضمنی جدید ایجاد می کنند.
اصل منع استنباط معکوس در اندیشه اصولی سیدمرتضی در رد دلیل خطاب: بنیانی منطقی یا چالشی زبانی؟(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های اصولی سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۰
35 - 58
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی بنیان های منطقی و زبانی دیدگاه سید مرتضی در رد دلیل خطاب (اینکه آیا تعلیق حکم بر صفتی دلالت بر نفی آن حکم از موارد فاقد صفت می کند یا خیر؟) می پردازد. سید مرتضی با تأکید بر اصل «منع استنباط معکوس»، هرگونه دلالت وصف بر نفی حکم از سایر موارد را رد می کند و آن را مبتنی بر مغالطه ای زبانی و فهم نادرست از غرض متکلم می داند. پژوهش حاضر، ضمن بازخوانی دقیق دیدگاه سید مرتضی، می کوشد نشان دهد که این رویکرد او، بر بنیانی عقلانی و التفاتی به نیت متکلم استوار است. برای این کار، با بهره گیری از نظریه ی دلالت ضمنی گرایس، نحوه ی دفاع عقلانی از این موضع تشریح شده و نشان داده می شود که اصل منع استنباط معکوس نه تنها چالشی زبانی نیست، بلکه مبتنی بر روشی تحلیل گرایانه و اصولی در فهم مقصود شارع است. در نهایت، از منظر فلسفه ی زبان معاصر نیز رویکرد سید مرتضی از انسجام درونی و سازگاری منطقی بالایی برخوردار ارزیابی می شود.
نشانه شناسی تصاویر برگزیده کتاب عکس «ماسوله» نصرالله کسرائیان بر اساس آراء رولان بارت
منبع:
پژوهش های میان رشته ای هنر دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
107 - 130
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف واکاوی و تحلیل معانی نهفته در تصاویر برگزیده از کتاب عکس«ماسوله» نصرالله کسرائیان صورت گرفته است. به عبارتی این پژوهش به دنبال فراتر رفتن از توصیف سطحی تصاویر و کشف لایه های پنهان معنایی است که با بهره گیری از رویکرد نشانه شناسی می توان به آن ها دست یافت. این پژوهش می کوشد تا به این سؤال پاسخ دهد که چگونه نصرالله کسرائیان با استفاده از عناصر بصری، معانی چندلایه و پیچیده ای را در آثار خود خلق کرده و این معانی چه ارتباطی با هویت فرهنگی و اجتماعی ایران دارند؟ به همین جهت سعی می شود جهت پاسخ به این پرسش، از رویکرد نشانه شناسی رولان بارت برای قرائت عکس ها بهره گرفته شود. این تحلیل با هدف کشف دلالت های صریح، ضمنی و اسطوره ای نهفته در تصاویر و بررسی ارتباط آن ها با هویت فرهنگی و اجتماعی انجام شده است. پژوهش حاضر کیفی است و روش پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی و اطلاعات مورد نیاز به شیوه کتابخانه ای و اسنادی گردآوری شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تصاویر کسرائیان فراتر از ثبت ساده واقعیت، به عنوان متون بصری پیچیده ای عمل می کنند که لایه های مختلفی از معنا را در خود جای داده اند. کسرائیان با استفاده ماهرانه از عناصر بصری، موفق شده است معانی ضمنی و صریح متعددی را به تصویر بکشد. این معانی نه تنها به هویت و تاریخ ایران اشاره دارند، بلکه به موضوعات اجتماعی و فرهنگی گسترده تری نیز مرتبط هستند. تحلیل نشانه شناختی نشان می دهد که تصاویر کسرائیان به عنوان دال های فرهنگی عمل کرده و مخاطب را به خوانش های چندگانه و تفسیرهای عمیق تر دعوت می کنند.