مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
جرم بین المللی
حوزههای تخصصی:
یکی از پدیده هایی که به عنوان معضل اقتصادی و اجتماعی و حتی امنیتی امروزه در جوامع مختلف مطرح است پدیده قاچاق انسان میباشد امروزه ااز جرم قاچاق انسان به "برده داری نوین" یاد میشود که در عصر کنونی با وجود پیشرفت های خیره کننده علمی در تمام عرصه ها متاسفانه هنوز شاهد بردگی در جهان هستیم .قاچاق انسان به این دلیل از شیوه های معاصر برده داری دانسته شده است که قاچاق انسان قربانیان را با آدم ربایی و تهدید و اجبار و یا وعده های فریبنده در مورد یافتن شغل مناسب و درآمد سرشار به دام انداخته و سپس آنان را چون بردگان و اسیران قرون گذشته در کشتی های باری پنهان نموده و با وضعیت اسف باری به کشور های مقصد منتقل میکنند .بعد از ورود به کشور مقصد قربانیان اغفال شده به ویژه زنان و دختران ناچارند برای سالها تن فروشی نموده تا بدهی که بر اساس قرارداد منعقده با قاچاقچیان را پرداخت نمایند.که حتی بعضی از کودکان به عنوان سرباز در مناقشات مسلحانه استفاده میگردند که این شیئه در افریقا بیش از نقاط دیگر جهان رایج می باشد .
همگرایی و واگرایی مقررات مبارزه با تأمین مالی تروریسم در حقوق ایران، افغانستان و اسناد بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عرصه حقوق بین المللی سخن از هنجارها و الزاماتی است که خواستگاه موضوع طرح شده را در قطعنامه 1373 (2001) شورای امنیت سازمان ملل متحد (که به موجب ماده 25 منشور ملل متحد، لازم الاتباع است) و کنوانسیون مبارزه با تأمین مالی تروریسم (1999) می جوییم. در کشور افغانستان نیز شاهد عزم جدی در مبارزه با این پدیده شوم هستیم؛ قانون مبارزه علیه تمویل تروریسم (1383) در افغانستان و همچنین قانون مبارزه با تأمین مالی تروریسم (1394) و لایحه اصلاح قانون مبارزه با تأمین مالی تروریسم (1397) که عدم ِمغایرت آن با شرع و قانون اساسی اعلام نگردیده است، دیگر داده های قانونی در مواجهه با تأمین مالی تروریسم هستند. یافته های این مقاله که با الهام از مهم ترین معیار و شاخص حقوقی که عبارت از مطالعه مقارنه ای قوانین در سه حوزه موردمطالعه است، مؤید هم گرایی نسبی بین حقوق کیفری ایران و افغانستان از حیث تقنینی است؛ اما مصادیق واگرایی را می توان این گونه احصاء کرد: اول. داشتن ایرادات فنی در کنوانسیون 1999 (که در حقوق افغانستان و ایران این ایرادات مشهود نیست) که به قرار ذیل هستند: 1- عدم ِارائه اصول پیشگیرانه علمی کافی در نصّ کنوانسیون؛ 2- پرداختن به حواشی موضوع و عدم ِارائه متد لازم درمورد کشف این جرم؛ 3- عدم جانمایی دقیق تکالیف و بایسته های حقوق بشری در کشف، تحقیق، تعقیب و محاکمه به صورت تفکیک شده. دوم. انجام اقدامات لازم برای پیشگیری از وقوع اعمال تروریستی ازجمله دادن اخطارهای به موقع به دیگر کشورها ازطریق تبادل اطلاعات.
استقرار دیوان کیفری بین المللی: بیم ها و امیدها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشهای حقوقی دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۳۸۱ شماره ۲
59 - 78
حوزههای تخصصی:
اساسنامه دیوان کیفری بین المللی در اول ژوئیه 2002 قوت اجرایی یافت . این سند برای اولین بار نهادی دائمی در جامعه بین المللی مستقر نمود که به شماری از جرائم بین المللی افراد رسیدگی می نماید. برخی نسبت به این که چنین محکمه ای بتواند به صورت مستقل و بی طرف ، صلح و عدالت را در هم آمیزد و از میان آن مأمنی قابل اعتماد برای جامعه بشری به ارمغان آورد خوشبین هستند و شماری دیگر در این مورد اظهار تردید می نمایند.
چالش های مسؤولیت کیفری دولت از منظر کمیسیون حقوق بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشهای حقوقی دوره ۲ بهار و تابستان ۱۳۸۲ شماره ۳
47 - 88
حوزههای تخصصی:
کمیسیون حقوق بین الملل سازمان ملل متحد با مطرح ساختن موضوع «جرم بین المللی دولت » در پیش نویس کنوانسیون مسؤولیت دولت ها در سال 1976، مدعی آن شد که جامعه بین المللی به سلسله مراتبی استوار میان تعهدات بین المللی و به تبع آن تمایزی آشکار میان نظام های مسؤولیت مدنی و کیفری دولت ها در حقوق بین الملل دست یافته است . تحولات بعدی و در نهایت حذفِ ایده اخیر از طرح پیش نویس کمیسیون در سال 2000 حکایت از آن دارد که تا تثبیت نظام مسؤولیت کیفری دولت ها در حقوق بین الملل راه نسبتاً درازی در پیش روست .
واکاوی اکوساید از منظر الزامات حقوق کیفری بین المللی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
حکمت اسلامی و حقوق دوره ۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
128 - 145
حوزههای تخصصی:
در جرایم زیست محیطی، نخستین بزه دیده، طبیعت و محیط زیست پیرامونی آن است و افراد انسانی غیرمستقیم و با واسطه و در طول زمان قربانی این جرایم تلقی خواهند شد. حقوق کیفری بین المللی، تاکنون در ارائه حمایت کافی از محیط زیست، موفق نبوده است. این مقاله به ضرورت حفاظت از محیط زیست با ضرورت الحاق اکوساید در فهرست جرایم ممنوعه در اساسنامه روم می پردازد. همچنین به بررسی اهمیت الحاق اکوساید به فهرست جرایم ممنوعه در اساسنامه روم می پردازد و تأکید می کند که حفاظت از محیط زیست به عنوان نخستین بزه دیده در جرایم زیست محیطی باید در سطح بین المللی مورد توجه قرار گیرد. بر اساس نتایج این پژوهش که مبتنی بر روش توصیفی – تحلیلی است، تعیین اوصاف خاص اکوساید و نگاه با رویکرد بوم محوری به جای انسان محوری در تحلیل مبانی جرم انگاری می تواند در زمان صلح و جنگ، واجد نقش بازدارنده در وقوع کلیه جرایم زیست محیطی داشته باشد. با رویکردی بوم محور به جای انسان محور، می توان اوصاف خاص اکوساید را از لحاظ جرم انگاری و مسئولیت کیفری تعریف کرد که در نهایت نه تنها در مواقع جنگ، بلکه در زمان صلح نیز به عنوان یک ابزار بازدارنده عمل می کند.جرم انگاری اکوساید با استفاده از ابزار عدالت کیفری بین المللی، می تواند این جرم را از رهگذر مسئولیت محض با توجه به ارزش ذاتی محیط زیست به یک جنایت بین المللی تحت صلاحیت دیوان کیفری بین المللی با قابلیت رسیدگی در محاکم داخلی در قالب صلاحیت تکمیلی تبدیل نماید.